en
Feedback
گل سوری

گل سوری

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
261
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-830 days
Posts Archive
photo content

Nasrat Parsa – Geerya.m4a7.36 MB

«در باب حکمت زندگی» نوشته‌ی آرتور شوپنهاور، فیلسوفی که بیشتر او را با بدبینی و تلخ‌اندیشی می‌شناسیم، است؛ اما چیزی که برای من
+1
«در باب حکمت زندگی» نوشته‌ی آرتور شوپنهاور، فیلسوفی که بیشتر او را با بدبینی و تلخ‌اندیشی می‌شناسیم، است؛ اما چیزی که برای من در این کتاب جالب بود، زبان روان، شیرین و گاهی شوخ‌طبعانه‌ی آن بود. کتاب خیلی ساده‌خوان است و فکر می‌کنم تقریباً هر کسی می‌تواند با آن ارتباط بگیرد و از خواندنش لذت ببرد. برای من، خواندنش بیشتر از این جهت جالب بود که کمک می‌کند کمی واقع‌بینانه‌تر به زندگی نگاه کنیم؛ مخصوصاً وقتی پای نظر دیگران درباره‌ی ما یا انتظاراتی که از زندگی داریم در میان باشد. خیلی وقت‌ها همین وابستگی به تصور دیگران و انتظارهای نادرست از زندگی است که ما را بی‌دلیل مضطرب می‌کند. از دید شوپنهاور، شخصیت و ارزش واقعی آدمی چیزی است که بیش از هر چیز در سعادت و خشنودی خود او نقش دارد؛ نه چیزی که دیگران درباره‌اش فکر می‌کنند. این کتاب را دوست داشتم و بعد از خواندنش، بیشتر از قبل مشتاق شدم کتاب‌های دیگری از شوپنهاور بخوانم.

photo content

این عکس، با وجود اینکه از شیشهٔ موتر و به‌طور کاملاً اتفاقی گرفته شده، به نظر من بسیار زیباست. و خیلی دوستش دارم؛ شما هم دوستش داشته باشید.✨🥲

photo content

تنها کتاب های که برای خزان دارم 🥲
تنها کتاب های که برای خزان دارم 🥲

در خزان باید داریوش شنید.✨

Shahre Gham.m4a3.39 MB

Be man Nagoo Dooset Daram.m4a3.92 MB

Music, [Oct 22, 2025 at 7:59 PM] .

Music, [Oct 26, 2025 at 9:52 PM] .

Dastaye Tou.m4a3.27 MB

photo content
+5

Galaxy_John_–_صورت_نپرستم_من_بت_خانه_شکستم_به_صدای_استاد_ناشناس.m4a6.04 MB

داستان غم‌انگیز‌ کوتاه کولر ما هنوز روشن است‌.

تابستان امسال را دوست داشتم. وقتی این جمله را می‌گویم، به این معنا نیست که آدمِ تابستان‌دوستی شده‌ام؛ تا جان در بدن دارم، از تابستان خوشم نخواهد آمد. فقط منظورم این است که از اتفاق‌هایی که در این تابستان افتاد، خوشحالم. اگر بخواهیم حساب کنیم، اتفاق زیادی هم نیفتاد. از سر تا آخر تابستان شاید فقط یک کتاب خواندم. اما زیباییِ این تابستان جای دیگری بود؛ خواهرم و خواهرزاده‌هایم را بعد از پنج سال دوباره کنار خود داشتیم و همین، دلیل بزرگی برای زیبا بودن روزها بود. پس من این تابستان را خوش زیستم؛ با همان اتفاق‌های کوچک و آدم‌های عزیز، تا باشد از این تابستان‌ها.

مقدس: اگر در تولدم برم کتاب نخرین همراه تان قطع ارتباط می‌کنم. مه: به قطع ارتباط مان چقدر زمان مانده، از حالی باید لحظه شماری کنم.

وقت به چای دعوت شدم ✨😁
وقت به چای دعوت شدم ✨😁

photo content