سایـــهٔ حقیـــــقت.
Open in Telegram
"اخلاق" ترسِ انسانِ ضعیف از آزادی است.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 016
Subscribers
-2324 hours
-177 days
-39930 days
Posts Archive
1 011
هنوز هم گمان میکنید شیطان شاخ دارد؟!
من او را دیدم؛ نه در هیبتِ وحشت، که در جمالی خیرهکننده… چنان که اگر نمیدانستم نامش چیست، بیتردید او را خدا میپنداشتم؛ پرستیدنی، فریبنده، و در عین حال ویرانگر.
1 011
مرگ وارد میشود و ما محو میشویم؛
اما مگر پیشتر نیز چنین سفری را از سر نگذراندهایم؟
شاید مرگ، پرتالی خاموش در دلِ هستی باشد؛
گذرگاهی که ما را از هندسهی آشنای این جهان بیرون میبرد.
شاید همان نیرویی باشد که ذراتِ پراکندهی وجودمان را به انرژیِ سرگردان کیهان بدل میکند.
و شاید سیاهچالهای باشد که ما را در آغوشِ تاریکیِ مطلق فرو میبلعد؛
نه برای نابودی، بلکه برای آنکه در شکلی دیگر، در جهانی دیگر، دوباره متولد شویم.
1 011
راستی که عشقِ لیانا اهورا را از پای در آورد، اما او به هر از پای درآمدنی توسط لیانا راضی بود.
1 011
در انتهای سکوتی که حتی پژواک هم در آن گم میشود، دایناسورها زندگی میکردند؛ نفسهایی سنگین، قدمهایی که زمین را میلرزاند. استخوانهایشان ستونهای قدرت بود و نگاهشان افق را میشکافت.
زمین زیر پایشان کوچک بود، اما غرورشان بزرگ؛ چنان که گویی جهان برای آنها آغاز شده است.
آنها فرمانروایان عصر خویش بودند، تاجداران بیرقیب خاک.
اما تاج، در برابر آسمان، چیزی جز سایهای گذرا نیست.
فضا، این اقیانوس بیکرانِ تاریکی، نه تشویق میکند و نه انکار. همانگونه که نیچه یادآور میشود، جهان اخلاق ندارد؛ نه پاداش میدهد و نه انتقام میگیرد. ستارهها میسوزند، نه از خشم، نه از عشق؛ فقط میسوزند. سیارهها میمیرند، بیآنکه مرثیهای برایشان خوانده شود.
عظمت دایناسورها واقعی بود، اما محدود.
بزرگ بودند، اما در مقیاسی کوچک.
قدرت داشتند، اما در جهانی که خود نیز موقتی است.
آنها اراده بودند؛ ارادهای مجسم در گوشت و استخوان.
اما فضا، بیتفاوتی است؛ بیتفاوتیای که حتی نیاز به دشمنی ندارد.
میان این دو، تفاوت اندازه نیست، تفاوت معناست.
دایناسور میخواست بماند.
فضا هیچ نمیخواهد.
و همین «هیچ نخواستن»، سنگینتر از هر ارادهای است.
وقتی به آن موجودات باستانی میاندیشیم، در حقیقت تصویر آیندهی خود را میبینیم.
ما نیز سازندهایم، جستوجوگریم، مشتاق معنا.
شهر میسازیم، نام میگذاریم، تاریخ مینویسیم؛ گویی با واژهها میتوانیم بر ابدیت پیروز شویم. اما ابدیت، خاموشتر از آن است که پاسخ دهد.
دایناسورها فرو افتادند، نه چون ضعیف بودند، بلکه چون هستی تعهدی به بقای هیچ شکوهی ندارد. طبیعت وعده نمیدهد؛ فقط تغییر میکند.
شاید شجاعت راستین در همین باشد:
اینکه بدانی جهان برای تو طراحی نشده، و با این حال، قامت راست کنی.
بدانی پایان، قطعی است، و با این حال، زندگی را همچون شعلهای کوتاه اما آگاهانه برافروزی.
فضا همچنان آرام است.
نه تمجید میکند، نه نفرین.
و در این سکوت عظیم، ما همچون جرقههایی زودگذر میدرخشیم.
شاید روزی ما نیز تنها لایهای از خاک باشیم؛ ردّی محو در خاطرهی سنگها.
اما پرسش این نیست که میمانیم یا نه.
پرسش این است که در این چشم بر هم زدنِ کیهانی، آیا جرأت کردهایم بزرگ بیندیشیم؟
زیرا در برابر بینهایت، آنکه آگاهانه میزید، حتی برای لحظهای کوتاه، از هر امپراتوری فسیلشدهای عظیمتر است.
-unique.
1 011
بزرگترین ترس انسان مرگ نیست؛ فهمیدنِ این حقیقت است که جهان بدون او نیز میچرخد.
روزی میرسد که چرخِ وجودش از حرکت بازمیایستد، اما گردون همچنان میگردد؛ ستارهها خاموش نمیشوند، آسمان فرو نمیریزد و زمان حتی لحظهای مکث نمیکند. آنگاه میفهمد که تمام عمر، خود را مرکزِ داستانی میپنداشت که هرگز دربارهی او نوشته نشده بود.
1 011
همیشه سعی کنید با اصالت باشید!
اگر جنبهٔ شوخی ندارید خودتون هم انجامش ندید.
اگر احترام متقابل بلد نیستید به محترم بودن دیگری طعنه نزنید.
اگر از فحش خوردن خوشتون نمیاد فحش ندید.
مردم عین شما رفتار میکنند، آدم باشید.
1 011
گویی چون نزدیک جام جهانیه و این جنگ، ترس، آشوب و نوسانات زیادی توی نفت و دلار ایجاد میکنه ترامپ نمیخواد کاری بکنه.
ولی من فکر نمیکنم بیدلیلِ بیدلیل هم باشه، هرچه نباشه اونها سیاستمدارن و خیلی دقیق و با جزئیات عمل میکنن.
در هر صورت فکر نمیکنم بیبی بیدلیل حمله کرده باشه.
صد درصد چیزی پشتش هست که از قدرتِ تحلیلِ ما به دوره.
