en
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌

Open in Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
314
Subscribers
-524 hours
-507 days
+18530 days
Posts Archive
sticker.webp0.00 KB

در این لحظه از همه چیز بیزار بود. از خود، از دنیایش، از آدم های اطرافش، از نگاه ها و فریاد های بی‌صدایش؛ تا یک قدمی مرگ رفته بود اما بنظر می‌رسید آنجا معطل مانده و برای جرعه‌ای امید له له میزند.

Repost from N/a
چالش این متن+پست رو فور کنید تا متن پایین رو کامل کنم
این اونر رو دوست دارم چون..
جوین باشید

Repost from N/a
‌𐙚 pt1 بعضے آدم‌ها گناهڪار نبودند ؛ فقط زیادے دیر ، جایے را پیدا کردند کـہ اسمش خانـہ بود .
‌𐙚 pt1 بعضے آدم‌ها گناهڪار نبودند ؛ فقط زیادے دیر ، جایے را پیدا کردند کـہ اسمش خانـہ بود .

sticker.webp0.00 KB

مچکرم، لذت بردم

چقدر.قشنگ.بود.

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

فرست میشم جناب

روزا رو می‌گذرونم تا برسه وقتی که نفس منم مثل نفسش بریده شه. هوم، اینه امیدم.

حالا درسته روحیه‌ی سلطه‌گری بالایی دارم ولیخ-

مچکرم

مشکل همینه. به قدری تو ثانیه‌هام رخنه کرده که بیوی اینجا شکل گرفته. مشکلی نیست عزیز.

بیخیال نباید بیتشر از این راجبش فکر کنم.