مرثیه فرمانده.
Открыть в Telegram
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
495
Подписчики
Нет данных24 часа
-217 дней
+12430 дней
Архив постов
Repost from ARMΛGEDDON ؛ new post
6 تا زمرد ممکنه بیاد طلسممون شکسته شه؟
عدد بذارید فور بزنم، چنل جدید ببینم جوین میشم
Repost from ๋𝗐ı𝗅𝗅𝗈𝗐 ᪶🆕
اگر میتوانستم نامههایم را برایت میفرستادم
انقدر از تو نوشتم که انگشتانم ترک خوردند ، هرجا مینگرم نشانی از تو پیدا میکنم چند روزی هست که حتی بوی تورا میدهم وقتی در این عشق غرق میشدم گمان میبردم این لحظات پایانی من است ، اما حالا حس میکنم برای اولین بار میتوانم نفس بکشم. من رنگ چشمان را به خاطر نمیارم ولی خوب میدانم که از سیاهی چشم تو رنگ بالاتر نخواهد بود و ای کاش مانند چشمانت صادق بودی تا من مجبور نمیشدم هرشب قطرهایی که آمیخته از عشق به تو هستند رو از روی گونههایم پاک کنم.
فردا نوبت توعه. من تو رو به عنوان کادو میخوام. میتونی خودت رو بهم برسونی؟
Repost from مرثیه فرمانده.
به نقل از دیگران،
فرمانده را از چشمهایش میشناسند؛ همان نگاهی که پیش از شلیک، حکم مرگ را صادر میکند.
حال، چشمهایت، تنها جاییست که فرمانده بودنم را به فراموشی سپردهام. من میان نگاهت اسیر شدهام.
