en
Feedback
خانه کتاب کالاگان

خانه کتاب کالاگان

Open in Telegram

نشانی: بندر انزلی- خیابان سی‌متری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحه‌ای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعه‌ها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
2 108
Subscribers
+424 hours
+487 days
+20530 days
Posts Archive
بر ما گذشت نیک و بد، اما تو «روزگار» فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست! #عماد_خراسانی
بر ما گذشت نیک و بد، اما تو «روزگار» فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست! #عماد_خراسانی

گفتارِ رکیک و استفادهٔ بی‌محابا از الفاظ رکیک، نشانهٔ صمیمیت یا روشنفکری نیست. آدم می‌تواند شوخ، صمیمی، بی‌تکلف و حتی عصبانی باشد و همچنان حرمت کلمات را نگه دارد. ادب، تشریفات اضافه نیست؛ بخشی از فرهنگ گفتگوست. گاهی چنان به استفاده از الفاظ رکیک عادت می‌کنیم که گمان می‌کنیم صراحت، یعنی بی‌پروایی در زبان؛ حال آنکه صراحت، بیش از آنکه به تندی کلمات وابسته باشد، به روشنی اندیشه گره خورده است. رعایت ادب، بخشی از کیفیت اندیشیدن و زیستن ماست. شاید بد نباشد میان این دو تفاوت بگذاریم: بی‌پروایی در اندیشه، با بی‌پروایی در زبان یکی نیست. #کالاگان

گذار یا گزار؟ این دو را خیلی وقت‌ها به جای هم می‌نویسیم، در حالی که معنایشان یکی نیست. گذار از «گذاشتن» می‌آید؛ یعنی قرار دادن، نهادن، وضع کردن: قانون‌گذار بنیان‌گذار سرمایه‌گذار نام‌گذاری اثرگذار اما گزار از «گزاردن» می‌آید؛ یعنی انجام دادن، به‌جا آوردن یا ادا کردن: نمازگزار کارگزار خدمتگزار سپاسگزار برگزار کردن یک راه ساده برای تشخیص: اگر بتوانی به‌جای آن «گذاشتن» بگذاری : گذار اگر بتوانی «انجام دادن / به‌جا آوردن» بگذاری: گزار قانون‌گذار: قانون را می‌گذارد. نمازگزار: نماز را به‌جا می‌آورد. پس: گذار: گذاشتن گزار: انجام دادن #کالاگان

معرفی کتاب |باغ در باغ هوشنگ گلشیری «باغ در باغ» مجموعه‌ای از نوشته‌ها، نقدها، گفت‌وگوها و مقاله‌های هوشنگ گلشیری درباره‌ی اد
معرفی کتاب |باغ در باغ هوشنگ گلشیری «باغ در باغ» مجموعه‌ای از نوشته‌ها، نقدها، گفت‌وگوها و مقاله‌های هوشنگ گلشیری درباره‌ی ادبیات و داستان است؛ کتابی که در آن می‌شود با بخشی از ذهنِ نویسنده‌ای روبه‌رو شد که داستان را فقط روایت یک ماجرا نمی‌دانست. گلشیری در این نوشته‌ها از داستان و زبان، از نویسنده و خواننده، از ادبیات کلاسیک و معاصر و از شیوه‌های روایت حرف می‌زند؛ گاهی با نقد یک اثر و گاهی با توضیح چیزی که در پسِ ساختن یک داستان می‌گذرد. «باغ در باغ» مناسب کسی است که می‌خواهد درباره‌ی داستان خواندن و داستان نوشتن فکر کند. کتابی برای خواندن ادبیات، و کمی هم برای نگاه کردن به پشت صحنه ادبیات. #کالاگان #معرفی_کتاب

Sounaat.mp37.94 MB

اورسولا گفت: ما از اینجا نمی‌رویم، همینجا می‌مانیم، چون در اینجا صاحب فرزند شده‌ایم. خوزه گفت: اما هنوز مُرده‌ای در اینجا نداریم، وقتی کسی مُرده‌ای زیرخاک ندارد، به آن خاک تعلق ندارد. اورسولا با لحنی آرام و مصمم گفت: اگر قرار باشد من بمیرم تا بقیه در اینجا بمانند، خواهم مُرد... گابریل گارسیا مارکز | صد سال‌ تنهایی

بعضی واژه‌ها و نشانه‌ها آن‌قدر وارد زندگی روزمره‌مان شده‌اند که دیگر به معنایشان فکر نمی‌کنیم. این‌جا چند مورد آشنا را باز می‌کنیم و می‌بینیم هر کدام مخفف چه عبارتی هستند و در فارسی چه معنایی دارند. QR Code: Quick Response پاسخ سریع کدی دوبعدی که برای دسترسی سریع به اطلاعات یا یک نشانی اینترنتی به کار می‌رود. GPS Global Positioning System سامانهٔ موقعیت‌یابی جهانی سامانه‌ای برای تعیین موقعیت جغرافیایی با کمک ماهواره‌ها. SMS Short Message Service خدمات پیام کوتاه همان پیام متنی کوتاهی که سال‌ها پیش از پیام‌رسان‌های امروزی، شیوهٔ اصلی ارسال پیام با تلفن همراه بود. ATM Automated Teller Machine دستگاه خودپرداز دستگاهی که امکان انجام برخی خدمات بانکی، مانند دریافت وجه نقد، را بدون مراجعه به باجه فراهم می‌کند. GIF Graphics Interchange Format قالب تبادل گرافیکی یک قالب تصویری که از رنگ‌های محدود پشتیبانی می‌کند و به‌دلیل امکان نمایش چند تصویر پشت سر هم، برای ساخت تصویرهای متحرک کوتاه بسیار رایج شده است. #کالاگان #زبان

معرفی کتاب | شاه سفید گئورگ دراگُمان پدر را برده‌اند؛ اما پسری یازده‌ساله هنوز باور دارد که یکشنبه‌ای از راه می‌رسد و او دوبا
معرفی کتاب | شاه سفید گئورگ دراگُمان پدر را برده‌اند؛ اما پسری یازده‌ساله هنوز باور دارد که یکشنبه‌ای از راه می‌رسد و او دوباره به خانه برمی‌گردد. «شاه سفید» روایت زندگی پسری است که در غیاب پدر، میان مدرسه، خانه، بازی‌های کودکانه و جهانی پر از خشونت و ترس بزرگ می‌شود. او هنوز کودک است؛ هنوز بسیاری از اتفاق‌ها را نمی‌فهمد، اما ناخواسته در جهانی قدم می‌زند که قواعدش را قدرت، ترس و خشونت تعیین می‌کنند. دراگومان داستان را از نگاه همین کودک روایت می‌کند؛ نگاهی که گاهی معصومانه و حتی خنده‌دار است و گاهی چنان تلخ که خواننده را با واقعیتی فراتر از درک یک کودک روبه‌رو می‌کند. این رمان، فقط داستان ناپدیدشدن یک پدر نیست؛ داستان کودکی است که در غیاب او، ناچار می‌شود زودتر از موعد با جهان بزرگسالان آشنا شود. #کالاگان #معرفی_کتاب

ِ ه درست، ه غلط: همهٔ «ه»هایی که در پایان واژه‌ها می‌آیند، اشتباه نیستند. «ه» به جای «است» می‌آید: هوا خوبه. ✅ = هوا خوب است. این کتاب جالبه. ✅ = این کتاب جالب است. گاهی هم در گفتار و محاوره، نقش معرفه‌سازی دارد و به شخص یا چیزی مشخص اشاره می‌کند: اون خانمه اومد. ✅ (خانمی که قبلا در موردش حرف زده‌ایم) کتابه موجود نیست؟ ✅ (کتاب مشخصی که می‌دانیم چیست) اما وقتی می‌خواهیم دو واژه را به هم پیوند بدهیم، باید از «کسرهٔ اضافه» استفاده کنیم، نه «ه»: مردِ جوان ✅ کتابِ خوب ✅ نه: مرده جوان ❌ کتابه خوب ❌ اگر «ه» نه به معنای «است» باشد و نه نقش معرفه‌سازی داشته باشد، باید به‌جای آن از کسرهٔ اضافه استفاده کنیم. #هکسره

Christophe Rezai - 08 - Soote Delan.mp34.33 MB

کارم رسیده است به جایی که روز و شب در عالم مجاز تو را جستجو کنم… #علیرضا_بدیع
کارم رسیده است به جایی که روز و شب در عالم مجاز تو را جستجو کنم… #علیرضا_بدیع

قائم اسلامی‌خواه را خیلی‌ها با پیراهن ملوان و فوتبالش می‌شناسند؛ ما اما او را از جایی دیگر می‌شناسیم؛ از رفاقت، از نشستن و گپ زدن، و از آن بخش کمتر دیده‌شده‌ی آدم‌ها که گاهی پشت هیاهوی زمین فوتبال پنهان می‌ماند. قائم، برای ما یکی از رفقای خوب کالاگان است و می‌خواهم یکی از شعرهایش را با شما قسمت کنم: های! لیلی! چمدان نگرانی پُر شد جا برای دل غمگینم نیست رنگ می‌بازد ابر زیر باران پُراز موشک جنگ طاقت این‌جا پسر رودابه‌ست دیرگاهی ست که جولانگه خواب همه کابوس پُراز پرتابه‌ست از همه می‌ترسیم رعد‌و‌برق و کوفتن‌های دو در چه بگویم؟ زاد ما را غم جان کُشت ما را غم نان ما روایتگر تاریخ پُراز ابهامیم لب دریاچه‌ی شب گوهر اشک دراز صدفیم هدف هرطرفیم حق بی‌فکری ماست این تقلای دروغ زیر پامال نبوغ دوره‌ی قهر همه قافیه‌هاست پچ‌پچ ظلم درِ گوشِ کَرِ زاغ پشت تنهاییِ باغ زخم برداشته دیوار کلام میم امید شده وسعت نور آرش این‌جاست ولی دوره‌ی آرش‌ها نیست خانه‌ی سودابه جای سیاوش‌ها نیست بودنی نیست نبودن نیست روی دور تند است چرخ منفور زمان شهر یک‌پارچه در مکر و ریا های! لیلی! تو بیا و بگو عشق کجاست «آدم این‌جا تنهاست» تنگه را می‌بندند وقت جولان طلاست های! لیلی! تو بیا. #قائم_اسلامی_خواه

سنگاپور برای کتاب‌خواندن پاداش تعیین کرده است سنگاپور در سپتامبر ۲۰۲۶ برنامه‌ای ملی با عنوان Read for Good راه‌اندازی کرد تا شهروندان را به مطالعهٔ روزانه تشویق کند. در این برنامه، هر نوبت مطالعهٔ دست‌کم ۱۵ دقیقه‌ای، ۲۰ «سکه» به همراه دارد. با جمع‌آوری ۱۰۰۰ سکه، شهروند می‌تواند یک دلار سنگاپور پاداش دریافت کند؛ بنابراین رسیدن به این میزان پاداش، در صورت ثبت مداوم جلسات مطالعه، به ۵۰ نوبت ۱۵ دقیقه‌ای، معادل ۱۲.۵ ساعت مطالعه نیاز دارد. اجرای این طرح بر عهدهٔ هیئت ملی کتابخانه‌های سنگاپور (NLB) است و بخشی از برنامهٔ ملی ReadSG به شمار می‌رود. این طرح در شرایطی اجرا شده که سنگاپور همچنان در ارزیابی بین‌المللی خواندن، عملکرد بسیار بالایی دارد. بر اساس نتایج PISA 2025 سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی (OECD)، دانش‌آموزان ۱۵سالهٔ سنگاپور با میانگین ۵۳۵ امتیاز در خواندن، بالاترین میانگین ثبت‌شده در میان ۸۹ کشور و اقتصاد شرکت‌کننده را به دست آورده‌اند. منابع: National Library Board Singapore — ReadSG / Read for Good OECD — PISA 2025 Results, Volume I The Guardian — 16 September 2026

بلاگرهای کتاب می‌توانند کتاب‌های تازه‌ای به ما معرفی کنند، اما قرار نیست سلیقه‌ی ادبی‌مان را هم به جای ما انتخاب کنند. محبوب شدن یک کتاب در صفحه‌های کتاب‌خوانی، زیاد تکرار شدن نام یک نویسنده، یا نقل شدن چند جمله‌ی زیبا از یک اثر، هنوز برای شناختن آن کتاب کافی نیست. بد نیست گاهی از پیشنهادها فاصله بگیریم و خودمان سراغ نویسنده‌ها، سبک‌ها و جهان فکری‌شان برویم؛ بخوانیم، مقایسه کنیم و کم‌کم بفهمیم چه چیزهایی واقعاً با سلیقه و ذهن ما جور درمی‌آید. کتاب‌خوانی وقتی جدی‌تر می‌شود که از «چه چیزی را پیشنهاد می‌کنند؟» برسیم به «من چه چیزی را می‌خواهم بخوانم؟» مسیر کتاب‌خوانی، بهتر است دستِ خودمان باشد؛ نه دست فضای مجازی.

معرفی کتاب | ترکه‌مرد دشیل همت یک کارآگاه بازنشسته، همسرش را برای تعطیلات به نیویورک برده؛ قرار بوده چند روزی دور از پرونده و
معرفی کتاب | ترکه‌مرد دشیل همت یک کارآگاه بازنشسته، همسرش را برای تعطیلات به نیویورک برده؛ قرار بوده چند روزی دور از پرونده و جنایت بگذرانند. اما وقتی «کلاید وایننت» ناپدید می‌شود و بعد جسدی پیدا می‌شود، نیک چارلز دوباره ناخواسته وارد کاری می‌شود که سال‌هاست کنارش گذاشته. «ترکه‌مرد» فقط یک داستان کارآگاهی نیست. بخش جذاب ماجرا، رابطه‌ی نیک و نورا چارلز است؛ زوجی که تقریباً در تمام لحظات خطر و تحقیق، با شوخی، طعنه و گفت‌وگوهای تند و هوشمندانه کنار هم‌اند. نورا برخلاف تصویر معمولِ زنان در بسیاری از داستان‌های جنایی آن دوره، تماشاگر ماجرا نیست؛ با کنجکاوی و جسارت وارد بازی می‌شود و گاهی حتی از نیک جلو می‌زند. همت در این کتاب، معمای قتل را با طنزی خشک و گزنده و فضایی شهری درهم می‌آمیزد؛ به‌طوری که مرز میان یک داستان جنایی و یک کمدی سیاه کم‌کم محو می‌شود. «ترکه‌مرد» در سال ۱۹۳۴ منتشر شد و آخرین رمان کامل دشیل همت بود؛ نویسنده‌ای که از چهره‌های مهم ادبیات پلیسی آمریکا و از پایه‌گذاران آن چیزی است که بعدها به «نوآر» شهرت یافت. و شاید جذاب‌ترین بخش کتاب این باشد که در آن، حل معما تنها دلیل ادامه‌دادن داستان نیست؛ خودِ همراهی نیک و نورا، با آن گفت‌وگوهای پرشتاب و شوخی‌های بی‌وقفه، بخشی از معما و لذت خواندن کتاب است. #معرفی_کتاب #ترکه_مرد #کتاب_پلیسی

از هر آدم رذلی بپرسید: « ترجیح می‌دهی با رذلی مثل خود سروکار داشته باشی یا آدمی بزرگوار و خوش‌قلب؟» پاسخ می‌دهد: با آدمی بزرگوار و خوش‌قلب. پیروزی فضیلت در همین است! ابله | فئودور داستایفسکی

قصه یک کلمه: اسپم امروز اگر چیزی بی‌وقفه و بدون اینکه خواسته باشیم وارد صندوق ایمیل یا پیام‌هایمان شود، می‌گوییم: «اسپم است.» اما اسپم، در ابتدا نه ایمیل بود و نه حتی کلمه‌ای مربوط به اینترنت. یک کنسرو گوشت بود. در سال ۱۹۳۷، شرکت آمریکایی Hormel محصولی از گوشت خوک و ژامبون را به بازار عرضه کرد؛ محصولی که نامش را SPAM گذاشتند. دربارهٔ اینکه این نام دقیقاً از چه عبارتی ساخته شده، روایت‌های مختلفی وجود دارد و منشأ رسمی آن قطعی نیست؛ نام‌هایی مانند Spiced Ham و Shoulder of Pork and Ham بعدها به‌عنوان توضیح مطرح شدند. آنچه قطعی است، این است که SPAM نام تجاری محصولی بود که از سال ۱۹۳۷ وارد بازار شد. اما بخش عجیب قصه، بیش از سی سال بعد اتفاق افتاد. سال ۱۹۷۰. گروه کمدی بریتانیایی Monty Python در برنامهٔ Monty Python’s Flying Circus یک نمایش کوتاه طنزآمیز ساخت دربارهٔ یک کافه. زوجی وارد کافه می‌شوند و می‌خواهند غذا سفارش بدهند. پیشخدمت شروع می‌کند به خواندن منو: غذا با اسپم، غذا با تخم‌مرغ و اسپم، غذا با سوسیس و اسپم، و تقریباً هر چیزی با اسپم. هرچه مشتری تلاش می‌کند غذایی بدون اسپم پیدا کند، «اسپم» بیشتر و بیشتر وارد منو می‌شود. در گوشهٔ کافه هم گروهی وایکینگ نشسته‌اند که مدام یک کلمه را تکرار می‌کنند: SPAM. SPAM. SPAM. آن‌قدر تکرار می‌کنند که صدای گفت‌وگوی بقیه را می‌پوشاند. چند سال بعد، این شوخی راهش را به دنیای تازه‌ای باز کرد: اینترنت. کاربران نخستین انجمن‌های اینترنتی، وقتی کسی یک پیام را بارها و بارها می‌فرستاد و با تکرار بی‌وقفه‌اش گفت‌وگوی دیگران را مختل می‌کرد، از همان کلمه استفاده کردند: spam یعنی چیزی که آن‌قدر تکرار می‌شود که دیگر جایی برای گفت‌وگوی واقعی باقی نمی‌گذارد. از اوایل دههٔ ۱۹۹۰ این کاربرد در Usenet ثبت شد و کم‌کم برای پیام‌های ناخواسته و انبوه، به‌ویژه ایمیل، جا افتاد. در سال ۱۹۹۴ نیز ارسال گستردهٔ پیام‌های تبلیغاتی در Usenet باعث شد این واژه بیش از پیش با پیام‌های ناخواسته گره بخورد. و این‌طور شد که یک کنسرو گوشت، به کمک یک نمایش کوتاه کمدی، راهش را به فرهنگ اینترنت باز کرد. منابع: • Hormel Foods، تاریخچه و معرفی SPAM® • Internet Society، The History of Spam • Verbraucherzentrale Bayern، Woher stammt eigentlich der Begriff Spam? • Monty Python’s Flying Circus، اطلاعات مربوط به نمایش «Spam»

5-Palomita_Blanca_(Parandeye_Sefid-e_Kochak).mp38.83 MB

با احترام؛ موجود شدند 💚🦢
+2
با احترام؛ موجود شدند 💚🦢