خانه کتاب کالاگان
رفتن به کانال در Telegram
نشانی: بندر انزلی- خیابان سیمتری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحهای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعهها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 106
مشترکین
+524 ساعت
+487 روز
+21030 روز
آرشیو پست ها
2 106
اورسولا گفت: ما از اینجا نمیرویم،
همینجا میمانیم، چون در اینجا صاحب فرزند شدهایم.
خوزه گفت: اما هنوز مُردهای در اینجا نداریم،
وقتی کسی مُردهای زیرخاک ندارد، به آن خاک تعلق ندارد.
اورسولا با لحنی آرام و مصمم گفت:
اگر قرار باشد من بمیرم تا بقیه در اینجا بمانند، خواهم مُرد...
گابریل گارسیا مارکز | صد سال تنهایی
2 106
بعضی واژهها و نشانهها آنقدر وارد زندگی روزمرهمان شدهاند که دیگر به معنایشان فکر نمیکنیم.
اینجا چند مورد آشنا را باز میکنیم و میبینیم هر کدام مخفف چه عبارتی هستند و در فارسی چه معنایی دارند.
QR Code:
Quick Response
پاسخ سریع
کدی دوبعدی که برای دسترسی سریع به اطلاعات یا یک نشانی اینترنتی به کار میرود.
GPS
Global Positioning System
سامانهٔ موقعیتیابی جهانی
سامانهای برای تعیین موقعیت جغرافیایی با کمک ماهوارهها.
SMS
Short Message Service
خدمات پیام کوتاه
همان پیام متنی کوتاهی که سالها پیش از پیامرسانهای امروزی، شیوهٔ اصلی ارسال پیام با تلفن همراه بود.
ATM
Automated Teller Machine
دستگاه خودپرداز
دستگاهی که امکان انجام برخی خدمات بانکی، مانند دریافت وجه نقد، را بدون مراجعه به باجه فراهم میکند.
GIF
Graphics Interchange Format
قالب تبادل گرافیکی
یک قالب تصویری که از رنگهای محدود پشتیبانی میکند و بهدلیل امکان نمایش چند تصویر پشت سر هم، برای ساخت تصویرهای متحرک کوتاه بسیار رایج شده است.
#کالاگان
#زبان
2 106
معرفی کتاب | شاه سفید
گئورگ دراگُمان
پدر را بردهاند؛ اما پسری یازدهساله هنوز باور دارد که یکشنبهای از راه میرسد و او دوباره به خانه برمیگردد.
«شاه سفید» روایت زندگی پسری است که در غیاب پدر، میان مدرسه، خانه، بازیهای کودکانه و جهانی پر از خشونت و ترس بزرگ میشود. او هنوز کودک است؛ هنوز بسیاری از اتفاقها را نمیفهمد، اما ناخواسته در جهانی قدم میزند که قواعدش را قدرت، ترس و خشونت تعیین میکنند.
دراگومان داستان را از نگاه همین کودک روایت میکند؛ نگاهی که گاهی معصومانه و حتی خندهدار است و گاهی چنان تلخ که خواننده را با واقعیتی فراتر از درک یک کودک روبهرو میکند.
این رمان، فقط داستان ناپدیدشدن یک پدر نیست؛ داستان کودکی است که در غیاب او، ناچار میشود زودتر از موعد با جهان بزرگسالان آشنا شود.
#کالاگان
#معرفی_کتاب
2 106
ِ ه درست، ه غلط:
همهٔ «ه»هایی که در پایان واژهها میآیند، اشتباه نیستند.
«ه» به جای «است» میآید:
هوا خوبه. ✅ = هوا خوب است.
این کتاب جالبه. ✅ = این کتاب جالب است.
گاهی هم در گفتار و محاوره، نقش معرفهسازی دارد و به شخص یا چیزی مشخص اشاره میکند:
اون خانمه اومد. ✅ (خانمی که قبلا در موردش حرف زدهایم)
کتابه موجود نیست؟ ✅ (کتاب مشخصی که میدانیم چیست)
اما وقتی میخواهیم دو واژه را به هم پیوند بدهیم، باید از «کسرهٔ اضافه» استفاده کنیم، نه «ه»:
مردِ جوان ✅
کتابِ خوب ✅
نه:
مرده جوان ❌
کتابه خوب ❌
اگر «ه» نه به معنای «است» باشد و نه نقش معرفهسازی داشته باشد، باید بهجای آن از کسرهٔ اضافه استفاده کنیم.
#هکسره
2 106
قائم اسلامیخواه را خیلیها با پیراهن ملوان و فوتبالش میشناسند؛
ما اما او را از جایی دیگر میشناسیم؛
از رفاقت، از نشستن و گپ زدن، و از آن بخش کمتر دیدهشدهی آدمها که گاهی پشت هیاهوی زمین فوتبال پنهان میماند.
قائم، برای ما یکی از رفقای خوب کالاگان است و میخواهم یکی از شعرهایش را با شما قسمت کنم:
های! لیلی!
چمدان نگرانی پُر شد
جا برای دل غمگینم نیست
رنگ میبازد ابر
زیر باران پُراز موشک جنگ
طاقت اینجا پسر رودابهست
دیرگاهی ست که جولانگه خواب
همه کابوس پُراز پرتابهست
از همه میترسیم
رعدوبرق و
کوفتنهای دو در
چه بگویم؟
زاد ما را غم جان
کُشت ما را غم نان
ما روایتگر تاریخ پُراز ابهامیم
لب دریاچهی شب
گوهر اشک دراز صدفیم
هدف هرطرفیم
حق بیفکری ماست
این تقلای دروغ
زیر پامال نبوغ
دورهی قهر همه قافیههاست
پچپچ ظلم
درِ گوشِ کَرِ زاغ
پشت تنهاییِ باغ
زخم برداشته دیوار کلام
میم امید شده وسعت نور
آرش اینجاست ولی دورهی آرشها نیست
خانهی سودابه جای سیاوشها نیست
بودنی نیست نبودن نیست
روی دور تند است
چرخ منفور زمان
شهر یکپارچه در مکر و ریا
های! لیلی! تو بیا
و بگو عشق کجاست
«آدم اینجا تنهاست»
تنگه را میبندند
وقت جولان طلاست
های! لیلی! تو بیا.
#قائم_اسلامی_خواه
2 106
سنگاپور برای کتابخواندن پاداش تعیین کرده است
سنگاپور در سپتامبر ۲۰۲۶ برنامهای ملی با عنوان Read for Good راهاندازی کرد تا شهروندان را به مطالعهٔ روزانه تشویق کند.
در این برنامه، هر نوبت مطالعهٔ دستکم ۱۵ دقیقهای، ۲۰ «سکه» به همراه دارد. با جمعآوری ۱۰۰۰ سکه، شهروند میتواند یک دلار سنگاپور پاداش دریافت کند؛ بنابراین رسیدن به این میزان پاداش، در صورت ثبت مداوم جلسات مطالعه، به ۵۰ نوبت ۱۵ دقیقهای، معادل ۱۲.۵ ساعت مطالعه نیاز دارد.
اجرای این طرح بر عهدهٔ هیئت ملی کتابخانههای سنگاپور (NLB) است و بخشی از برنامهٔ ملی ReadSG به شمار میرود.
این طرح در شرایطی اجرا شده که سنگاپور همچنان در ارزیابی بینالمللی خواندن، عملکرد بسیار بالایی دارد. بر اساس نتایج PISA 2025 سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی (OECD)، دانشآموزان ۱۵سالهٔ سنگاپور با میانگین ۵۳۵ امتیاز در خواندن، بالاترین میانگین ثبتشده در میان ۸۹ کشور و اقتصاد شرکتکننده را به دست آوردهاند.
منابع:
National Library Board Singapore — ReadSG / Read for Good
OECD — PISA 2025 Results, Volume I
The Guardian — 16 September 2026
2 106
بلاگرهای کتاب میتوانند کتابهای تازهای به ما معرفی کنند، اما قرار نیست سلیقهی ادبیمان را هم به جای ما انتخاب کنند.
محبوب شدن یک کتاب در صفحههای کتابخوانی، زیاد تکرار شدن نام یک نویسنده، یا نقل شدن چند جملهی زیبا از یک اثر، هنوز برای شناختن آن کتاب کافی نیست.
بد نیست گاهی از پیشنهادها فاصله بگیریم و خودمان سراغ نویسندهها، سبکها و جهان فکریشان برویم؛ بخوانیم، مقایسه کنیم و کمکم بفهمیم چه چیزهایی واقعاً با سلیقه و ذهن ما جور درمیآید.
کتابخوانی وقتی جدیتر میشود که از «چه چیزی را پیشنهاد میکنند؟» برسیم به «من چه چیزی را میخواهم بخوانم؟»
مسیر کتابخوانی، بهتر است دستِ خودمان باشد؛ نه دست فضای مجازی.
2 106
معرفی کتاب | ترکهمرد
دشیل همت
یک کارآگاه بازنشسته، همسرش را برای تعطیلات به نیویورک برده؛ قرار بوده چند روزی دور از پرونده و جنایت بگذرانند. اما وقتی «کلاید وایننت» ناپدید میشود و بعد جسدی پیدا میشود، نیک چارلز دوباره ناخواسته وارد کاری میشود که سالهاست کنارش گذاشته.
«ترکهمرد» فقط یک داستان کارآگاهی نیست. بخش جذاب ماجرا، رابطهی نیک و نورا چارلز است؛ زوجی که تقریباً در تمام لحظات خطر و تحقیق، با شوخی، طعنه و گفتوگوهای تند و هوشمندانه کنار هماند. نورا برخلاف تصویر معمولِ زنان در بسیاری از داستانهای جنایی آن دوره، تماشاگر ماجرا نیست؛ با کنجکاوی و جسارت وارد بازی میشود و گاهی حتی از نیک جلو میزند.
همت در این کتاب، معمای قتل را با طنزی خشک و گزنده و فضایی شهری درهم میآمیزد؛ بهطوری که مرز میان یک داستان جنایی و یک کمدی سیاه کمکم محو میشود.
«ترکهمرد» در سال ۱۹۳۴ منتشر شد و آخرین رمان کامل دشیل همت بود؛ نویسندهای که از چهرههای مهم ادبیات پلیسی آمریکا و از پایهگذاران آن چیزی است که بعدها به «نوآر» شهرت یافت.
و شاید جذابترین بخش کتاب این باشد که در آن، حل معما تنها دلیل ادامهدادن داستان نیست؛ خودِ همراهی نیک و نورا، با آن گفتوگوهای پرشتاب و شوخیهای بیوقفه، بخشی از معما و لذت خواندن کتاب است.
#معرفی_کتاب
#ترکه_مرد
#کتاب_پلیسی
2 106
از هر آدم رذلی بپرسید:
« ترجیح میدهی با رذلی مثل خود سروکار داشته باشی یا آدمی بزرگوار و خوشقلب؟»
پاسخ میدهد:
با آدمی بزرگوار و خوشقلب.
پیروزی فضیلت در همین است!
ابله | فئودور داستایفسکی
2 106
قصه یک کلمه: اسپم
امروز اگر چیزی بیوقفه و بدون اینکه خواسته باشیم وارد صندوق ایمیل یا پیامهایمان شود، میگوییم: «اسپم است.»
اما اسپم، در ابتدا نه ایمیل بود و نه حتی کلمهای مربوط به اینترنت.
یک کنسرو گوشت بود.
در سال ۱۹۳۷، شرکت آمریکایی Hormel محصولی از گوشت خوک و ژامبون را به بازار عرضه کرد؛ محصولی که نامش را SPAM گذاشتند.
دربارهٔ اینکه این نام دقیقاً از چه عبارتی ساخته شده، روایتهای مختلفی وجود دارد و منشأ رسمی آن قطعی نیست؛ نامهایی مانند Spiced Ham و Shoulder of Pork and Ham بعدها بهعنوان توضیح مطرح شدند. آنچه قطعی است، این است که SPAM نام تجاری محصولی بود که از سال ۱۹۳۷ وارد بازار شد.
اما بخش عجیب قصه، بیش از سی سال بعد اتفاق افتاد.
سال ۱۹۷۰.
گروه کمدی بریتانیایی Monty Python در برنامهٔ Monty Python’s Flying Circus یک نمایش کوتاه طنزآمیز ساخت دربارهٔ یک کافه.
زوجی وارد کافه میشوند و میخواهند غذا سفارش بدهند.
پیشخدمت شروع میکند به خواندن منو:
غذا با اسپم،
غذا با تخممرغ و اسپم،
غذا با سوسیس و اسپم،
و تقریباً هر چیزی با اسپم.
هرچه مشتری تلاش میکند غذایی بدون اسپم پیدا کند، «اسپم» بیشتر و بیشتر وارد منو میشود.
در گوشهٔ کافه هم گروهی وایکینگ نشستهاند که مدام یک کلمه را تکرار میکنند:
SPAM. SPAM. SPAM.
آنقدر تکرار میکنند که صدای گفتوگوی بقیه را میپوشاند.
چند سال بعد، این شوخی راهش را به دنیای تازهای باز کرد: اینترنت.
کاربران نخستین انجمنهای اینترنتی، وقتی کسی یک پیام را بارها و بارها میفرستاد و با تکرار بیوقفهاش گفتوگوی دیگران را مختل میکرد، از همان کلمه استفاده کردند:
spam
یعنی چیزی که آنقدر تکرار میشود که دیگر جایی برای گفتوگوی واقعی باقی نمیگذارد.
از اوایل دههٔ ۱۹۹۰ این کاربرد در Usenet ثبت شد و کمکم برای پیامهای ناخواسته و انبوه، بهویژه ایمیل، جا افتاد. در سال ۱۹۹۴ نیز ارسال گستردهٔ پیامهای تبلیغاتی در Usenet باعث شد این واژه بیش از پیش با پیامهای ناخواسته گره بخورد.
و اینطور شد که یک کنسرو گوشت، به کمک یک نمایش کوتاه کمدی، راهش را به فرهنگ اینترنت باز کرد.
منابع:
• Hormel Foods، تاریخچه و معرفی SPAM®
• Internet Society، The History of Spam
• Verbraucherzentrale Bayern، Woher stammt eigentlich der Begriff Spam?
• Monty Python’s Flying Circus، اطلاعات مربوط به نمایش «Spam»
2 106
معرفی کتاب | شهرزاد و شرکا
گردآوری و ترجمه: علیرضا مهدیپور
انتشارات امیرکبیر
بیستوچهار داستان، از نویسندگان و دورههای مختلف؛ داستانهایی که قرار نیست همهشان شبیه هم باشند و شاید همین، یکی از جذابیتهای کتاب باشد.
از ادگار آلن پو و گوگول تا واشنگتن ایروینگ، ویلیام جیکوبز، شرلی جکسون و خورخه لوئیس بورخس؛ هرکدام با شیوهای متفاوت، خواننده را کمی از زمین آشنای واقعیت دور میکنند.
در بعضی داستانها ترس آرامآرام خودش را نشان میدهد، در بعضیها یک اتفاق ناممکن کاملاً جدی گرفته میشود و در بعضی دیگر، آنچه در ابتدا بیاهمیت به نظر میرسد، در پایان معنای دیگری پیدا میکند.
از «گربه سیاه» و «دماغ» گرفته تا «پنجه میمون» و داستانهایی از بورخس، با مجموعهای روبهرو هستیم که بیشتر از آنکه بخواهد یک حالوهوای واحد بسازد، چند جور قصهگویی را کنار هم میگذارد.
شاید عنوان کتاب هم از همینجا میآید؛
تنها شهرزاد قصهگو نیست؛ قصهگوهای دیگری هم هستند که هرکدام داستانی برای شبهای ما دارند.
#کالاگان
#معرفی_کتاب
2 106
داستان یک کلمه: نیکوتین
«نیکوتین» امروز برای ما نام مادهای است که با سیگار، تنباکو و وابستگی گره خورده است.
اما این اسم، اول نام یک مادهٔ شیمیایی نبود.
اسم یک آدم بود.
ژان نیکو، دیپلمات فرانسوی و سفیر فرانسه در پرتغال، در میانهٔ قرن شانزدهم با گیاهی آشنا شد که از سرزمینهای آمریکا به اروپا آمده بود: تنباکو.
حدود سال ۱۵۶۰، نیکو با این گیاه و کاربردهای درمانیای که برایش تصور میشد آشنا شد و آن را به دربار فرانسه فرستاد. یکی از روایتهای تاریخی میگوید او پس از مشاهدهٔ بهبود یک زخم پوستی با برگ و شیرهٔ تنباکو، به اثر درمانی آن علاقهمند شد و بعد گیاه را برای استفادهٔ پزشکی به دربار معرفی کرد.
تنباکو در آن زمان چیزی شبیه دارویی شگفتانگیز تلقی میشد؛ برای سردرد، زخم، بیماریهای پوستی و بیماریهای گوناگون دیگر کاربردهایی برایش میتراشیدند. حتی پودر تنباکو یا همان snuff بهعنوان درمانی برای سردرد در دربار فرانسه رواج پیدا کرد.
نام نیکو هم کمکم روی خود گیاه نشست.
گیاه را Nicotiana نامیدند؛ نامی که به افتخار ژان نیکو ساخته شده بود. بعدها همین نام، به مادهٔ فعال اصلی تنباکو رسید: nicotine، یا نیکوتین.
در آن زمان کسی نمیدانست دقیقاً چه مادهای در تنباکو وجود دارد که این اثرها را ایجاد میکند. در سال ۱۸۲۸ بود که دو شیمیدان آلمانی، ویلهلم هاینریش پوسلت و کارل لودویگ رایمان، این ماده را از تنباکو جدا کردند و آن را نیکوتین نامیدند.
به این ترتیب، نام مردی که روزگاری تنباکو را به دربار فرانسه معرفی کرده بود، قرنها بعد تبدیل شد به نام مادهای که در همان گیاه وجود داشت.
• National Center for Biotechnology Information / PubMed، Historical and Current Perspective on Tobacco Use and Nicotine Addiction
• National Cancer Institute، Smoking and Tobacco Control Monograph No. 9
• The Rise and Fall of Tobacco as a Botanical Medicine، National Library of Medicine
• Medicinal Uses of Tobacco in History، BMJ / PMC
#کالاگان
#قصه_واژهها
#ریشه_شناسی
2 106
شما آدمها هر مسئلهای که به میان آمد،
انگار مجبورید که بگویید:
این کار ابلهانه است، آن عاقلانه، این خوب، آن بد!
این حکم صادر کردنها یعنی چه؟
مگر شما شرایط باطنی هر رفتاری را دیده و بررسی کردهاید؟!
یوهان ولفگانگ فون گوته | رنجهای ورتر جوان
