uz
Feedback
خانه کتاب کالاگان

خانه کتاب کالاگان

Kanalga Telegram’da o‘tish

نشانی: بندر انزلی- خیابان سی‌متری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحه‌ای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعه‌ها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 296
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv
کتابی که نویسنده‌اش یک بار آن را سوزاند. سال ۱۹۳۰، میخائیل بولگاکف، نویسنده‌ی روس، زیر فشار سانسور و از سر ناامیدی، دست‌نوشته
کتابی که نویسنده‌اش یک بار آن را سوزاند. سال ۱۹۳۰، میخائیل بولگاکف، نویسنده‌ی روس، زیر فشار سانسور و از سر ناامیدی، دست‌نوشته‌ی رمانی را که سال‌ها برایش زحمت کشیده بود، در آتش انداخت. اما نتوانست آن را فراموش کند. چند سال بعد، دوباره از نو نوشتش؛ رمانی که بعدها به یکی از شاهکارهای ادبیات قرن بیستم تبدیل شد: «مرشد و مارگریتا». بولگاکف هرگز انتشار کتابش را ندید. او در سال ۱۹۴۰ درگذشت و این رمان، بیست‌وشش سال بعد، برای نخستین بار، آن هم به‌صورت سانسورشده، منتشر شد. «مرشد و مارگریتا» داستان ورود شیطان به مسکو است؛ روایتی شگفت‌انگیز که طنز، عشق، فلسفه و نقد قدرت را در هم می‌آمیزد و امروز از برجسته‌ترین آثار ادبیات روسیه به شمار می‌رود. شاید به همین دلیل یکی از مشهورترین جمله‌های کتاب این است: «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند.» جمله‌ای که فقط یک دیالوگ نیست؛ خلاصه‌ی سرنوشت خودِ این رمان است.

عباس کیارستمی: آدم ذره‌ذره به «بی‌آبرویی» عادت می‌کنه!

چشم‌های تو، سورمه را قشنگ می‌کند. علیرضا روشن
چشم‌های تو، سورمه را قشنگ می‌کند. علیرضا روشن

معرفی کتاب | سایه‌ی باد اگر کتاب‌ها می‌توانستند رازهایشان را پنهان کنند… در قلب بارسلون، جایی به نام «گورستان کتاب‌های فراموش
معرفی کتاب | سایه‌ی باد اگر کتاب‌ها می‌توانستند رازهایشان را پنهان کنند… در قلب بارسلون، جایی به نام «گورستان کتاب‌های فراموش‌شده» وجود دارد؛ کتابخانه‌ای اسرارآمیز که هر کس تنها یک بار در زندگی اجازه دارد از آن کتابی را انتخاب کند و تا پایان عمر از آن محافظت کند. «سایهٔ باد» نوشتهٔ کارلوس روئیث ثافون از همین‌جا آغاز می‌شود. دانیل، پسری نوجوان، کتابی فراموش‌شده را برمی‌دارد؛ اما خیلی زود درمی‌یابد کسی در حال نابود کردن تمام نسخه‌های آثار نویسنده‌ی آن کتاب است. جست‌وجوی او برای کشف حقیقت، به سفری میان عشق، خیانت، جنایت و رازهای پنهانِ بارسلون تبدیل می‌شود. «سایهٔ باد» فقط یک رمان معمایی نیست؛ ادای دینی است به کتاب‌ها، کتاب‌فروشی‌ها و کسانی که باور دارند بعضی کتاب‌ها، خواننده‌ی خودشان را انتخاب می‌کنند.

امروز بسته‌ای به دستم رسید. روی آن نوشته بود: «سی‌متری ـ کتاب‌فروشی بهار». بسته را که باز کردم، چند دفترچه‌ی دست‌نویس بیرون آ
امروز بسته‌ای به دستم رسید. روی آن نوشته بود: «سی‌متری ـ کتاب‌فروشی بهار». بسته را که باز کردم، چند دفترچه‌ی دست‌نویس بیرون آمد؛ خاطرات روزانه‌ی آدم‌هایی که دور هم جمع می‌شویم و برایشان کتاب می‌خوانم. دفترهایی پر از روزهای معمولی، دلتنگی‌ها، خاطره‌ها، آدم‌ها و چیزهایی که شاید اگر نوشته نمی‌شدند، آرام‌آرام از یاد می‌رفتند. بعد فهمیدم چرا این بسته این‌قدر تکانم داد. ماجرا خودِ دفترها نبود؛ این بود که کسانی بخشی از زندگی‌شان را، با همه‌ی روزهای معمولی‌اش، به من سپرده‌اند؛ روزهایی که شاید برای دیگران هیچ نباشند، اما برای صاحبانشان تمام یک عمرند. این دفترها فقط چند صفحه کاغذ نیستند. تکه‌هایی از یک زندگی‌اند؛ یادگارِ آدم‌هایی که دلشان نخواسته خاطره‌هایشان بی‌صدا از دنیا عبور کند، خواسته‌اند جایی بمانند، خوانده شوند و فراموش نشوند. شاید این، زیباترین اتفاقی باشد که برای یک کتاب‌فروش می‌تواند رخ دهد؛ اینکه گاهی مردم فقط برای خریدن کتاب به سراغت نمی‌آیند، بلکه بخشی از زندگی‌شان را هم به امانت دستت می‌سپارند. آن‌ها را با دقت می‌خوانم. شاید روزی، با اجازه‌ی صاحبانشان، چند صفحه از این زندگی‌ها را با شما هم قسمت کنم. #یک_تکه_از_امروز

People were not what they said. They were not what they thought. They were not what they promised. People were what they did.
People were not what they said. They were not what they thought. They were not what they promised. People were what they did. When the final tally was done, nothing else mattered. آدم‌ها نه با حرف‌هایشان شناخته می‌شوند، نه با فکرهایشان و نه با وعده‌هایشان. آنچه آدم‌ها را تعریف می‌کند، کارهایی است که انجام می‌دهند. و در پایان، جز همان کارها چیزی به حساب نمی‌آید. جیمز لی برک | House of the Rising Sun |

Charles Bukowski: Sometimes you climb out of bed in the morning and you think, I’m not going to make it, but you laugh inside
Charles Bukowski: Sometimes you climb out of bed in the morning and you think, I’m not going to make it, but you laugh inside. remembering all the times you’ve felt that way. چارلز بوکوفسکی: «گاهی صبح از رختخواب بیرون می‌آیی و با خودت فکر می‌کنی دیگر از پسش برنمی‌آیی؛ اما در دلت می‌خندی، چون تمام دفعات دیگری را به یاد می‌آوری که همین احساس را داشته‌ای.»

معرفی کتاب | کتاب پدران بعضی خانواده‌ها فقط خاطره به ارث می‌گذارند؛ بعضی دیگر، سرنوشت. «کتاب پدران» اثر میکلوش واموس، حماسه‌ا
معرفی کتاب | کتاب پدران بعضی خانواده‌ها فقط خاطره به ارث می‌گذارند؛ بعضی دیگر، سرنوشت. «کتاب پدران» اثر میکلوش واموس، حماسه‌ای خانوادگی است که داستان چند نسل را در دل تاریخ مجارستان دنبال می‌کند. در این رمان، هر پسر، گویی حافظه‌ای از پدران پیش از خود را با خود حمل می‌کند؛ انگار گذشته هیچ‌وقت تمام نمی‌شود و هر نسل، ادامه‌ی ناتمام نسل قبل است. واموس تاریخ را از پشت تریبون روایت نمی‌کند؛ تاریخ را پشت میز شام، در اتاق‌های کوچک، میان عشق‌ها، ترس‌ها، مهاجرت‌ها و مرگ‌ها نشانمان می‌دهد. نتیجه، رمانی است که هم شکوه یک حماسه را دارد و هم صمیمیت یک قصه‌ی خانوادگی. «کتاب پدران» درباره‌ی این پرسش است که آیا ما زندگی خودمان را زندگی می‌کنیم، یا ادامه‌ی زندگی کسانی هستیم که پیش از ما آمده‌اند؟ «کتاب پدران» اثری درباره حافظه جمعی است، دفترچه پدران، نماد این حافظه است؛ حافظه‌ای که گاه روشن و گاه تاریک است. در کنار حافظه، موضوع جبر و آزادی نیز نقش مهمی دارد. توانایی دیدن آینده، در ظاهر موهبتی بزرگ است اما در عمل، بسیاری از شخصیت‌ها را در برابر سرنوشت ناتوان می‌کند زیرا نشان می‌دهد که دانستن آینده همیشه به معنای توانایی تغییر آن نیست.

| روزهای هفته | 🦢 نکته: 🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿 English: در انگلیسی، نام روزهای هفته با حرف بزرگ (Capital Letter) نوشته می‌شوند؛ مانن
| روزهای هفته | 🦢 نکته: 🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿 English: در انگلیسی، نام روزهای هفته با حرف بزرگ (Capital Letter) نوشته می‌شوند؛ مانند Monday و Friday. 🇫🇷 Français: در فرانسوی، نام روزهای هفته با حرف کوچک نوشته می‌شوند؛ مانند lundi و samedi، مگر اینکه در ابتدای جمله باشند. العربية: بسیاری از نام‌های روزهای هفته در عربی ازاعداد گرفته شده‌اند: الأحد (اول)، الاثنين (دوم)، الثلاثاء (سوم)، الأربعاء (چهارم)، الخميس (پنجم). تنها السبت و الجمعة منشأ متفاوتی دارند. برای شنیدن تلفظ واژه‌ها، می‌توانید از اپلیکیشن Google Translate استفاده کنید

معرفی کتاب | خاطرات پزشک جوان میخائیل بولگاکف را بیشتر با شاهکارش مرشد و مارگاریتا می‌شناسند، اما بسیاری از خوانندگان معتقدند
معرفی کتاب | خاطرات پزشک جوان میخائیل بولگاکف را بیشتر با شاهکارش مرشد و مارگاریتا می‌شناسند، اما بسیاری از خوانندگان معتقدند اگر بخواهید با خودِ بولگاکف، پیش از آنکه نویسنده‌ای بزرگ شود، آشنا شوید، «یادداشت‌های یک پزشک جوان» (که گاهی با عنوان «خاطرات پزشک جوان» نیز ترجمه شده) بهترین نقطه‌ی شروع است. این کتاب بر اساس تجربه‌های واقعی او در سال‌های طبابتش در روستاهای دورافتاده‌ی روسیه نوشته شده است. آنچه این کتاب را ماندگار کرده، فقط روایت پزشکی نیست. بولگاکف از دل این تجربه‌ها درباره‌ی تنهایی، مسئولیت، تردید، بلوغ و رویارویی انسان با ناتوانی‌های خودش می‌نویسد. نثر او هم‌زمان دقیق، طنزآمیز و عمیق است؛ طنزی که حتی در تلخ‌ترین موقعیت‌ها نیز لبخندی بر لب خواننده می‌آورد. در بسیاری از چاپ‌های فارسی، داستان بلند «مورفین» نیز در کنار این مجموعه آمده است؛ روایتی تکان‌دهنده از اعتیاد یک پزشک که باز هم ریشه در تجربه‌های شخصی بولگاکف دارد.

علی خدایی از آن نویسنده‌هایی است که جهان داستان‌هایش را با جزئیات زندگی روزمره می‌سازد؛ روایت‌هایی آرام، دقیق و انسانی که بیش
علی خدایی از آن نویسنده‌هایی است که جهان داستان‌هایش را با جزئیات زندگی روزمره می‌سازد؛ روایت‌هایی آرام، دقیق و انسانی که بیش از هر چیز، به آدم‌ها و لحظه‌های به‌ظاهر معمول زندگی توجه دارند. او متولد ۱۳۳۷ تهران است و سال‌هاست در اصفهان زندگی می‌کند. داستان‌های کوتاه او به ایجاز، فضاسازی و نگاه ظریفش به روابط انسانی شناخته می‌شوند. از آثار او می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد: آدم‌های چهارباغ؛ چهل داستان کوتاهِ به‌هم‌پیوسته که با شخصیت‌هایی مشترک، زندگی و حال‌وهوای چهارباغِ اصفهان را به شکلی زنده و خاطره‌انگیز روایت می‌کنند؛ ادای دینی عاشقانه به این خیابان و آدم‌هایش. تمام زمستان مرا گرم کن؛ مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه درباره تنهایی، خاطره و روابط انسانی. آذر؛ داستان‌هایی که زندگی روزمره را با نگاهی شاعرانه و دقیق روایت می‌کنند. شب بگردیم؛ مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه درباره آدم‌ها و لحظه‌های فراموش‌نشدنی زندگی. سینگورینگ؛ یادداشت‌ها و روایت‌هایی از تجربه‌های شخصی و نگاه نویسنده به جهان پیرامون.

صلح، آرزویی مشترک برای همهٔ انسان‌هاست.» English: Peace is a shared hope for all human beings. 🦢 نکته: در انگلیسی، peace هم به معنای «آرامش» و هم «صلح» است. در این جمله، shared hope به معنای «آرزویی مشترک» است و human beings معادل «انسان‌ها». Français: La paix est un espoir partagé par tous les êtres humains. 🦢 نکته: در فرانسوی، paix هم می‌تواند به معنای «صلح» و هم «آرامش» باشد. عبارت un espoir partagé معادل «آرزویی مشترک» است و tous les êtres humains ‌ معادل «همهٔ انسان‌ها» است. العربية: السَّلامُ أملٌ مشتركٌ لجميعِ البشرِ. 🦢 نکته: در عربی، السَّلام بسته به جمله می‌تواند به معنای «صلح» یا «آرامش» باشد و هر دو معنا را در بر می‌گیرد. أملٌ مشتركٌ معادل «آرزویی مشترک» و جميع البشر معادل «همهٔ انسان‌ها» است.

معرفی کتاب | آبنبات اگر دلتان برای روزهایی تنگ شده که خنده‌ها ساده‌تر بود و زندگی با همه سختی‌هایش رنگ صمیمیت داشت، مجموعه «آ
معرفی کتاب | آبنبات اگر دلتان برای روزهایی تنگ شده که خنده‌ها ساده‌تر بود و زندگی با همه سختی‌هایش رنگ صمیمیت داشت، مجموعه «آبنبات» مهرداد صدقی می‌تواند انتخابی دلچسب باشد. این مجموعه با روایت «محسن»، پسربچه‌ای بازیگوش و دوست‌داشتنی، خواننده را به دهه‌های شصت و هفتاد می‌برد؛ جایی که خاطرات خانوادگی، شیطنت‌های کودکانه، رسم‌ورسوم، مدرسه، همسایه‌ها و حال‌وهوای آن سال‌ها، با طنزی شیرین و نگاهی نوستالژیک جان می‌گیرند. اگر به رمان‌های ایرانی خوش‌خوان، طنز فاخر و قصه‌هایی که بوی خاطره می‌دهند علاقه دارید، مجموعه «آبنبات» از آن کتاب‌هایی است که بعید است پس از خواندن جلد اول، سراغ جلدهای بعدی نروید.

همراهان عزیز کالاگان؛ نشر چشمه به‌زودی از مجموعه‌ی نفیس و کلکسیونی «فریادهای عاصی آذرخش» رونمایی می‌کند؛ دوره‌ای هفده‌جلدی که به مناسبت صدمین سال تولد احمد شاملو گردآوری شده و شامل آثار منتشرنشده، نوشته‌های پراکنده و کمیاب او، به‌همراه یک جلد عکس‌های شاملو است. این مجموعه با نظارت آیدا سرکیسیان و پس از سال‌ها پژوهش و گردآوری آماده شده است. این دوره تنها یک‌بار منتشر می‌شود و هر نسخه، پلاک اختصاصی و منحصربه‌فرد خود را دارد. مجموعه در یک قاب چوبی نفیس عرضه می‌شود و قیمت آن ۳۰ میلیون تومان است. در حال حاضر این اثر در مرحله‌ی پیش‌فروش قرار دارد و تعداد نسخه‌های آن محدود است. اگر مایل به تهیه‌ی این مجموعه هستید، لطفاً حداکثر تا دو روز آینده تعداد موردنظرتان را به ما اطلاع دهید تا نسخه‌ای با پلاک اختصاصی برای شما رزرو شود. با توجه به محدود بودن تعداد نسخه‌ها و اختصاص پلاک منحصربه‌فرد به هر سفارش، امکان رزرو صرفاً برای سفارش‌های قطعی فراهم است.

آن‌چه را می‌توانید انجام دهید و آن‌چه را نمی‌توانید، بپذیرید. بپذیرید که گذشته هر چه بوده گذشته. گذشته را انکار نکنید... سه‌ش
آن‌چه را می‌توانید انجام دهید و آن‌چه را نمی‌توانید، بپذیرید. بپذیرید که گذشته هر چه بوده گذشته. گذشته را انکار نکنید... سه‌شنبه‌ها با موری | میچ البوم

«زمان، ارزش بسیاری از چیزها را آشکار می‌کند.» English: Time reveals the value of many things. 🦢 نکته: در انگلیسی، reveal به معنای «آشکار کردن» یا «برملا ساختن» است. همچنین the value of معادل «ارزشِ …» به شمار می‌رود. Français: Le temps révèle la valeur de bien des choses. 🦢 نکته: در فرانسوی، révéler به معنای «آشکار کردن» است. عبارت bien des choses به معنای «بسیاری از چیزها» است و در نوشتار، روان‌تر از beaucoup de choses به نظر می‌رسد. العربية: الوقتُ يكشفُ قيمةَ كثيرٍ من الأشياءِ. 🦢 نکته: در عربی، يكشف به معنای «آشکار می‌کند» و قيمة به معنای «ارزش» است. ساختار كثيرٍ من… نیز رایج‌ترین معادل برای «بسیاری از…» در زبان عربی است.

با احترام موجود شدند…
+4
با احترام موجود شدند…

بهار کاتوزی، نویسنده، فیلمنامه‌نویس، بازیگر و مدرس، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی بازیگری و دکترای فلسفه است. او که فعالیت حرفه‌ای خود
بهار کاتوزی، نویسنده، فیلمنامه‌نویس، بازیگر و مدرس، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی بازیگری و دکترای فلسفه است. او که فعالیت حرفه‌ای خود را از تئاتر آغاز کرده، سال‌ها در حوزه‌های بازیگری، نویسندگی و آموزش درخشیده. برای من، اما، بهار پیش از همه‌ی این عنوان‌ها، رفیق سال‌های دور است؛ که گذر زمان، مهرش را عمیق‌تر کرده و همیشه برایم عزیز و نزدیک مانده است. حالا تازه‌ترین کتابش، «همیشه پسر» منتشر شده و آیین رونمایی آن شنبه ۳ مرداد برگزار می‌شود. اگر از همراهان کالاگان در تهران هستید، صمیمانه پیشنهاد می‌کنم این دیدار را از دست ندهید.

«پیشرفت، نتیجهٔ استمرار است.» English: Progress is the result of consistency. 🦢 نکته: در انگلیسی، progress به معنای «پیشرفت» و consistency به معنای «استمرار» یا «ثبات در انجام کار» است. عبارت the result of نیز معادل «نتیجهٔ» است. Français: Le progrès est le résultat de la constance. 🦢 نکته: در فرانسوی، constance به معنای «پشتکار همراه با استمرار و ثبات» است و در این جمله، از continuité درست‌تر به نظر می‌رسد. عبارت le résultat de نیز معادل «نتیجهٔ» است. العربية: التقدُّمُ نتيجةُ الاستمرارِ. 🦢 نکته: در عربی، التقدُّم به معنای «پیشرفت» و الاستمرار به معنای «استمرار» یا «ادامه‌دادن» است. ساختار نتيجةُ… معادل « «نتیجهٔ…» در فارسی است.

امروز برای چند نفر قصه خواندم؛ برای آدم‌هایی که سهمشان از روزها، بیشتر سکوت است تا گفتگو و بیشتر انتظار است تا اتفاق. داستان
امروز برای چند نفر قصه خواندم؛ برای آدم‌هایی که سهمشان از روزها، بیشتر سکوت است تا گفتگو و بیشتر انتظار است تا اتفاق. داستان به پایانش که رسید، فهمیدم پایان واقعی کتاب، چیزی نیست که دلشان تاب شنیدنش را داشته باشد. کتاب را باز نگه داشتم، چشمم روی همان کلمات بود، اما پایان دیگری خواندم؛ پایانی با اندکی امید بیشتر و اندکی رنج کمتر. باورم نمی‌شد چقدر از همان پایانِ نانوشته خوشحال شدند. انگار بعضی وقت‌ها فقط چند جمله کافی است تا بارِ یک روز از روی شانه‌های کسی برداشته شود. تمام راه به این فکر می‌کردم که کاش گاهی، فقط گاهی، جرئت می‌کردیم پایان بعضی قصه‌ها را برای دلِ کسی که سهمش از زندگی بیش از اندازه تلخی بوده، کمی مهربان‌تر بنویسیم. #یک_تکه_از_امروز