en
Feedback
یاس بنفش

یاس بنفش

Open in Telegram

گذشتن و رفتن پیوسته به سمت ِ امید، آرزو، شور و شوق، ذوق و کمی زندگی.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
268
Subscribers
-124 hours
+57 days
+3530 days
Posts Archive
+یکم یعنی چقدر؟ -بستگی داره با کی بگذره؛ گاهی خیلی زیاده، گاهی خیلی کم.

همه دارن به کنکوری‌ها دلگرمی میدن، من خودم اینقدر استرس گرفتم که نمیتونم. آخه مگه تو کنکور داری که اینقدر استرس گرفتی دختر.

من ۷ صبح زبان فارسی رو هم یادم نمیاد چه برسه آلمانی.

شما تاحالا کسی رو دیدین ۷ صبح کلاس زبان آلمانی داشته باشه؟

از همین الان دلم نمیخواد فردا صبح زود بیدار شم.

echo (acoustic) Alexander Stewart.mp32.83 MB

دیگه من خسته نیستم، خستگی منه.

واقعا منظورتون چیه که برای زیبایی معیار تعریف کردین؟! من هر روز دارم چیزها و آدم‌های زیبایی می‌بینم که نه تنها با استانداردهای شما نمی‌خونن، بلکه بسیار شگفت‌انگیزتر از اونان.

Repost from N/a
نظرتون چیه Un momento رو 100 نفری کنیم؟

چطور ممکنه توی زندگی‌ای که برای خودته، دیر کنی؟!

Seriously what's wrong with me?

Repost from یاس بنفش
10 - what’s wrong with me.mp39.19 MB

اگر آهنگ‌ و موسیقی وجود نداشت، اون موقع‌هایی که صداهای توو ذهنت اینقدر زیاد شده که از کنترلت خارج شده، باید چیکار می‌کردیم که آروم شیم؟

من نمیفهمم میگن به یکی خیلی محبت کنی پررو میشه. من هرچی از کسی که دوستش دارم محبت دریافت کنم سیر نمیشم. هیچوقت برام عادی نمیشه. هیچوقت برام زیاد نمیشه. نمیگم وای حالا که فلانی من دوست داره پس کلی آدم دیگه هم احتمالا منو دوست داشته باشن. نمیگم وای حالا که خیلی منو دوست داره پس من هرکاری بکنم و حتی اگه اذیتش هم بکنم باز منو دوست داره. سعی می‌کنم همیشه لایق اون محبت و حس باشم و قدردان باشم.

Repost from هُبوط
مجموعه ای از احساسات و‌ احوالات نامعلومم.

یک وقتایی هم آدم واقعا هیچ کاری از دستش برنمیاد واقعا هیچی. چطور میشه باهاش کنار اومد؟

کاش میشد جمع بشیم بریم یک جای ساده و کوچیک، با آرامش زندگی کنیم. جدی جمع قشنگی می‌شدیم، آدم‌هایی که از زندگی اجتماعی خسته شدن و همگی به بازگشت به طبیعت تمایل دارند و باهم کنار میان. یه شهر کوچیک و زیبا، هر کی یک فضای کوچیک و برای خودش درست کنه، من قنادی رو بر میدارم براتون کیک و شیرینی درست می‌کنم، کارم که تموم شد میرم پیش دوستم زود که توی کتاب‌فروشیه و میشینم کنارش کتاب می‌خونم. هم از اجتماع دور شدیم، هم از تنهایی خسته نمیشیم.

زندگی اجتماعی با آدم‌ها انرژی روحی زیادی ازم می‌گیره. تمایل دارم به بازگشت به طبعیت و ارتباط عمیق با آب، خاک، زمین، درخت‌ها و جانوران‌.

امیدوارم به جز دیدن این حس بین مسیر رسیدن به چیزی که میخواید، آخر مسیر که رسیدید با یک نفس راحت و آخيش بزرگ، بگید که بله، ارزشش رو داشت.

یک زمان‌هایی هست که متوجه میشی، ارزشش رو داشت و این یکی از بهترین حس‌های دنیاست‌.