دومآن.
Open in Telegram
حاشیهیِ نور/ داروساز؛ پناه گرفته میان رنگ و واژه. ردّی از خودت به جا بگذار: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8334943286
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
291
Subscribers
-124 hours
-77 days
-5130 days
Posts Archive
291
Repost from کافه کاغذی
+1
لیستی از بهترین چنل های تابستونی
دستچین شده برای تو🌿🩷
─━━━━━⊱✿⊰━━━━━─
🫧⪡@kafe_kaghazi ⪢🫧
291
من خوشبختی را در تنهایی جستم، در نقاشی و دوری از دیگران. آن چنان از آدمیزاد بیزار بودم که سالها از دیدنِ خود در آینه پرهیز کردم. اما دایره خلوتم آنقدر کوچک و ناچیز شده که دیگر در آن جای نمیگیرم؛ من همان خالِ سیاهم بر بومِ سفید و باز هم به چشم نمیآیم. داغی بر وجود خودم هستم که جز سوختن راهی نمیدانم. از این بازیِ غم آلودِ زندگی دست میشویم که جانم را چون زخمِ خشکیده پاره پاره کرده. من نامی هستم که همین لحظه هم در میانه نیست. پس از این چه خواهم شد؟ از دارِ مکافات رخت بر میبندم و به دیارِ مجازات راهی میشوم.
_درخت خون / مهدی جواهریان
291
او شبیه حاشیهی یک کتاب کهنه بود؛ تمام حرفهای اصلیاش را آنجا نوشته بود، جایی که هیچکس نگاه نمیکرد.
291
به گمانم دنیا در نهایت همه را به یک جا میرساند؛
به سکوت، به تماشا، به فاصلهای امن از هیاهوی آدمها.
