دومآن.
Open in Telegram
داروساز/ از من، رو به هرکسی که میخواند.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
264
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-2330 days
Posts Archive
264
آه، از این دستوپاچلفتی بیپایان من؛
یک بار دیگر، امید را در جیب پارهام چپاندهام.
_داستایوفسکی
264
من نه ماندن را بلدم نه غرق شدن را.
دود شدن را دوست دارم؛
رها شدن از شکل، از وزن، از نام.
آهسته بالا رفتن، در آغوش باد گم شدن، بیآنکه به جایی برسم.
شاید رهایی نه رسیدن باشد نه سقوط.
شاید باید چنان محو شد که حتی آیینه هم چیزی برای انکار کردنم نداشته باشد.
جوری که جهان حتی نبودنم را هم به خاطر نیاورد.
264
بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها کسی هستی که
میتوانم در موردِ رنگِ یک ایر با او صحبت کنم.
_ولادیمیر ناباکوف
264
باید مفهومی مقابل خودکشی وجود داشته باشد.
جایی که انسان ناگهان به طور اساسی تصمیم میگیرد که زندگی کند.
