250
Subscribers
-124 hours
-47 days
-1530 days
Posts Archive
250
میگفت و میگفتند: "اینقدر ساده و عریان نباش، آدمها تو نیستند."
میگفتم: "نه، هر چه هم شود، من خودم میباشم."
ولی امروز فهمیدم که نمیشده. واقعن نمیشده. آدمها، زمانیکه حالات بد هست، غیر از تماشا، هیچی نمیکنند؛ ولی زمانیکه خوشحال باشی، میگویند: "خیر اس ایی روزهای بد به ما نمیماند و ایی حالِ خوش به تو." ههه.. چطور وجدانِ خوب که منتظر بدبختی یک نفر باشیم و اجازه بدهد شب سر خود را روی بالش گذاشته بخوابیم. در ضمن، ما مردم خو طوری هستیم که اگر نفر برایما ده روپیه را آیسکریم خریده باشد، وقتی ازش ناراحت بودیم، اونمو نیکیاش یادمان میآید و نمیتوانیم -با وجود اینکه میدانیم حق با ماست- به نرخ مندوی بیآب کرده نمیتوانیم. همو نفرها، زمانیکه میگویند: "ایی روز خوش به تو نمیماند." یا اینکه: "بر پدر صد روپیه لعنت که برم فلان چیز را نکردی." یادشان نمیآید که برایشان چهها کردهایم؟ ما خو بمیریم به رویشان نمیآوریم؛ ولی هر چه میکنم، خوبیهایمان -جدا از مسایل مادی- جلو چشم خودمان آمده راهیست. خدایا خودت همانقدر توفیق بده که به هیچ نمکدانی نشاشیم. لاحول..
250
من، نُه سال سن داشتم که لالیم عروسی کردند. ینگهام امروز از من چشم برنمیدارند. میپرسم که چه شده؟
میگویند: اونمو رزمای ده_دوازده سالهیی شدی که قِرتَک زده د روی حویلی میگشت.
پدرم میگویند: قیچی نمیکردی. نو یکسال شده بود که تو ره با موی دراز میدیدیم.
مادر میگویند: گپ نزن. ببین چقدر خوشحال اس. تا که همسن ما نشده موهایش اینمی رقم باشد.
#خانواده♥️
250
بهبه! مصور خان! راه گم نکرده باشی، اینجا تاکستان تاشقرغان اس که برای چند ساعت، نامش به حرمان تغییر یافته بود. 💔😂
