`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
Open in Telegram
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
419
Subscribers
+1624 hours
+117 days
+930 days
Posts Archive
416
میان ما چه افتاده؟ شادی را دیگران کُشتند. ما چرا انتقام از خود میگیریم؟
شب هزار و یکم، بهرام بیضایی
416
تو مرا به یادِ شب میانداختی؛
نه از آن رو که تاریک بودی،
بلکه از آن جهت که زیباییات با اندوهی ناگفته درآمیخته بود.
و من هر بار که به سوی تو بازمیگشتم،
چیزی میانِ آرامش و دلتنگی در دلم جان میگرفت؛
درست شبیهِ شب،
که آدم دل از آن نمیکند،
اما هیچگاه بیغم نیز از آن عبور نمیکند.
416
اگر روزی در گذرِ خاطراتت به آن دخترِ همیشهخندان رسیدی،
سلامِ مرا به او برسان.
مدتهاست که نشانیاش را گم کردهام؛
انگار در پیچوخمِ سالها محو شده و تنها ردّی کمرنگ از او
میانِ صفحههای کهنهٔ خاطرهها باقی مانده است.
اگر دیدیاش، بگو هنوز کسی هست
که گاهوبیگاه در میان یادها،
در جستوجوی لبخندِ گمشدهٔ او پرسه میزند.
416
«ماهها جان میکنی، با اضطراب سر میکنی و از خودت مایه میگذاری؛ و در نهایت، همهٔ آن رنجها به یک جمله ختم میشود: کافی نیست.»
416
تو را بارها به یاد میآورم
اما نمیتوانم به سراغت بیایم
زیرا میان ما دردی اتفاق میافتد
که با آن یکدیگر را میکُشیم.
-علی لیدار
416
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
فور کنید فولدر پر جذب بزارم براتون
اسپانسر جوین باش حتما چک میکنم🌼-
چنل اسپانسر:
https://t.me/vangoghgaleryy
