es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

Ir al canal en Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
406
Suscriptores
-524 horas
-177 días
-330 días
Archivo de publicaciones
Repost from BlueLit🧣
این پیامو فور کنید چنلای خوشگلتون و یه پست مشخص کنید تا فور بزنمش🫐🧘🏻‍♀
اگه دوست داشتی اینجا هم داشته باش

ZendanBan.mp39.36 MB

Masti Hayedeh.mp35.61 MB

کاش میخوابیدم تورو خواب میدیدم...

شب، همیشه راهی به تاریک‌تر شدن دارد. من شب‌هایی را از سر گذرانده‌ام که نه ماهی در کار بود و نه ستاره‌ای؛ تنها ابرهای سرخ، سقف
شب، همیشه راهی به تاریک‌تر شدن دارد. من شب‌هایی را از سر گذرانده‌ام که نه ماهی در کار بود و نه ستاره‌ای؛ تنها ابرهای سرخ، سقف آسمان را پوشانده بودند. هر بار که برف قصد باریدن داشت، آسمان از سنگینی ابرها سرخ می‌شد؛ انگار خنجری جگرش را دریده باشد و آن را چنان پیچانده باشند که خون، تا دورترین لبه‌های افق رگ بدواند. من شب‌های سرخ را زیسته‌ام؛ شب‌هایی که تاریکی، آغشته به بوی خون و خاطره بود.

Mard-e Tanha Farhad Mehrad.mp33.04 MB

راستش رو بخوای لایق اون همه تلاش نبودی.

او گذرا و کوتاه بود و با این همه بی‌پایان..
- مارگارت اتوود .

-بیا از این سیاره یواشکی برویم...
+1
-بیا از این سیاره یواشکی برویم...

Repost from N/a
moon🌓
moon🌓

در فروپاشی‌هایم. اشکی نریختم و حالا برای گیر کردن لباسم به دستگیره‌ در زار می‌زنم، طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست. این حاصل نادیده گرفتن رنجی است که باید در آغوش می‌گرفتمش.
-یاسمن مصدق‌زاده

این پیام + این آلبوم رو فور کنید ازتون فور کنم💕

هرچه بیشتر به دنبال زندگی می‌گردم، بیشتر گم می‌شوم. موجی سرگردانم در ژرفای این اقیانوس؛ موجی که ریشه در غم دارد و خود را به جزر و مدِ بی‌حاصلِ دنیا سپرده است. روزها می‌آیند و می‌روند؛ خاکستری، خاموش و تکراری. و من، میان این همه رنگِ مرده، در جست‌وجوی لکه‌ای رنگم؛ شاید رنگی کوچک، شاید مداد رنگیِ ساده‌ای، تا آسمانم را رنگ بزنم.