en
Feedback
`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

Open in Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
419
Subscribers
+1624 hours
+117 days
+930 days
Posts Archive
-🍉امروز دلی میخوام فولدر بزنم از چنلهای مورد علاقم بزارم اینجا بمونه فور کنید شاید شماهم مورد علاقه‌ام شدید✨
چنلهای نقلی دوست دارم جوین میشم چنلهای جدید هم میخوام- اینجا هم دوست داشتید مهمون بشید🍓-

Raft Hame Roozaye Khoob (freestyle) hoomaan.mp31.88 MB

کاش یک‌بار، سرنوشت چیزی را بی‌چانه‌زدن با رنج به آدم می‌بخشید؛ پیش از آن‌که شوقِ داشتنش زیر بارِ انتظار، رنگ ببازد.

بعضی دل‌ها برای فراموشی ساخته شده‌اند و بعضی برای به خاطر سپردن. سهمِ من از زندگی، شیشه‌ای بوده که هر حادثه خراشی بر آن کشیده و هیچ‌گاه فرصتی برای ترمیمش نگذاشته است.

Ayneheh Farhad.mp34.13 MB

Blue 🪼
+1
Blue 🪼

دیگر دل به ماندن هیچ شکوفه‌ای نمی‌بندم؛ باغی که بارها خالی شده، با افتادن آخرین گل نیز غریبه نیست.

Repost from سرمست•
«چنل‌هایی برای گذر از بهار و ورود به تابستان، چنل‌هایی مملو از ادبیاتِ جهان. ادبیاتی مخصوصِ گذر از شب‌های تابستان.⭐️»

sticker.webp0.05 KB

گفتم از گریه مگر باز شود عقدهٔ دل آن هم از طالعِ برگشته گِرِه شد به گلو
- فروغی بسطامی

فور کنید ، چنل اسپانسر حتما جوین باشید، چنلتون با یک جمله تبلیغات کنم اینجا دیده بشید🍕- چنل اسپانسر حتما جوین باشید:
https://t.me/BlueeShade

در وفاداری ندیدم هیچکس را مثل تو ای غم از حال دلم یک لحظه غافل نیستی
در وفاداری ندیدم هیچکس را مثل تو ای غم از حال دلم یک لحظه غافل نیستی

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه حدیث ما بود دراز
مولانا

Repost from •میم•
شب‌ها جدا از این‌که غمِ خاصی دارند، آرامش عجیبی هم دارند. دنیای شب‌ها، همان دنیای روز نیست. شب‌ها واقعی‌ترند، احساسات دارند، رک و راست‌ند. شاید هم غم ندارند، شاید هم ما "شب‌ها" می‌فهمیم که چه‌قدر خودمان را گول می‌زنیم تا لب‌خند بزنیم.

اگر قرار بر بازگشتی باشد، دیگر تمنایی برای انسان بودن ندارم. مرا نیلوفری بیافرینید بر پهنه‌ی مردابی دور، تا عمرم میان آب و با
اگر قرار بر بازگشتی باشد، دیگر تمنایی برای انسان بودن ندارم. مرا نیلوفری بیافرینید بر پهنه‌ی مردابی دور، تا عمرم میان آب و باد بگذرد؛ بی‌آنکه معنای دلتنگی را بدانم، بی‌آنکه کسی در من ریشه بدواند و رفتنش تا سال‌ها بر جانم سایه بیفکند. شکفتنی کوتاه، پژمردنی آرام، و فراموش شدنی بی‌صدا؛ چه سرنوشت باشکوهی‌ست در برابر رنجی که انسان نام گرفته است.

اگر قرار بر بازگشتی باشد، دیگر تمنایی برای انسان بودن ندارم. مرا نیلوفری بیافرینید بر پهنه‌ی مردابی دور، تا عمرم میان آب و با
اگر قرار بر بازگشتی باشد، دیگر تمنایی برای انسان بودن ندارم. مرا نیلوفری بیافرینید بر پهنه‌ی مردابی دور، تا عمرم میان آب و باد بگذرد؛ بی‌آنکه معنای دلتنگی را بدانم، بی‌آنکه کسی در من ریشه بدواند و رفتنش تا سال‌ها بر جانم سایه بیفکند. شکفتنی کوتاه، پژمردنی آرام، و فراموش شدنی بی‌صدا؛ چه سرنوشت باشکوهی‌ست در برابر رنجی که انسان نام گرفته است.