`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
Open in Telegram
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
419
Subscribers
+1624 hours
+117 days
+930 days
Posts Archive
416
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
-🍉امروز دلی میخوام فولدر بزنم از چنلهای مورد علاقم بزارم اینجا بمونه
فور کنید شاید شماهم مورد علاقهام شدید✨
چنلهای نقلی دوست دارم جوین میشم چنلهای جدید هم میخوام- اینجا هم دوست داشتید مهمون بشید🍓-
416
کاش یکبار، سرنوشت چیزی را بیچانهزدن با رنج به آدم میبخشید؛
پیش از آنکه شوقِ داشتنش زیر بارِ انتظار، رنگ ببازد.
416
بعضی دلها برای فراموشی ساخته شدهاند و بعضی برای به خاطر سپردن. سهمِ من از زندگی، شیشهای بوده که هر حادثه خراشی بر آن کشیده و هیچگاه فرصتی برای ترمیمش نگذاشته است.
416
دیگر دل به ماندن هیچ شکوفهای نمیبندم؛ باغی که بارها خالی شده، با افتادن آخرین گل نیز غریبه نیست.
416
Repost from سرمست•
«چنلهایی برای گذر از بهار و ورود به تابستان، چنلهایی مملو از ادبیاتِ جهان.
ادبیاتی مخصوصِ گذر از شبهای تابستان.⭐️»
416
گفتم از گریه مگر باز شود عقدهٔ دل
آن هم از طالعِ برگشته گِرِه شد به گلو
- فروغی بسطامی
416
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
فور کنید ، چنل اسپانسر حتما جوین باشید، چنلتون با یک جمله تبلیغات کنم اینجا دیده بشید🍕-
چنل اسپانسر حتما جوین باشید:
https://t.me/BlueeShade
416
Repost from •میم•
شبها جدا از اینکه غمِ خاصی دارند، آرامش عجیبی هم دارند. دنیای شبها، همان دنیای روز نیست. شبها واقعیترند، احساسات دارند، رک و راستند. شاید هم غم ندارند، شاید هم ما "شبها" میفهمیم که چهقدر خودمان را گول میزنیم تا لبخند بزنیم.
416
اگر قرار بر بازگشتی باشد، دیگر تمنایی برای انسان بودن ندارم. مرا نیلوفری بیافرینید بر پهنهی مردابی دور، تا عمرم میان آب و باد بگذرد؛ بیآنکه معنای دلتنگی را بدانم، بیآنکه کسی در من ریشه بدواند و رفتنش تا سالها بر جانم سایه بیفکند. شکفتنی کوتاه، پژمردنی آرام، و فراموش شدنی بیصدا؛ چه سرنوشت باشکوهیست در برابر رنجی که انسان نام گرفته است.
416
اگر قرار بر بازگشتی باشد، دیگر تمنایی برای انسان بودن ندارم. مرا نیلوفری بیافرینید بر پهنهی مردابی دور، تا عمرم میان آب و باد بگذرد؛ بیآنکه معنای دلتنگی را بدانم، بیآنکه کسی در من ریشه بدواند و رفتنش تا سالها بر جانم سایه بیفکند. شکفتنی کوتاه، پژمردنی آرام، و فراموش شدنی بیصدا؛ چه سرنوشت باشکوهیست در برابر رنجی که انسان نام گرفته است.
