en
Feedback
ناتموم؛

ناتموم؛

Open in Telegram

جمع دوستانه‌س؛ به هرچیم فکر‌ کنم می‌نویسم تا ببینیم چی میشه. اگر صحبتی بود : t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بی‌کلام‌های درجه یک، که هیچ‌جا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
236
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1030 days
Posts Archive
وقتی از در ساختمون وارد شدم چنان بوی قورمه سبزی و قلیا ماهی اومد که فقط زیر لب گفتم درود بر فرهنگِ غذایی ایرانی.

Need this kind of date just and only with you.
+1
Need this kind of date just and only with you.

Repost from آذر
می‌پرسی به کجا برد این امید ما را؟ من می‌گم به جهنم.

تلگرام کی میخواد این قابلیت رو اضافه کنه که من دوستمو تو چتایی که میخوام اضافه کنم و طرف مقابل نفهمه؟ خسته شدم پاول دورف عزیز از بس فروارد زدم.

عزیزم حقته بلغاری بزنی که مرگ رو به چشم ببینی. :)

از باشگاه اومدم و تو راه به این فکر میکردم برسم و غذای پروتیئنی و سالمم رو بخورم اما زهی خیال باطل چهارزانو زدم و چرب و چیل ترین لازانیای دنیا رو خوردم.

خواستید یکی رو تنبیه کنید بگید ۳ ست ۱۵تایی لانچ بلغاری بزن. تضمینی سر ست سومی به دَرک واصل شده.

یکی از چیزایی که خیلی خوشحالم میکنه، move on کردن دخترا از پسرای تاکسیکه.

ایربگم در مواجه با زخم‌های جدید، رفتن و تنها شدن با خودمه؛ شاید فکر کنید بیشتر از روی خودخواهیه ولی اغلب فکر میکنم وقتی کاری از دست اطرافیانم بر نمیاد چرا هم اونا رو آزار بدم و هم خودم رو. پس در تنهایی خودم به دنبال پیدا کردن درمانِ زخم می‌گردم.

Repost from N/a
ASEvOgCiVbYaWBhk.mp39.77 MB

Repost from Honeymoon
دلم می‌خواد یه مدت نباشم. برم، یه جایی دور از اینجا، دور از هر چیزی. زندگی کنم، فکر کنم، گریه کنم، بخونم، بنویسم، برقصم، راه برم، عاشق‌تر شم، آدم‌های تازه ببینم، جاهای تازه کشف کنم، صبح‌ها جایی بیدار شم که هیچ‌کس من رو نشناسه، برای خودم گل بخرم، غروب تماشا کنم، زیاد بخندم، گاهی بی‌دلیل گریه کنم، چندبار دلم بلرزه، چندبار خودم رو گم کنم و دوباره پیدام کنم، بزرگ‌تر شم. بعد یه روز برگردم؛ موهام بلندتر شده باشه، چندتا غم کم‌تر داشته باشم، چندتا زخم آروم‌تر، چندتا دوست‌داشتنِ تازه و چندتا قصه بیش‌تر. برگردم به همون خونه، کنار همون آدم‌های آشنا، با یه عالمه حرف نگفته توی دلم، یه نفس عمیق بکشم و فقط بگم: «خب! من برگشتم. بذار براتون بگم چی گذشت.»

Repost from دو در یک
فعلاً وقت و توان دوست داشتنی بودن ندارم؛ ممنون می‌شم بعداً اگر زنده بودم تشریف بیارید.

بله فروغ عزیزم «چه دنیای عجیبی است! من اصلا کاری به کار هیچ‌کس ندارم و همین بی‌آزار بودن من و با خودم بودن، باعث می‌شود که همه درباره‌ام کنجکاو بشوند.»

شیر کن توی چنلت و تعریف خودت رو بنویس تا بخونم.

تعریف من از پولداری اینه که هروقت دلت هرچی خواست نیم ساعت بعدش بتونی سفارشش بدی. تاکید میکنم هرررچی.

خدایی آدم جرات نداره هیچ‌جا حرف بزنه؛ این حس عدم راحتی و اطمینان چیه که از آدم می‌گیرید.

سریال buccaneers نه تنها از دغدغه‌هام کم نمیکنه بلکه بیشترم میکنه. خدایی چطور میتونید به این سبک از سریال‌ها کم توجه باشین و به یه سریا که overrated ان بیشتر توجه کنید.

چرا ساختن توی این قسمت از جغرافیا اینقدر سخت شده؟

photo content
+1

بهم بگو چندبار از شب تا صبح بیدار موندی که تغییر رنگ آسمون و طلوع رو ببینی؟ اگه عکس یا ویدیو جالبی هم ازش داری بفرست.