en
Feedback
آذر

آذر

Open in Telegram

یه روزی مه می‌شم و می‌خزم لابه‌لای جنگل‌ها. هرجا رسیدم به آتیش صدات می‌زنم. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6635876813

Show more
Iran47 174The category is not specified
4 910
Subscribers
-524 hours
+227 days
+19430 days
Attracting Subscribers
June '26
June '26
+205
in 55 channels
May '26
+354
in 43 channels
Get PRO
April '26
+84
in 11 channels
Get PRO
March '26
+38
in 12 channels
Get PRO
February '26
+384
in 78 channels
Get PRO
January '26
+175
in 73 channels
Get PRO
December '25
+3 859
in 76 channels
Get PRO
November '250
in 84 channels
Get PRO
October '250
in 83 channels
Get PRO
September '250
in 85 channels
Get PRO
August '250
in 152 channels
Get PRO
July '250
in 96 channels
Get PRO
June '250
in 108 channels
Get PRO
May '250
in 121 channels
Get PRO
April '250
in 55 channels
Get PRO
March '250
in 19 channels
Get PRO
February '250
in 18 channels
Get PRO
January '250
in 5 channels
Get PRO
December '24
+27
in 8 channels
Get PRO
November '24
+112
in 14 channels
Get PRO
October '24
+9
in 2 channels
Get PRO
September '240
in 1 channels
Get PRO
August '24
+294
in 2 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 June0
20 June+4
19 June+6
18 June+7
17 June+11
16 June+4
15 June+17
14 June+16
13 June+20
12 June+35
11 June+6
10 June+13
09 June+13
08 June+5
07 June+7
06 June0
05 June+4
04 June+4
03 June+7
02 June+9
01 June+17
Channel Posts
حتی نمی‌دونم حق دارم یه‌سری دغدغه‌ها رو داشته باشم یا نه. یهو مچ خودم رو می‌گیرم و می‌گم خجالت بکش. چرا گیر این آشغال‌ها بودن هیچ‌وقت تموم نمی‌شه؟

2
پام درد می‌کنه. کاش یکی می‌اومد با یه باکس خوراکی خرش می‌کرد. پام رو می‌گم.
135
3
ساعت یازده به بابا گفتم ساکت شو می‌خوام بخوابم. الان هر ده مین می‌آد چپ چپ نگاهم می‌کنه می‌ره.
282
4
راستش عزیزم من هم مثل آقای قمیشی فکر می‌کنم رفتنت همیشگی بود دیگه برگشتن نداره.
454
5
چی رو ول کردم؟ اصرارمو برای چیزی که فقط من داشتم براش می‌جنگیدم.
122
6
برای اینکه آدما دوستم داشته باشن تغییر کردم و خیلی فشار اوردم و بعد ولش کردم .
123
7
برای اثبات کردن ِ خودم، فشار آوردن به خودم که به زور خودمو عوض کنم، برای آدم خوب بودن توی نقش‌های مختلف... همه رو ول کردم.
123
8
برای آدم بدی شدن تلاش کردم ولی دیدم نمی‌شه و رها کردم.
123
9
برای کافی بودن واسه ادمایی ک بهم حس ناکافی بودن میدادن و دیگ ولش کردم
123
10
برای مراقبت کردن از آدم‌هایی که دوست‌شون دارم و یهو ولش کردم.
123
11
هشت سال جنگیدم. هشت سال تمام. و دقیقا پارسال همین موقع، هشت سال رو باختم. نه اینکه یه کم ببازی ها، کامل باختم. جدا شدم جدا موندم از هر چی که سالها براش دویده بودم.
183
12
برای بچه‌ی خوب خانواده بودن و یهو ولش کردم.
214
13
این پیام رو بفرستید تو چنلاتون، جوابتون رو می‌ذارم اینجا. ناشناس هم می‌تونید بدید.
153
14
تا حالا یه عمر آزگار برای چیزی جنگیدی و یهو ولش کردی؟ من کردم.
594
15
امیدوارم مثل این چند روزی که گذشت همون جایی که هستی بمونی و دیگه نیای تو ذهنم. امیدوارم.
555
16
نمی‌دونم بچها من نه به کارهام می‌رسم نه به روابطم با آدم‌ها نه به خودم نه به اون آینده‌ای که مد نظرمه نه به هیچ‌چیز. مطلقاً چیزی سرجاش نیست و نمی‌دونم مگه روزها چجوری پیش می‌رن که هیچ کدوم از کارهام خط نمی‌خوره؟ همیشه انگار دیر شده. تقریبا دارم همه کاری می‌کنم و عملا انگار هیچ‌ کاری نمی‌کنم.
756
17
به نظرم یکی از چیزهایی که آدم باید یاد بگیره برچسب نزدنه. رو اتفاق‌ها. آدم‌ها. رابطه‌ها. روی خودش حتی. وقتی که سی‌وهشت‌ هزار عامل می‌تونه وجود داشته باشه برای کوچیک‌ترین حرکتی که تو یه چارچوب اتفاق می‌افته خب این کار خیلی بیهوده‌ست. یه وقت‌هایی اجازه بدیم هرچیزی همون‌ جوری که هست باقی بمونه.
929
18
انقدر با خودت نجنگ خیلی وقت‌ها اصلا مسئله تو نیستی.
889
19
هفته‌ی کاری و درسی شلوغی دارم و شروعش با کوفته شدن انگشت بزرگه‌ی پام رقم خورد. البته که علائم ملاتونین دیشب هنوز باهامه و گیج و منگم. هیچی دیگه بعد رفتم یوتوب یه کورسی رو دانلود کنم ویدئوی یکی از جاویدنام‌ها رو دیدم و قلبم ترکید. هی به خودم می‌گم نگو عجب روز گَندی بگو به‌به چه شروع هیجان‌انگیزی.
259
20
پام درد می‌کنه و اگر الان گربه داشتم بغلش می‌کردم.
906