en
Feedback
امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

Open in Telegram

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

Show more
Iran142 311The category is not specified
270
Subscribers
+224 hours
-47 days
+830 days
Posts Archive
photo content

بچه‌ام این شکلی نشد چی؟

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت من به فرد رو به رویی، لحظه ی خندیدنت من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی یا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت ... من حسادت می کنم حتی به دست گرم آن، شال خوشرنگی که می پیچد به دور گردنت وقتی انگشتان تو در گیسوانت می دود من به رد مانده از اینجور سامان دادنت ... اینکه چیزی نیست ، گاهی دل حسادت کرده به عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت من حسادت می کنم حتی به قلب دشمنت کاش هرکس غیر من، ای کاش حتی آینه پلک هایش روی هم می رفت وقت دیدنت. #الهام_نظری ‌ ‌‌‌ ‌

مات چشمان توأم؛ اما دلم درگیر نیست از تو ای‌یوسف دلم سیر است و چشمم سیر نیست این شکاف پشت پیراهن شهادت می‌دهد هیچ‌کس در ماجرای عشق بی‌تقصیر نیست از تو پرسیدم برایت کیستم؟ گفتی: رفیق! آنچه در «تعریف» ما گفتی کم از تحقیر نیست هر زمانی روبروی آینه رفتی بدان در پریشان بودنت این «آه» بی تاثیر نیست قلب من! با یک تپش برگشت گاهی ممکن است آن‌قَدَر ها هم که می‌گویند گاهی دیر نیست #حسین_زحمتکش‌ ‌ ‌‌‌ ‌

و البته؛ عصرها با قلبِ خود در کافه خلوت می‌کنم او دمادم تیر و من یک‌ریز بهمن می‌کشم #سعید_فارس

خلاصه که؛ قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را  

-

اره شوگر می‌خوام از نوع کتابخون البته... آتش بدون دود قیمت گرفتم شده ۳.۵

-

مزه چیپس و ماست موسیر بگیر

-

عشق که نه ولی واقعا پرخوری اینقدر تاثیر داره؟

-

مثل در باز کن؟

سنم یکم برای این چیزا کم نیست؟

آخرش نگفتید راه‌حل گرفتگی قلب چیه؟ دارو داره؟ http://t.me/BChatPlusBot?start=Amir7621

نمیدانم کدامین مرغ‌آمین کرده نفرینم که بی‌اندازه گریان و تمام روز غمگینم مرا از یاد برده آفتاب ِروزهای خوش کجا رفته‌ست چشمِ آشنای ماهِ شیرینم شبیه (پرسش) و (خواب) فروغم، کنج تنهایی (چرا رفتی چرا من بی قراری‌های) سیمینم نفس هم مثل بغضی بر سر راه گلو مانده همین دردِ مچاله لابلای زخم‌ِ سنگینم پریشان می‌زند ساز دلِ ناکوک و بی‌تابم چه بی‌ذوقند نُت‌هایی که می‌دادند تسکینم دلم پرواز می‌خواهد به شهر آسمانی‌ها همانجایی که خود را در حضور مرگ می‌بینم نگاهم قهر کرده با سکوتِ آینه، انگار من آن نفرین تلخی بر لبانِ مرغ آمینم #نگار_حسینی🌱 #غزل
*شعرهای: پرسش و خواب، نام‌هایی از اشعار فروغ فرخزاد *شعر: چرا رفتی چرا من بی‌قرارم، نام شعری از سیمین بهبهانی

کاش مریم میرزاخانی بودم، باهوش، موفق، معروف و مرده. .

امان از طبیبی که قصد جان‌مان کرده...
امان از طبیبی که قصد جان‌مان کرده...

photo content