سایهای رَوشن
Open in Telegram
به سراغ من اگر میآیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. سهراب سپهری
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
262
Subscribers
-224 hours
+77 days
+3230 days
Posts Archive
خوب، ساعت هفت است و به حسابی روز آغاز شده. موبایل برایم نوتفیکیشن فرستاده. همین حالا شصت و هفت درصد برف ملایم میبارد. خوشحالم، بر خلاف روز ابری، برف و باران را ترجیح میدهم. بعد میروم یک فیلم خوب و یک کتاب برای روز برفی از هوش مصنوعی میپرسم. به من میگوید فیلم «زندگی زیباست» را ببین و کتاب «کوهستان بروکبک». شاید فیلم را در طول روز ببینم. دلم میخواهد بلند شوم و در این هوایی که نمیفهمم برفی است، اما از سرد بودن آن مطمینم شال و بالاپوشی کنم و بروم قدم بزنم. نمیدانم کجا، اما دلم عمیقاً میخواهد امروز را آنقدر راه بروم تا پاهایم خسته شوند و ذهنم کمی آرام بگیرد. هرچند از دور آدم آسودهخیالی به نظر میرسم، خودم که همین طور فکر میکنم، ولی گاهی بیاندازه درگیر ذهن خود هستم. اینک باید این نوشته را همین جا تمام کنم تا چیزی بیشتر از این نگفتم.
«چهطور كسی میتواند ناگهان وسط خيابان بايستد و از خود بپرسد: اين آيا سرنوشت من است؟»
جورجو_آگامبن
تو نیستی
و هنوز مورچه ها
شیار گندم را دوست دارند
و چراغ هواپیما
در شب دیده می شود
عزیزم
هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر میگیرد
از ریل خارج نمی شود.
رضا_بروسان
