سایهای رَوشن
Open in Telegram
به سراغ من اگر میآیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. سهراب سپهری
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
263
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1230 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
October '26Oct '26
October '260
in 0 channels
September '26
+13
in 3 channels
Get PRO
August '26
+43
in 4 channels
Get PRO
July '26
+60
in 3 channels
Get PRO
June '26
+65
in 6 channels
Get PRO
May '260
in 2 channels
Get PRO
April '26
+97
in 18 channels
Get PRO
March '26
+2
in 3 channels
Get PRO
February '260
in 2 channels
Get PRO
January '26
+4
in 1 channels
Get PRO
December '250
in 2 channels
Get PRO
November '250
in 2 channels
Get PRO
October '25
+14
in 2 channels
Get PRO
September '250
in 2 channels
Get PRO
August '250
in 1 channels
Get PRO
July '250
in 1 channels
Get PRO
June '250
in 1 channels
Get PRO
May '250
in 1 channels
Get PRO
April '25
+63
in 1 channels
Get PRO
March '250
in 1 channels
Get PRO
February '25
+3
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 01 October | 0 |
Channel Posts
| 2 | گناه ما نبود، بدبخت آفریده شده بودیم. | 59 |
| 3 | عشق
شکلهای بسیار دلانگیزی دارد
مثل گل سرخ
در دست دختری زیبا
مثل ماه
بالای کلبهای برفی
اما من
گوش بریده ونسان ونگوگم
شکل تلخی از عشق.
رسول یونان | 65 |
| 4 | ؛ | 69 |
| 5 | همهی شب از صدای چرخبالها خوابم نبرده. ساعت دو شب که صدایی نسبتا بلند، شیشههای خانهی مارا لرزاند؛ و خواهرم گفت این صدا در منطقه دوست او هم شنیده شده. دلم یک طوری لرزید، صدا به صدای موشک نمیماند و نه به صدای یک موتر بزرگ که به جای او اشتباه گرفته باشم. بعد از آن صدای مداوم چرخبالها در آسمان بود. نمیدانم، چرا همهی این صداهارا شوم تلقی میکنم. و چرا از این احتمال که حتی جنگ کوچکی دربگیرد، هراس برم داشته. برای هرکی که در این ساعت آرام خوابیده حسودیام میشود. من اینجا مغزم برایم حاشیهی میسازد. تاریکی ذهنم، سردی کمجانی را زیر پوستم به جرقه انداخته. سرما خوردم و نمیدانم، فردا که بیدار شدم؛ حالم تا چی اندازه رو به وخامت است. از صداهای آسمان هرچند صداهای ساده و معمولی بیزارم. و من از اینکه در چنین کشوری هستم، که گمانههای ذهنم همه درآمیخته با خشونت، ترس و بدی است، عمیقاً غمگینم؛ و بسیار امیدوارم فردا که بیدار شدم خبری بدی نخوانم. | 79 |
| 6 | نه حالا و نه دیگر هیچوقت. | 81 |
| 7 | ؛ | 87 |
| 8 | عکس ناشناس که به هدیه فرستاده شده بود دیدین؟
چقدر زیبا بود.
همچنان از ناشناس مه:
برای سنجاق کردن کلیپ، آن را لمس کنید و نگه دارید. کلیپهایی که سنجاق از آنها برداشته میشود، پساز ۱ ساعت حذف میشوند.
د نغمو لیونۍ؟
زندهباد چاتیپاتی پرودکشن:Π | 80 |
| 9 | در حال فروپاشی هستم. | 79 |
| 10 | دلم برای شور و هیجان و انرژی چند سال قبلم تنگ شده؛ دلم برای بیپروایی و بیباکی خودم تنگ شده. دلم برای سرخوشی و بیخیالیام تنگ شده. دلم حتی برای شروع های آشناییها هم تنگ شده؛ برای صبح که بیدار شوم و در آن بفکر فردای دیگری نباشم.اما میبینم این یک سال اخیر مرا یک آدم دیگری ساخته، یک آدم که بیشتر به فکر حفظ آبرو و روزگار فردا و پس فردای خود است. یکی که دیگر بسیار متوجه است اما کمکم در این بدن با چنین آدم صبور، آرام و پذیرا عادت کردهام. ولی دلم میخواست که نکنم. چند وقت است که خیال میکنم دلتنگ دوستانی شدم که پیشتر در زندگیام بودند. اما نه؛ من دلتنگ خودم شدم دلتنگ هر کدام یک تکهی که آنها جدا، جدا از من یا از بخشی از وجودم گرفتند و با خود بردند. ناراحتم برای اینکه در آینهی تمام قد این زندگی دیگر آن تصویرم هرگز جان نخواهد گرفت. | 85 |
| 11 | Ay Dil Ay Dil ای دل ای دل.m4a | 90 |
| 12 | دوستی اولین عکسی خزانی خودرا در ناشناس برایم فرستاده، چون زیباست خواستم شما هم کمی زیبایی بیبینید. | 88 |
| 13 | No text... | 89 |
| 14 | ؛ | 87 |
| 15 | میترسم که غم دلم اندکی وا نشود
که تنهایی یک زن یک شبه غوغا نشود.
میترسم که یکباره تورا جایی گم بکنم.
که صدایت بزنم هیچ در دل تو جا نشوم.
میترسم از اینکه همه جا شب بشود
که بیایی و بیبینی سراپا معلق شدهام
میترسم که در شعر من تنها نشوی
میترسم که پیدا نشوی پیدا نشوی. | 114 |
| 16 | ؛ | 94 |
| 17 | از آن آخرینهای غمیگن است آخرین غروب غمگین تابستان. | 89 |
| 18 | حرف من قلب او را و حرف او قلب مرا شکسته بود. | 88 |
| 19 | گاهی از بودن در مجازی میترسم، نمیدانم افراد دیگری هم چنین حسی را دارند؛ یا نه. اما من هرچند مدت بکبار دچار چنین حس و حالی میشوم خیال میکنم، یک سایه سنگین از مجازی روی زندگی واقعیام افتاده که من از آن در فرارم. | 241 |
| 20 | این هارا مریم جان برایم فرستاده و نوشته: «چون آهنگ کوردی دوست داری»🌱 | 115 |
