uk
Feedback
سایه‌‌ای رَوشن

سایه‌‌ای رَوشن

Відкрити в Telegram

به سراغ من اگر می‌آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. سهراب سپهری

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
262
Підписники
-224 години
+77 днів
+3230 день
Архів дописів
بله، سرما بیداد می‌کند در استخوان‌هایم.

.

دل‌خوشی از روزگار نداشتیم.

ققنوس باید بسوزد تا دوباره ظهور کند @Gulbarghygalam

طنز تلخی‌ست، زندگی.

sticker.webp0.15 KB

خوب، ساعت هفت است و به حسابی روز آغاز شده. موبایل برایم نوتفیکیشن فرستاده. همین حالا شصت و هفت درصد برف ملایم می‌بارد. خوشحالم، بر خلاف روز ابری، برف و باران را ترجیح می‌دهم. بعد می‌روم یک فیلم خوب و یک کتاب برای روز برفی از هوش مصنوعی می‌پرسم. به من می‌گوید فیلم «زندگی زیباست» را ببین و کتاب «کوهستان بروکبک». شاید فیلم را در طول روز ببینم. دلم می‌خواهد بلند شوم و در این هوایی که نمی‌فهمم برفی است، اما از سرد بودن آن مطمینم شال و بالاپوشی کنم و بروم قدم بزنم. نمی‌دانم کجا، اما دلم عمیقاً می‌خواهد امروز را آنقدر راه بروم تا پاهایم خسته شوند و ذهنم کمی آرام بگیرد. هرچند از دور آدم آسوده‌خیالی به نظر می‌رسم، خودم که همین طور فکر می‌کنم، ولی گاهی بی‌اندازه درگیر ذهن خود هستم. اینک باید این نوشته را همین جا تمام کنم تا چیزی بیشتر از این نگفتم.

طمع خیلی بد است. در زندگی، چیزی را که زیاد می‌خواستم، از همان هم که می‌شد کمتر شد.

‏«چه‌طور كسی می‌تواند ناگهان وسط خيابان بايستد و از خود بپرسد: اين آيا سرنوشت من است؟» ‏جورجو_آگامبن

غمگین، ناامید، و خسته‌ام.

چیزهای کوچک توانایی بیشتری در غمگین کردنم دارد.

می‌گفت: وقتی ابر غم به گلویت رسید صبر کن.

تو نیستی و هنوز مورچه ها شیار گندم را دوست دارند و چراغ هواپیما در شب دیده می شود عزیزم هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر میگیرد از ریل خارج نمی شود. رضا_بروسان

فردا خیلی زود از راه می‌رسد و تمام لجن امروز را با خود شسته و می‌برد.

تو مقصر بسیاری از چیزها نیستی عزیزم، راحت باش!

خسته منم، با تمام روزهای که گذارندم، و تمام تلاش‌هایم که بی‌سرانجام بود‌.

گمان کنم خسته تنها یک کلمه نیست.

بابت اینکه حرف کم می‌آورد شرمنده بود‌‌.

یادم باشد برای چیزهای که رهای شان کردم دوباره غصه نخورم.

چاره چیست باید راه افتاد حتی اگر مقصدی هم نباشد‌.