my soul...
Open in Telegram
https://t.me/SendHarfBot?start=976aba209475
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
202
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
202
از یک جایی به بعد تنهایی است عزیز دلم، تنهایی را یاد بگیر! از یک جایی به بعد میفهمی که هیچکس را نداری، میفهمی با طناب لطف هیچکس نمیشود از دره ی اندوه بالا آمد و به نیمه ی راه نرسیده رها نشد و بیشتر از قبل نشکست و بیشتر از قبل آسیب ندید! از یک جایی به بعد خودت هستی و خودت! تنهایی را یاد بگیر و تنها بودن را بپذیر و تنها دوام آوردن را تمرین کن
202
من هم پر حرف ترین آدم دنیام؛ هم ساکت ترین.
هم مهربون ترین آدم دنیام؛ هم بی اعتنا ترین.
هم باحال ترین آدم دنیام؛ هم ضد حال ترین.
هم خوشحال ترین آدم دنیام؛ هم غمگین ترین.
هم حساس ترین آدم دنیام؛ هم بی احساس ترین.
هم خوش برخورد ترین آدم دنیام؛ هم سرد ترین.
و همه ی اینا بستگی داره که تو کی باشی.
202
زیادی خوب بودن؛ خوب نیست
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی
میشوی مثل شیشه ای تمیز؛
کسی شیشه تمیز را نمیبیند...
همه به جای شیشه
منظره بیرون را میبینند...
سیمین بهبهانی
202
این منم، گاهی شادم گاهی غمگین، گاهی مضطرب، گاهی آرام، گاهی شتابزده، گاهی صبور...
این منم که گاهی از سادهترین ناملایمتیها بههم میریزد و گاهی از سختترین ضربهها و شکستها و تلخیها، خم به ابرو نمیآورد. گاهی قویترینم و گاهی شکنندهترین عنصر موجود در سیارهی آدمها.
من دارم جهانِ طبیعیِ یک انسان را زیست میکنم و قرار نیست همیشه روی یک مدار و یک مسیر و یک احساس قدم بردارم، قرار نیست همیشه حالم خوب باشد یا نقاب یک انسانِ دائما شاد و آرام را بزنم؛ درحالی که طبیعتِ جهانم دائما در حال تغییر است و طبیعیست که احساسات و نگرشم نسبت به اتفاقات و آدمها تغییر کند و طبیعیست که هر بار حال و روحیات متفاوتی را تجربه کنم،
این منم! فرقی نمیکند که امروز خوشحالم یا غمگین، آرام یا خشمگین؛ مهم این است که احساسات طبیعیام در مواجهه با هر موقعیتی را انکار نخواهمکرد،
من در صلحم با خویش، حتی با آن بخش از وجودم که گاهگاهی تنهایی میطلبد و از جمع، فاصله میگیرد. حتی با آن بخش از وجودم که رنجیده یا زخمیست و التیام میخواهد... حتی با آن بخش از وجودم که هنوز کودک مانده و نیاز دارد با او مهربان باشم و به او فرصت بدهم و از او مراقبت کنم...
چه کسی میتواند ادعا کند که هیچ زخمی ندارد یا تماما بهبود یافته؟
202
سرتاسر زندگی خلاصه میشه تو دووم آوردن. دووم آوردن موقع راه رفتن های طولانی، دووم آوردن تو شب قبل امتحان، دووم آوردن تو دقایقی که چند بار زنگ زده ای به مامان و جواب نداده، دووم آوردن تو نگه داشتن رژیمت، دووم آوردن تا آخر ماه با حقوقت، دووم آوردن تو حفظ زندگی روزمره و زنده موندن.
202
شده تا حالا حس کنین یک چیزی درونتون بوده که دیگه نیست؟ یک موجود بالنده که ساکن شده، یک پرنده که دیگه نمیپره، یک صدا که دیگه شنیده نمیشه، یک ستاره که سوسو نمیزنه، یک نبض که هرچی میگیری پیدا نمیشه.
حس میکنم درون من یک کودک بوده که از بس ندیدمش مرده.
202
انگار از یه سفر طولانی برگشتم و هیچکس به استقبالم نیومده، انگار خبر سرطانم رو دکتر مجبور شده به خودم بگه، انگار چند تا استخون جای بچم از جنگ برگشته باشه؛ همنقدر غمگینم.
202
اگه میتونستم میزان غم فعلی وجودم رو علامت بذارم براتون، مثلا بگم تا زانوم غم دارم، یا تا کمرم، یا تا گردنم، اگه میتونستم اینجوری علامت بذارم، یه خط میکشدم دو وجب بلندتر از قدم، و میگفتم تا اینجا غمگینم.
202
راستش را بخواهی من به حیوانات بیش از آدمیزاد اعتماد دارم! چرا که آن ها دغل باز، هزار رنگ، ناجنس و نمک نشناس نیستند! وانمود نمی کنند، فقط همانند که هستند
- نازنین صفرپور
202
تو شفاگر خودت بودی! خودت زخماتو بستی؛ دست کسی جز خودت رو شونه ت نبود؛ چی از این سخت تر؟ چی از این باشکوه تر؟
- لاادری
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
