اَدِنچیل
Open in Telegram
اینجا بعد تاریک زندگی جریان داره در کنار روزنه های امید. . . . . http://t.me/BluChtBot?start=Adenchil
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
192
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Posts Archive
192
Repost from Nyctophile
کاری که میکنم اینه که مدام خودمو درگیر کاری کنم وگرنه میزنم یکی رو میکشم که البته خوبه ولی بدیش اینه که بعدش دیگه نمیتونم کاری کنم. نهایتا مجبورم خودمو مشغول نگه دارم. فکر میکردم خواب خوبه اما هیچ خوب نیست. زود خستهکننده میشه. هیچی خوب نیست. هیچی. کار کن و سرتو گرم نگه دار و از این کار بپر به اون کار و اصلا کارت این باشه که کار جدید بتراشی!
192
بزرگسالیم شبیه مستند حیاتوحشه.
از صبح با خروس بیدار میشم،
تا شب مثل سگ کار میکنم،
شب هم معمولاً یا مثل خفاش بیدارم و باز کار میکنم،
یا مثل خرسی که به خواب زمستونی رفته، میمیرم توی رختخواب.
192
من رقیه رو ندیدم، ولی ملینا اسدی رو دیدم.
من علیاکبر رو ندیدم، ولی علیرضا صیدی رو دیدم.
من زینب رو ندیدم، ولی دلِ داغدیدهی مادرای چهلهزار جوونِ رعنا رو دیدم.
من تاسوعا و عاشورا رو ندیدم، ولی ۱۸ و ۱۹ دی رو دیدم.
من سرِ به نیزه رفته رو ندیدم، ولی سرِ بیگناه بالای دار رفته رو زیاد دیدم.
اگه قراره عزایی گرفته بشه، من ترجیح میدم عزای واقعهای رو بگیرم که دیدم، نه چیزی که فقط شنیدم.
192
باید از یه جایی به بعد به خودت بگی: بسه؛
بسه اینهمه تنبلی، پاشو به کارت برس.
بسه اینهمه مهربونی، یه کم به خودت رحم کن.
بسه اینهمه کمالگرایی، به خودت بیا.
بسه اینهمه کار، برای خودت هم وقت بذار.
بسه اینهمه...
باید بلد باشی کجا به خودت بگی بسه؛
چون زندگی، هنرِ فهمیدنِ اندازه هاست.
