en
Feedback
اَدِنچیل

اَدِنچیل

Open in Telegram

اینجا بعد تاریک زندگی جریان داره در کنار روزنه های امید. . . . . http://t.me/BluChtBot?start=Adenchil

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
192
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Posts Archive
کاش بلایِ جونم، دوایِ روحم نبود؛ چشماتو می‌گم، جانِ من.

Repost from Nyctophile
کاری که می‌کنم اینه که مدام خودمو درگیر کاری کنم وگرنه می‌زنم یکی رو می‌کشم که البته خوبه ولی بدیش اینه که بعدش دیگه نمی‌تونم کاری کنم. نهایتا مجبورم خودمو مشغول نگه دارم. فکر می‌کردم خواب خوبه اما هیچ خوب نیست. زود خسته‌کننده می‌شه. هیچی خوب نیست. هیچی. کار کن و سرتو گرم نگه دار و از این کار بپر به اون کار و اصلا کارت این باشه که کار جدید بتراشی!

مغز؛ انبارِ کلماتِ پُرحس، در حصارِ بی‌احساسِ منطق.

خیالِ محالِ هر لحظه در حالِ حاضری.

Repost from N/a
04-ARMIN ARMIK DIDE BODAM.mp31.47 MB

الان که تابستونه حس میکنم سگ سیاه افسردگیم دوقلو زاییده.

_ en yetersiz güç ne biliyor musun? + Aşk.

بزرگسالی‌م شبیه مستند حیات‌وحشه. از صبح با خروس بیدار می‌شم، تا شب مثل سگ کار می‌کنم، شب هم معمولاً یا مثل خفاش بیدارم و باز کار می‌کنم، یا مثل خرسی که به خواب زمستونی رفته، می‌میرم توی رختخواب.

نگاهت مملو از عشق، ولی جانم بیانت سرد و خاموش! چرا؟

صبر انتخاب نیست، اجبار این برهه از زندگیمونه.

صبر انتخاب نیست، ضرورته.

انبوهِ اندوهی درون من، جانِ‌من.

Repost from ناگفته
برد رو اونی کرد که تا وقتی زمان داشت مرد.

"

دنیا با پسوندِ فانی، تمامِ جاودانه‌ها را حیف کرد.

Repost from دوات
دارم آدم عجیبی می‌شم.

من رقیه رو ندیدم، ولی ملینا اسدی رو دیدم. من علی‌اکبر رو ندیدم، ولی علیرضا صیدی رو دیدم. من زینب رو ندیدم، ولی دلِ داغ‌دیده‌ی مادرای چهل‌هزار جوونِ رعنا رو دیدم. من تاسوعا و عاشورا رو ندیدم، ولی ۱۸ و ۱۹ دی رو دیدم. من سرِ به نیزه رفته رو ندیدم، ولی سرِ بی‌گناه بالای دار رفته رو زیاد دیدم. اگه قراره عزایی گرفته بشه، من ترجیح می‌دم عزای واقعه‌ای رو بگیرم که دیدم، نه چیزی که فقط شنیدم.

بهانه برای رفتن زیاد است جانِ من ولی، پای رفتنم لنگ میزند هنوز.

باید از یه جایی به بعد به خودت بگی: بسه؛ بسه این‌همه تنبلی، پاشو به کارت برس. بسه این‌همه مهربونی، یه کم به خودت رحم کن. بسه این‌همه کمال‌گرایی، به خودت بیا. بسه این‌همه کار، برای خودت هم وقت بذار. بسه این‌همه... باید بلد باشی کجا به خودت بگی بسه؛ چون زندگی، هنرِ فهمیدنِ اندازه هاست.

در کجای زندگی کودکی خرسند بودی آدمک؟