en
Feedback
بـئاتریس پِـرز؛

بـئاتریس پِـرز؛

Open in Telegram

یادداشت‌های یک دختر کتاب‌دوست.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
445
Subscribers
-224 hours
-307 days
-2830 days
Posts Archive
Forever; me and you:🛐

هروقت ذهنم مشغول میشه میفتم به جون میزم و کتاب‌خونم. تمیزشون میکنم، هرکدوم رو میکشم بیرون دستمال میکشم یه دور نگاه هایلایت‌ و چیزایی که زیر‌شون خط کشیدم میکنم، دوباره میزارم سرجاش.

برای خونِ کودکِ میناب، قلم‌ها به پا خاستند، دوربین‌ها گریستند، و خاکِ تو از تکرارِ فریاد سیراب شد. اما راستی، آن‌گاه که بالای دویست سربازِ وظیفه‌ات، نخبگانِ فردایِ این مرز و بوم، در خاموشیِ قبرستان‌ها آرام گرفتند، قلم‌ها کجا بودند؟ دوربین‌ها چه می‌دیدند؟ چرا گوش‌ات را بر آه‌هایِ بی‌خبر مانده‌ات بستی؟

جنوب جانِ ایرانِ جنوب عزیزِ ایرانِ این بار اول نیست که شما آتش هایی که بر سر این مردم می‌ریزد رو نادیده می‌گیرید. این بار اول نیست که کشته شدن مردم جنوب برای شما دغدغه نباشه.

İki deli yan yana dünyayı mı yakalum🙂‍↔️

عشق من، خنده تو در تاریک‌ترین لحظه‌ها می‌شکفد.
- پابلو نرودا

جوری که خودم ذوق کردم وقتی یونانی حرف میزنم😭🛐

واقعا که [این صبر که من می‌کنم افشردن جان است...]

مرا ببوس همین حالا [پایش را بر زمین می‌کوبد]

چشمای زمردی تو انگار که شاملو می‌خونن.

«ما را به خاطر بیاور! ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم. شور عشق درسینه داشتیم و پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.»
- عزت ابراهیم‌نژاد

به آیندگان بگو که شبِ ما چقدر شب بود و روز و روزگارِ ما چطور مُرد و پیکر رویاباخته‌ی ما در کدام درّه یا پستو پرت شد، رها شد، لگد شد.

گلم پژمرده شده.

در ستایشِ توت فرنگی🙂‍↔️

آسمان را از روی سینه‌ام بردارید و بگردانیدم به زبان اصلی به باد
- آیدا گلنسایی