مآهی، کنار رود.
Open in Telegram
🐟 «آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام منِ دیوانه زدند» مامانِ دخترو و پیرو مکتب «در پوست خود نگُنج»
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
230
Subscribers
-224 hours
+27 days
+1830 days
Posts Archive
دیشب این شیش هفت ماه رو مرور کردم. از الگوی خواب بگیر تا نحوه و مقدار شیرخوردن، عادات رفتاری و بعد هم غذا... برای خواب اینجوری بود که یه بازه زمانی دستش رو میذاشت رو صورتش و میخوابید. بعد مدتی این عادت رو از دست داد و به جاش روی پاهام میخوابید. از شروع شش ماهگی تا اواخرش کاملا بدون کمک من خوابش میبرد. الان این عادت رو از دست داده و باز برگشتیم روی پا و بغل و غیره... داستان این عقبگردها چیه؟ چرا وقتی یه عادتی در کودک شکل میگیره ناگهان به هم میریزه و ما با خودمون میگیم چیشد که برگشتیم سر خونه اول؟ گریه و شیون رو کنار گذاشتم و رفتارهای جدیدش رو زیر نظر گرفتم. مدتیه تا چند ثانیه ازش دور میشم گریه میکنه. دخترم موقعی که شش ماهش بود و من توی اتاق تنهاش میذاشتم و میرفتم شاید خیلی متوجه عدم حضور من نمیشد. اما الان فرق میکنه. الان با خودش میگه «مامان رفت... نکنه دیگه برنگرده؟» همین باعث میشه موقع خواب، بیشتر دنبال حضور من بگرده. ماجرا از این قراره که این عقبگرد نیست. معمولا عادت خراب نمیشه؛ مغز کودک وارد مرحله جدیدی از رشد میشه و نیازهای جدیدش موقتا روی عادت قبلی غلبه میکنن. خبر خوب اینکه ما الان خوردیم به اضطراب جدایی و علت این توقف همینه. این الگو فقط برای خواب نیست. مغز کودک تقریبا همیشه این چرخه رو طی میکنه:
یک مهارت یا عادت رو یاد میگیره.
چند هفته از اون استفاده میکنه.
وارد مرحله رشدی جدید میشه.
موقتا اون مهارت بههم میریزه.
بعد از تثبیت مرحله جدید، معمولا دوباره اون مهارت برمیگرده، حتی گاهی بهتر از قبل.
کودکی که خوب میخوابید، با شروع اضطراب جدایی بدخواب میشه.
کودکی که خوب و با تمرکز غذا میخورد، با شروع کنجکاوی نسبت به محیط، موقع غذا خوردن حواسش پرت میشه و ما فکر میکنیم بدغذا شده. متخصصان رشد کودک به این دورهها رگرسیون رشد(Developmental Regression) میگن. این واژه به این معنا نیست که کودک واقعا عقب رفته؛ یعنی مغز در حال بازسازی و سازماندهی دوبارهست.
یه مثال ملموستر بزنم:
فرض کن دارن یک شهر رو بازسازی میکنن. برای اینکه یه اتوبان جدید بسازن، ممکنه چندتا خیابون قدیمی رو موقتا ببندن. در اون مدت، ترافیک بیشتر میشه و همه فکر میکنن شهر خراب شده، اما در واقع شهر داره بهتر میشه.
مغز کودک هم همین کار رو میکنه. چرا این اتفاق میوفته؟
چون مغز نوزاد منابع محدودی داره.
اگر بیشتر توانش صرف یادگیری یک مهارت جدید بشه، ممکنه توی بخش دیگهای تغییر موقتی ببینی. اینها به معنای مشکل نیستن؛ نشونه اینه که مغز در حال ساختن مسیرهای عصبی جدیده. رشد کودک معمولا خطی نیست؛ به صورت پلهای پیش میره. اول یک جهش رخ میده، بعد چند هفته مغز فرصت میخواد تا خودش رو با اون هماهنگ کنه، بعد دوباره جهش بعدی اتفاق میافته. چشمانداز من اینه که سر غذای مستقل خوردن و همزمانیش با دندون درآوردن به مشکلات اینچنینی بر بخوریم. عمده مصائب ما والدها در سال اول سر و کله زدن با جهشهای رشدیه که خوشبختانه قابلیت پیشبینی دارن و امید است با یاری خدا و با آگاهی از این مراحل عبور کنیم.🙌🏻
#آدم_کوچولوها
دوستان، یاران و همراهان همیشگی
من اومدم با یه شگفتی دیگه از دنیای آدم کوچولوها.🙂↔️
ما خداحافظی میکنیم، چون باید از الان یاد بگیریم و بدونیم زندگی خداحافظی های زیادی داره. این برای ما یادگار سه ماه آروم کردن، خوابوندن، سفر رفتن، گریههای نصفهشب و عکسهای مختلفه. چند ماه دیگه هم نوبت خداحافظیهای بزرگتر میشه. چند سال بعد، با مدرسه خداحافظی میکنیم. بعد با کودکی. بعد شاید از یک خونه به خونهای دیگه بریم، از یک شهر به شهر دیگه. و خب باید هنرِ خداحافظی کردن داشته باشیم.
مراسم تودیع و معارفه.
از پستونک پنگوئن بابت سه ماه خدمت صادقانه و خالصانه کمال تشکر را داریم. امید است پستونک ستاره دنبالهدار نیز به شایستگی به وظایف خود عمل کند.🌝
خداحافظ پستونک پنگوئن.
سلام پستونک ستاره دنبالهدار.
امشب از این کلیپس کوچولوها گرفتم زدم به موهاش و ناگهان گفتم بیزقیللللل. بیزقیل چیه؟ خودمم نمیدونم. از این به بعد به هر چیز گوگولیای میگیم: بیزقیل.
چند نکته دمدستی اما کارراهانداز:
(مربوط به امور آدمکوچولوها)
•به بچهای که با خودش سرگرمه و ساکته، دست نزنید. حرف هم نزنید.🙄 خودتون هم نشون ندید.😂
•یه وقتایی دلیل گریه نه گرسنگیه، نه خواب، نه دلدرد. فقط از محیطی که توش هستن خسته شدن. با هم برید یه اتاق اونطرفتر؛ خیلی وقتا همین جوابه.
•نذارید گرسنگیشون به اوج برسه. بچهای که خیلی گرسنه شده، معمولا بدغذاتر میشه و کمتر همکاری میکنه.
•مهارتهای حرکتی بچهها، هیچ اخطاری نمیدن. یه روز برای خودش تصمیم میگیره از این سر تخت کشون کشون بره اون سر تخت و سقوط آزاد. از یه سنی به بعد، تخت و مبل جای امنی برای تنها گذاشتنشون نیست.
•از میوه به عنوان دندونگیر استفاده نکنید. یه موقع تیکه میشه و میپره توی گلوشون دردسره.
•همیشه قبل از اینکه خونه رو برای خودتون مرتب کنید، برای بچه ایمنش کنید. اینا میگردن روی زمین چیزمیز برمیدارن میخورن. :/
•وقتی دارن یه مهارت جدید یاد میگیرن، ممکنه چند روزی خواب، شیر خوردن و اخلاقشون به هم بریزه. معمولا بعد از اینکه اون مهارت جا افتاد، دوباره آروم میشن.
•و در آخر هر بار فکر کردید «بچهی من این کار رو نمیکنه»، دقیقا همون روز انجامش میده.😁😂
https://www.instagram.com/reel/DbT2cSRsvX7/?igsh=cW0xN3g2MzhhYWx0
دکتره میگه بچه خودمو هر هفته سونو میکردم. گوگولی.🥹
رفتم اینستا و مقادیر زیادی آنفالو داشتیم. اما حقیقتا آنفالو خیلی محترمانه بود برای اینا.
Repost from زیزیگولوی آسوپاس
زمانی که ما دربارهی رشد اجتماعیِ یک تمدن و دغدغههای فرهنگی-اجتماعی حرف میزنیم، با مسائلی به چالش میخوریم که در سطح خرد میتونن شروع بشن و در سطوح کلان آسیبزا باشن. خشونت اجتماعی چه در خانواده و چه در خیابان-فارغ از علل و منشأهایی که میتونه داشته باشه- به دستیابیِ به اهداف فردی و جمعی نهتنها کمک نمیکنه بلکه باعث رواج فرهنگی میشه که معتقده هدف وسیله رو توجیه میکنه.
اساساً خشونت و خشونتگری که از کنترل خارج بشه و فرم وحشیگری به خودش بگیره باید از سمت هر جامعهی متمدنی مذموم و مطرود باشه؛ اما به دلیل تاثیر رسانه و جانبگیریهای تبعیضآمیزِ گروههای مختلف، شاهد تأیید کردن و امتیاز خریدن برای فرد خشونتگر هستیم.
ما بعنوان افرادی که دغدغهی اجتماعی داریم، با خشونت در هر سطحی، به خصوص خشونتِ وحشیانه علیه گروههای مختلف اجتماعی، نژادها و طیفهای سیاسی باید ایستادگی کنیم و خواستارِ مجازات فرد خشونتگر باشیم.
چون ذاتِ خشونت، مثل یک دینامیتِ بیپایان میتونه تمام بافت یک جامعه رو به آتش بکشه؛ به شکلی که دیگه نشه مهارش کرد.
هیچ اهمیتی نداره که شما طرفدار چه ایدئولوژیای هستید. اگر به رشد جامعهی اطراف خودتون اهمیت میدید و از پسرفت تمدنی و بازگشت به کردارهای بدوی استقبال نمیکنید، طبیعتاً با کنشهای ضداجتماعی در هر نقطهای از دنیا باید مخالف باشید.
چه رژیمِصهیونیستیای که علیه مردم فلسطین نسلکشی میکنه، چه داعشی که به خونِ ایرانی و شیعه تشنه بود و بیمهابا سر میبرید، چه القاعده، چه وایتهایی که بومیان آمریکا رو شکنجه و قلع و قمع کردن، چه حکومتهایی که برای بقای خودشون دست به کشتار زدن، و چه معترضینی که در خیابان زنده زنده نیروی پلیس رو آتیش زدن و با قمه به بدنهای بیجانشون حملهور شدن.
خشم یک احساس طبیعیِ انسانیه، اما وقتی از کنترل خارج میشه، دیگه قابل لاپوشانی نیست چون آسیبهای غیرقابل جبران به بار میاره. مجازاتِ خشونتطلب و خشونتگر در جامعه لازمه و مهم نیست که شما روزی با او در یک صف بودید یا نه. باید قصاص کرد، باید مجازات کرد، و باید ردِ فردِ وحشی و قابیلکردار رو از جامعه پاک کرد؛ تا بیشتر از این محیط اجتماعی رو به حیات وحش تبدیل نکرده.
