Coconut diaries
Open in Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
240
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
این راهی که ایشون شروع کرده رو البته قبلش مطی حیدری و فک فامیلش رفته بودن. من جمله همون دخترعموی سفیرزادهاش که با امید خلیلی مجری منوتو ازدواج کرد!
کثافتا یه جوری رنگ عوض میکنن گویی اصلا نمیدونن آخوند چیه!
پریروز اتفاقی بعد از سالها پیج نعیمه قدیمی رو دیدم، و برگام ریخت از کشف حجابش! عجب کثافتای آفتابپرستی هستن این افراد… و البته که حتی از مدل لباس پوشیدنش هم میشد فهمید که تا خرتناق وصله! تیپیکال حیجابیگرلای پاسداران، حتی بدون حجاب!
تفکر کارمندی خیلی مزخرفه. در عینحال که میخواد همه رو به داشتن آبباریکه و نقطه امن به جای پیشرفت قانع کنه، تلاش هم میکنه که هرگز صداش درنیاد و اعتراض نکنه چون همون آبباریکه رو از دست میده.
من تا حالا جنازه آدم ندیدم، هیچوقت. میدونم اگر ببینم هم خیلی خواهم ترسید. امروز داشتم به خانوادههایی فکر میکردم که صدها جنازه دیدن تا به جنازه عزیزترینشون برسن. چطور کسی که جنازه عزیزترینش رو دیده ممکنه به حالت قبل برگرده؟
حس میکنم توی زندگی همه مهره ناجورم، حس میکنم بدون من همه حالشون با هم خوبه، حس میکنم وارد دوستیهایی شدم که درست نبوده و الان من موندم و یه عالمه تنهایی و کسایی که دوستای خودشونو دارن و جای من تو زندگی کسی نیست.
یک انقلاب دیگه توی زندگی من داره اتفاق میافته. ارتباطاتم توی ماه اخیر تقریبا با همه دوستام صفر شده. نمیدونم دلیلش حال و روز هممونه یا چیز دیگه، ولی برام عجیبه. حوصله صحبت کردن با کسی رو ندارم و این تلاش رو هم توی بقیه نمیبینم. بخوام صادق باشم، اخلاق خودمم بیتاثیر نیست، وقتی از کسی ناراحت میشم سکوت میکنم و دور میشم، و همینجوری دونه دونه از همه ناراحت شدم!
چمیدونم کاش منم یه امریکایی کوننشور اسکل بودم که وقتای بیکاری واسه اینکه بگم خیلی باسواد و دغدغهمندم میرفتم free palestine, free palestine میکردم.
چندسال پیش یه شعر از سایه خونده بودم که این روزا خیلی توی ذهنم میچرخه، میگفت:
“ آخر ای صبحدم خونآلود
آمد آن خنجر بیداد فرود
شش ستاره به زمین درغلتید
شش دل شیر فرو ماند از کار
شش صدا شد خاموش
بانگ خون در دل ریشم برخاست
پر شدم از فریاد
هفتمین اختر صبح سیاه
دل من بود که بر خاک افتاد…”
برای گذشت سیامین روز از شب و صبحهای خونین دیماه، برای هزاران ستارهای که از ما خاموش شد…
من کاملا موافق این دیدگاه هستم که هرکسی ممکنه در زندگیش بنا به شرایط اشتباه کنه و باید وقتی پشیمون شد بخشیده بشه، درمورد شروین حاجیپور هم همین دیدگاه رو دارم، ولی نمیدونم چرا اصلا اصلا اصلا این آهنگ جدیدی که خونده به دلم نمیشینه، دلم صاف نمیشه و حس خوبی بهش ندارم. اینکه همه سلبریتیها هم وصل از آب درومدن هم کم تاثیر نیست توی این قضیه.
همچنان امیدوارم حس من اشتباه بگه.
Repost from Ending
همهی ویدیوها و عکسهایی که هشدار محتوای آزاردهنده داره رو میبینم. چون فکر میکنم کسی که تو اون محتواست هموطن من بود، میتونست امروز جای من زنده باشه اما نیست. من خونم رنگیتره که از پشت گوشی با دیدن بلایی که سرش اومده آزار نبینم؟
Repost from ناپیرو
وحید آنلاین هنوز داره فیلمهای هجده و نوزده دی رو آپلود میکنه و الان شونزده بهمنه.
