گوشه
Open in Telegram
گوشهای دنج، برای ثبت کردن احوالاتم. @gooshe20bot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
268
Subscribers
+124 hours
+117 days
+830 days
Posts Archive
267
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
فور کنید جوین باشید
ازتون یک پست فور کنم و به پست مورد علاقم استارز بدم🌟🌟
267
کاش وطن جای ماندن و ریشه دواندن بود. جای برنامهریزیهای بلندمدت و چشم دوختن به آینده.
کاش سرتیتر خبرها از جنگ خالی بود. جنگ فقط در قصهها وجود داشت و هیچ انسانی نه آن را دیده بود و نه تلخی از دست دادن را به خاطرش چشیده بود.
کاش زندگی آدمها ملعبهی دست مشتی سفاک، جلاد و خونریز نبود. کاش جان آدمیزاد برای خونخواران و استثمارگران اینقدر ارزان و بیارزش شمرده نمیشد.
کاش میشد در کنار آدمهایی که دوستشان داریم تا همیشه زندگی کنیم؛ بیآنکه کسی ناچار به ترک وطن، خانه یا عزیزانش شود.
کاش آرامشی تزلزلناپذیر، چون کوهی سترگ، تجربهی زیستهی همهی ما از زندگی بود؛ آرامشی که نه با صدای موشک بلرزد، نه با تیتر خبرها فرو بریزد و نه با تصمیمهای احمقانهی چند تشنهی خون قدرت از ما دریغ شود. کاش زندگی در این گوشه از دنیا میان این همه «کاش» گرفتار نبود.
267
اخبار را خواندم. عکس آدمهای بیگناهی که که به دست مقامداران پر از شقاوت دنیای سیاست کشته شدهاند را دیدم و دلم مالامال از غم شد.
راستش از اینکه کفهی ترازوی سهم ما انگار همیشه سنگینتر و پردردتر بوده، خشمگینم. همین حالا که با خشم روی کیبورد گوشی میکوبم و این کلمات را تایپ میکنم، هزاران کیلومتر آنسوتر، روی همین کرهی خاکی که انگار فقط برای ما به تنگ آمده، آدمها با کیت ورزشی تن کرده کشورشان، نقاشی پرچم کشورشان روی صورت و لیوان پر از یخ و الکل و ساندویچ هاتداگ در دست، دارند با هیجان تیم ملیشان را تشویق میکنند. تمام دلمشغولی و هم و غمشان بردن و رسیدن به فینال است.
و سهم ما روی همان کرهی خاکی انگار فقط تماشای مرگ هموطنانمان، دیدن ویرانی بهجا مانده از جنگ، شنیدن صدای انفجار و خواندن خبرهای تلخ و هراس از روزهای آینده بوده.
267
Repost from جایی برای ما🌱
سوالی که همه میپرسن و اینکه خیلی هم دارید با مرکز انتقال خون زاهدان تماس میگیرید و میپرسید عزیزانم شما از هر نقطه از ایران که خون بدین در بانک خون کشور ذخیره میشه و ارسال میشه به مراکزی که نیاز دارن اصلا نگران این موضوع نباشید ! و در شرایط جنگی به طور کلی باید سعی بشه بانک خون هیچ کمبودی نداشته باشه در هیچ نقطه ای برای نیاز های احتمالی !
امیدوارم کار بزرگی که دارید انجام میدید باعث نجات جان عزیزانمون بشه !
بسیار انتقال خون زاهدان شلوغ شده ممنونم ازتون این استان به طور کلی به دلیل تعداد بالای ابتلا به تالاسمی ماژور و بیماری های خونی همیشه با کمبود فراورده خونی روبه رو بوده در این شرایط این نیاز چندین برابر شده !
دست بوستون هستم که زحمت میکشید و انتشار میدین ❤️🌱
267
Repost from Independent🪁
چند روز پیش داشتم فکر میکردم ما واقعاً نسل خوبی بودیم. دغدغههای خوبی داشتیم. سعی میکردیم زنستیز نباشیم. با عقاید پوسیدهی نسل قبل میجنگیدیم. دراگ زدن رو عیب میدونستیم. دنبال ورزش و دویدن و تراپی بودیم. اکثر اطرافیان من تا مقاطع بالا درس خوندن. از سنین کم دنبال کار و پیشرفت بودیم. اینم شد زندگیمون که حتی نمیتونیم واسه ۱۲ ساعت بعدیمون برنامه بریزیم.
267
Repost from Khosro Club🦕
واقعا فرقی نداره کجای ایران باشه، نباید فقط وقتی تهران رو میزنن صدای همه در بیاد.
این وضعیتی که برای جنوب درست کردن خیلی غم انگیزه و حیف که هیچ مسئولی صداش در نمیاد!
نه آب نه برق نه گاز
هیچی به هیچی
در حالی که مهمترین منابع رو تو همون جنوب کشور داریم.
بیچاره مردمی که سالیان سال از همون جنگ خرمشهر با همون وضعیت نابسامان موندن و زندگی کردن و هنوز که هنوزه ۴۰ سال وقت داشتید اینارو درست کنید و نکردید!
واقعا شرم بر شما!
267
یکم/
در گرمترین روزهای سال هستیم. هوا آنقدر داغ و تفتیده است که ادارهکل حفاظت در برابر اشعه که تا پیش از این حتی نمیدانستم چنین ادارهای وجود خارجی دارد مدام هشدار میدهد که از ضدآفتاب و عینک آفتابی استفاده کنیم و زیر نور مستقیم خورشید نمانیم و از این دست توصیهها.
دوم/
دیروز سه ساعت تمام برق نداشتیم. دوباره قطعی برق شروع شده. اصلا برایشان مهم نیست که آدمها از بیبرقی در چنین دمایی ذوب و بخار میشوند. مهم این است که سران حکومت که این مملکت را ارث پدری خود میدانند، چنین صلاح دیدهاند و رعیت هم که حق اعتراض، گله و شکایت ندارند؛ داشته باشند هم راه به جایی نمیبرند و تفاوتی حاصل نمیشود.
سوم/
از دیدن اخبار جنوب، قلبم فشرده میشود. از دستهای ناتوانم برای هموطنان جنوبی که این روزها عذابی مضاعف بر دوش میکشند، کاری ساخته نیست. دلم میخواهد برای تکتک آدمهایی که این روزها با صدای انفجار لرزه بر تنشان میافتد یا کوچکترین آسیبی دیدهاند، زار بزنم و گریه کنم.
چهارم/
این روزها شبیه آدمی محتضر شدهام که نفسهای آخرش را میکشد. کافی است به هر اتفاقی در هر گوشه از این سرزمین بلاخیز فکر کنم تا دلم به دریایی خروشان از اضطراب تبدیل شود. مدام به آشفتگی و ترسی فکر میکنم که این روزها گریبان دانشآموزها و کنکوریها را گرفته است. کنکور، بهخودی خود و حتی در شرایط عادی و به دور از جنگ و صدای انفجار هم فرساینده و عذابدهنده است؛ حالا تصور اینکه ترسهای دیگری هم، به لطف تصمیمهای آدمهای صاحبقدرت که ذرهای برای روان و جان مردم اهمیت قائل نیستند، به آن اضافه شده است، از ظرفیت هر آدمی خارج است چه برسد به نوجوان کنکوری.
پنجم/
گاهی وسط روز وقتی یأسی مهلک چون مار دور تنم چنبره زده، بیهدف میان اکسپلور اینستاگرام میچرخم. بعد ناگهان یک ویدئو، نبودن آدمهایی را که دیگر نیستند، برای هزارمین بار محکم توی صورتم میکوبد. آدمهایی که حالا بیش از شش ماه است به بدترین شکل ممکن کشته شدهاند. بعد به پهنای صورتم اشک میریزم؛ به حال همهمان، به حال مایی که جوانیمان در این سرزمین ربوده شده و جوانی نکرده فرسوده شدیم.
267
اگه کتابخون و کتابدوست هستید و دلتون میخواد توی فضایی گرم و صمیمی با آدمهای همفاز خودتون دربارهی کتابها بیشتر بخونید و زاویهی نگاه آدمهای دیگه رو هم درمورد یه کتاب بدونید، چه جایی بهتر از کانال عسل عزیزم؟
اینجا عسل از داستانها و ناداستانها میگه، با بقیه همراه میشه و باهم کتاب میخونند، دربارهشون حرف میزنند و از زاویههای مختلف بهشون نگاه میکنند. اگر دلتون برای گپهای کتابی و کشف کتابهای خوب تنگ شده، حتما جوین بشید و از دنیای پر از شگفتی کتابها لذت ببرید.
267
عکسهای نسیم جوریه که اگه توی هر پلتفرم اجتماعی دیگهای عکسهاش رو ببینم، حتی بدون اینکه اسم اکانت یا هویت ادمین رو بدونم، قطعا میفهمم این عکسها متعلق به نسیمه. سبک و سیاق خودش رو داره. همهی چیزهایی که بهش تعلق دارند امضای شخصی خودش روشون هست. یه هویت بصری منحصر به فرد که مخاطب توی هر شبکهی اجتماعی دیگهای، هر عکسی ازش ببینه قطعا زیر سه ثانیه میگه: «عه نسیم». نمیدونم تونستم منظورم رو درست برسونم یا نه. ولی اگه ایشون رو بشناسید مطمئنم حرفم رو تصدیق میکنید.
267
آدمهایی که همیشه سعی میکنند به باریکههای نور میون انبوه تاریکیها چنگ بزنند، زندگی رو توی مشتشون نگه دارند، براش بجنگند و یادشون بمونه که باید عشق رو زنده نگه داشت تا معنای زندگی از دست نره، برام خیلی قابل احتراماند. آخه چی چیزی قشنگتر از آدمهایی که از دل هر اتفاق و هر تاریخی، معنا بیرون میکشن و اینقدر خوب زندگی میکنند؟ من همیشه از کانال خانومی همچنین وایبی میگیرم و الان متوجه شدم امروز تولدشه.
تولدت مبارک خانم «نور»♡.
267
امروز صبح یه ریلز دیدم از یه دختر و پسر که خیلی نازنازی و عسل بودند؛ ناخودآگاه همهی صورتم پر از لبخند شد؛ تا وقتی چشمم به کپشن افتاد: «جاویدنام احمد خسروانی». همون یه جمله کافی بود که دنیا روی سرم آوار بشه و تموم تنم یخ بزنه.
حتی نمیتونم ذرهای تصور کنم توی این شیش ماه چی به سر این دخترها و پسرها اومده. آدمهایی که زندگیشون به کسی گره خورده بوده که امنترین و نزدیکترین آدم زندگیشون بوده. قطعا هر روز با هم حرف میزدند. هر چند روز همدیگه رو میدیدند. هر خبری را اول از همه به هم میگفتند. درددلهاشون با هم بوده. باهم خوشحال میشدند. باهم غصه میخوردند. «بیا بریم یه دور بزنیم، یه چایی بخوریم، دلمون باز شه»شون با هم بوده. توی تصور هر روز آیندهشون، اون آدمه همیشه کنارشون بوده.
و حالا نیست. نه چون خودش نمیخواسته باشه؛ چون نذاشتن که باشه.
حالا برای همیشه نیستند و هیچ اتفاقی در آینده این نبودنها و این دزدیده شدنهای حق زندگی رو حتی کمرنگ هم نمیکنه.
تصویر دوست دختر این پسر بسکتبالیست بسیار جوون و خوشتیپ که توی تموم عکسها کنار دوستپسرش لبخند از صورتش پاک نمیشد و آخر ویدیو روی سنگ قبرش خوابیده بود تا همیشه توی ذهنم حک شد.
کاش زندگی جوری پیش نمیرفت که شما مجبور باشید چنین دردی رو تحمل کنید. کاش زندگی جور دیگهای بود. یا چه میدونم اصلا کاش زندگی جای دیگهای بود و آدمیزاد مجبور به تحمل اینهمه رنج بزرگتر از توان و ظرفیتش نبود.
267
کاش هر نوع توقعی رو از آدمها در خودم بکشم. کاش بالاخره بفهمم که نباید هیچوقت هیچ انتظاری از دیگران داشته باشم، چون آخرش چیزی جز رنج نصیبم نمیشه. منتهیالیه همهچیز و همهکس، من و بار مشکلات و غمهایی که مثل پیچک دور تنم پیچیدهاند باقی میمونیم؛ غمهایی که گاهی باید باهاشون بجنگم و رو در روشون قرار بگیرم و شکستشون بدم و گاهی یاد بگیرم کنارشون مسالمتآمیز همنشینی کنم و همچنان، باز هم زندگی رو به جلو پیش ببرم.
267
مثل یه کشتی تو خزر من غرق میشم تو تنت
تسلیم عطر تو میشم سر میرم از پیراهنت
دنیامو روشن میکنی شب از تو نورانی میشه
برهنگی تن میکنی ثانیه طولانی میشه
