فِقدان
前往频道在 Telegram
1 644
订阅者
-224 小时
-127 天
-5430 天
帖子存档
1 644
«با همان چیزی به گِل نشستی که گمان میکردی تورا به دریا میرساند. قایقِ بیآب، گور انفرادی انتظار است...»
1 644
آنقدر در برابر نشدن های مکرر،خواسته های قلبش را تغییر داده بود که دیگر نمیدانست روحش واقعا کجا آرام میگیرد.
1 644
خداوند تو را از شر کسانی که وانمود میکنند، نیت خیر دارند اما در خفا برای سقوط تو دعا میکنند محافظت کند.
1 644
"لأنك شديد الصبر، ظنوا أنك لا تشعر..."
از آنجا که طاقتی بسیار داری،
گمان بردند تو را احساسی نیست...
1 644
بله. بعضی پایانها تو را نجات میدهند. اما سالها بعد آرزو میکنی که کاش هرگز نجات نیافته بودی.
1 644
گفت: «نمیخواهی از این اندوه خلاص شوی؟»
گفتم: «نه؛ با غمم آشتی کردهام. آنقدر به بودنش خو گرفتهام که نبودنش بیشتر از بودنش آزارم میدهد.
1 644
فاصله ربطی به مسافت ندارد. ممکن است زانویت به زانوی یک غریبهی کامل چسبیده باشد، و همزمان یک گوشهی قلبت تمنای کسی تابیده باشد که هزاران کیلومتر از تو دور است...
1 644
گفت: نمیتوانم طاقت بیاورم.
و بعد وحشتزده اندیشید که شاید بتواند طاقت بیاورد و مجبور باشد این رنج عظیم را سالها به دوش بکشد.
1 644
گفت: نمیتوانم طاقت بیاورم.
و بعد وحشتزده اندیشید که شاید بتواند طاقت بیاورد و مجبور باشد این رنج عظیم را سالها
به دوش بکشد.
1 644
«گاهی آرزو میکنی کاش هرگز متولد نمیشدی، نه چون از زندگی متنفری، بلکه چون از رنج بیپایان آن خستهای.»
1 644
تو اما عزیزم همیشه در میان صبر جا میمانی، تو تکههای شکستهات را نبوسیده کنار گذاشتی، تو فکر ها را سکوت کردی، بودن را بردی، حرف ها را خوردی چون تو همیشه در میان صبر جا میمانی.
