اُتاقِ 333
前往频道在 Telegram
1 396
订阅者
-1724 小时
+737 天
+28030 天
帖子存档
1 401
به به خانم افگار واقعا داستانک جدیدت «آخرین پژواک» بسیار زیبا و دلنشین بود
تمامی حرف هایی که در دلم بود و فقط یک نفر غیر از خودم میفهمید را تو هم میدانی
فرم داستانت زیبا بود اینکه از اول صرفا فکر شخصیت را میشنیدیم بدون هیچ گفتاری که از گلو بیرون بیاید اما در پایان مشاهده شد که تمامی آن حرف ها و افکار و رنج و اذیت و آزار، به یک جمله تبدیل شد
یک جمله روی کتاب که سراسر از انسان بیرون آمد
به عقیده من انسان هرکار هم انجام دهد در هر صورت فراموش میشود
شاید افرادی مثل داستایفسکی، کافکا و.. فراموش نشدنی باشند اما باید دقت کرد که قبلا کمتر فراموش شده بودند و اکنون صرفا در دل و زبان چند نفر مانده اند و حتما در آینده ای نه چندان دور از میان میروند
تنها اتفاقی که میتواند انسان را باقی بگذارد نوشتن است
قبلا، خیلی قبل تر، ادم ها درباره ی یکدیگر مینوشتند
هرکه لایق و سزاوار بود درمورد او مینوشتند تا که باقی بماند. سربازی، خدمت گذاری و...
اما امروزه آدم ها به جای نوشتن از یکدیگر و به خاطر سپاردن، همدیگر را میکشند و از بین میبرند
میتوانم بر افکارت قسم بخورم که دقیقا همان چیزی که من به آن فکر میکنم، تو هم به آن فکر میکنی و پس نیازی به گفتن و نوشتن آن نیست چون اطمینان دارم
تنها سخنم این است که به گونه ای زندگی کن در لحظه باشی و این کافی است
اگر برگ پاییزی ای زیر پایت خرد میشود آن را تماماً حس کن و از آن لذت ببر و این ماهیت تمام زندگی است
با آن جمله که گفتی جهان هم بزرگ است و هم کوچک موافقم اما از یک جهت هم مخالف
به عقیده من جهان و زندگی و زیبایی در زیر خراش زانوی پسربچه ای فقیر نشسته و فراتر از این نیست
موفق و پیروز باشی و امیدوارم در لحظه بمانی و از لحظه لذت ببری.
