ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Saved Messages

Saved Messages

前往频道在 Telegram
2 452
订阅者
+224 小时
-57 天
+48430 天
帖子存档
هرچیزی که افشای آن پسندیده نباشد، امانت است. اگرچه پنهان کردنش را درخواست نکرده باشند امام علی علیه‌السلام

معطل اینکه در کجای زندگی‌ات جای خواهم گرفت، فراموش کردم کجای زندگی‌ام

Repost from پَناه
من اما میتوانستم، همه را دوست داشته باشم اگر دوست داشتن را با تو شروع نکرده بودم.

آرزو می‌کردم که دست کم یک‌بار، هیچ‌کدام از ما به‌خاطر از دست دادن داشته‌هایمان نترسیم! مطمئن باشیم که چیزی را که با تمام وجود می‌خواهیم، از دست نخواهیم داد

Repost from Saved Messages
به آسمان خیره مانده بود. گفتم: ماه را دوست داری؟ گفت: بله. و همچنین خورشید و ستارگان را. اما فکر می‌کنم بیش از همه‌ی این‌ها د
به آسمان خیره مانده بود. گفتم: ماه را دوست داری؟ گفت: بله. و همچنین خورشید و ستارگان را. اما فکر می‌کنم بیش از همه‌ی این‌ها دریا را دوست داشته باشم. افسوس، از غرق شدن می‌ترسم. گفتم: گمان کنم همه‌ی ما از آن چیز که عاشقش هستیم کمی می‌ترسیم و به او خیره ماندم.

Repost from Saved Messages
‏سپس لبخندی زد و گفت اگر شبی زیر آسمان در آغوشم به خواب بروی، به کنایه از شب خواهم پرسید که ماه در آغوش او زیباست یا ماه در آغوش من.

Repost from پَناه
باور کن همان چیزی که از دست دادنش برای انسان سخت‌ترین کارهاست، سرانجام همانی است که دیگر رغبتی به آن ندارد.

و از دیگر خطاهای بزرگم آن بود که لحظات دلخوشی را سرسری میگذراندم اما غم و اندوه را با همه وجود زندگی میکردم. گویی که پیوند عمیقی بین من و غم‌ها بود

همه‌چیز پوچ و بی‌نمک است و هیچ‌چیز میل و رغبتی در آدم زنده نمی‌کند. همه‌چیز محض گذران وقت و تفریح است عزیزم، سطحی و بی‌مایه

گفت به دنبال پناهگاهی اما خودت را آواره میکنی. در آوارگی و بی‌پناه‌تر کردن خویش، چه پناهی وجود دارد؟ گفتم، شاید آن‌که آواره و بی‌پناه است، با تمام وجود به دنبال پناهگاه میگردد

براى آنچه از دست رفته است اندوه به دلت راه مده كه تو را از آن‌چه مى‌آيد باز مى‌دارد

با اینکه پیش هیچکس اعتراف نمیکرد، اما از دلتنگی فلج شده بود

آیا تا به حال پیش آمده که در میان یک رنج بزرگ، یک اندوه عمیق، ناگهان بایستید و به این فکر کنید که آیا همه‌ی این‌‌ها واقعی‌است؟ همه‌ی این‌ها اتفاق افتاده؟ که انسان چگونه نجات پیدا می‌کند و چگونه دوام می‌آورد؟

آیا من تنها کسی بودم که برای این آینده‌ی بدون امید و مبهم، چنین آشفته بود؟

آیا من تنها کسی بودم که بابت این آینده‌ی بدون امید، چنین آشفته بود؟

Hans-Zimmer-S.T.A.Y.mp314.64 MB

1545846610_Moisés_Daniel_I_Just_Want_to_Walk_New_Album_2019!.mp34.78 MB

زندگی فراتر از این‌هاست عزیزدلم. یا بهتر بگویم، زندگی به بلندی صدای مورچه‌ی کوچکی‌ست که تو آن را نمیشنوی و زیر پا میگذاری‌اش‌ زندگی از کوچکی بسیار است که بزرگ است. هروقت در خلوت خویش مینشینم و احوالم خوش است، طعم گیلاس کیارستمی را ریواچ میکنم و آنجا که آقای باقری میگفت یک توت ما را نجات داد، عشق میکنم. که واقعا یک توت ما را نجات میدهد گاهی! یک تابش نور کوچک. یک املت و دوغ آبعلی. یک آغوش ذوق‌زده. یک تلفن مخفیانه پانزده ثانیه‌ای گاهی آن‌چنان امیدت میبخشد که مثل سگ، میدوی تا باشگاه و پانزده دقیقه بی‌وقفه ال‌اپتیکال میزنی و شب را هم چیزی نمیخوری! شروع میکنی به درس خواندن، نمره‌هایت بالا میرود، موسیقی‌ات فاخر میشود و کتاب‌هایت آگاه میشوند. سطح فکرت جامپ میکند و تمام اینها از مشوق کوچکی آغاز میشود گاهی اکنون که برایت مینویسم زندگی‌ام را دوست دارم. خون چیزی نجس است اما میان سینه‌ی گاو که میچرخد، عالمی را سبز میکند و شیر میدهد. تجاوزی که به روح و ذهن من وارد شد آنچنان نجس بود که با آب جاری هم پاک نمیشود، اما گویی زیر پایم را سبز کرد. فکرم را باز کرد. حالم را بهتر کرد. من خوبم. یک اتفاق بد گاهی مسبب حال خوبت میشود من خوبم و امید دارم که حال تو نیز، خوب باشد …

1545846610_Moisés_Daniel_I_Just_Want_to_Walk_New_Album_2019!.mp34.78 MB

Repost from N/a
من آن طبیب زمینگیر زار و بیمارم که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم