ch
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

前往频道在 Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

显示更多
1 949
订阅者
+224 小时
+137
+1730
帖子存档
تو تنها یک جمله گفتی و پس از آن من به تمام آنچه شنیده و دیده بودم، به همه‌چیز، شک کردم.

من هرگز کسی را از زندگی‌ام حذف نکرده‌ام، همه‌ی آن‌ها در حادثه‌ی اعتماد، مردند.

آدم برای دوران مزخرف هم مثل دوران خوش دلتنگ می‌شود، چون در پایان روز تنها چیزی که برایش دلتنگ می‌شوی خود زمان است.

کلمات سخت در ذهن من جا میگیرند، احساسات تمایلی به ابراز شدن ندارند، فکر ها بیش از حد سرو صدا می کنند، عیبی ندارد مرا انسان گیر آورند.

بچه‌هاجون، این درسته که ذائقه‌ی شما عوض شده و روزمرگی رو ترجیح می‌دید به متون ادبی؟ ازتون ناراحت می‌شم اینطور شده باشید ولی راست بگید.

ادمین کانال‌هایی که من باهم آشناشون کردم حلقه‌‌های مختلفی برای معاشرت و حمایت از هم تشکیل دادن، بدون حضور و اطلاع به من و wow. یک‌هو حس کردم جاده‌ی رفاقتی ما یک‌طرفه‌ بوده نه دوطرفه و جدی تمایل شدید به قطع ارتباط. کاش انقدر حساس نبودم.

Arman-Garshasbi-Ey-Navaye-Man-128.mp32.81 MB

شاید حضور او بود که روح مرا با من آشتی داد، ریشه‌هایم را استوارتر کرد و کاری کرد که به‌جای ایستادن در گورستانی سرد و تاریک، در خاکی سبز با آسمانی آبی، قدم بگذارم؛ انگار که ریشه‌هایم عشق را شناخته‌اند.

جدیدا می‌تونی پوشه‌ی کانال‌هایی که در تلگرام داری به اشتراک بگذاری. خب، خیلی جالب. من رو به فکر فرو بردی که از اکثریت لفت بدم و خواننده‌ی مهسا امروز با سکینه دعوا کرد و من این حس رو گرفتم نباشم. البته ببخشید، رنج کسی رو کوچک نمی‌شمرم اما جدی دلم متن‌های زیبا، وزین و پر معنا می‌خواد.

‏بعد از جنگ‌های فراوان، حالا تنها خاکستری از من مانده که دیگر رمقی برای جان گرفتن ندارد.

‏بعد از جنگ های فراوان، حالا فقط از من خاکستری مانده که دیگر رمقی برای جان گرفتن ندارد.

دوستت دارم. آنجا که فردا کور است، راه‌ها به درهای بسته ختم می‌شوند و من تنها نام تو را دارم برای ادامه دادن.

همواره یک نوع احساس غم و اندوه در قلبم احساس می‌کنم که از جنس غم‌های معمولی نیست. عمیق‌تر از این حرف‌هاست. انگار از بدو تولد همراهم بوده و در روح‌ام رخنه کرده است.

چه سرنوشت غم‌انگیزی. همان‌طور که زندگی کرد مرد، تنها.

و حالا آنقدر خسته‌ام که تمایلی به نیمه رازآلود و مبهم دیگران ندارم. اکنون شیفته‌ی نیمه‌ی روشن آدم‌ها هستم، حتی اگر همراه با زشتی و پلیدی باشد.

درحالی که میل‌ام به سمت پنهان کردن بعد مذهبی‌م حتی از خودمه، درحالی که شصت‌بار به سمت مراسم سوق داده شدم و نرفتم، درحالی که در بی‌معنا‌ترین مختصات خودم ایستادم، دستم خورد و گیر افتادم.

امروز داشتم به این فکر می‌کردم که چرا علی‌رغم محتوای مناسب (با توجه به تعاریف خودتون) خیلی سخت منبر می‌گیریم که یادم اومد من هرکی لفت می‌ده رو بن می‌کنم و نمی‌تونه برگرده. به معنی واقعی کلمه شعب‌ابی‌‌طالب :)))))

امروز داشتم به این دقت می‌کردم که چرا علی‌رغم محتوای نسبتا مناسب (با توجه به تعاریف خودتون) خیلی سخت منبر می‌گیریم که یادم اومد من هرکی لفت می‌ده رو بن می‌کنم و نمی‌تونه برگرده. به معنی واقعی کلمه شعب‌ابی‌‌طالب :)))))

قلبم خوبی دارید دوستون دارم💕

او(یعنی تو) شیفته‌ی گل های وحشی،اشیای عتیقه، مکان های متروکه،کافه های کلاسیکِ قدیمی،کاغذ کاهی و خاطرات فراموش شده بود.امکان نداشت که در خیابان کنارش راه بروی و نبینی که جا مانده و زل زده به شکوفه های گیلاس،یک کلید زنگ زده یا تابلوی کوچه‌ای که دیگر وجود ندارد!‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌