Saved Messages
前往频道在 Telegram
2 455
订阅者
-224 小时
+117 天
+48930 天
帖子存档
2 456
شاید مرا در این وطن از تشنگی مرده یا به دار آویخته ببینی اما هرگز درحال پاداش گرفتن برای خیانت به آن نخواهی دید.
2 456
مرا از شر خودم در امان بدار. و مرا در برابر خودم و آن ظلمی که بر خودم روا میدارم، محافظت کن. مرا دوست بدار و نگذار که اینطور سهمگین، به نابودی خود بلند شوم.
2 456
خون در زمین فرو نرفت، روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هرکس آن را میدید میفهمید جایی بیگناهی کشتهاند.
2 456
انسان باید آنقدر آزادی و جسارت درون خود داشته باشد که بتواند از مناظر متفاوت یک پدیده را ببیند و وارسی کند بیآنکه از قضاوت سایرین زهره بترکاند و مجبور شود آن دیدگاه را به ایشان اثبات کند یا برای شک و تأمل خود توضیحی بدهکار باشد. اساسا میل به اثبات برتری یک دیدگاه، ورطهایست وسواسگون که کلام و کردار آدمی را به واکنشهای اضطرابی تنزل میدهد. تناقض و شکاکیت ضرورت بروز تفکر خلاقاند. انسان آزاد پیش از هر چیز انسانی شکاک است. از بسیاری مناظر میتوان فاش گمان کرد و فاش اندیشید و در نهایت دیدگاه برگزیدهای برای خود اتخاذ کرد. دیدگاهی به حد کفایت کبریاوار که انسان را به اخلاق بردگی وا ندارد و برگزیدنش نیاز به خودزنی و غرق شدن در هیستری اثبات نداشته باشد.
2 456
از چند تومن گرونی در دست اصلاحه؟ چون من تخممرغ ۲۵ تک تومنی با اون سکه کوچولوها هم یادمه و هنوز ۲۴ سال دارم. !
2 456
اینجا وطن دزدها و قاچاقچیها و زندان مردمانش است. ما در چاهک دنیا زندگی میکنیم و مثل کرم در فقر و ناخوشی و کثافت میلولیم و به ننگینترین طرزی که ممکن است، در قید حیاتیم. مضحک آنجاست که تصور میکنیم بهترین زندگی را داریم!
2 456
این بد است که آدم هیچ وقت فرصت نکند سرش را روی شانه کسی بگذارد و از ته دل گریه کند و بداند که این کس، پشت سر آدم نمیخندد.
- از نامههای سهراب شهید ثالث به احمد شهید ثالث
2 456
این بد است که آدم هیچ وقت فرصت نکند سرش را روی شانه کسی بگذارد و از ته دل گریه کند و بداند که این کس، پشت سر آدم نمیخندد.
2 456
آنقدر تجربیات مهم زندگیاش را در تنهایی گذرانده بود که هنگام مرور خاطراتش به جای آنکه با آدمهای مختلف مواجه شود، با تنهاییهای گوناگون خود روبهرو میشد.
2 456
وقتی که رنجت را میبینم و از من فاصله میگیری و نمیگذاری در راه کاستن از آن تلاشی کنم، انگار دستی توانمند، قلبم را در سینه میفشرد.
2 456
Repost from اَسفَل 🇮🇷
یعنی میان این ملت چند ده میلیونی معترض به وضعیت معیشتی یک آدم بزرگتر هوشمند پیدا نمیشود که ورق اعتراض در ایران را برگرداند و به ما یاد بدهد چطور اعتراض کنیم که در همان اعتراض هم حقمان را نخورند و برای گروه و گروهکی خاص فاکتورمان نکنند؟
یک نفر که بگوید چرا در تجمعاتمان پرچم ایران دست نمیگیریم به جای آنکه بگوییم این پرچم ما نیست و آن یکی هست و مسئله به حاشیه برود و داستان عوض شود؟
اصلا چرا شبیه راهپیمایی ۲۲ بهمن با تصاویر رهبری و امام و بهشتیها و شهدایمان تجمع نکنیم روبروی بانک مرکزی و مجلس و ساختمان وزارتخانهها و حرفمان را بزنیم؟
چرا بسیج عامل و برگزار کننده این نوع اعتراضات نباشد؟ مگر غیر از این است که بسیج را مردم تشکیل میدهند؟
فقط کافی بود کمی سیاست داشته باشیم که با همان پرچم ایران خودمان و عکس رهبری برویم حرفمان را فریاد بزنیم که نه خارجیها بتوانند مصادرهمان کنند و نه مسئول ناکارآمد بتواند به ما برچسب بزند و از گندکاریاش تفره برود.
چرا عادت داریم تا در هر زمینهای هر مشکلی ایجاد میشود تبر برداریم و همه چیز را از ریشه بزنیم وقتی میدانیم با این کار وضع بهتر که نمیشود بدتر هم میشود و باز دودش در چشم خودمان میرود؟
چرا اجازه میدهیم هر بار اعتراضمان را مصادره کنند و مسئله امنیتی بشود و خواستهمان به حاشیه برود و هم دشمن شاد شویم هم آن مسئول ناکارآمد پفیوز به ریشمان بخندد و دلش خوش باشد که میتواند سفره ما را کوچکتر کند چون دشمن بیکار ننشسته و صدای ما را منحرف میکند؟
چرا یا از این طرف بام میافتیم یا از آن طرفش؟
باید ورق را برگرداند و کاری کرد که داستان اعتراضات در این کشور یک بار برای همیشه عوض شود و پرونده مصادره اعتراضات برای همیشه بسته شود، فقط باید یاد بگیریم چطور اعتراض کنیم.
2 456
نوشتم راستی! اگر در مورد من از تو بپرسند چه میگویی؟ نوشت "آرام و گرم. سیاسی و عاشق. صبحها پی تغییر انقلاب، شبها با شوری خون مشتاق بوسه. کمی بازیگوش با موهایی بهم ریخته، بسیار غمگین با خندههای قشنگ.
