ch
Feedback
اليكترون

اليكترون

前往频道在 Telegram

زیر نخلای جنوب آفتاب میگیرم درمانگر کودک✨ دفتر خاطرات جیبی من 📒

显示更多
1 183
订阅者
-124 小时
-37
-1830
帖子存档
برای خودم دفتر ماندالا خریدم که ببینم به آرامش و کاهش اضطرابم کمک می‌کنه یا نه. ماندالا طرح‌های خاصی هستن که از قبل کشیده شدن و باید رنگشون کنیم. اگر جواب بده و واقعا موثر باشه بهتون میگم. البته اینم بگم که من کلا به رنگ کردن و نقاشی کشیدن هم علاقه دارم.

بازی درمانیام خفنه یا چی؟ خودم با کارام حال می‌کنم.
بازی درمانیام خفنه یا چی؟ خودم با کارام حال می‌کنم.

آخ آخ الان یه سریال خفن می‌چسبه.

هرموقع اوضاع اینطوری جنگی میشه من از کار بیکار می‌شم و شرایط زندگیم کلا تغییر می‌کنه. مثل سه ماه اول سال که سخت‌ترین ماه‌ها رو از لحاظ مالی تجربه کردم و عملا صفر بودم. واقعا دیگه تحملشو ندارم خیلی ناراحتم.

باز شروووع شد باااااز شروع شد.

Repost from Ending
جنوب زدن داره اخه؟ جنوب رو خدا زده. روزا خورشید می‌کنتت، شبا موشک امریکایی. این چه زندگی‌ایه.

گرمی دستای من کم شده دستاتو بده. دستای سرد منو گرم کن.

‏«قدیما خیلی خوب بوده ولی ما نبودیم. آینده هم خیلی خوبه ولی ما دیگه نیستیم.»

بعضی‌وقت‌ها می‌ترسیم چون آخر سر معلوم می‌شود هیولاهای واقعی زیر تخت نیستند.

جدیدا آدم بی‌ذات زیاد شده یا قبلنم بوده ما نمی‌فهمیدیم؟

باهم می‌سازیمش.🤍
باهم می‌سازیمش.🤍

یه چیزی از یوتیوبر موردعلاقم یاد گرفتم اونم اینه هرروز صبح تو آیینه با خودم حرف بزنم و کلی از خودم تعریف کنم و حتی به خودم بگم که قراره روز خوبی داشته باشم. فکر نمی‌کردم جواب بده ولی فعلا که جواب داده.

خیلی از آدمارو برای خودم مهم نمی‌کنم که اگه ناراحتم کردن برام اهمیتی نداشته باشه.

هیولای رنگی کاملا گیج شده نمی‌دونه چه احساسی داره. اگه احساساتش رو بشناسه و بدونه که توی همین لحظه چه حسی داره و اون رو بپذیر
هیولای رنگی کاملا گیج شده نمی‌دونه چه احساسی داره. اگه احساساتش رو بشناسه و بدونه که توی همین لحظه چه حسی داره و اون رو بپذیره، دنیاش قشنگ‌تر میشه.

زیر بار فشارای بزرگسالی له می‌شم ولی همش به خودم می‌گم اگه این همه آدم دووم اوردن پس منم می‌تونم و کم نمیارم.

دلم لک زده برای یه سفر دور.

اگه سفر رفتین جای منو خالی کنید دلم سفر می‌خواد ولی الان نمیشه.

نمیدونم این موضوع فقط توی ذهنمه یا واقعیت داره ولی دلم بهم میگه دیگه نمی‌تونم توی سن ۲۶سالگی دوست جدید پیدا کنم. پیدا کردن آدمایی که علاقه‌مندی‌های مشترک و عقاید نزدیک به هم داشته باشیم سخت شده. اینکه بخوام خودمو از اول برای یه فرد جدید توضیح بدم هم سخت‌تر.

Repost from Famoh Music
خیلی سادست؛ اگه طلا زنگ زد طلا نبوده، اگه عشق تموم شد عشق نبوده و اگه دوستا رفتن هیچوقت دوست نبودن!

انقدر از روتین زندگیم خستم که دلم می‌خواد همه چیو ول کنم و برای یک روزم که شده اونجوری که بهم حال میده زندگی کنم. چمیدونم مثلا چندساعت کنار دریا بشینم و فقط به صدای موجا گوش کنم.