ch
Feedback
علی نور✍🏼

علی نور✍🏼

前往频道在 Telegram

تراوش‌هایِ ذهنیِ “نور”‌ی‌ که در تاریکی می‌جنگد. t.me/BChatPlusBot?start=sc-2YPkul4pBvaF ناشناهای آشنا چنلِ کتاب‌خوانی: https://t.me/+j0VR0sSYEtwyNzRk

显示更多
3 042
订阅者
无数据24 小时
+817 天
+5230 天

数据加载中...

标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+107
在1个频道中
八月 '26
+54
在4个频道中
Get PRO
七月 '26
+51
在4个频道中
Get PRO
六月 '26
+182
在5个频道中
Get PRO
五月 '26
+20
在5个频道中
Get PRO
四月 '26
+9
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+239
在18个频道中
Get PRO
一月 '26
+188
在27个频道中
Get PRO
十二月 '25
+257
在9个频道中
Get PRO
十一月 '25
+80
在8个频道中
Get PRO
十月 '25
+40
在6个频道中
Get PRO
九月 '25
+55
在9个频道中
Get PRO
八月 '25
+58
在11个频道中
Get PRO
七月 '25
+67
在10个频道中
Get PRO
六月 '25
+131
在23个频道中
Get PRO
五月 '25
+63
在16个频道中
Get PRO
四月 '25
+75
在15个频道中
Get PRO
三月 '25
+156
在25个频道中
Get PRO
二月 '25
+161
在17个频道中
Get PRO
一月 '25
+87
在19个频道中
Get PRO
十二月 '24
+226
在10个频道中
Get PRO
十一月 '24
+56
在12个频道中
Get PRO
十月 '24
+474
在14个频道中
Get PRO
九月 '24
+140
在12个频道中
Get PRO
八月 '24
+308
在18个频道中
Get PRO
七月 '24
+194
在37个频道中
Get PRO
六月 '24
+414
在23个频道中
Get PRO
五月 '24
+340
在27个频道中
Get PRO
四月 '24
+315
在22个频道中
Get PRO
三月 '24
+234
在19个频道中
Get PRO
二月 '24
+275
在17个频道中
Get PRO
一月 '24
+400
在31个频道中
Get PRO
十二月 '23
+270
在11个频道中
Get PRO
十一月 '23
+189
在16个频道中
Get PRO
十月 '23
+327
在20个频道中
Get PRO
九月 '23
+308
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+306
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+170
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+163
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+92
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+108
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+127
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+194
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+153
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+208
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+68
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+182
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+135
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+212
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+40
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+79
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+53
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+39
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+90
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+102
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+108
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+105
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+77
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+75
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+208
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
06 九月0
05 九月+3
04 九月+2
03 九月+1
02 九月0
01 九月+101
频道帖子
یاد گرفته‌ام که غرق نشوم، مگر زمان‌هایی که خودم بخواهم. و من دلیلی برایِ نخواستن ندارم. - از یادداشت‌هایِ روزانه‌ی علی

2
یاد گرفته‌ام که غرق نشوم، مگر زمان‌هایی که خودم بخواهم. و من دلیلی برایِ نخواستن ندارم! از یادداشت‌هایِ روزانه‌ی علی
1
3
- نمی‌دونم کِی قراره خبرنگار برسه و ازم درباره‌ی امروز بپرسه و منم بهش بگم: «هنوز، یگانه راهِ پیش‌روی، اثرگذاریست!» بعد هم شع+1
- نمی‌دونم کِی قراره خبرنگار برسه و ازم درباره‌ی امروز بپرسه و منم بهش بگم: «هنوز، یگانه راهِ پیش‌روی، اثرگذاریست!» بعد هم شعری که همیشه صنم می‌خونه رو بخونم: «تو یکی نِهی هزاری، تو چراغِ خود بی‌افروز.»
368
4
در حال اماده‌سازی برای کارگاه هستم و چای ریختم. شما چه خبر؟ t.me/BChatPlusBot?start=sc-2YPkul4pBvaF
11
5
ساعت کار می‌کند. چراغ‌ها روشن‌اند. گوشی‌ها زنگ می‌خورند. آدم‌ها حرف می‌زنند. کسی احتمالاً همین حالا دارد می‌خندد. و من هنوز نمی‌فهمم چطور ممکن‌ست، جهان بعد از این، این‌قدر عادی به نظر برسد.
475
6
- این‌که جمعه قراره کارگاهِ تاب‌آوری برگزار کنم، دقیقا در روزهایی که بیش‌تر از همیشه سعی می‌کنم تاب بیارم، در نوعِ خودش اتفاق
- این‌که جمعه قراره کارگاهِ تاب‌آوری برگزار کنم، دقیقا در روزهایی که بیش‌تر از همیشه سعی می‌کنم تاب بیارم، در نوعِ خودش اتفاقِ جالبیه! پ.ن: برای اولین‌بار کارگاه بزرگ‌سال قراره بذارم. تادا!
489
7
مهسا! آن سیگارهایی که به‌من دادی، حالا به ریسمانِ نجاتم مبدل شده. گفتی تصمیم‌ گرفته‌ای که ترک کنی، خوشحالم برایت. بالاخره کسی باید باشد که سیگاری روشن کند و ترک کردنِ سیگارِ دوستش را جشن بگیرد!
526
8
۶- دستمالِ مچاله‌شده‌ی رویِ میز، هنوز سفید است. باید خوش‌حال باشم اما نیستم. بعضی وقت‌ها آدم دلش می‌خواهد چیزی، هر چیزی، بالاخره ثابت کند آن‌چه درونش می‌گذرد واقعا اتفاق افتاده. خون‌ریزی دارم، اما چیزی برایِ اثباتش نه!
768
9
۵- قلبم تند می‌زند. دوباره مغزم سوت می‌کشد. چای‌ساز را خاموش می‌کنم. لابد آدم وقتی نمی‌داند با خودش چه کند، سیگار می‌کشد و آب را به‌جوش می‌آورد. رویِ مبل باز نشسته‌ام. بخاری که از دهانه‌ی چای‌ساز بیرون می‌زند بالا می‌رود، محو می‌شود و دوباره هیچ. چیزِ عجیبی نیست، بیش‌ترِ چیزهایِ زندگی همین‌طورند.
750
10
۴- غذا طعمِ مار می‌دهد! زهرِ مار! سریع تمامش می‌کنم که به کارهایم برسم. گریه‌ام را هم همین‌طور. کار و دلیل برایِ گریه زیاد دارم و سیگار کم. دستمالم را از جیبم در می‌آورم و گریه‌ام را پاک می‌کنم، اشک‌هایم دردناک است. باز هم دستمال خونی نمی‌شود.
737
11
۳- گلویم درد می‌کند. همیشه دوست داشتم دستمالی همراهم داشته باشم تا هم‌زمان با سرفه‌هایِ خونی،‌ آن‌را جلویِ دهانم بگیرم. فکر می‌کنم دردِ این سرفه‌ها همان‌قدر هست، فقط بدون خون.
709
12
۲- چای‌ساز صدایش در آمده. صدایم می‌کند. احتمالا چنددقیقه‌ای شده که جوش آمده و رویِ مبل نشسته‌ام. خاموشش می‌کنم. اما سوتِ سرم تمام نمی‌شود. کاش کله‌ام هم دکمه‌ای داشت؛
689
13
۱- رویِ تخت به سقفِ سفیدِ بالایِ سرم خیره شده‌ام. فکر کنم نزدیک به‌ یک‌ساعتی شده. شاید هم خیلی بیش‌تر از این‌ حرف‌ها. زمان را که ساخته که ما نمی‌توانیم از آن رهایی بیابیم؟ نمی‌دانم؛
701
14
برنامه این قسمت: خون‌ریزی داشتم؛ اما دستمالم سفید بود!
4
15
چایِ نصفه و معاشرتِ نصفه‌شبی: t.me/BChatPlusBot?start=sc-2YPkul4pBvaF
32
16
موزو! آدم بودن دردِ عجیبی‌ست. این‌را برای تویی که عروسک هستی، سخت بتوان توضیح داد. اما آدم بودن خیلی طاقت‌فرساست. باورت می‌شود زمانی که تمامِ اتم‌به‌اتمِ بدنت التماس می‌کند گریه کنی و اشک بریزی، باید جلویِ اشک‌ریختن‌هایت را بگیری و لبخند بزنی تا کسی «چه شده؟» را از تو نپرسد؟ خوش‌به‌حالت که نیازی نیست حرف بزنی و کاری انجام بدهی. تو همین‌طور که هستی دوست داشتنی‌ای و انتخاب می‌شوی. اما انسان بودن این‌گونه نیست. زمین را به آسمان می‌دوزی و زمان را قفل، باز هم نمی‌شود که نمی‌شود. می‌خواهم تمامِ دیوار‌ِ اتاق‌مان را با مشت لمس کنم تا درد، بودنم را اثبات کند اما سریعا می‌‌فهمم این هم پاسخ‌گو نیست. پاسخی دیگر نیست. کاش کشیشی بود تا بزرگ‌ترین اعترافِ عمرم را می‌کردم: « زورم نمی‌رسد ادامه دهم!» لبه‌ی پرتگاهی مرتفع گرفتار شده‌ام که دیگر نمی‌توانم راهی برایش بسازم. عقب بی‌آیم، سقوط می‌کنم. جلو بروم، می‌میرم. ساکن بمانم می‌سوزم؛ موزو! تو خوب می‌دانی من همیشه ترجیح می‌دهم به چشم‌هایِ شیطان زل بزنم تا این‌که بنشینم و غر بزنم. حتی از وَجَناتِ -منفی یا مثبتِ- بنده همین توداریِ محضِ‌ست اما زمانی که شیطان: خداست، باید چه‌کار کرد؟ نمی‌دانم پیشِ خدا از چه‌کسی شکوه کنم. آه. لحظه‌ای فکر کردم شکایت کردن، می‌تواند کارم را راه بی‌اندازد. بیهوده‌ست. همه‌چیز بیهوده‌ست. تلاشِ مبرمی برایِ خندیدن می‌کنیم و به‌راحتی، با بشکنِ خدایی که آن‌بالاها نشسته، صرفا برایِ خنده‌ و شادابی‌اش تمامِ غم‌ها بر سرمان خالی می‌شود! خوب شد که تو عروسکی کم‌سن ‌و سال هستی و هنوز امّید داری! امّید خوب است، برایِ خودت.
755
17
- موزویِ شنونده به دردهایم:+1
- موزویِ شنونده به دردهایم:
597
18
موزو! آدم بودن دردِ عجیبی‌ست. این‌را برای تویی که عروسک هستی، سخت بتوان توضیح داد. اما آدم بودن سخت و طاقت‌فرساست.
1
19
فائزه که می‌خواست ازم عکس بگیره براش خوندم: «از من ننداز نه به همه بگو کج بودم کم داشتم شاید دلت بخواد من باشم دست رو شونت با
فائزه که می‌خواست ازم عکس بگیره براش خوندم: «از من ننداز نه به همه بگو کج بودم کم داشتم شاید دلت بخواد من باشم دست رو شونت باهات توو عکس جاشم ولی من و این حرفِ رو هوا پرتی حواس و لَنگی دماغ أ پایه میکنیم عکستو خراب تکون بده دستتو برام برو اینجا هیچ چی دیدنی نیست!» - عکس، شایع
651
20
قرار نیست وسطِ آتش، فلسفه‌ی آتش را بفهمم! قرار نیست وقتی همه‌چیز می‌سوزد، بنشینم و درباره‌ی معنای سوختن فکر کنم؛ قرار نیست از خاکسترها نظریه‌ای برای ادامه‌دادن بسازم. قرار نیست هر اتفاقی دلیلی داشته باشد، هر رفتنی درسی، و هر زخمی راهی برای بهترشدن. گاهی زندگی فقط بی‌رحم است؛ بی‌مقدمه، بی‌توضیح، بی‌آنکه حتی فرصتِ آماده‌شدن به من بدهد. - از یادداشت‌هایِ روزانه‌ی علی
725