748
订阅者
-224 小时
-27 天
无数据30 天
帖子存档
747
من این نوشته را ده بار در کانال خودم خواندم و متوجه نشدم که «داشته» را «داشنه» نوشتهام. اما همین که در یک کانال دیگر دیدم، متوجه شدم که میگفت: سلام ای کور!
747
من دربارهٔ مافیای سینمایی و سازوکارهای صنعت فیلم چندان نمیدانم، اما تا جایی که دیدهام، هالیوود هم کم فیلم مسخره و اغراقآمیز ندارد؛ با این تفاوت که سینمای بالیوود در بسیاری از جمعها بسیار بیشتر دستمایهٔ تمسخر قرار گرفته است. شاید بخشی از این تفاوت به جایگاه فرهنگی و قدرت تاریخی غرب برگردد؛ اینکه چه چیزی «سینمای جدی» تلقی میشود و چه چیزی «عامهپسند» یا «مسخره»، همیشه فقط مسئلهٔ کیفیت هنری نبوده است.
شاید مسئله برای من در نهایت خودِ فیلم هندی هم نباشد. مسئله این است که چرا بعضی چیزها را وقتی از فرهنگ خود ما یا از خاطرات کودکی و نوجوانی ما میآیند، به محض اینکه سلیقه ما تغییر میکند، با تحقیر نگاه میکنیم. مگر قرار است هر چیزی که امروز دوست نداریم، خاطرهای را که زمانی برای ما ساخته هم بیارزش کند؟
من هنوز هم فیلم میبینم و موسیقی هندی میشنوم و با دیدن فیلمهایش یاد گذشتهها میفتم و خوشحال میشوم و از شنیدن آهنگهایش لذت میبرم و به نظرم این، دلیل کافی برای دوست داشتنشان است.
747
یک موضوع برای من جالب است؛ اینکه کسی فیلمهای هندی را مسخره کند. در حقیقت ما هنوز هم فیلم هندی میبینیم. باری، برای دوستم گفته بودم که من آهنگها و فیلمهای هندی را بیشتر از اینکه برای هندیبودنشان دوست داشنه باشیم، برای این دوست دارم که من یک عالم خاطره دارم از موقعی که آن فیلمها را دیده بودم و آهنگها و سینمای بالیود برای من چیزی شبیه نوستالژی است. اینکه در این اواخر چندتا فیلم و سریال هالیود ببینیم و چیزهایی را که باعث پررنگتر شدن خاطرات قدیمی ما شده بودند، مسخره کنیم، فکر نکنم خیلی خوبیت داشته باشد و با نوستالژیپرستی ما جور بیاید.
747
روزهای اول، فقط خانواده و چندتا دوستهایم اینجا بودند. بعدش کمی جرأت را از چهار طرف وام گرفته و دژم را با دوستان فیسبوک به اشتراک گذاشتم. باری، وقتی اعضای کانال نزدیک چهار صد شد، کانال را خصوصی کردم. دو بار دیگر هم همین قصه تکرار شد و بالاخره به زیاد شدن دوستان در کانال عادت کردم و رسیدیم به اینجا.
747
Repost from پارههای یک نگاه
+1
داشتم کانال فرح جان را گشت میزدم که این گوشه کتاب خیلی به دلم نشست و وادارم کرد با عجله پنسل به دست بگیرم و گوشه کتاب رسمش کنم.
خیلی هم بد نشده، نه؟
747
+1
من آب شدم سراب دیدم خود را
دریا گشتم حباب دیدم خود را
آگاه شدم تمام دیدم غفلت
بیدار شدم به خواب دیدم خود را
بینوای بدخشانی
747
منتظر هستم که کانال یک هزارتایی شود و من خودم را سلیبریتی بدانم و بگویم: «برای پیشبرد کانال، ادمین گرفتهام.» بعد، هرچه دلم شد، بنویسم و پُست کنم و به گردن ادمینِ نامرئی بیندازم.
747
من این روزها از بیکاری، بیکار نمیشوم که بخندانمتان یا بگریانمتان. امیدوارم خودتان آنقدر خلاقیت داشته باشید که بهانهای برای خندیدن یا گریستن پیدا کنید.
747
Repost from N/a
من آب شدم سراب دیدم خود را
دریا گشتم حباب دیدم خود را
آگاه شدم تمام دیدم غفلت
بیدار شدم به خواب دیدم خود را
بینوای بدخشانی
747
وقتی به یک نوشته یا عکس در تلگرام واکنش نشان میدهی و بعد میبینی چند نفر دیگر هم دقیقن همان واکنش را زدهاند، یک لحظه احساس میکنی رهبر ارکستری که همه با اشارهٔ تو ساز میزنند. بعد هم به خودت میگویی: «خسته نباشی، رهبر!»
