3 106
订阅者
+124 小时
+27 天
+1930 天
帖子存档
3 106
زندهنامان یا گمنامان تبریز!
🖊نوشته: دکتر مرتضی مجدفر
عصر روز یکشنبه ۱۹بهمن ۱۴۰۴، به طور تصادقی شبکه خیر۲ تلویزیون را باز میکنم. تلویزیون در حال پخش مراسمی است که زندهنامان تبریز نامیده شده و به همت سازمان فرهنگیهنری شهرداری تبریز در حال برگزاری است. از قرار، هدف این برنامه تجلیل از بزرگان شعر، ادب، فرهنگ، تاریخ، سینما، ورزش، نویسندگی و... است که یا تبریزی بودهاند(یا هستند) یا زمانی در این شهر زیستهاند. اعلام نام زندهیاد محمد عابد، شاعر قدرتمند تبریزی و فرزند مولانا یتیم، و علیرضا زریندست، کارگردان و فیلمبردار شناختهشده همین شهر، خوشحالم میکند. ولی بقیه اسامی، ضمن احترام به شخصیت و جایگاه هر یک از آنان، چنگی به دل نمیزند. ضمن این که به نظر میرسد شهرداری تبریز به عمد یا به سهو، از نام خیلیها عبور کرده یا آنها را به جرم شهروند درجه ۲ بودن در فهرست خود جای نداده است. برای مثال چرا نباید در این فهرست، نامی از دکتر حسین محمدزاده صدیق تبریزی، با ۳۰۰ اثر چاپ شده و دهها کار ماندگار دیگر نیست؟ چرا نام دکتر جواد هئیت، با تاثیرگذاری بیبدیلاش در فرهنگ و زبان و ادبیات آذربایجان فراموش شده است؟ نام رحیم رئیسنیا، مولف بیبدیل آثار تاریخی، بهویژه تاریخ تبریز در این فهرست دیده نمیشود؟ همچنین زندهیاد صمد سردارینیا که عمر خود را وقف بازنمایی تاریخ شهر اولینها، تبریز، کرد، چرا فراموش شده است؟ همچنین نام سعید منیری، تاریخنگار دیگر تبریزی که در بازنمایی تاریخ معاصر این شهر نقش اساسی داشت، چرا در این فهرست خالی بود؟ چرا نام کریم مشروطهچی(سونمز) در این مراسم برده نشد، کسی که بیش از سه برابر آثار عابد، اثر چاپ و تحسین شده دارد؟ چرا نام یحیی شیدا، اخوان پیمان، اخوان احمدزاده، فرنود، بوداغی، آرش آزاد، حسین اولدوز، رضا همراز و خیلیهای دیگر که روزنامهنگاران برجسته تبریزی بوده و هستند، فراموش شد؟ چرا نام دکتر علیاکبر شعارینژاد، کسی که ۶۶ سال معلمی و استادی کرد و آثارش در حوزه روانشناسی و علوم تربیتی هنوز منبع دست اول مدارس و دانشگاههای کشور است، در این فهرست نبود؟ آیا در این فهرست نمیتوانستند به معلمان و استادان ماندگار زنده و زندهیاد تبریز اشاره کنند؟ افرادی چون زندهیادان باغچهبان و بهرنگی و ماندگارانی چون حبیب فرشباف، رستگار و دکتر حسن عشایری؟
اسامی فراموششدگان آن چنان زیاد است که از فرط عصبانیت نمیتوانم نام آنها را در این یادداشت بیاورم.
برگزاری چنین مراسمهایی به جای آن که به ایجاد تعلق خاطر اقشار گوناگون جامعه منجر شود، موجب جدایی و دوری آنها خواهد شد. ضمن احترام به همه افرادی که نامشان در این مراسم برده شد و از خودشان یا خانوادهها و بازماندههای آنها تجلیل شد، به نظر من شهرداری تبریز با این کار خود، به نوعی تفکر تقسیمبندی شهروندی و تلقین خودی و نخودی و دوست و دشمن را ترویج و زخمی ایجاد کرد که زخمهایش به این زودی التیام نخواهد یافت. من به عنوان یک تبریزی، به شدت از برگزاری این مراسم دلآزرده و ناراحتم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۹
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 106
علی رشتبر "قاییب "
آدینی چکمک گوناه
سؤزونو دئمک یاساق
سنی بئله دوشونمگی ده حرام دئییرلر
نه ائتملییم
چارام ندیر
دئیهسن
سنی ده
قورخا-قورخا
و
تیکه-تیکه سئوملییم
وطنیم کیمی
3 106
نقاشی: قتل عام بیگناهان، ۱۸۲۴
نقاش: لئون کوگنیه
در تاریخ هنر، نقاشیهای کمی به اندازه این اثر ترسناک وجود دارد. این صحنه، «قتل عام بیگناهان» کتاب مقدس را به تصویر میکشد، جایی که پادشاه هیرودیس دستور اعدام تمام کودکان خردسال پسر در بیتلحم را داد. اما هنرمند به جای نشان دادن مستقیم خون و شمشیرها، بر چیزی بسیار دردناکتر تمرکز میکند: سکوت مادری که برای زنده ماندن تلاش میکند.
او در گوشه یک ساختمان ویران پنهان شده و بدنش را به سنگ سرد فشار میدهد. دستش را روی دهان فرزندش گذاشته و ناامیدانه سعی میکند او را ساکت نگه دارد. بیرون، در نور شدید خورشید، سربازان در حال قتل عام خانوادهها هستند. میتوانید هرج و مرج را در پسزمینه ببینید، اما وحشت واقعی در چشمان اوست. آنها از وحشت گشاد شدهاند، مستقیماً به ما خیره شدهاند و التماس معجزهای میکنند که قرار نیست اتفاق بیفتد.
دلخراشترین جزئیات، تضاد است. نوزاد برای این یک ثانیه در آغوشش در امان است، اما مادر میداند که این فقط موقتی است. دیوار فروریخته هیچ محافظت واقعی ارائه نمیدهد. این نقاشی لحظه قبل از پایان اجتنابناپذیر را منجمد میکند
3 106
ترانه ای جدیدی از "شروین حاجی پور"
پوتینه رو گلوم
طناب دور گردنم
جای ترکه رو پاهام
ولی بازم حرف میزنم ...
3 106
Repost from ادبیات سئونلر
شعر : کریم قربانزاده
برگردان به فارسی: مجتبی نهانی
من اؤلندن سونرا
منی دار دودوک مزارا باسدیرمایین
حسرتی، حسرته قالادیم
دردی، درده جالادیم
اللریمده قابار، روحومدا چادار
نه ائل بیر گون گؤردو نه ده کی وطن
سئوگیمی گیزلتدیم قاچاق مال کیمی
خاطیره لر دوستاغی اولدو آزادلیق
و سیز، من اؤلندن سونرا
منی دار دودوک مزارا باسدیرمایین
سهنده، ساوالانا تاپشیرین
آچیق دوزنلرده باسدرین
کولک لر اسسین سینم اوستونه
دلی شیمشک لر شاخسین
اولدوزلار آخسین
گونش یاندیریب یاخسین
مزاریمی
قاطار، قاطار قوشلارین کؤچ یولوندا باسدیرین
و من اوچوش حسرتینده اؤلن بیری ام
منی دار دودوک مزار لاردا باسدیرمایین
بعد از مرگم
مرا در گوری تنگ و تاریک دفن نکنید
حسرت را حسرت کشیدم
درد را بر روی درد پاشیدم
دست هایم پینه بسته و
روحم، ترک برداشته
قبیله و وطنم یک روز خوش ندیدند
عشقم را مثل کالای قاچاق پنهان کردم
زندان خاطره ها، شبیه آزادی شد
و شما، بعد از مرگم
مرا در گوری تنگ و تاریک دفن نکنید
مرا به سهند و سبلان بسپارید
مرا در دشت های وسیع دفن کنید
کولاک بر روی سینه ام جولان دهد
رعد و برق دیوانه، بر فراز آسمان بدرخشد
ستاره ها جاری شوند
خورشید به آتش بکشد و بسوزاند
مزارم را
در راه کوچ فوج فوج پرندگان بگذارید
و من کسی هستم
که در حسرت پرواز مرده ام
مرا در گوری تنگ و تاریک دفن نکنید
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 106
Repost from ادبیات سئونلر
اوشاق ادبیاتی
آی اوشاقلار ال اله
شعیر: علیرضا نابدل «اوختای»
سس:«یعقوب ظروفچی»
«یعقوب ظروفچونون» ابدی خاطیره سینه عشق اولسون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 106
سیاوش_کسرایی
این بار
بارِ دگر اگر به درختی نظر کنم
یا از میانِ بیشه و باغی گذر کنم
چشمم به قدّ و قامتِ دار و درخت نیست
چشمم به رویِ نقش و نگارِ بهار نیست
چشمم به برگ نیست
چشمم به غنچه و گل وسبزینه خار نیست
چشمم به دستهای پُرِ شاخسار نیست
این بار چشمِ من به سوی آشیانه هاست
آنجا که میتپد دل نوزادِ زندگی
وندر هجومِ سختترین تندبادهاست
آماجگاه تیرِ تگرگ و سنانِ برق
پروازگاهِ خوشدلی و خانه ی بلاست
چشمم به لانه هاست
ای جوجگانِ از دل توفان برآمده
چشمم پیِ شماست!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 106
شعیر:جلیل_جاوانشیر
کؤچورن :پاشا_موغانلی
دلیلیک
هئچ اولماسا عؤمرونده بیرجه یول
دلیلیک ائدهسن...
گونشه گؤزلرینی قییمادان باخیب،
قوجاقلایاسان تیکانلی بیر گول کولونو.
مثلا، تویونون ایل دؤنومونده
او قدر ایچهسن کی،
اونوداسان اوشاغینین اوزونو، ائوینین یولونو.
هئچ اولماسا عؤمرونده بیرجه یول
دلیلیک ائدهسن...
هئچ واخت اوزونو گؤرمهدییین بیر قادینا زنگ
ائدیب "گل سئویشک" دئیهسن.
ساچلارینی دارامامیش چیخاسان ائودن.
جورابی آیاققابینین اوستوندن گئیهسن.
هئچ اولماسا عؤمرونده بیرجه یول
دلیلیک ائدهسن...
توپورهسن اوزو کولهیه،
سونرا گولهسن.
چیخیب گئدهسن سنی تانییان دوستلارین حیاتیندان
ایچهسن ائششک کیمی
قارشینا چیخان هامینی سؤیهسن.
هئچ اولماسا عؤمرونده بیرجه یول
دلیلیک ائدهسن...
اؤز قیمتیندن ده اوجوز
"دوشمن جبههیه" ساتیلاسان.
بیر آددیم گئرییه چکیلیب،
یئر کورهسینین اوستوندن آتیلاسان...
هئچ اولماسا عؤمرونده بیرجه یول
دلیلیک ائدهسن...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 106
ساواشی
دانیشماق دان یاخشی باجارریق،
مین ایل دیر قولاقلاریمیزا پانبیق باسمیشیق
قان توکمک
ائشیتمک دن راحات دیر...
3 106
کریم گول اندام
ازلدن ابده!
اُولومدان اوُلومه گئدن یولچویام ،
ساغچی یام بیلمیرم یوخسا سولچویام ؟!
سانکی ازل چاغدان ائله من بویام !
من کیمم ،بو گل -گئت ،بوحیات نه دیر؟
• ظولمت دریاسینین باغرینی یاردیم،
• گونشه چاتارکن ساندیم قورتاردیم !
• گوُزله مه دن یئنه ظولمته واردیم ،!
• بیلمه دیم قورولموش بو بوسات نه دیر!؟
•
• یئرین بئشیگینده ییرغالانیرام،
• زمان اوکیانیندا چالخالانیرام،
• کائینات بطنینده دالغالانیرام،
• یئرنه ،زمان نه دیر، کائینات نه دیر؟
•
• بیلیکله یوکسه لیب نردووانلاری،
• سیر ائتدیکجه سونسوز کهکشانلاری،
• زمانین دیشیندا لا مکانلاری ،
• حیرتده قالیر ام بو شاهمات نه دیر !
•
• ندن انسان اوغلو فلسفه بازدی؟
• هانسی فیکیر درین ،هانسی دایازدی؟
هگل نه دوشوندو،نیچه نه یازدی ؟
افلاطون،ارسطو ،یا سوقرات نه دیر!
انساندی یارادان مین -بیر آللا هی!
آلله مقامینا چاتدیران شاهی !
دوغروبئله دیر سه سوُیله بس داهی
بو اوروج بو ناماز بو ذکات نه دیر؟!
بئش گون بو دونیادا من قوناق اولدوم
اودا سرگشته بیر اویونجاق اولدوم!
خیالدان بوشالدیم ،عاغیلا دولدوم !
نه معنانی قاندیم نه ده ذات نه دیر !
میلیونلار پیغمبر مینلرجه ایمام،
گلسه ده قیرغینلار اولمادی تامام!
نه فایدا یهودا،نصارا ، اسلام !
بیرقران ،دوُرد اینجیل ،بیر تورات نه دی؟!
هر دینه قوللوقچو اولدوم یورولدوم !
مارکس اولدوم ،کانت اولدوم اپیکور اولدوم !
عشق ایله قورولدوم کوُکدن دورولدوم !!
آنلادیم مقالات،منشئات نه دیر !!
اورمو_دی آیی ۱۴۰۴
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
