ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

نشر میلکان | Milkan

نشر میلکان | Milkan

前往频道在 Telegram

هر کتاب داستانی داره، شاید کتاب بعدی داستان زندگی‌ت رو تغییر بده📚 💬 ارتباط با ما: t.me/nashremilkan?direct وبسایت نشر میلکان برای تهیه‌ی کتاب‌ها: https://milkan.ir صفحه‌ی اینستاگرام ما: https://instagram.com/milkanpub

显示更多

📈 Telegram 频道 نشر میلکان | Milkan 的分析概览

频道 نشر میلکان | Milkan (@nashremilkan) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 31 047 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 1 013,并在 伊朗 地区排名第 11 389 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 31 047 名订阅者。

根据 22 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 193,过去 24 小时变化为 5,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 21.63%。内容发布后 24 小时内通常能获得 7.94% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 718 次浏览,首日通常累积 2 465 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 164。
  • 主题关注点: 内容集中在 میلکان•, •نشر, وقت, کس, ذهن 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“هر کتاب داستانی داره، شاید کتاب بعدی داستان زندگی‌ت رو تغییر بده📚 💬 ارتباط با ما: t.me/nashremilkan?direct وبسایت نشر میلکان برای تهیه‌ی کتاب‌ها: https://milkan.ir صفحه‌ی اینستاگرام ما: https://instagram.com/milkanpub”

凭借高频更新(最新数据采集于 23 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。

31 047
订阅者
+524 小时
+1387 天
+19330 天
帖子存档
۵ شب با جیمز نوربری | شب دوم: شروع ناقص 📖 از کتاب گربه‌ای که ذن یاد می‌داد ببر رو به گربه کرد و گفت: «می‌خوام یه مسیر جدید ر
۵ شب با جیمز نوربری | شب دوم: شروع ناقص
📖 از کتاب گربه‌ای که ذن یاد می‌داد
ببر رو به گربه کرد و گفت: «می‌خوام یه مسیر جدید رو طی کنم؛ ولی برای شروع چندان هم آماده نیستم. دیدم که راهب‌های معبد کتاب‌هایی دارن پر از حکمت. من هم باید قبل‌از شروع، همه‌ی اون‌ها رو بخونم.» گربه گفت: «این تابلوی راهنما رو ببین. این مقصد نیست، فقط مقصد رو نشون می‌ده... خب کتاب‌ها هم راه نیستن؛ ولی می‌تونن کمکت کنن راه رو پیدا کنی. درست مثل تابلوی راهنما، اگه تمام وقتت رو بذاری برای خوندنش، هیچ‌وقت به اونجایی که می‌خوای بری، نمی‌رسی. ببر مدتی به فکر نشست و سپس رو به گربه کرد. گفت: «پس یعنی می‌گی بااینکه احساس آمادگی نمی‌کنم، باید همین‌الان راهیِ مسیر جدید بشم؟» گربه گفت: «بهتره سفر رو شروع کنی، یه اشتباه‌هایی هم بکنی و مسیرت رو اصلاح کنی، به‌جای اینکه منتظر بشینی تا همه‌چی عالی بشه و هیچ‌وقت شروع نکنی.» ببر گفت: «متوجهم. پس فکر کنم دیگه وقتش شده راه جدیدم رو شروع کنم. ازت ممنونم، گربه.» 📚 گربه‌ای که ذن یاد می‌داد ✍ جیمز نوربری •نشر میلکان• @nashremilkan

۵ شب با جیمز نوربری | شب دوم: احساس پوچی 📖 از کتاب به‌سوی دنیایی زیبا «گاهی باید به خودم یادآوری کنم... من کافی‌ام.» اژدهای
۵ شب با جیمز نوربری | شب دوم: احساس پوچی 📖 از کتاب به‌سوی دنیایی زیبا «گاهی باید به خودم یادآوری کنم... من کافی‌ام.» اژدهای کوچک گفت: «اگه کافی‌ام، پس چرا باید برای هر چیزی تلاش کنم؟» پاندای بزرگ با پنجه‌ی بزرگش دست اژدهای کوچک را گرفت و گفت: «لذت بردن از دنیا بی‌نظیره. امتحان کردن چیزهای جدید، رفتن توی دل مشکلات، موفقیت‌ها و شکست‌ها، همه‌شون حرف ندارن؛ ولی هیچ‌کدوم باعث نمی‌شن بیشتر از چیزی بشی که همین حالا هستی. رشد این نیست که به موجود دیگه‌ای تبدیل بشی، بلکه شکوفا کردنِ همین چیزیه که همیشه بودی.» اژدهای کوچک گفت: «گاهی احساس می‌کنم پوچ و بی‌هدفم.» پاندای بزرگ گفت: «بی‌هدفی به معنای پوچی نیست. این‌جوری بهش نگاه کن که وقتی هدفی نداری، می‌تونی آزادانه بگردی، جست‌وجو کنی و بذاری زندگی بدون اینکه توقعی داشته باشی، پیش بره.» 📚 به‌سوی دنیایی زیبا ✍ جیمز نوربری •نشر میلکان• @nashremilkan

۵ شب با جیمز نوربری | شب دوم: مواجهه با ترس‌ها 📖 از کتاب سفر ترس مانع مردن نمی‌شه، ولی می‌تونه مانع زندگی‌کردن بشه. پاندای ب
۵ شب با جیمز نوربری | شب دوم: مواجهه با ترس‌ها
📖 از کتاب سفر
ترس مانع مردن نمی‌شه، ولی می‌تونه مانع زندگی‌کردن بشه. پاندای بزرگ گفت: «ما باید بریم سفر، بریم اون طرف رودخونه.» اما متوجه شد که انگار اژدهای کوچک نگران است. «چیه، کوچولو؟» اژدهای کوچک سرش را بالا آورد و آرام گفت: «می‌ترسم، من نمی‌خوام از رودخونه رد بشم.» پاندای بزرگ گفت: «ترسیدن طبیعیه، ولی خب گاهی درهرحال باید ادامه بدیم. ترس مانع مردن نمی‌شه، ولی می‌تونه مانع زندگی‌کردن بشه.» آن‌ها بالاآمدن خورشید از فراز کوه‌های تاریک را تماشا کردند. پاندای بزرگ گفت: «یه چیزی باید تغییر کنه، دوست کوچیک من. ولی خب اگه ایجاد تغییر آسون بود، احتمالاً اون موقع دیگه خیلی کار مهمی نبود. تغییر بزرگ تلاش زیاد می‌خواد.» اژدهای کوچک گفت: «حق با توئه. قطعاً ردشدن از رودخونه من رو می‌ترسونه و خب موقع ردشدن ازش هم می‌ترسم، ولی درهرصورت انجامش می‌دم.» 📚 سفر ✍ جیمز نوربری •نشر میلکان• @nashremilkan

۵ شب با جیمز نوربری | شب اول: در ستایش دوستی 🧡 📖 از کتاب پاندای بزرگ و اژدهای کوچک • پاندای بزرگ پرسید: «کدومش مهم‌تره، سفر
۵ شب با جیمز نوربری | شب اول: در ستایش دوستی 🧡
📖 از کتاب پاندای بزرگ و اژدهای کوچک
• پاندای بزرگ پرسید: «کدومش مهم‌تره، سفر یا مقصد؟» اژدهای کوچک گفت: «همسفر.» • اژدهای کوچک پرسید: «سه تا آرزوی تو چیه؟» پاندای بزرگ کمی به فکر فرو رفت و گفت: «ما با هم... سفر کنیم... زیر بارون.» • پاندای بزرگ گفت: «بهترین چیزی که با چای می‌چسبه یه دوست خوبه.» اژدهای کوچک گفت: «از حرف زدن و گوش دادنت خوشم می‌آد و از سفر کردن با تو لذت می‌برم، ولی بیشتر از همه‌ی این‌ها، حسی رو دوست دارم که تو بهم می‌دی.» • اژدهای کوچک گفت: «نمی‌تونم از این چاله بیام بیرون.» پاندای بزرگ لبخندی زد و گفت: «پس من می‌آم و اونجا پیشت می‌شینم.» اژدهای کوچک گفت: «همه‌ی قدرتم تموم شده و تو بهم قدرت می‌دی.» • پاندای بزرگ گفت: «راه پیش رو انگار دشواره.» اژدهای کوچک گفت: «مهم نیست که چقدر سخت شه، باهم باهاش روبه‌رو می‌شیم.» • اژدهای کوچک گفت: «می‌دونی، ممکنه بعداً با کلی اشتیاق از روزهای خوب قدیم یاد کنیم.» پاندای بزرگ گفت: «پس بیا هیچ‌وقت دست از خاطره‌سازی برنداریم.» 📚 پاندای بزرگ و اژدهای کوچک ✍ جیمز نوربری •نشر میلکان• @nashremilkan

📚 ۵ شب با کتاب‌های جیمز نوربری جیمز نوربری، نه شعار می‌دهد و نه نصیحت می‌کند. فقط با تصاویر و کلماتش دستمان را می‌گیرد و به
📚 ۵ شب با کتاب‌های جیمز نوربری جیمز نوربری، نه شعار می‌دهد و نه نصیحت می‌کند. فقط با تصاویر و کلماتش دستمان را می‌گیرد و به همان خلوتِ آرامی می‌برد که همیشه دنبالش می‌گردیم. از آنجا که رأی‌های شما تقریباً به هم نزدیک بود و برای خود ما هم انتخاب بین این کتاب‌های دوست‌داشتنی سخت بود، تصمیم گرفتیم به مدت ۵ شب، هر شب مهمانِ دنیای آرامش‌بخش و لطیف یکی از کتاب‌های جیمز نوربری باشیم. در این ۵ شب قرار است با هم در مسیر سفرِ شخصیت‌های دلنشین کتاب‌های او همراه شویم، از دلِ چاله‌ها و سختی‌ها عبور کنیم و زیر باران قدم بزنیم. پس چای‌تان را بریزید و با اولین شب از این هم‌خوانی شبانه کنار ما باشید. ☕️

دوست دارید هم‌خوانی‌های شبانه را ادامه بدیم (👍) یا خیر (👎)؟ اگر پیشنهاد دیگری هم دارید می‌توانید برایمان بنویسید: http://t.me/nashremilkan?direct ممنونیم که همراه میلکان هستید 🧡

مهم نیست که چه کاری می‌خواهید انجام دهید، لازم نیست باهوش‌ترین، سریع‌ترین یا بااستعدادترین فرد باشید تا به اهدافتان برسید. تنها کافی است بیشترین مداومت را داشته باشید. 📚 ارتقای فردی ✍️راب دایل •نشر میلکان• @nashremilkan

پایان هفت شب سوگواری و تأمل 🖤 این هفت شب گذشت، اما می‌دانیم که بار اندوه یک‌شبه سبک نمی‌شود. هدف این نبود که جای خالی عزیزانمان را با چند جمله پر کنیم؛ فقط می‌خواستیم یادآوری کنیم که در این تاریکی تنها نیستید و این دردهای عمیق، بخشی از انسان‌بودن همه‌ی ماست. شاید بهترین توصیف برای پایان این شب‌ها، همان جمله‌ی پایانی آلن دوباتن در این جستار باشد: «بی‌نهایت دل‌تنگشان می‌شویم؛ بااین‌حال، آن‌ها هنوز و همیشه همین‌جا هستند.» با آرزوی آرامش برای روان‌های زخم‌خورده و روزهای روشن برای همه‌ی ما. 🌱 •نشر میلکان• @nashremilkan

🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری شب هفتم: تاب‌آوردن دوام‌آوردن عمیق‌ترین شکل وفاداری است. وقتی دوباره لبخند می‌زنیم، وقتی یک
🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری
شب هفتم: تاب‌آوردن
دوام‌آوردن عمیق‌ترین شکل وفاداری است. وقتی دوباره لبخند می‌زنیم، وقتی یک وعده غذای خوب می‌خوریم، یا وقتی بعد از مدت‌ها پروژه‌ای را شروع می‌کنیم، ممکن است حسی شبیه خیانت یقه‌مان را بگیرد: «چطور می‌توانم زندگی کنم، وقتی او دیگر نیست؟» اما حقیقت این است: دوام‌آوردن، پشت‌پازدن به عشق نیست؛ عینِ وفاداری به آن است. ذات عشق در این است که خیر و حیات معشوق را بخواهد. هیچ انسانی که ما را از صمیم قلب دوست داشته، آرزو نمی‌کرده که با رفتن او، شعله‌ی زندگی ما هم خاموش شود. آن‌ها می‌خواستند ما بمانیم، تاب بیاوریم و اگر می‌توانیم، باز هم طعم زیبایی‌های دنیا را بچشیم. ما هرگز آن‌ها را فراموش نمی‌کنیم؛ اما فردا و فرداها به زیستن ادامه خواهیم داد. ما زندگی می‌کنیم، نه به این خاطر که جای خالی‌شان پر شده، بلکه به این خاطر که توانسته‌ایم آن جای خالی را به بخشی مقدس و همیشگی از جانمان تبدیل کنیم. بی‌نهایت دل‌تنگشان می‌شویم؛ اما با دلی پر از عشق، ادامه می‌دهیم. 📚 رواقی‌گری و ببرهایی که برای عصرانه می‌آیند ✍️مدرسه زندگی •نشر میلکان• @nashremilkan

🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری شب ششم: آن‌ها در آرامش‌اند رهایی از این ترس که نکند تنهایشان گذاشته‌ایم عشق گاهی بازی‌های غر
🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری
شب ششم: آن‌ها در آرامش‌اند
رهایی از این ترس که نکند تنهایشان گذاشته‌ایم عشق گاهی بازی‌های غریبی با ذهن سوگوار می‌کند. این هراس پنهان به جانمان می‌افتد که نکند عزیز ازدست‌رفته‌مان جایی درد می‌کشد؟ نکند احساس تنهایی می‌کند؟ نکند وقتی ما به کارهای روزمره‌مان می‌رسیم، حس می‌کند رهایش کرده‌ایم یا فراموش شده است؟ این نگرانی‌ها بازتاب ترسِ خود ما از مرگ است، نه واقعیت وضعیت آن‌ها. باید خیالمان راحت باشد: آن‌ها در آرامشی مطلق به سر می‌برند. دیگر دردی وجود ندارد، اضطرابی نیست و هیچ نیازی به چیزی ندارند. آن‌ها از اینکه ما به زندگی ادامه می‌دهیم ناراحت نمی‌شوند، از ما بابت کارهایمان دلگیر نیستند و هیچ انتظاری از ما ندارند. عبور از مرز مرگ شاید برای فرد درحال احتضار سخت باشد، اما خودِ «مرگ» هیچ ترسی ندارد. آن‌ها به سکونی امن و عمیق رسیده‌اند؛ امن‌ترین نقطه‌ای که هستی می‌تواند به کسی ببخشد. بار نگرانی برای حال آن‌ها را از روی دوشتان بردارید؛ حالِ آن‌ها خوب است. 📚 رواقی‌گری و ببرهایی که برای عصرانه می‌آیند ✍️مدرسه زندگی •نشر میلکان• @nashremilkan

🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری شب پنجم: جاودانگی «مرگ واقعی زمانی است که آخرین بازمانده چشم فروببندد؛ آن‌ها درون ما زنده‌ان
🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری شب پنجم: جاودانگی «مرگ واقعی زمانی است که آخرین بازمانده چشم فروببندد؛ آن‌ها درون ما زنده‌اند» مرگ واقعی یک انسان چه زمانی رخ می‌دهد؟ قطعا آن لحظه‌ای نیست که نفسش بند می‌آید یا کالبدش به خاک سپرده می‌شود؛ مرگ واقعی زمانی است که آخرین کسی که از او تأثیر پذیرفته، چشم از جهان فروببندد. با این حساب، رفتگان ما هنوز راه درازی برای زندگی در پیش دارند. آن‌ها درون ما زنده مانده‌اند. گفت‌وگوی ما با آن‌ها هرگز متوقف نمی‌شود. وقتی سر یک دوراهی می‌مانیم و از خودمان می‌پرسیم «اگر او بود چه می‌گفت؟»، وقتی ناخودآگاه تکیه‌کلامشان را به کار می‌بریم، وقتی با خندیدن به چیزی یاد نگاه آن‌ها می‌افتیم، یعنی آن‌ها هنوز همین‌جا هستند. آن‌ها سنگ صبور ذهن ما شده‌اند. صدایشان، توصیه‌هایشان و نگاهشان در اعماق روان ما لانه کرده است. خاک می‌تواند کالبد را بگیرد، اما دستش به میراثی که در جان ما کاشته‌اند نمی‌رسد. آن‌ها دارند با ما و از دریچه‌ی چشم ما دنیا را تجربه می‌کنند. 📚 رواقی‌گری و ببرهایی که برای عصرانه می‌آیند ✍️مدرسه زندگی •نشر میلکان• @nashremilkan

🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری شب چهارم: قدردانی امید داشتند خاطره‌شان صرفاً سرچشمه‌ی درد نباشد در ماه‌های اول پس از فقدان،
🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری
شب چهارم: قدردانی
امید داشتند خاطره‌شان صرفاً سرچشمه‌ی درد نباشد در ماه‌های اول پس از فقدان، ذهن ما به طرز بی‌رحمانه‌ای روی روزهای آخر، لحظه‌ی شنیدن خبر، بیماری، یا صحنه‌ی وداع قفل می‌شود. انگار تمام آن رابطه‌ی چندساله یا چندده‌ساله در همین نقطه‌ی تاریکِ پایان خلاصه شده است. اما اگر آن عزیز می‌توانست با ما حرف بزند، احتمالاً از غرق‌شدن ما در این درد غصه می‌خورد. البته که دوست داشت دل‌تنگش باشیم، اما دلش نمی‌خواست یاد و خاطره‌اش فقط سرچشمه‌ی اشک و عذاب باشد. او امیدوار بود به یاد بیاوریم که پیش از این روزهای آخر، چه سال‌هایی با هم زندگی کردیم؛ چه شوخی‌های نابی میانمان گذشت، چه خنده‌هایی سر میز غذا سر دادیم، چه سفرهایی رفتیم و چه لحظات آرامی را کنار هم گذراندیم. تسلی واقعی در این است که اجازه ندهیم تاریکیِ لحظه‌ی رفتن، روشناییِ تمام روزهای بودنشان را ببلعد. زندگی آن‌ها با ما، خیلی بزرگ‌تر از چند روز یا چند ساعتِ پایانی بوده است. وظیفه‌ی ما این است که آن تصویر بزرگ‌تر را پیش چشم نگه داریم. 📚 رواقی‌گری و ببرهایی که برای عصرانه می‌آیند ✍️مدرسه زندگی •نشر میلکان• @nashremilkan

🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری ✍️شب سوم: احساسات دوگانه و حسرت‌ها وقتی کسی می‌رود، ناخودآگاه قانونی نانوشته در ذهنمان شکل م
🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری
✍️شب سوم: احساسات دوگانه و حسرت‌ها
وقتی کسی می‌رود، ناخودآگاه قانونی نانوشته در ذهنمان شکل می‌گیرد: از او فقط باید به نیکی یاد کرد. کم‌کم شروع می‌کنیم به ساختن تصویر انسانی کامل و بی‌نقص از او؛ و درست در همین نقطه است که عذاب وجدان به سراغمان می‌آید: «چرا فلان روز با او بحث کردم؟»، «چرا وقت بیشتری برایش نگذاشتم؟» و... اما بیایید بی‌پرده اعتراف کنیم: رفتگان هم وقتی زنده بودند، انسان‌هایی معمولی بودند، درست مثل خود ما؛ با نقص‌ها، بدخلقی‌ها، خستگی‌ها و پیچیدگی‌ها. در رابطه‌ی ما با آن‌ها حتماً دل‌خوری، سوءتفاهم و تنش هم وجود داشته است. داشتن این احساسات متناقض به این معنی نیست که دوستشان نداشتیم. عشق واقعی در دنیای واقعی شکل می‌گیرد، نه در خیال. صمیمیت همیشه با اصطکاک همراه است. علاوه بر این، لازم نبود همه‌چیز را کلمه‌به‌کلمه به زبان بیاوریم. آن‌ها ته دلشان می‌دانستند که برای ما عزیزند و ما هم می‌دانستیم. بابت حرف‌های نگفته خودتان را سرزنش نکنید؛ رابطه‌ی شما یک رابطه‌ی انسانیِ زنده بود، نه یک نمایشنامه‌ی بی‌نقص. 📚 رواقی‌گری و ببرهایی که برای عصرانه می‌آیند @nashremilkan

🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری ✍ شب دوم: مشروعیت اندوه این اندوهِ ادامه‌دار، تاوانی است که برای عشق‌ورزیدن می‌پردازیم ما مد
🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری
✍ شب دوم: مشروعیت اندوه
این اندوهِ ادامه‌دار، تاوانی است که برای عشق‌ورزیدن می‌پردازیم ما مدام زیر فشاری نامحسوس قرار داریم تا اتفاقی را که افتاده پشت سر بگذاریم. مدام در گوشمان می‌خوانند که باید به زندگی ادامه دهیم، واقع‌بینانه به ماجرا نگاه کنیم و بپذیریم که این اتفاق ناگزیر بوده است. اما واقعیت این است که هیچ نیازی به این کارها نیست. ما هرگز به این سادگی‌ها با غم ازدست‌دادن عزیزمان کنار نخواهیم آمد. نه هرگز او را فراموش می‌کنیم، نه ساده‌لوحانه خوب می‌شویم؛ اصلاً لزومی هم ندارد که چنین باشیم. این اندوه ادامه‌دار صرفاً تاوانی است که برای عشق‌ورزیدن می‌پردازیم. روزی در آینده‌های دور، خاطره‌ی آنچه بر ما گذشته باز هم می‌تواند با تمام قدرت ویرانگرش بر سرمان آوار شود. ما هیچ‌گاه قادر نخواهیم بود این پرونده را برای همیشه ببندیم و نباید هم چنین انتظاری از خودمان داشته باشیم. مرگ پدیده‌ای نیست که اساساً درست باشد که بخواهیم بر آن چیره شویم. از این منظر، مانند عشق جاودانه است. 📚 رواقی‌گری و ببرهایی که برای عصرانه می‌آیند ✍️ مدرسه زندگی (آلن دوباتن) •نشر میلکان• @nashremilkan

✍ شب اول: ماهیت سوررئال مرگ این زندگی است که پدیده‌ای غیرعادی است، نه مرگ عجیب‌ترین و درعین‌حال طبیعی‌ترین اتفاق ممکن رخ داده است: کسی که با تمام جزئیات، خاطرات، صدا و نگاهش در دنیای ما حضور داشت، دیگر نیست. اتم‌هایی که برای مدتی کنار هم چیده شده بودند، حالا پراکنده شده‌اند. در اولین روزهای فقدان، مرگ شبیه یک بی‌عدالتی تمام‌عیار به نظر می‌رسد. انگار دست سرنوشت به خشن‌ترین شکل ممکن ثبات زندگی‌مان را به هم ریخته است. حس می‌کنیم فاجعه‌ای غیرعادی رخ داده که نباید پیش می‌آمد. اما واقعیت این است که این پایان، از همان اولین نفس مقدر شده بود. در پس این حادثه هیچ دسیسه‌ی شومی علیه شخص ما در کار نبوده است. آنچه اتفاق افتاده دردناک است، اما نقض قانون جهان نیست؛ بلکه عمل به همان تعهدی است که همه‌ی ما در لحظه‌ی زایش به دوش گرفته‌ایم. راستش را که بخواهید، این مرگ نیست که پدیده‌ای غیرعادی است؛ این «زندگی» است که فرصتی استثنایی و کوتاه بوده. مرگ سرنوشت مشترک همه‌ی انسان‌هاست؛ همان نقطه‌ی تاریکی که تمام عشق، مراقبت و همدلی ما از درک آن جان می‌گیرد. 🫂 امشب و هر شب دیگری، اگر جای خالی‌شان گلویتان را می‌فشارد، با خودتان مهربان باشید. این بهت و سردرگمی طبیعی است. سخت دل‌تنگشان هستیم، اما مسیر همین بوده و هست. •نشر میلکان• @nashremilkan

🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری دنیای امروز به ما یاد داده برای همه‌چیز راه‌حلی فوری پیدا کنیم؛ اما در برابر مرگ، دست‌هایمان
🖤 هفت شب، هفت تسلی برای سوگواری دنیای امروز به ما یاد داده برای همه‌چیز راه‌حلی فوری پیدا کنیم؛ اما در برابر مرگ، دست‌هایمان خالی‌تر از همیشه است. دنیای مدرن عمر ما را طولانی‌تر کرده، اما در عوض تسلی‌های دیرینه را از ما گرفته است. اکنون از ما توقع دارند خیلی زود سرپا شویم، لبخند بزنیم و وانمود کنیم همه‌چیز عادی است؛ انگار نه انگار عزیزی رفته که تکه‌ای از جان ما را با خودش برده است. در کتاب رواقی‌گری و ببرهایی که برای عصرانه می‌آیند، جستاری هست به قلم آلن دوباتن به نام «سوگ عزیزان». این متن نه نصیحت می‌کند و نه وعده‌ی دروغین می‌دهد؛ فقط در تاریکی کنارمان می‌نشیند و کلماتی به دستمان می‌دهد تا این حجم از اندوه را تنهایی به دوش نکشیم. از امشب، در هفت شب پیاپی، این جستار را با هم ورق می‌زنیم. اگر داغی روی دلتان دارید، یا عزیزی را از دست داده‌اید که دل‌تنگی‌اش تمامی ندارد، این هفت شب پناهگاهی است برای اشک‌ها و اندوهمان. شب اول را در پیام بعدی بخوانید 👇

هم‌خوانی شب‌های آینده‌مان از کدام کتاب باشد؟
Anonymous voting

قشنگ‌ترین جمله‌ها به انتخاب شما... 📚✨ با قلب‌های همراهان میلکان (❤️)، سه برنده‌ی عزیز ما مشخص شدند: 🥇 خانوم لوبیا [https://t.me/nashremilkan/1448] 🥈 کیمیا [https://t.me/nashremilkan/1449] 🥉 آتنا [https://t.me/nashremilkan/1371] (برای دریافت کتاب دلخواهتان به ما پیام بدهید✨) 🎁 یک یادگاری هم برای همه‌ی شرکت‌کننده‌ها داریم: دلمان نیامد این‌همه ذوق شما بی‌جواب بماند. به تمام عزیزانی که در مسابقه شرکت کردند و برایمان جمله فرستادند، «کد تخفیف ۲۵ درصد» تقدیم می‌کنیم. برای دریافت کد هدیه خود، کافی‌ست به ما پیام بدهید: http://t.me/nashremilkan?direct به امید دیدار شما در مسابقه‌های بعدی.🌱

همراهان عزیز میلکان، سلام ✨ به پایان ورق‌زدن مشترک کتاب‌ها رسیدیم و آخرین جمله‌ی ارسالی شما عزیزان در کانال قرار گرفت.   تعداد شرکت‌کننده‌ها و پیام‌های ارسالی آن‌قدر زیاد و پرمهر بود که یک ماه اخیر، کانال میلکان به ویترینی از زیباترین تکه‌های کتاب‌ها تبدیل شد. ما تمام تلاشمان را کردیم تا تک‌تک جملاتی که قابلیت انتشار داشتند را در کانال قرار دهیم تا سهمی در دیده شدن نگاهِ زیبای شما داشته باشیم. از همه‌ی شما بابت این همراهی پرشور و بی‌نظیر ممنونیم. 🤍 تا ساعت ۸ فردا شب، می‌توانید به جمله‌های محبوبتان در کانال قلب (❤️) بدهید. فردا اسم برنده‌‌های عزیزمان را اعلام می‌کنیم تا کتاب‌های دلخواه‌شان را تقدیمشان کنیم. و یک هدیه‌ی کوچک هم برای همه‌ی شرکت‌کننده‌ها داریم. 📚 ممنونیم که همراه ما و کتاب‌ها هستید.☘️ •نشر میلکان• @nashremilkan

نشر میلکان | Milkan - Telegram 频道 @nashremilkan 的统计与分析