en
Feedback
توپولی

توپولی

Open in Telegram

وقتی درست بفهمی، متفاوت عمل می‌کنی بورس؛ محور فهم بازارها و اقتصاد ارتباط با توپولی: @topoliir

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel توپولی

Channel توپولی (@topoli) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 10 427 subscribers, ranking 11 369 in the Economy & Finance category and 29 909 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 10 427 subscribers.

According to the latest data from 03 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 2 818 over the last 30 days and by -23 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 32.69%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 21.89% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 3 412 views. Within the first day, a publication typically gains 2 284 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 91.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as بورس, توپول, وقت, سهم, تورم.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
وقتی درست بفهمی، متفاوت عمل می‌کنی بورس؛ محور فهم بازارها و اقتصاد ارتباط با توپولی: @topoliir

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 04 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Economy & Finance category.

10 427
Subscribers
-2324 hours
-2677 days
+2 81830 days
Posts Archive
❖ نمودار بورس ونزوئلا؛ نقشه راه بورس ایران؟ نمودار به اندازه کافی گویاست. هیچ‌کس صرفاً به خاطر قوی بودن اقتصاد نمیاد سهام بخر
نمودار بورس ونزوئلا؛ نقشه راه بورس ایران؟ نمودار به اندازه کافی گویاست. هیچ‌کس صرفاً به خاطر قوی بودن اقتصاد نمیاد سهام بخره؛ وقتی پول ارزشش رو از دست می‌ده، نگه‌داشتنش یعنی هزینه. تو این شرایط، خرید سهام بیشتر از جنس فرار از ضرره تا ایمان به رشد اقتصاد یا سرمایه‌گذاری. ونزوئلا رو نگاه کنید: ۱۰ روز، ۱۶۰ درصد رشد؛ اقتصاد بهتر شد؟ نه؛ فقط انتظارات بالا رفت. بعدش چی شد اصلاح، یه نفس کوتاه، بعد فرسایش. بد رشد نکرد، فقط هیجانش خیلی زود از بین رفت. چرا؟ چون قیمتها از واقعیت جلو بودن بورس ما الان دقیقاً لبه همین تیغه؛ وقتی قیمت سهام از دلار و واقعیت اقتصاد سریع‌تر رشد کرده، یعنی سیستم قیمت‌گذاری وارد فاز واگرایی شده خوش‌بینی امروز از جنس منطق نیست؛ از دلِ هیجان، انتظارات و روایت‌های غیرپشتوانه‌داره بازاری که با انتظار بالا می‌ره، بدون ورود واقعی پول، دیر یا زود برمی‌گرده. نه به‌خاطر خبر بد، به‌خاطر حساب‌وکتاب. به‌خاطر منطق. به‌خاطر واقعیت. مخلص کلام: یا یه چیزی رو می‌خری که واقعاً ارزش داره، یا مجبور می‌شی چیزی رو از دست بدی که برات مهم بوده. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

بازار واقعاً آماده جهش شارپ مثل ۹۹ شده؟ حتماً شوخی می‌کنی… تا آخر همراه باش تا جوابش رو بگیری. خیلی ساده بخوام بگم: بازار نه با امید، بلکه با پول بالا می‌ره. پول باهوشه، اما در عمل خیلی وقت‌ها از دست آدم‌های کم‌تجربه سر می‌خوره و نهایتاً تو دست افرادی می‌نشینه که بهتر بلدند ریسک، زمان و ارزش رو مدیریت کنن. در نهایت هم پول به سمتی حرکت می‌کنه که یا بازدهی واقعی ببینه، یا حداقل یک انتظار قابل اتکا از اون بازدهی شکل گرفته باشه. یعنی قیمت‌ها، قبل از هر چیز، بازتاب کیفیت همین انتظارات و میزان اعتماد به اون‌ها هستن. ۹۸ و ۹۹ دقیقاً همین منطق رو نشون داد. اون رشد یک اتفاق معمولی نبود؛ چند نیروی قدرتمند هم‌زمان کنار هم قرار گرفتن: سرکوب ارزی، تورم انباشته، چرخش انتظارات، نرخ بهره واقعی منفی و سیگنال‌های حمایتی. این ترکیب، هزینه نگه‌داشتن پول رو بالا برد و مسیرش رو مشخص کرد. نتیجه هم روشن بود: نقدینگی به سمت دارایی‌ها حرکت کرد و قیمت‌ها خودشون رو با واقعیت جدید تنظیم کردن. اما اگر همین چارچوب رو به وضعیت امروز بازار تعمیم بدیم، تصویر متفاوتی دیده میشه. اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، بدنه واقعی اقتصاد تضعیف شده. بسیاری از شرکت‌ها هم درگیر محدودیت تولیدن، هم در صادرات با اصطکاک مواجه‌ان و هم برای برگشت ارز باید هزینه و زمان بیشتری پرداخت کنن. یعنی سودی که در صورت‌های مالی دیده میشه، لزوماً به معنای بهبود کیفیت سود نیست. حاشیه سودها ناپایدارتر شده و جریان نقد عملیاتی در بسیاری از شرکت‌ها تحت فشار قرار گرفته. از طرف دیگه، قیمت‌های جهانی و داخلی کامودیتی‌ها هم اون قدرت گذشته رو ندارن. در نتیجه، بخشی از ستون‌های اصلی سودسازی این روزها کم‌جون‌تر از قبل عمل می‌کنن. حالا برسیم به مهم‌ترین سیگنال؛ خود بازار. دو هفته اخیر رو نگاه کنید: حجم معاملات نه‌تنها افزایش نداشته، بلکه کاهش هم پیدا کرده. در همین بازه کوتاه، از ۵۴ همت در ۲۶ خرداد به ۲۴ همت در ۱۰ تیر رسیدیم. اگر خوش‌بینی واقعی وجود داشت، اولین جایی که خودش رو نشان می‌داد حجم بود، نه صرفاً قیمت. بازاری که توسط حجم تأیید نشه، معمولاً روند نمی‌سازه؛ فقط نوسان تولید می‌کنه. از طرف دیگه، گزارش‌ها هم یکی‌یکی منتشر شدن؛ ۱۲ ماهه‌ها، سه‌ماهه‌ها… اگر بازار واقعاً به پایداری سود شرکت‌ها باور داشت، قیمت‌ها باید در سطوح بالاتری تثبیت می‌شدن. اما این اتفاق نیفتاد. این یعنی بازار هنوز قانع نشده. رفتار قیمت‌ها هم همین رو تأیید می‌کنه: یک روز مثبت، یک روز منفی. بیشتر از ورود پول جدید، شاهد جابه‌جایی سهام هستیم. این همون دست‌به‌دست شدنه، نه شروع یک روند قدرتمند. از سمت سیاست پولی هم شرایط مثل گذشته ساده نیست. کاهش نرخ سود در این فضا می‌تونه خیلی سریع نقدینگی رو به سمت ارز هدایت کنه و تعادل کل اقتصاد رو تحت فشار قرار بده. حتی محتمل‌تره که نرخ سود به جای کاهش، افزایش پیدا کنه؛ کاملاً برخلاف تجربه ۹۹. سمت تقاضا هم ضعیف‌تر شده. قدرت خرید کاهش یافته، پس‌اندازها افت کرده و خاطره ریزش قبلی بورس هنوز در ذهن بازار زنده ست. برای همین، موج‌های هیجانی مثل گذشته به‌سادگی شکل نمی‌گیرن. در سال‌های ۹۸ و ۹۹، تعداد سهامداران جدید چندین برابر شد؛ موجی واقعی از ورود سرمایه‌گذاران تازه شکل گرفت. اما امروز شرایط متفاوته. حتی در بهترین حالت، رشد تعداد کدهای بورسی به دو برابر هم نخواهد رسید؛ چرا؟ چون همین الان بیش از نیمی از جامعه دارای کد بورسی هستن. یعنی دیگه نمی‌شه انتظار داشت مثل اون دوره، یه موج بزرگ از ورود کدهای جدید شکل بگیره. همچنین بازار امروز نسبت به ۹۹ بیشتر دست حقوقی‌ها و صندوق‌هاست؛ تصمیم‌ها مدل‌محوره نه احساسی و پول‌های بزرگ با عدد و ریسک جلو میرن نه هیجان، و چون حجمشون بالاست بازار رو با زمان جهت میدن نه لحظه‌ها. اگه همه اینا رو کنار هم بذاریم، یه تصویر نسبتاً روشن درمیاد: بازار سیگنال تورم رو می‌گیره، حتی خوب هم می‌گیره؛ ولی اون زیرساخت لازم برای یه رشد شارپی و یکدست رو نداره. دقیق‌تر بخوام بگم؛ بازار الان تو فاز ارزیابی مجدده، نه شتاب‌گیری. تو این فضا، استراحت و اصلاح، محتمل‌تر از یه روند صعودی ممتده. و اگر بخوام خیلی صریح‌تر بگم؛ تا وقتی بازدهی واقعی، پایداری سود و ورود پول (که تو حجم معاملات دیده میشه) هم‌زمان تأیید نشن، تکرار ۹۹ فعلاً هیچ پشتوانه جدی در داده‌ها نداره؛ بیشتر یک خیال‌پردازی بازاریه. روایت‌ها فقط صدا هستن؛ حرکت واقعی دست پوله و فعلاً این حرکت شروع نشده. این تحلیل برای امروز، ۱۲ تیر ۱۴۰۵. طبیعیه که در ماه‌های آینده، با تغییر شرایط و یا اصلاح قیمت‌ها، نگاه من هم تغییر کنه. بازار بورس در بلندمدت همچنان یکی از جدی‌ترین و کاراترین بسترهای سرمایه‌گذاریه؛ اما موفقیت در این بازار به تاب‌آوری و موندن در دوره‌های فرسایشی بستگی داره. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

همون‌طور که در جریانید، انتشار گزارش بازار کار خیلی سریع خودش رو در قیمت‌ها نشون داد؛ فلزات گران‌بها صعود کردن، کامودیتی‌های صنعتی تحت فشار قرار گرفتن، و نفت هم بیشتر تحت‌تأثیر ریسک‌های ژئوپلیتیک تقویت شد. اما نکته مهم نه این واکنش‌ها، بلکه سیگنالیه که خود داده‌ها به اقتصاد میدن، یه توضیح کوتاه بدم خدمتتون: بازار کار آمریکا یه تصویر دوپهلو ساخته؛ روی کاغذ اوضاع عالیه، ولی زیرش نشونه‌های ضعف کاملاً واضحه. تو ماه ژوئن فقط ۵۷ هزار شغل ساخته شده و از اون مهم‌تر، آمارهای قبلی هم به شکل معناداری به شکل نزولی اصلاح شدن؛ یعنی اون چیزی که قبلاً به‌عنوان بازار کار قوی دیده می‌شد، تا حدی اغراق‌آمیز بوده. از اون طرف، نرخ بیکاری از ۴.۳٪ اومده روی ۴.۲٪، اشتباه نکنید، این کاهش به خاطر ایجاد شغل نیست، به خاطر اینه که یه بخش از نیروی کار کلاً از بازار خارج شده. ساده‌تر بگم، فقط در یک ماه حدود ۷۰۰ هزار نفر از بازار کار کنار رفتن. این عدد روی کاغذ ظاهر رو بهتر می‌کنه، ولی در واقع یه ضعف جدی در تقاضای واقعی رو نشون میده. وقتی عرضه نیروی کار کم میشه، نرخ بیکاری ظاهراً بهتر میشه، ولی این بهبود واقعی نیست، فقط نتیجه خروج نیروی کار از بازاره. پس ظاهر آمار بهتر شده، ولی ظرفیت واقعی اقتصاد داره کوچیک‌تر میشه. اینجاست که فدرال رزرو دقیقاً می‌افته وسط یه دوراهی سخت: کنترل تورم یا حفظ رشد. هر مسیری رو انتخاب کنه، یه هزینه واقعی و اجتناب‌ناپذیر به اقتصاد تحمیل می‌کنه؛ اگر بره سمت کنترل تورم، این ضعف تو اقتصاد عمیق‌تر میشه، اگر کوتاه بیاد، تورم موندگارتر میشه. خلاصه ماجرا اینکه؛ اقتصاد آمریکا روی یه تعادل شکننده ایستاده و این افت بیکاری، بیشتر از اینکه سیگنال قدرت باشه، نشونه تغییر رفتار نیروی کاره. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

امروز دلار و تتر تا حوالی ۱۷۸ هزار تومن بالا رفتن و بعدش کمی اصلاح دادن؛ اما این بیشتر از یه نوسان ساده‌ست، حاصل چند فشار هم‌زمان روی بازاره. قبلاً هم درباره‌ش توضیح دادم، اینجا خیلی خلاصه بگم: ◈ کسری بودجه و رشد نقدینگی فشار اصلی روی ریاله؛ ارز صادراتی ناپایداره و واردات هم بالاست، یعنی تقاضا هست ولی عرضه عقب می‌مونه. ◈ اقتصاد به واردات گره خورده؛ هر شوک یا اختلال، نیاز به ارز رو بالا می‌بره و حتی تعطیلات یا مشکل بانکی این فشار رو یک‌جا وارد بازار می‌کنه. ◈ تورم مزمن باعث شده رفتارها تدافعی بشه و تقاضای دلار و تتر سریع‌تر شکل بگیره. خبرهای توافق هم مدام انتظارات رو بالا و پایین می‌کنه. ◈ سیاست‌های کنترل ارز در شش ماه گذشته که تا حدی با واقعیت اقتصاد زاویه داشت هم به این فشارها اضافه کرده. ◈ در یک کلام؛ با این حجم نقدینگی و کمبود ارز، فشار طبیعی بازار همچنان رو به سمت رشد دلار و تتره. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

بازارها هنوز خوابن… اما دلار در حال تغییر بازیه بذارید خیلی شفاف بگم: بازار امروز بیشتر از اینکه با خبر حرکت کنه، درگیر اصلاح یک برداشت اشتباهه… و تجربه نشون داده اصلاح برداشت‌ها معمولاً از خودِ واقعیت هم پرهزینه‌تر و دردناک‌تره. ماجرا از جایی شروع شد که متا عملاً روی هزینه‌های هوش مصنوعی ترمز گرفت. این فقط یک تصمیم مدیریتی ساده نیست؛ یک سیگنال اقتصادیه. یعنی بازدهی این سرمایه‌گذاری‌ها اون‌قدری که بازار جلوتر از واقعیت در قیمت‌ها لحاظ کرده بود، فعلاً محقق نشده. بازار هم دقیقاً همینو فهمید… و واکنش نشون داد. این شوک سریع منتقل شد به آسیا؛ کاسپی ریخت، سامسونگ و غول تراشه‌سازی هاینیکس هم تحت فشار رفتن. پیام واضحه: بازار می‌تونه برای مدتی از واقعیت جلو بزنه، اما نمی‌تونه برای همیشه ازش فرار کنه. از اون طرف، توی ژئوپلیتیک هم خروجی خاصی نداشتیم. داستان دوحه بدون نتیجه مشخص بسته شد و ابهام هرمز هنوز سر جاشه. بازار با چیزهایی که می‌فهمه مشکلی نداره، حتی اگر پرریسک باشن؛ مشکل از جایی شروع میشه که دیگه چیزی برای فهمیدن وجود نداره. برای همین هم جریان سرمایه داره به سمت دارایی‌های امن حرکت می‌کنه و طلا جایگاهش رو حفظ کرده. این رفتار نه هیجانیه، نه تصادفی، این واکنش مستقیم به کاهش قطعیت در بازاره. آخرش همه‌چیز برمی‌گرده به یک متغیر کلیدی: بازار کار آمریکا. داده NFP مهمه، ولی نه به‌خاطر خود عددش. اصل ماجرا فاصله بین انتظار بازار و واقعیت منتشرشده ست. اینجاست که انتظارات عقلایی (یعنی بازار از قبل بر اساس پیش‌بینی‌ها قیمت‌ها رو تنظیم کرده) تعیین‌کننده میشه؛ یادمون باشه: بازار به داده واکنش نشون نمیده، به غافلگیری واکنش نشون میده. حالا برسیم به متغیری که می‌تونه قواعد بازی رو بازتعریف کنه: شاخص دلار. با تثبیت این چیدمان، رشد تحت فشار، ریسک‌های ژئوپلیتیک بالا و تقاضای فزاینده برای دارایی امن، دلار پتانسیل اینو داره که به سطوح بالاتر هل داده بشه؛ حتی تارگت‌های نزدیک ۱۳۰ هم از دایره سناریوها خارج نیست. اما نکته مهم خود رشد نیست، مکانیزم اثرگذاریشه. قوی شدن دلار، نشونه‌ی یک تغییر عمیق در بازاره؛ ◈ یعنی بالا رفتن بازدهی اوراق دولتی آمریکا، ◈ یعنی افزایش نرخ بهره واقعی؛ یعنی فاصله بین نرخ بهره و تورم بیشتر میشه، ◈ و در نهایت یعنی یه تغییر مهم در رفتار سرمایه‌گذار: جایی که نگه‌داشتن پول، از ریسک کردن در بازارهای پرنوسان جذاب‌تر میشه. به بیان ساده‌تر، وقتی بازدهی بدون ریسک در دسترسه، اشتهای ریسک در بازار کاهش پیدا می‌کنه. خروجی این فرآیند، کاهش نقدینگی جهانی، افزایش هزینه تأمین مالی و در نهایت فشار مستقیم بر دارایی‌های پرریسکه. به زبان ساده‌تر، پولی که قبلاً در سهام و رمزارزها جریان داشت، به‌تدریج به سمت دلار و اوراق برمی‌گرده. اینجا دیگه فقط با یک همبستگی ساده روبه‌رو نیستیم، بلکه با یک زنجیره‌ی علت و معلولی طرفیم. تاریخ هم این الگو رو بارها تأیید کرده؛ هر زمان نرخ‌های واقعی بالا رفته و دلار قدرت گرفته، بازارهای ریسکی عقب نشستن و فشار به اقتصادهای وابسته منتقل شده. و دقیق‌تر اگر نگاه کنیم، هر وقت شاخص دلار (DXY) در یک بازه کوتاه بیش از ۱۰٪ رشد کرده، عملاً یک شوک نقدینگی جهانی شکل گرفته؛ مثل ۲۰۰۸ و ۲۰۲۲ که هم‌زمان با این جهش دلار، بازارهای سهام جهانی بین ۱۵٪ تا ۳۵٪ افت رو تجربه کردن. اینجا جاییه که تفاوت دیده میشه: دلار قوی معمولاً ترمز بازار نیست؛ سوختِ موج اصلاحه. تا این لحظه تصویر بازار اینه: ◈ طلا در موقعیت قدرتمند باقی مونده، ◈ سهام زیر فشار قرار داره، ◈ و دلار دقیقاً در نقطه‌ای ایستاده که می‌تونه جهت بعدی بازار رو تعیین کنه. ماحصل بحث اینه: بازار هنوز به تصمیم نهایی نرسیده، اما سرعت حرکتش به سمت اون نقطه بالاست. و اگر دلار مسیر صعودی خودش رو تثبیت کنه، بقیه بازارها ناچار به تطبیق با این واقعیت میشن. در یک جمله: سیاست‌های پولی شاید در کوتاه‌مدت فضا رو آرام کنن، اما در نهایت این نرخ‌های واقعی و جریان سرمایه‌ست که مسیر اصلی بازار رو تعیین می‌کنه. این تحلیل برای الان نوشته نشده… برای لحظه‌ای نوشته شده که بازار دیگه شبیه امروز نیست. امروز، ۱۱ تیر ۱۴۰۵، همه‌چیز در ظاهر آروم و حتی امیدوارکننده به نظر می‌رسه؛ اما دقیقاً تجربه بازار نشون داده مهم‌ترین تغییرها همیشه زیر همین ظاهر آروم شروع میشن. این متن رو نگه دار؛ چون ارزشش نه در زمان انتشار، بلکه در زمان قضاوتشه. چند هفته یا چند ماه دیگه برگردیم، و ببینیم کدوم بخشش تبدیل به واقعیت شد، کجاها بازار غافلگیر کرد، و دلار و بقیه دارایی‌ها دقیقاً چه مسیری رفتن. چون در نهایت، بازار با حرف سنجیده نمی‌شه… با زمان و نتیجه قضاوت میشه. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

❖ هر روز تعطیلی یعنی ۵۰ هزار میلیارد تومان خسارت ایران با تولید ناخالص داخلی حدود ۴۵۰ میلیارد دلار، اقتصادیه که بخش بزرگی ازش به جریان روزانه‌ی خدمات، توزیع و تولید وابسته‌ست. در چنین ساختاری، تعطیلی به معنی توقف کامل نیست، اما به‌طور واقع‌بینانه باعث اختلال در حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد فعالیت‌ها میشه. اگر این اختلال رو به مقیاس پولی تبدیل کنیم، نشون میده که هر روز تعطیلی حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان (۵۰ همت) از جریان اقتصاد رو دچار اختلال می‌کنه؛ یعنی عملاً به همون اندازه، از گردش تولید و خدمات کشور کم و به رشد اقتصادی فشار وارد می‌کنه. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

فردایی هرات امروز بالای ۱۷۵ هزار تومن معامله شد و تا ۱۷۷ هم رفت، ولی هنوز تثبیت قوی بالای این محدوده نداده. از اون طرف، تتر هم در آستانه ۱۷۵ هزار تومنه و همین سطح رو داره تست می‌کنه؛ این هم‌راستایی نشون میده فشار تقاضا هنوز فعاله و بازار بی‌دلیل بالا نیومده. در مجموع، رفتار قیمت کنار واقعیت‌های اقتصادی، این رشد رو تا حد زیادی تأیید می‌کنه و نشون میده دست بالا فعلاً با خریدارهاست. ۱۷۵ محدوده تعیین‌کننده‌ست؛ اگه بالاش نگه داره، تارگت‌های ۱۸۰ و بعد ۱۸۵ جدی‌تر میشه. ولی اگه از دست بره، اصلاح تا ۱۷۲ و حتی ۱۶۸–۱۷۰ می‌تونه فعال بشه. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

سود شرکت‌ها تو بهار ۷۰ درصد بالا رفته؛ اما واقعاً خبر خوبیه؟ پس با این وضعیت باید انتظار رشد سهام داشته باشیم؟ کوتاه بخوام بگم: نه، لزوماً نه. این متن رو تا آخر بخون؛ چیزی که می‌بینی، ممکنه برداشتت از بازار رو عوض کنه. حالا چرا؟ تو سه‌ماهه اول سال، صورت‌های مالی نشون می‌دن سود شرکت‌ها رشد کرده و فروش هم نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۷۰ درصد بالا رفته. در نگاه اول، این اعداد تصویر مثبتی می‌سازه و اینطور به نظر میاد که شرایط شرکت‌ها بهتر شده. اما اگه دقیق‌تر نگاه کنیم، داستان به این سادگی نیست. تو فضای تورمی، معمولاً سود شرکت‌ها زودتر از هزینه‌ها تو گزارش‌ها دیده می‌شه. دلیلش اینه که شرکت با مواد اولیه‌ای که قبلاً ارزون‌تر خریده تولید می‌کنه، اما محصول رو با قیمت‌های جدید و بالاتر می‌فروشه. همین فاصله زمانی باعث می‌شه سود در ابتدای کار پررنگ‌تر به نظر برسه. ولی این وضعیت موقتیه. به‌مرور، شرکت ناچار می‌شه مواد اولیه رو با نرخ‌های جدید تأمین کنه. از اینجا به بعد، هزینه‌ها بالا میاد و حاشیه سود تحت فشار قرار می‌گیره. در نتیجه، تو فصل‌های بعدی یا سرعت رشد سود کمتر می‌شه، یا حتی ممکنه روندش برگرده. حالا معیار چیه که بگیم این رشد واقعاً باکیفیته؟ وقتی تورم بالای ۸۰ درصده، سودی که کمتر از این رشد کنه یعنی عملاً از تورم عقب مونده، سودی که هم‌سطح تورمه فقط ارزش خودش رو حفظ کرده، و فقط وقتی می‌شه گفت ارزش واقعی ایجاد شده که رشد سود از تورم جلو بزنه. یه نکته مهم‌تر هم هست؛ پایداری. رشدی که صرفاً از مصرف موجودی ارزون به دست اومده باشه، موندگار نیست و نمی‌شه بهش برای آینده تکیه کرد. از طرف دیگه، درآمدی که فقط از افزایش قیمت‌ها ناشی شده، کیفیت بالایی نداره؛ عدد بزرگ‌تر می‌شه، اما پشتش بهبود واقعی نیست. این نوع رشد ممکنه کوتاه‌مدت جذاب به نظر بیاد، اما دوام نداره. چون تورم قرار نیست همیشه با همین شدت تو یک صنعت ادامه پیدا کنه. از یه جایی به بعد، یا تقاضا افت می‌کنه یا مصرف‌کننده به سمت جایگزین‌ها می‌ره. اینجاست که فشار واقعی خودش رو نشون می‌ده. بازار سهام هم دقیقاً به همین نکته واکنش نشون می‌ده. در کوتاه‌مدت ممکنه با دیدن رشد سود، قیمت‌ها بالا برن، اما اگر حاشیه سود تحت فشار بره، این خوش‌بینی خیلی سریع جاش رو به عرضه و فشار فروش می‌ده. اگر چندبُعدی نگاه کنیم، موضوع مهم‌تر هم می‌شه. بازار سهام تنها بازیگر میدان نیست؛ بازارهای موازی هم همیشه در حال رقابت با سهام هستن. مثلاً وقتی سود صندوق‌های درآمد ثابت یا نرخ سود بانکی بالا می‌ره، سرمایه‌گذار بدون ریسک هم می‌تونه بازده قابل قبولی بگیره. این موضوع باعث می‌شه جذابیت سهام کمتر بشه. از اون طرف، این فضا مستقیم روی ارزش‌گذاری هم اثر می‌ذاره. وقتی نرخ بهره و بازدهی بدون ریسک بالا می‌ره، نرخ تنزیل هم بالا می‌ره. یعنی بازار برای سودهای آینده ارزش کمتری قائل می‌شه. نتیجه‌اش اینه که حتی اگه سود اسمی شرکت رشد کنه، بازار حاضر نیست بهش ضریب بالایی بده. همون نسبت پی‌بر‌ایی (P/E) که بین فعال‌های بازار شناخته شده، تو این شرایط فشرده می‌شه و پایین میاد. به زبان ساده، سود بیشتر لزوماً به معنی قیمت بالاتر نیست؛ مهم اینه بازار حاضر باشه برای اون سود، چند برابر پول بده. در بازارهای دیگه هم شرایط مشابهه؛ اگر دلار، طلا یا مسکن وارد فاز صعودی بشن، بخشی از نقدینگی از بورس خارج می‌شه و به سمت اون‌ها حرکت می‌کنه. حرف آخر رو خلاصه بگم و جمعش کنیم: تا وقتی کیفیت و پایداری سودها تأیید نشه، هر رشدی که تو قیمت‌ها می‌بینیم بیشتر شبیه یه موج کوتاهه، نه شروع یه مسیر قوی و موندگار. بازار خیلی زود می‌فهمه این سود واقعی و قابل تکراره یا فقط یه اثر موقتیه. اگه موقتی باشه، همون‌قدر سریع که بالا رفته، اصلاحش هم شروع می‌شه. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

چرا افزایش سود بانکی، به صندوق‌های درآمد ثابت ضربه می‌زنه؟ فرض کن یه نفر ۱۰۰ میلیون تومان پول داره و می‌ذاره تو صندوق درآمد ثابت. این صندوق کارش اینه که پول مردم رو جمع کنه و ببره بذاره تو بانک یا اوراق خزانه و از اونجا سود بگیره و به مردم برگردونه. یعنی خودش تولیدکننده سود نیست، فقط واسطه بین پول مردم و ابزارهای کم‌ریسکه. حالا وقتی بانک سودش رو بالا می‌بره، مثلاً از ۲۰٪ می‌کنه ۳۰٪، کل فضای سرمایه‌گذاری عوض میشه. چون یه اصل مهم داریم: وقتی سود بانک بالا میره، قیمت اوراقی که قبلاً با سود پایین‌تر صادر شدن میاد پایین. دلیلش ساده‌ست؛ بازار میگه الان میشه جای دیگه سود بیشتری گرفت، پس این اوراق قدیمی باید ارزون‌تر بشن تا قابل رقابت باشن. اینجا دقیقاً همون جاییه که صندوق‌های درآمد ثابت اول کار ضربه می‌خورن. چون بخش بزرگی از پولشون تو همین اوراقه. پس وقتی نرخ جدید میاد، ارزش این دارایی‌ها توی حساب صندوق پایین‌تر دیده میشه و NAV یه افت یا نوسان نشون میده. این افت در واقع به معنی از بین رفتن پول نیست، فقط یک تغییر در نحوه قیمت‌گذاری دارایی‌هاست. از اون طرف یه فشار رفتاری هم ایجاد میشه. مردم می‌بینن بانک ۳۰٪ میده، صندوق هنوز با دارایی‌های قدیمی درگیره. طبیعیه که مقایسه کنن و بعضیا ترجیح بدن پولشون رو ببرن بانک یا حداقل محتاط‌تر بشن. همین باعث میشه در کوتاه‌مدت صندوق‌ها کمتر جذاب به نظر برسن. اما این فقط موج اول ماجراست. صندوق‌ها کم‌کم خودشون رو با شرایط جدید تنظیم می‌کنن. اوراق قدیمی سررسید و از پرتفوی خارج میشن، پول جدید هم که وارد میشه دیگه مثل قبل سرمایه‌گذاری نمیشه. این بار میره سمت اوراق و سپرده‌هایی که با نرخ جدید بازار هماهنگن. نتیجه اینه که اون فشار اولیه کم‌کم خنثی میشه و میانگین سود صندوق بالا میاد. یعنی همون صندوقی که اول کار تحت فشار بود، در میان‌مدت خودش رو با نرخ‌های جدید تطبیق میده و دوباره به تعادل برمی‌گرده، فقط این بار در سطح سود بالاتر. ◈ پس اگه الان صندوق درآمد ثابت داری یا می‌خوای بخری، اینو حواست باشه: وقتی سود بانک تغییر می‌کنه، اولش ممکنه ظاهر قضیه یه کم منفی به نظر بیاد و صندوق یه تکون کوچیک بخوره، ولی این بیشتر کوتاه‌مدته. کم‌کم که پرتفوی صندوق با نرخ‌های جدید تنظیم میشه، شرایط برمی‌گرده به نفع سودهای بالاتر و در نهایت بازده صندوق هم بالاتر میره. با همه این توضیحات، اگه جایی هنوز برات شفاف نیست یا خواستی دقیق‌تر و روی شرایط خودت بررسیش کنی، یه پیام بده… کمکت می‌کنم، دقیق و بی‌حاشیه. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

خسارت ۶۰۰ میلیارد دلاری جنگ به اقتصاد ایران اکونومیست: جنگ فقط بمب و دود نیست، کل اقتصادو از کار میندازه. تو همین ۴ ماه، حدود ۶۰۰ میلیارد دلار از اقتصاد ایران دود شده رفته هوا و حدود ۷٪ آدم‌ها کارشونو از دست دادن. ◈ داستان فقط ایران نیست؛ موجش کل منطقه رو گرفته، اقتصاد کشورهای پولدار خلیج فارس هم جمع شده و رشد کل خاورمیانه حدود ۲٪ می‌ریزه. ◈ یعنی سرشکن کنی، برای هر ایرانی حدود ۶۵۰۰ دلار آب خورده. با دلار امروز؛ حدود ۱.۱ میلیارد تومن برای هر نفر. برای یه خانواده ۴ نفره میشه حدود ۴.۵ میلیارد تومن! ◈ این عدد رو از روی اختلاف رشد اقتصادی، افت صادرات (مخصوصاً نفت)، کاهش سرمایه‌گذاری، هزینه‌های مستقیم جنگ، بیکاری و افزایش ریسک و نااطمینانی در اقتصاد برآورد کردن. برآوردهای نهادهای بین‌المللی مثل IMF و بانک جهانی معمولاً GDP ایران رو حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار اعلام می‌کنن. یعنی ۶۰۰ میلیارد دلار خسارت، تقریباً معادل بیش از یک سال کل تولید کشوره. ◈ ولی اینو مستقیم نمی‌تونیم با یک سال جبران کنیم؛ چون رشد اقتصادی ما پایینه (تو بهترین حالتِ این چند سال رشد ۲ تا ۴٪ بوده؛ الان عملاً وارد فاز رشد منفی شدیم). یعنی هر سال فقط یه تیکه کوچیک به اقتصاد اضافه میشه، نه اینکه کل این عدد برگرده. ◈ زمان جبران این خسارت: ● در سناریوی فعلی: ۱۰ تا ۱۵ سال زمان می‌بره ● اگر شرایط بدتر شه: حتی بیشتر از ۱۵ سال ● فقط در صورت گشایش جدی اقتصادی: شاید ۵ تا ۷ سال ✍🏽 حساب کن ... @topoli

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا: چین تنها خریدار جدی نفت ایران اسکات بسنت گفته الان عملاً چین تنها خریدار اصلی نفت ایرانه و بقیه کشورها به‌خاطر ترس از تحریم کنار کشیدن. پیام خبر: داستان فروش نفت به چین از قبل هم همین بوده؛ سهم غالب در اختیار چین، یعنی بازار عملاً تک‌خریدار. این خبر نکته تازه‌ای نداره؛ فقط همون واقعیت قبلی حالا شفاف‌تر و قطعی‌تر بیان میشه. برای ایران مهمه، چون با تثبیت این وابستگی، دست طرف مقابل در مذاکره بازتره؛ تخفیف، شرایط پرداخت و هزینه‌های پنهان بیشتر به نفع خریدار تنظیم میشه. تأثیرش بر اقتصاد ایران اینه که مسأله دیگه می‌فروشیم یا نه، نیست؛ مسأله با چه شرایطی می‌فروشیمه. و دقیقاً همین‌جا بودجه دولت تحت فشار قرار می‌گیره، چون درآمد نفتی کمتر از قبل قابل اتکا و پیش‌بینی‌پذیره. قبلاً هم این درآمد کاملاً قابل اتکا نبود، اما تفاوت امروز در شدت تمرکز و محدودتر شدن گزینه‌های فروشه. ◈ الان سه تفاوت کلیدی داریم: ⦿ فروش عملاً روی یک خریدار غالب متمرکزه، در نتیجه ریسک متمرکزتره ⦿ دست خریدار برای گرفتن تخفیف و تغییر شرایط بازتره، بنابراین عدد فروش نوسان‌پذیرتره ⦿ زمان دریافت پول قابل پیش‌بینی نیست، در نتیجه جریان نقدی دچار اختلال میشه در واقع: درآمد نفتی حالا از نظر مقدار، قیمت و زمان وصول، نامطمئن‌تر از قبله؛ و همین، فشار مستقیم به بودجه دولت وارد می‌کنه. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

پول هوشمند؛ رد پایی که دیر دیده میشه اون لحظه‌ای که فکر می‌کنی الان وقتشه وارد شی… خیلی وقت‌ها بازیگر اصلی داره آروم از بازار خارج میشه. پول هوشمند یعنی سرمایه‌ای که زودتر از بقیه می‌فهمه، قبل‌تر وارد میشه و دقیق‌تر خارج میشه. این پول معمولاً دست بازیگرهای بزرگه؛ اونایی که یا داده بهتری دارن، یا اون‌قدر تجربه دارن که اشتباه رو همون‌جا اول کار جمعش کنن، قبل از اینکه تبدیل به ضرر جدی بشه. فرقش با پول عادی اینه: پول عادی دنبال حرکت می‌دوه، پول هوشمند همونیه که حرکت رو قبل از بقیه می‌فهمه… و بعضی وقتا حتی خودش می‌سازه. اما هر حرکت سنگین، نشونه پول هوشمند نیست. گاهی فقط یه جابه‌جایی درونیه، اما بعضی وقتا، یه سناریوی دقیق برای جمع کردن نقدینگیه. بازار نشونه می‌ده، ولی هیچ‌وقت صاف و پوست‌کنده نمی‌گه داستان از چه قراره. قرار نیست دنبالش بدوی، چون هر وقت بخوای تعقیبش کنی، بازی تموم شده و تو تازه رسیدی. باید یاد بگیری حسش کنی؛ از حجم‌هایی که یه‌دفعه عوض می‌شن، از ورودهایی که بی‌حساب نیستن، و از رفتاری که خودش رو تکرار می‌کنه. پول هوشمند رو نمی‌بینی… اما اگه دقیق نگاه کنی، همیشه یه رد از خودش جا گذاشته. اینم از توپولی یادگاری داشته باش؛ هم بفرست برای اون رفیقی که هنوز فکر می‌کنه بازار چیز ساده‌ایه… در حالی که نیست. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

اصلاح نزولی چشم‌انداز نفت؛ برنت ۷۵ دلار مورگان استنلی پیش‌بینی نفت برنت در سه‌ماهه سوم رو ۱۵ دلار کاهش داد و به ۷۵ دلار رسوند؛ محرک اصلی، بازگشت سریع‌تر عرضه و کاهش ریسک سمت تنگه هرمزه که فشار نزولی روی قیمت‌ها گذاشته، ◈ نکته تحلیلی: جزئیاتش رو قبل‌تر مفصل باز کردم؛ اینجا فقط می‌ریم سر جمع‌بندیِ خروجی بازار. نرخ مفروض در بودجه ۱۴۰۵ پایین‌تر از این سطحه، بنابراین این بازبینی، واگرایی منفی جدیدی نسبت به سناریوی پایه اقتصاد ایجاد نمی‌کنه. با فرض تداوم وضعیت فعلی، متغیر کلیدی از سطح قیمت به پایداری صادرات تغییر می‌کنه. در صورت حفظ دسترسی به بازارهای صادراتی، اثر کاهشی نرخ‌های جهانی با رشد نرخ دلار تا حدی تعدیل میشه. ◈ اثر کاهش قیمت نفت بر پتروشیمی‌ها همزمانی افت قیمت‌های جهانی و رشد دلار، منجر به فشرده شدن حاشیه سود میشه؛ نه تخریب سود، بلکه کاهش کیفیت سود (حساس‌تر به نرخ خوراک و تخفیف‌های فروش). ◈ اثر کاهش قیمت نفت بر پالایشی‌ها بیشترین اثرپذیری از کاهش کرک‌اسپردهاست؛ افزایش نرخ دلار نقش جبرانی داره، اما توان خنثی‌سازی کامل نداره. ریسک غالب از قیمت نفت شیفت کرده به تحقق فروش و کیفیت سود؛ جایی که تراز نهایی شرکت‌ها، بیشتر از نرخ‌های جهانی، به دسترسی به بازار و ساختار هزینه گره خورده ✍🏽 حساب کن ... @topoli

خبر اول پزشکیان: ۶ میلیارد دلار از پول‌های بلوکه‌شده ایران در قطر قراره آزاد بشه. ◈ خبر دوم یه مقام آمریکایی: تا وقتی تو پرونده هسته‌ای پیشرفتی نشه، هیچ پول بلوکه‌شده‌ای آزاد نمی‌شه. ◈ خبر سوم سی‌ان‌ان: استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، الان در مسیر دوحه‌ست. ◈ خبر چهارم معاون وزیر خارجه: این هفته هیچ مذاکره‌ای با آمریکا نداریم؛ هیئت ایرانی فقط برای پیگیری تعهدات میره دوحه و قرار هم نیست دیدار مستقیمی انجام بشه. ◈ خبر پنجم روبیو به کنگره: احتمال شکست مذاکرات هست، ولی هنوز می‌خوایم به مسیر دیپلماتیک فرصت بدیم. ◈ تتر و نفت مثبت، طلا منفی خروجی این فضا خاکستریه: نه گشایش معنادار شکل گرفته، نه انسداد تعیین‌کننده. دیپلماسی جریان داره، اما کاملاً مشروط و هم‌زمان با حفظ اهرم‌های فشار. صحنه عملاً روی بازی زمان، تنظیم امتیاز و مهار ریسک فریز شده. ✍🏽 حساب کن… @topoli

الصاق پتروشیمی مهر به جم مزایده پتروشیمی مهر برگزار شد، اما چون خریداری براش پیدا نشد در نهایت به پتروشیمی جم رسید. ارزش این معامله بالای ۸۰ همته، در حالی که خود جم ۷۰ همت ارزش بازاری داره. با این الحاق، ظرفیت تولید پلی‌اتیلن جم به ۹۰۰ هزار تن در سال میرسه؛ اونم در شرایطی که دسترسی به خوراک اتان گازی یکی از برگ‌های برنده‌ی جدی این مجموعه‌ست. حالا باید منتظر شفاف‌سازی از نوع «الف» باشیم، چون این اتفاق قطعا روی صورت‌های مالی و نگاه بازار بی‌اثر نمی‌مونه. ✍🏽 حساب کن… @topoli

شاید اسم «دلار فردایی» به گوشت خورده… دلار فردایی یعنی امروز روی قیمتِ فردا توافق می‌کنن، بدون اینکه الان دلاری جابه‌جا بشه. در واقع دارن روی جهت قیمت شرط می‌بندن؛ اگه فردا بره بالا، خریدار سود می‌کنه، اگه بیاد پایین، فروشنده. این بازار به‌خاطر محدودیت‌ها شکل گرفته و کارش اینه که انتظار فردا رو از امروز نشون بده. برای همین روی ذهن بازار اثر می‌ذاره و بعضی وقت‌ها قیمت نقدی رو هم با خودش بالا یا پایین می‌بره. پس اینجا خودِ دلار معامله نمی‌شه، انتظار از دلار معامله میشه. وقتی نرخ فردایی از قیمت نقدی بالاتره، یعنی جو بازار اینه که احتمالاً قیمت میره بالا. این می‌تونه از تحلیل بیاد، یا عجله خریدارها، یا حتی فقط یه موج روانی. ولی قطعی نیست؛ گاهی فقط هیجانه و سریع هم برمی‌گرده. الان که حدود ۲۰۰۰ تومن فاصله بین نقد و فردایی هست، پیام واضحه: انتظار رشد هست، ولی هیجان هم تو بازار دیده میشه. بازار، قبل از اینکه واقعیت تغییر کنه، انتظار رو قیمت‌گذاری می‌کنه… و دلار فردایی، همون‌جاییه که این انتظار اولین‌بار خودش رو لو می‌ده. احتمالاً این سوال الان تو ذهنت فعاله: دلار قراره گرون‌تر بشه یا نه؟ خیلی ساده بگم؛ تو داری پولِ دو تا اقتصاد کاملاً متفاوت رو با هم مقایسه می‌کنی. یه اقتصادی با تورم‌های سنگین، یه اقتصادی که تورم ۳٪ براش زیاده. با این مختصات، ارزونی دلار بیشتر شبیه دل‌خوشیه تا واقعیت. ساده فکر کن، اما ساده‌لوح نباش. اینجا دزدی اتفاق نمی‌افته… برداشت اتفاق می‌افته. اول ادراکتو می‌گیرن، بعد، پولت بدون خداحافظی میره. و وقتی بفهمی… دیگه چیزی برای فهمیدن نمونده. قبل از اینکه بریم جلو، اینو روشن کنم: هیچ آدم عاقل و سالمی از گرون شدن دلار خوشش نمیاد… حتی کسی که فول دلاره. چون سود از گرونی دلار، سود نیست… جبرانِ یه آسیب بزرگ‌تره. دلار که بالا میره، یعنی تورم، یعنی فرسایش قدرت خرید، یعنی بی‌ثباتی. و توی یک اقتصاد بی‌ثبات، حتی برنده‌ها هم بازنده‌ان… فقط دیرتر. درباره آزاد شدن پول‌ها حرف و خبر زیاد هست… خیلی‌ها می‌پرسن: اگه منابع بلوکه‌شده آزاد بشه، چی میشه؟ واقعیت اینه؛ تا وقتی اقتصاد ثبات نداشته باشه، تا وقتی نشه برای چند سال جلوتر برنامه‌ریزی کرد، حتی ورود پول زیاد هم اثرش موقتیه… ممکنه یه شوک کوتاه‌مدت به بازار بده، اما روند رو عوض نمی‌کنه. اصل ماجرا جای دیگه‌ست: اگه اقتصاد درست بشه، دیگه فقط بحث این پول‌ها نیست… سرمایه، خودش راهشو پیدا می‌کنه. سرمایه‌گذار دنبال پول نیست؛ دنبال ثباته، دنبال پیش‌بینی‌پذیریه. جایی که بشه ۲–۳ سال جلوتر رو دید، پول بدون دعوت میاد. اون‌وقت دیگه نیازی به تزریق نیست؛ سرمایه میاد… چون «دلیل» برای اومدن داره. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

اختلال بانکی یعنی اختلال در نقدشوندگی و شروع فرسایش اعتماد و تورم وقتی این وضعیت ادامه‌دار میشه، سپرده‌گذار پولشو خارج می‌کنه؛ در نتیجه قدرت و سرعت نقدینگی هم شدیدتر میشه. آخرش بانک میره سمت اضافه‌برداشت از بانک مرکزی و ریسک از یه بانک، به کل سیستم سرایت می‌کنه. خروجی این چرخه میشه: ورود پول به بازار طلا، دلار، خرید کالا؛ خلاصه هر چیزی که بشه باهاش از این فضا فاصله گرفت. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

اینکه هنوز بازار امروز رو با سال ۹۹ می‌سنجی، یعنی داری از یه خط‌کش خراب استفاده می‌کنی. ۹۹ یک رفرنس نیست؛ یک خطای تاریخیه. بازار اون سال نه به سود شرکت‌ها وصل بود، نه به تولید، نه حتی به منطق ریسک. پول بود، انتظارات تورمی بود، و هجوم نقدینگی. همین. بقیه‌ش داستانه. اینکه امروز بشینی حساب کنی چقدر از سقف ۹۹ عقبیم، مثل اینه که موفقیت رو با کسی مقایسه کنی که یه‌شبه، شانسی، به گنج رسیده. اون ثروت، قابل تکرار نیست؛ چون مبتنی بر مهارت نبوده. ۹۹ هم همین بود: یک پرش خارج از مدل. در اقتصاد، هر متغیری اگر از واقعیت جدا بشه، برمی‌گرده. گاهی آرام، گاهی با خشونت. بازار ایران هم استثنا نیست. بله، رشد دوباره میاد، حتی ممکنه تند هم بیاد. الان هم می‌تونی سود کنی، حتی بیشتر از اون موقع، ولی گام‌به‌گام، با انتخاب و سرمایه‌گذاری درست، نه یه‌شبه، نه شانسی. اما تا وقتی اقتصاد واقعی (رشد، بهره‌وری، ثبات) درست نشه، هر موجی شبیه ۹۹، یک پایان مشترک داره: اصلاح سنگین. پس مسئله این نیست که کی به ۹۹ برمی‌گردیم؛ مسئله اینه که بالاخره کی می‌فهمیم ۹۹ جایی نبود که باید بهش برگردیم. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

منسوب به کوروش بزرگ: بودن با کسی که دوستش نداری، و نبودن با کسی که دوستش داری، همه‌اش رنج و عذاب است. پس اگر همچونِ خود نیافتی، مانندِ خدا تنها باش؛ و اگر یافتی، او را چنان حفظ کن که گویی جزئی از وجود توست. ✍🏽 حساب کن ... @topoli

محاسبه سرانگشتی (تقریبی) قیمت طلای ۱۸ عیار و سکه تمام فقط با یک عدد طلایی اگه بخوای سریع بفهمی قیمت طلا و سکه الان چنده، بدون اینکه ابزار خاصی داشته باشی یا حوصله حساب و کتاب هم نداشته باشی، فقط انس و دلار رو لازم داری فرض کن انس جهانی طلا: ۴۰۹۰ دلار دلار: ۱۷۳۰۰۰ تومان اول یه عدد پایه می‌سازیم ۴۰۹۰ رو ضربدر ۱۷۳۰۰۰ میکنیم میشه ۷۰۷۵۷۰۰۰۰ ◈ حالا طلای ۱۸ عیار این عدد رو تقسیم بر ۴۱ میکنیم نتیجه میشه ۱۷۲۶۰۰۰۰ تومان برای هر گرم طلای ۱۸ ◈ برای سکه هم یه تقریب ساده داریم میگیم سکه حدودا ده برابر طلای ۱۸ عیاره پس ۱۷۲۶۰۰۰۰۰ تومان جواب نهایی : طلای ۱۸ ؛ ۱۷٫۳ میلیون سکه ؛ ۱۷۳ میلیون پس یادت بمونه انس ضربدر دلار تقسیم بر ۴۱ ≈ طلای ۱۸ طلای ۱۸ ضربدر ۱۰ ≈ سکه همین الان خودت امتحانش کن این پست رو نگه دار هر وقت خواستی سکه یا طلا بخری فقط همین دو عدد رو بذار جای انس و دلار چند ثانیه بیشتر طول نمی‌کشه تا بفهمی بازار الان کجاست ✍🏽 حساب کن ... @topoli