ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

توپولی

توپولی

Открыть в Telegram

سخت‌ترین بخش حساب کردن، پذیرفتن عددی‌ست که دوستش نداریم. @topoliir

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала توپولی

Канал توپولی (@topoli) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 33 356 подписчиков, занимая 3 461 место в категории Экономика и финансы и 10 554 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 33 356 подписчиков.

Согласно последним данным от 30 октября, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 1 705, а за последние 24 часа — -255, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 9.42%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 5.71% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 3 168 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 1 919 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 0.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как بورس, توپول, وقت, سهم, تورم.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“سخت‌ترین بخش حساب کردن، پذیرفتن عددی‌ست که دوستش نداریم. @topoliir”

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 31 октября, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Экономика и финансы.

33 356
Подписчики
-25524 часа
+517 дней
+1 70530 дней
Архив постов
بهشت کم‌کم داره به سمت نقدشونده‌ها باز می‌شه؛ اما برداشت من اینه که هنوز برای ورود عجله‌ای نیست. اتفاقاً توی همین شرایط می‌شه سبدهای بسیار خوبی چید و حتی فرصت مناسبی برای جابه‌جایی و اصلاح ترکیب بعضی از سهام به وجود اومده. بازار همیشه فرصت رو با صدای بلند اعلام نمی‌کنه؛ گاهی باید با حوصله و دقت پیداش کرد. من هم طبیعتاً ممکنه در بعضی برآوردها اشتباه کنم، اما چیزی که فعلاً از رفتار بازار می‌بینم، اینه که هنوز صبر و انتخاب درست، ارزش بیشتری از عجله برای ورود داره. فرصت‌ها رو جدی بگیرید، ترکیب سبدتون رو بازبینی کنید و برای تصمیم بعدی آماده باشید. قرار نیست از هر حرکتی جا نمونیم؛ مهم اینه که وقتی وارد می‌شیم، بدونیم چرا وارد شدیم. @topoli

❖ چیزی که روی تابلو نیست دیوید تپر از اون سرمایه‌گذارهایی بود که وقتی بازار از یه شرکت قطع امید می‌کرد، تازه می‌رفت سراغ حساب‌وکتابش. فرض کن سهم یه شرکت نصف شده. همه از بدهی‌هاش می‌گن، از فروش ضعیف و آینده‌ای که معلوم نیست به کجا می‌رسه. اما تپر می‌خواست بدونه خود شرکت واقعاً چقدر ضربه خورده. چون بین شرکتی که موقتاً به دردسر افتاده و شرکتی که دیگه توان برگشت نداره، تفاوت از زمین تا آسمونه. افت قیمت رو همه می‌بینن؛ هنر اینه بفهمی پشت این افت، یه کسب‌وکار آسیب‌دیده‌ست یا فقط بازاری که زیادی ترسیده. @topoli

❖ اینگوار کامپراد؛ از فروش کبریت تا ساختن امپراتوری ۵۸ میلیارد دلاری! اینگوار کامپراد، بنیان‌گذار ایکیا، سال ۱۹۲۶ در خانواده‌ای معمولی در سوئد به دنیا اومد. قصه تجارتش از پنج‌سالگی شروع شد؛ وقتی با خرید عمده کبریت و فروش دونه‌ای اون‌ها به همسایه‌ها، اولین درآمدش رو به دست آورد. بعدها بذر، خودکار و وسایل کوچیک می‌فروخت. اما نقطه عطف زندگی‌اش ۱۷سالگی بود؛ سال ۱۹۴۳ با سرمایه‌ای اندک شرکت ایکیا رو تأسیس کرد. چند سال بعد وارد بازار مبلمان شد و با ایده بسته‌بندی تخت، مونتاژ توسط مشتری و کاهش هزینه‌ها، صنعت مبلمان جهان رو متحول کرد. نتیجه؟ کسب‌وکاری محلی به یکی از بزرگ‌ترین برندهای مبلمان دنیا تبدیل شد. ثروت کامپراد هنگام مرگش در سال ۲۰۱۸، بنا بر برآورد شاخص میلیاردرهای بلومبرگ، حدود ۵۸٫۷ میلیارد دلار تخمین زده می‌شد؛ رقمی که جایگاه هشتم ثروتمندترین افراد جهان رو براش به همراه داشت. البته ساختار مالکیت بنیادها باعث می‌شد این رقم معادل دارایی شخصی در اختیارش نباشه. اینگوار در سال ۲۰۰۵ از سوی مجله آیکون به‌عنوان تأثیرگذارترین چهره در شکل‌دهی سلیقه عمومی انتخاب شد. از فروش چند بسته کبریت تا ساختن امپراتوری جهانی؛ تفاوت آدم‌های بزرگ اینه که فرصت رو توی چیزهایی می‌بینن که بقیه به‌سادگی از کنارش رد می‌شن. @topoli

. با توجه به شرایط فعلی و روندی که تو تعیین نرخ گاز طی ماه‌های اخیر دیدیم، به نظر می‌رسه محتمل‌ترین حالت این باشه که نرخ خوراک شهریور و مهرماه تغییر قابل‌توجهی نسبت به ماه قبل نداشته باشه و تقریباً تو همون محدوده قبلی باقی مونده باشه. یکی از دلایل احتمالی این موضوع، اعتراض شرکت‌های پتروشیمی منتفع از گاز به افزایش بیش از دوبرابری نرخ از ابتدای سال و پیگیری‌هایی هست که برای اصلاح این نرخ‌ها انجام می‌دن. البته از مهرماه چارچوب مقرراتی جدیدی برای تعیین نرخ خوراک مطرح شده و به همین خاطر، باید اثر این سازوکار جدید رو هم جداگانه بررسی کرد. بنابراین، صرفاً با نگاه به تغییرات هاب‌های بین‌المللی نمی‌شه درباره نرخ نهایی خوراک قضاوت کرد. اما برای اوره‌سازها، یه نکته مهم‌تر هم وجود داره و اون وضعیت هزینه‌هاشون تو نیمه دوم ساله. بخش عمده هزینه‌های ثابت این شرکت‌ها تو نیمه اول سال محقق شده و بخشی از هزینه‌های متغیر، از جمله هزینه‌های حمل‌ونقل، هم قبلاً پرداخت یا شناسایی شده. از طرف دیگه، الان محصول تولیدشده و آماده فروش در اختیار دارن؛ محصولی که بخش قابل‌توجهی از هزینه تولیدش قبلاً به حساب شرکت منظور شده. برای همین، اگه تو ماه‌های پیش‌رو گشایشی تو مسیر صادرات ایجاد بشه و شرکت‌ها بتونن محموله‌های آماده فروششون رو با شرایط بهتری صادر کنن و ارز حاصل از فروش رو هم وصول کنن، احتمال اینکه عملکرد عملیاتی و حاشیه سود اوره‌سازها تو نیمه دوم سال بهتر بشه، بالاست. البته این به معنی نادیده گرفتن نرخ خوراک و ریسک‌های صادراتی نیست. نرخ گاز همچنان یکی از متغیرهای اصلی بهای تمام‌شده‌ست. در کنار اون، مقدار فروش، قیمت جهانی اوره، هزینه حمل، تخفیف‌های صادراتی و از همه مهم‌تر، امکان وصول درآمد ارزی تعیین می‌کنن که چه مقدار از این مزیت عملیاتی در نهایت به سود و جریان نقدی شرکت تبدیل بشه. نکته اصلی اینجاست: الان برای ارزیابی اوره‌سازها نبایستی صرفا" به نرخ خوراک یا قیمت جهانی اوره توجه کرد. موجودی محصول آماده فروش، هزینه‌هایی که شرکت قبلاً متحمل شده و امکان تبدیل این موجودی به فروش صادراتی و در نهایت پول نقد، به همون اندازه اهمیت داره. گاهی تو تحلیل یه شرکت، اینکه چه هزینه‌هایی رو قبلاً پشت سر گذاشته، به اندازه اینکه قراره محصولش رو به چه قیمتی بفروشه اهمیت داره. @topoli

. دوستان، اگه درباره هر کدوم از نمادهای پتروشیمی خواستید اطلاعات بیشتری داشته باشید؛ از نوع خوراک و زنجیره تولید گرفته تا محصولات نهایی و رقبای اصلی شرکت، کافیه اسم نماد رو برام بفرستید تا اطلاعات تکمیلی رو در اختیارتون بذارم.

چند سال پیش، در چند نوبت درباره موضوعی صحبت کردم که به نظرم امروز اهمیتش بیشتر از گذشته‌ست. به بهانه این کلیپ، بد ندیدم دوباره بهش اشاره کنم؛ چون احساس می‌کنم هنوز خیلی‌ها اون‌طور که باید، جدی‌اش نگرفتن. مخاطب این حرف فقط سهامدار حرفه‌ای نیست. شمایی که بخشی از پس‌اندازت رو وارد بورس کردی تا در کنار درآمد اصلی، کمک‌هزینه‌ای برای زندگی یا پشتوانه‌ای برای سال‌های آینده داشته باشی؛ شمایی که بازنشسته‌ای و روی این پول برای تأمین بخشی از مخارجت حساب کردی؛ صاحب کسب‌وکاری که بخشی از سرمایه‌اش رو وارد بازار کرده؛ یا حتی کسی که در کارگزاری، سبدگردانی، شرکت سرمایه‌گذاری و مجموعه‌های مرتبط با بازار سرمایه فعالیت می‌کنه. حرف من با همه این دوستانه. بازار سرمایه ایران با سرعتی فزاینده داره به سمت حرفه‌ای‌تر شدن حرکت می‌کنه. تعداد فعالان متخصص بیشتر شده، شرکت‌های سرمایه‌گذاری و نهادهای مالی در حال توسعه ساختارهای تحلیلی خودشون هستن و نیروی انسانی باتجربه‌تری وارد این حوزه می‌شه. ابزارها، روش‌های ارزش‌گذاری، دسترسی به اطلاعات و کیفیت تحلیل هم نسبت به گذشته تغییر کرده. این اتفاق برای بازار لازمه و در بلندمدت به پختگی اون کمک می‌کنه؛ اما یک روی دیگه هم داره که نباید ازش غافل شد: هرچقدر بازار حرفه‌ای‌تر می‌شه، پیدا کردن فرصت‌های جذاب و کسب بازدهی بالاتر هم دشوارتر می‌شه. در بازاری که هنوز همه بازیگرها به یک اندازه مجهز و حرفه‌ای نیستن، ممکنه فرصت‌هایی پیدا بشه که با کمی مطالعه و شناخت قابل شناسایی باشن. اما وقتی سطح رقابت بالا می‌ره، همون فرصت‌ها زودتر شناسایی می‌شن، فاصله قیمت و ارزش سریع‌تر از بین می‌ره و برای پیدا کردن موقعیت‌های مناسب، دانش و تجربه بیشتری لازمه. به همین دلیله که چند سال پیش هم روی این موضوع تأکید داشتم. شاید امروز اهمیت حرفم برای بعضی‌ها کاملاً روشن نباشه؛ اما ممکنه یکی دو سال دیگه، وقتی شرایط بازار رو با امروز مقایسه کنن، منظورم رو با تمام وجود درک کنن. نمی‌خوام بگم فرصت‌ها از بین می‌رن یا دیگه نمی‌شه در بورس بازدهی مناسبی به دست آورد. حرفم اینه که نباید تصور کنیم شرایط امروز بازار برای همیشه باقی می‌مونه. پنجره بعضی از فرصت‌ها به‌مرور محدودتر می‌شه و هرچقدر آماده شدن برای این تغییر رو عقب بندازیم، احتمال اینکه از رقابت جا بمونیم بیشتره. پس اگه سرمایه‌تون رو وارد این بازار کردید، فقط به فکر انتخاب سهم نباشید؛ به فکر توانایی خودتون برای اداره سبد هم باشید. گزارش بخونید، صورت‌های مالی رو بفهمید، ارزش شرکت‌ها رو بررسی کنید و مهم‌تر از همه، یاد بگیرید بین یک سهم ارزان و یک فرصت واقعاً ارزشمند تفاوت قائل بشید. من این حرف‌ها رو از موضع کسی نمی‌زنم که ادعای دونستن همه جواب‌ها رو داره؛ اتفاقاً بازار هر روز به آدم یادآوری می‌کنه که چقدر چیز برای یاد گرفتن باقی مونده. اما به تجربه می‌گم، در بازاری که هر روز حرفه‌ای‌تر می‌شه، نمی‌شه با دانش و روش‌های دیروز برای رقابت فردا آماده بود. فرصت‌ها هنوز وجود دارن؛ اما برای دیدن و استفاده ازشون، باید زودتر از گذشته آماده شد. @topoli

❖ شوک انرژی؛ پتروشیمی‌ها برنده‌ان یا بازنده؟ جهش قیمت گاز تو بازار اروپا، در نگاه اول می‌تونه خبر خوبی برای تولیدکننده‌های پتروشیمی باشه؛ اما وقتی پای بهای خوراک، قیمت محصولات و هزینه‌های صادرات وسط میاد، ماجرا شکل پیچیده‌تری پیدا می‌کنه. افزایش قیمت انرژی ممکنه برای یه شرکت فرصت بسازه و برای شرکت دیگه، حاشیه سود رو تحت فشار بذاره. از مهرماه، محاسبه نرخ خوراک گاز پتروشیمی‌ها وارد چارچوب مقرراتی جدیدی شده و دیگه نمی‌شه فرمول قبلی چهار هاب بین‌المللی رو بدون در نظر گرفتن مصوبه جدید، مبنای قطعی محاسبات قرار داد. به همین خاطر، رسیدن نرخ خوراک به ۳۵ یا حتی ۴۰ سنت رو فعلاً باید در حد سناریوی احتمالی بررسی کرد، نه یک نرخ قطعی. اما سمت درآمد شرکت‌ها هم داستان جالبی داره. متانکس برای بازار آسیا، قیمت قراردادی اعلامی متانول رو در اکتبر و نوامبر به ۷۰۰ دلار در هر تن رسونده؛ البته این عدد قیمت اعلامی قراردادیه و نباید با قیمت واقعی معاملات یا درآمد محقق‌شده شرکت‌های ایرانی اشتباه گرفته بشه. در بازار آروماتیک‌ها هم پارازایلین و بنزن از محدودیت عرضه و تعمیرات واحدهای تولیدی شرق آسیا حمایت گرفتن. در مقابل، بازار الفین‌ها وضعیت یکدستی نداره؛ اتیلن با ضعف تقاضای پایین‌دستی و افزایش عرضه روبه‌روست، اما پروپیلن به‌دلیل محدودیت عرضه شرایط قیمتی متفاوتی رو تجربه می‌کنه. از طرف دیگه، بالا بودن هزینه نفتا می‌تونه بخشی از مزیت افزایش قیمت محصولات رو از بین ببره. یه نکته مهم دیگه هم هست؛ قیمت جهانی الزاماً همون پولی نیست که آخرش به حساب شرکت ایرانی می‌شینه. هزینه حمل، بیمه، تخفیف‌های صادراتی، واسطه‌گری، محدودیت نقل‌وانتقال پول و هزینه تبدیل و برگردوندن ارز، می‌تونه بخش قابل‌توجهی از درآمد صادراتی رو تحت تأثیر قرار بده. حالا ببینیم این شرایط برای کدوم شرکت‌ها فرصت بیشتری ایجاد می‌کنه و کدوم‌ها رو تحت فشار می‌ذاره. در گروه خوراک گازی، زاگرس از رشد قیمت جهانی متانول ظرفیت انتفاع داره؛ ولی وابستگی بالای درآمدش به صادرات، در کنار افزایش هزینه خوراک و دشواری وصول ارز، ریسک مهمی براش ایجاد می‌کنه. شخارک هم با وجود تولید متانول، در گزارش مهر فروش ثبت نکرده؛ یعنی تولید به‌تنهایی تضمین‌کننده درآمد و جریان نقدی نیست. در گروه اوره‌سازها، شپدیس و کرماشا شرایط حساس‌تری دارن. شپدیس در مهر فروش صادراتی ثبت نکرده و تولید اوره‌اش هم حدود ۶۳ درصد نسبت به مهر سال قبل افت داشته. کرماشا هم با افزایش هزینه گاز و فاصله نرخ فروش اوره تکلیفی با قیمت‌های قابل تحقق بازار مواجهه. بنابراین صرف افزایش قیمت جهانی اوره، لزوماً به معنی بهبود سود این شرکت‌ها نیست. در طرف دیگه، نوری و بوعلی به‌خاطر ترکیب محصولات آروماتیکی‌شون، از وضعیت قیمتی پارازایلین و بنزن ظرفیت انتفاع دارن؛ البته دسترسی به خوراک، مقدار تولید و وضعیت صادرات تعیین می‌کنه این مزیت چقدر به سود واقعی تبدیل بشه. بوعلی در مهرماه با وجود ثبت حدود ۲۱٫۸ همت فروش ریالی، با افت قابل‌توجه مقدار صادرات روبه‌رو بوده؛ موضوعی که نشون می‌ده رشد فروش ریالی لزوماً به معنی بهبود عملکرد صادراتی نیست. شاراک هم به‌خاطر وابستگی به نهاده‌های هیدروکربوری و ترکیب محصولاتش، موقعیت کاملاً بی‌دردسری نداره. افزایش هزینه مواد اولیه، به‌خصوص نفتا، در شرایطی که بازار بعضی محصولات الفینی با ضعف تقاضا مواجهه، می‌تونه حاشیه سود این شرکت رو تحت فشار بذاره. اما ته‌حساب: تو این صنعت دیگه صرفاً گازخوراکی یا مایع‌خوراکی بودن تعیین‌کننده نیست. باید دید هر شرکت چه چیزی تولید می‌کنه، با چه قیمتی می‌فروشه، خوراکش رو با چه هزینه‌ای تأمین می‌کنه و در نهایت چه مقدار از درآمد فروش واقعاً به وجه نقد تبدیل می‌شه. زاگرس از رشد قیمت متانول ظرفیت انتفاع داره، نوری از ترکیب محصولات آروماتیکی خودش مزیت می‌گیره و بوعلی هم می‌تونه از فضای قیمتی این محصولات بهره‌مند بشه؛ اما این مزیت‌ها بدون توجه به هزینه خوراک، مقدار تولید و محدودیت‌های صادراتی، تضمین‌کننده رشد سود نیستن. در مقابل، شپدیس و کرماشا به‌خاطر فشار هزینه خوراک و چالش‌های فروش، حساسیت بیشتری به شرایط فعلی دارن. شخارک و شاراک هم باید از نظر فروش قابل تحقق، هزینه نهاده‌ها و تبدیل درآمد صادراتی به جریان نقدی با دقت بیشتری بررسی بشن. برنده واقعی شرکتی نیست که صرفاً محصولش گرون شده؛ برنده شرکتیه که افزایش قیمت فروشش از رشد هزینه خوراک و تولید جلو بزنه، تولیدش رو حفظ کنه، محموله‌هاش رو به‌موقع به مقصد برسونه و بتونه پول حاصل از فروش رو با کمترین هزینه و در کوتاه‌ترین زمان وصول کنه. بازار معمولاً قیمت‌های جهانی رو زودتر می‌بینه؛ اما چیزی که در نهایت سود سهام‌دار رو تعیین می‌کنه، فاصله بین قیمت فروش قابل تحقق و بهای تمام‌شده واقعی شرکته. بازار پر از موقعیت‌هاییه که دیر یا زود دوباره تکرار می‌شن؛ فرق آدم حسابگر اینه که نشونه‌ها رو از دست نمی‌ده. گاهی همین چند خط، درست سر بزنگاه به کار میاد؛ برای خودت یا کسی که هنوز از این زاویه به بازار نگاه نکرده. حساب کن، متفاوت باش. @topoli

خیلی‌ها چشمشون به انتخابات آمریکاست و فکر می‌کنن با تموم شدنش، بالاخره معلوم می‌شه داستان ایران و آمریکا به کجا می‌رسه. خب، این انتخابات مهمه، ولی قرار نیست صبح روز بعدش تکلیف جنگ و صلح روشن شده باشه. این پرونده با یک انتخابات بسته نمی‌شه؛ پای منافع و حساب‌وکتاب‌هایی وسطه که گاهی ماه‌ها طول می‌کشه تا نتیجه‌شون معلوم بشه. اما برای بازار ما همین چند روز هم کم‌اهمیت نیست. اقتصاد ایران اون‌قدر از فضای سیاسی تأثیر می‌گیره که گاهی یک خبر، قبل از اینکه حتی به واقعیت تبدیل بشه، رفتار خریدار و فروشنده رو عوض می‌کنه. انتظارات تغییر می‌کنن، نرخ ارز واکنش نشون می‌ده و بعد نوبت به قیمت دارایی‌ها می‌رسه. اگه نشونه‌ای از توافق یا حتی یک آتش‌بس موقت دیده بشه، ممکنه بخشی از قیمت‌هایی که با ترس و نگرانی شکل گرفتن، مسیر دیگه‌ای پیدا کنن. از اون طرف، اگه تنش‌ها بالا بگیره، ممکنه همین دارایی‌ها با فشار فروش روبه‌رو بشن. فاصله این دو مسیر هم اصلاً کم نیست. برای همین، به نظرم این روزها بحث فقط نقد بودن یا سهامدار بودن نیست. پول نقد هم اگه از تورم عقب بمونه، بی‌هزینه نیست؛ سهم هم اگه با قیمت و ریسک نامناسب خریده شده باشه، صرفاً به‌خاطر سهامدار بودن از آدم محافظت نمی‌کنه. یه راننده رو تصور کنید که وارد جاده مه‌آلود شده. نه عقل می‌گه همون‌جا ماشین رو خاموش کن، نه عقل می‌گه با همون سرعت همیشگی ادامه بده. باید سرعتش رو با دیدی که داره تنظیم کنه. توی بازار هم گاهی مهم‌ترین تصمیم، خریدن یا فروختن نیست؛ اینه که بدونی با چه سرعتی و با چه میزان ریسک داری جلو می‌ری. @topoli

❖ چیزی که روی تابلو نیست ری دالیو، بنیان‌گذار بریج‌واتر، یه خصلت مهم داشت؛ وقتی اشتباه می‌کرد، سعی نمی‌کرد به هر قیمتی ثابت کنه حق با اونه. فرض کن یه سهم رو خریدی به امید اینکه سود شرکت رشد کنه. چند ماه می‌گذره، گزارش میاد و می‌بینی خبری از اون رشدی که انتظار داشتی نیست. با خودت می‌گی شاید گزارش بعدی بهتر باشه، شاید بازار هنوز متوجه نشده، شاید یه کم دیگه باید صبر کرد... ولی یه سؤال هست که بهتره از خودت بپرسی: اگه الان این سهم رو نداشتی، با همین اطلاعات حاضر بودی بخریش؟ بعضی وقت‌ها ضرر اصلی از خرید اشتباه نیست؛ از داستانیه که بعدش برای نگه‌داشتنش سر هم می‌کنیم. @topoli

❖ جیمز مونتیر؛ مردی که بیشتر از بازار، به ذهن سرمایه‌گذار شک داشت! جیمز مونتیر، استراتژیست سرمایه‌گذاری بریتانیایی و یکی از چهره‌های شناخته‌شده دانش مالی رفتاریه. فعالیت حرفه‌ایش رو در مؤسسات مالی معتبری مثل درِزدن کلاین‌وُرت و سوسیته ژنرال شروع کرد و سال ۲۰۰۹ به شرکت سرمایه‌گذاری جی‌اِم‌اُ پیوست. اما چیزی که مونتیر رو متمایز کرد، صرفاً تحلیل بازار نبود؛ جیمز سال‌ها روی یه موضوع مهم تمرکز کرد: خطاهای ذهنی، تصمیم‌های احساسی و سوگیری‌هایی که باعث می‌شن سرمایه‌گذار درست همون وقتی که باید منطقی باشه، اشتباه کنه. از کتاب‌های شناخته‌شده‌اش می‌شه به «سرمایه‌گذاری رفتاری»، «سرمایه‌گذاری ارزشی» و «کتاب کوچک سرمایه‌گذاری رفتاری» اشاره کرد. از ثروت شخصی‌اش آمار معتبر و تأییدشده‌ای منتشر نشده؛ اما یه میراث فکری ارزشمند از خودش به‌جا گذاشته: گاهی بزرگ‌ترین دشمن سرمایه‌گذار، بازار نیست؛ همون ذهنیه که فکر می‌کنه همیشه درست تصمیم می‌گیره! @topoli

امروز بازارهای جهانی با موج فروش روبه‌رو شدن. بورس آمریکا، به‌خصوص سهام فناوری، افت قابل‌توجهی رو تجربه کرد. طلا هم بیش از ۳ درصد ریخت و به زیر ۳۹۰۰ دلار رسید؛ نقره هم حدود ۶ درصد افت کرد. اما چرا همه با هم ریختن؟ داده‌های تورمی آمریکا و گرونی نفت، نگرانی از بالا موندن نرخ بهره رو بیشتر کرده. از اون طرف، سرمایه‌گذارها نسبت به بازده هزینه‌های سنگین هوش مصنوعی هم حساس‌تر شدن. وقتی سهام می‌ریزه، بعضی صندوق‌ها برای جبران زیان یا تأمین نقدینگی، حتی طلای خودشون رو هم می‌فروشن. وقتی پول گرون می‌شه و نقدینگی اهمیت پیدا می‌کنه، هیچ بازاری از فشار فروش مصون نیست. اما هر ریزشی هم الزاماً فرصت خرید نیست. @topoli

❖ بانک‌ها در مهرماه؛ همه رشد کردن، اما همه بهتر نشدن! توی بررسی گزارش بانک‌ها، یه نکته هست که نباید ازش غافل شد؛ اینکه یه بانک تراز عملیاتی بالایی ثبت کرده، لزوماً به این معنی نیست که توی اون ماه عملکرد بهتری داشته. گاهی یه بانک به‌خاطر بزرگی عملیاتش عددهای درشتی ثبت می‌کنه، اما وقتی گزارشش رو با ماه قبل مقایسه می‌کنی، می‌بینی یه مقدار هم عقب نشسته. از اون طرف، ممکنه یه بانک با مقیاس کوچیک‌تر، توی همین فاصله تغییر قابل‌توجهی توی عملکردش داشته باشه. گزارش مهرماه ۱۴۰۵ بانک‌ها رو که کنار گزارش شهریور می‌ذاریم، دقیقاً با همین تصویر روبه‌رو می‌شیم. ✤ بانک ملت؛ هنوز بزرگ‌ترینه، ولی یه مقدار عقب نشسته وبملت توی مهرماه حدود ۴۲.۶ همت درآمد عملیاتی داشته و در مقابل، ۲۴.۴ همت هزینه ثبت کرده. حاصل این دو، تراز مثبت ۱۸.۲۵ همتیه؛ عددی که فاصله محسوسی با بقیه بانک‌های بررسی‌شده داره. اما یه نکته رو نباید از قلم انداخت. تراز شهریور بانک حدود ۱۹.۶ همت بوده. یعنی با اینکه ملت همچنان از نظر حجم عملیات جایگاه برجسته‌ای داره، تراز مهرماهش حدود ۱.۳۵ همت کمتر از ماه قبله. پس اینجا باید بین بزرگی عملیات و بهتر شدن عملکرد ماهانه تفاوت قائل شد. ✤ پاسارگاد؛ از منفی به مثبت، با یه نکته مهم پاسارگاد توی شهریور ۴.۵۶ همت تراز منفی داشته، اما مهرماه رو با ۵.۸۹ همت تراز مثبت به پایان رسونده. یعنی توی فاصله یک ماه، بیشتر از ۱۰ همت تغییر کرده. عدد قابل‌توجهیه؛ اما وقتی ریز گزارش رو نگاه می‌کنیم، می‌بینیم بخش مهمی از این تغییر از سمت کاهش هزینه‌ها اتفاق افتاده، نه اینکه درآمد بانک جهش خاصی کرده باشه. اینجا باید یه مقدار دقیق‌تر شد. آیا این کاهش هزینه قراره ادامه پیدا کنه یا فقط به شرایط ثبت هزینه‌های همین ماه مربوط بوده؟ جواب این سؤال برای ارزیابی پاسارگاد خیلی مهمه. ✤ صادرات؛ برگشت به محدوده مثبت بانک صادرات هم توی شهریور حدود ۲.۲۷ همت تراز منفی داشته، اما در مهرماه به حدود ۳.۱ همت تراز مثبت رسیده. این تغییر رو نمی‌شه نادیده گرفت. با این حال، هنوز برای اینکه بگیم وضعیت بانک وارد یه روند بهتر شده، زوده. باید ببینیم توی گزارش‌های بعدی هم می‌تونه همین فاصله بین درآمد و هزینه رو حفظ کنه یا نه. ✤ تجارت؛ تقریباً همون مسیر قبلی تراز بانک تجارت از حدود ۵.۸۹ همت توی شهریور به ۶.۰۴ همت توی مهر رسیده. تغییر خیلی بزرگی نیست، اما نکته اینجاست که درآمد و هزینه هر دو پایین اومدن و کاهش هزینه بیشتر از افت درآمد بوده. همین باعث شده تراز بانک یه مقدار بهتر بشه. به‌عبارت ساده‌تر، تجارت تونسته سطح عملکرد ماه قبلش رو تقریباً حفظ کنه. ✤ پارسیان؛ یه قدم جلوتر از شهریور بانک پارسیان توی مهرماه حدود ۳.۱۷ همت تراز مثبت ثبت کرده؛ درحالی‌که این عدد توی شهریور حدود ۲.۲۳ همت بوده. یعنی فاصله درآمد و هزینه بانک بیشتر شده. البته برای اینکه بفهمیم این بهبود چقدر کیفیت داره، باید ترکیب درآمدها و سهم هزینه سود سپرده‌ها رو هم دقیق‌تر بررسی کنیم. ✤ سامان و اقتصاد نوین؛ هنوز مثبت، اما ضعیف‌تر از ماه قبل بانک سامان توی مهرماه درآمد بیشتری شناسایی کرده، ولی هزینه‌هاش بیشتر از درآمد رشد کرده. نتیجه این شده که تراز بانک از ۳.۸۰ به ۳.۲۸ همت رسیده. در اقتصاد نوین هم تراز از ۵.۴۲ به ۵.۰۳ همت کاهش پیدا کرده. اینجا برخلاف سامان، افت درآمد نقش اصلی رو داشته و هزینه‌ها تقریباً در همون محدوده ماه قبل باقی موندن. هر دو بانک هنوز تراز مثبت دارن، ولی عملکرد مهرماهشون نسبت به شهریور ضعیف‌تر شده. ✤گردشگری؛ هزینه منابع همچنان مسئله‌سازه بانک گردشگری توی مهرماه حدود ۴.۹۵ همت تراز عملیاتی منفی ثبت کرده. یکی از نکات مهم گزارش این بانکه که هزینه سود سپرده‌ها از درآمد تسهیلات بیشتر بوده. یعنی بانک برای تأمین منابعی که در اختیار داره، هزینه‌ای پرداخت کرده که از درآمد تسهیلاتش بیشتر بوده؛ موضوعی که فشار قابل‌توجهی به عملیات بانک وارد می‌کنه. بالاخره مهرماه به نفع کدوم بانک تموم شد؟ اگه بخوایم فقط مبلغ تراز عملیاتی رو ملاک قرار بدیم، بانک ملت با فاصله در صدر قرار می‌گیره. اما وقتی عملکرد مهر رو با شهریور مقایسه می‌کنیم، داستان فرق می‌کنه: - پاسارگاد: بیشترین تغییر مثبت رو ثبت کرده؛ البته باید دید کاهش هزینه‌هاش چقدر قابل تکراره. - صادرات: از تراز منفی خارج شده و به محدوده مثبت برگشته. - پارسیان: نسبت به ماه قبل وضعیت بهتری داشته. - تجارت: تونسته سطح تراز عملیاتی خودش رو تقریباً حفظ کنه. - ملت: همچنان بزرگ‌ترین تراز رو داره، اما نسبت به شهریور کمی افت کرده. - سامان و اقتصاد نوین: با وجود تراز مثبت، نسبت به ماه قبل عقب نشستن. - گردشگری: همچنان با تراز عملیاتی منفی روبه‌روست. یه نکته رو هم باید حواسمون باشه؛ تراز عملیاتی گزارش ماهانه، نه سود خالص بانکه و نه به‌تنهایی نشون‌دهنده سلامت مالی اون. برای اینکه بشه درباره وضعیت یه بانک نظر دقیق‌تری داد، باید کیفیت مطالبات، میزان ذخیره‌گیری، درآمدهای غیرتکراری، هزینه‌های اداری و وضعیت نقدینگی رو هم کنار این اعداد گذاشت. من موقع بررسی گزارش یه بانک، دنبال این نیستم که ببینم چقدر درآمد شناسایی کرده یا آخر ماه چه عددی به‌عنوان تراز باقی گذاشته. مسئله اصلی اینه که این درآمد از کجا اومده، برای به‌دست آوردنش چقدر هزینه شده و آیا بانک می‌تونه همین عملکرد رو ماه بعد هم تکرار کنه؟ چون توی بانکداری، یه تراز مثبتِ بزرگ همیشه به معنی عملکرد خوب نیست؛ گاهی مهم‌تر از خود عدد، اینه که بدونیم این عدد چطور ساخته شده. اگه فکر می‌کنی دونستن این تفاوت‌ها می‌تونه نگاه کسی رو به بانک‌ها عوض کنه، این پست رو ازش دریغ نکن؛ براش بفرست. حساب کن. @topoli

❖ چیزی که روی تابلو نیست مارتین شوارتز، معامله‌گر باسابقه بازار، خوب می‌دونست ضرر کردن یه چیزه، کنار اومدن باهاش یه چیز دیگه. یه معامله می‌کنی و ضرر می‌دی. به‌جای اینکه بی‌خیال شی و ببینی کجای کارت ایراد داشته، دوباره می‌پری تو بازار. چرا؟ چون دلت نمیاد با ضرر از معامله بیای بیرون. معامله بعدی هم خراب می‌شه. این بار دیگه نه تحلیل درست‌وحسابی داری، نه حوصله صبر کردن. فقط می‌خوای اون پولی رو که از دست دادی، پس بگیری. از یه جایی به بعد، دیگه دنبال سود نیستی؛ داری زور می‌زنی اشتباه قبلیت رو جبران کنی. @topoli

مارک داگلاس از اون آدم‌هایی بود که فهمید توی بازار، همیشه مشکل از نمودار و قیمت نیست؛ خیلی وقت‌ها مشکل از ذهن خود ماست. داگلاس سال‌ها وقت گذاشت تا بفهمه چرا یه معامله‌گر با وجود تحلیل درست، باز هم تصمیم اشتباه می‌گیره. حاصل این تجربه‌ها شد کتاب‌هایی مثل «معامله‌گری در منطقه» و «نظم معامله‌گری»؛ آثاری که اسمش رو به‌عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار روان‌شناسی معامله‌گری موندگار کردن. حرف حساب داگلاس این بود: قرار نیست هر معامله‌ای که انجام می‌دی سود بده. بازار به تو بدهکار نیست و قرار هم نیست هر بار مطابق پیش‌بینی تو حرکت کنه. مسئله اینه که وقتی نتیجه یه معامله معلوم نیست، می‌تونی به تصمیمی که با فکر و حساب گرفتی پایبند بمونی یا نه؟ خیلی‌ها بازار رو تحلیل می‌کنن، اما موقع عمل، ترس و طمع به‌جاشون تصمیم می‌گیره. توی بازار، فقط بلد بودن کافی نیست؛ باید بتونی وقتی پولت وسطه، عقلت رو هم وسط نگه داری. قبل از هر تصمیم مالی، یه لحظه وایسا و از خودت بپرس: دارم حساب‌شده تصمیم می‌گیرم یا فقط می‌خوام از بلاتکلیفی خلاص بشم؟ @topoli

#شپاکسا شپاکسا | رشد سود، هزینه پول پاکسان مهر رو با فروش ۱٬۲۷۸ میلیارد تومانی بست؛ ۲۱٫۴٪ بیشتر از شهریور و بیش از دو برابر م
#شپاکسا شپاکسا | رشد سود، هزینه پول پاکسان مهر رو با فروش ۱٬۲۷۸ میلیارد تومانی بست؛ ۲۱٫۴٪ بیشتر از شهریور و بیش از دو برابر مهر پارسال. فروش مهر ۳۴٪ بالاتر از میانگین ماهانه ده‌ماهه مالی امساله و ۲٫۷ برابر میانگین ماهانه سال مالی قبله. در گزارش ۹ماهه حسابرسی‌نشده، درآمد عملیاتی به ۸٬۲۶۸ میلیارد تومان رسید؛ رشد ۱۰۵٪. سود خالص هم با رشد ۱۸۲٪ به ۱٬۱۰۴ میلیارد تومان رسید و حاشیه سود خالص ۱۳٫۴٪ شد. اما هزینه مالی ۱۱۲٪ بالا رفته، بدهی‌ها به ۶٬۸۵۳ میلیارد تومان رسیده و نسبت جاری از ۱٫۵ به ۱٫۲۴ افت کرده. جریان نقد عملیاتی مثبت بود، ولی با ۳۶۱ میلیارد تومان فقط حدود یک‌سوم سود خالص رو پوشش داد. حالا آزمون اصلی، کنترل سرمایه در گردش و تبدیل سود به نقده. @topoli

#دالبر دالبر | فروش جلوتر از نقدینگی دالبر مهر رو با فروش ۱٬۵۲۳ میلیارد تومانی بست؛ ۰٫۶٪ بیشتر از شهریور، ۴۳٪ بالاتر از میانگ
#دالبر دالبر | فروش جلوتر از نقدینگی دالبر مهر رو با فروش ۱٬۵۲۳ میلیارد تومانی بست؛ ۰٫۶٪ بیشتر از شهریور، ۴۳٪ بالاتر از میانگین ماهانه امسال و حدود ۱۷۲٪ بیشتر از مهر پارسال. این رقم بیش از چهار برابر میانگین ماهانه سال مالی قبله. فروش ده‌ماهه به ۱۰٬۶۸۸ میلیارد تومان رسیده؛ رشد سالانه ۱۷۰٪ . صورت مالی ۹ماهه از سود خالص ۴٬۱۰۷ میلیارد تومانی حکایت داره؛ بیش از ۳٫۵ برابر مدت مشابه، با حاشیه سود ناخالص ۶۶٪. اما جریان نقد عملیاتی حدود ۱۴۰ میلیارد تومان منفی بوده؛ یعنی سود روی کاغذ ثبت شده، اما هنوز به پول نقد تبدیل نشده. افزایش هزینه مالی، نیاز به سرمایه در گردش، وصول مطالبات و پایداری حاشیه سود باید رصد بشن. @topoli

#بوعلی بوعلی | سود بالا، نقدینگی زیر فشار بوعلی مهر رو با فروش ۲۱٫۸۴ همتی بست؛ ۵۸٫۸٪ بیشتر از شهریور و نزدیک ۵٫۹ برابر مهر پا
#بوعلی بوعلی | سود بالا، نقدینگی زیر فشار بوعلی مهر رو با فروش ۲۱٫۸۴ همتی بست؛ ۵۸٫۸٪ بیشتر از شهریور و نزدیک ۵٫۹ برابر مهر پارسال. فروش هفت‌ماهه به ۸۴٫۸۴ همت رسیده، اما تصویر پشت این اعداد یه نکته مهم داره: درآمد شش‌ماهه ۳۶٫۶٪ رشد کرده، درحالی‌که تناژ فروش حدود ۵۵٫۶٪ افت داشته. سود خالص به ۱۱٫۲۳ همت رسیده و حاشیه سود ناخالص هم بهتر شده؛ ولی جریان نقد عملیاتی ۱٫۷۶ همت منفی بوده. رشد مطالبات، موجودی کالا و بدهی‌ها هم جای بررسی داره. مسئله اصلی بوعلی فقط سودسازی نیست؛ باید دید این سود چقدر به پول نقد تبدیل می‌شه و فروش ماه‌های آینده چقدر دوام میاره. @topoli

❖ چیزی که روی تابلو نیست یه سهم خریدی روی ۱۰۰ تومن. شده ۸۰ تومن. با خودت می‌گی حالا که ۲۰ درصد ریخته، دیگه نفروشم بهتره؛ بذار برگرده. چند وقت می‌گذره، سهم هنوز تکون نخورده. این‌بار گزارش‌ها رو زیرورو می‌کنی، دنبال یه خبر مثبت می‌گردی، حتی به چیزهایی دل می‌بندی که قبلاً برات مهم نبودن. چرا؟ چون اگه بفروشی، باید قبول کنی تصمیمت درست از آب درنیومده. ادوین لوفور توی خاطرات یک معامله‌گر سهام به همین جنس رفتارها می‌پردازه؛ جایی که آدم به‌جای بررسی دوباره معامله، شروع می‌کنه از تصمیم قبلیش دفاع کردن. پولی که دادی، دلیل نگه‌داشتن سهم نیست. سؤال اینه: اگه امروز این سهم رو نداشتی، با اطلاعات الان حاضر بودی دوباره بخریش؟ @topoli

ناوال راویکانت از یه خانواده مهاجر شروع کرد؛ نه پول پدری داشت، نه امپراتوری که تحویلش بدن. با یاد گرفتن چیزهایی که خیلی‌ها دنبالشون نمی‌رفتن، وارد دنیای فناوری و سرمایه‌گذاری شد. از پایه‌گذاران آنجل‌لیست بود و وقتی خیلی‌ها هنوز اوبر و توییتر رو جدی نگرفته بودن، جزو سرمایه‌گذارهای اولیه‌شون شد. همین انتخاب‌ها کمک کرد به ثروت قابل‌توجهی برسه. اما چیزی که ناوال رو متفاوت می‌کنه، طرز فکرشه. به‌جای اینکه فقط دنبال درآمد بیشتر باشی، باید یاد بگیری چطور دارایی بسازی؛ چیزی که ارزشش با هر ساعت کار کردنت محدود نشه. این نگاه توی تصمیم مالی هم خودش رو نشون می‌ده؛ قبل از اینکه پولت رو جایی بذاری، نپرس چقدر سود می‌کنم؛ بپرس دارم چی می‌خرم، ارزشش از کجا میاد و اگه اشتباه کرده باشم، چقدر هزینه می‌دم. چون گاهی تفاوت آدم‌ها رو نه مقدار پولی که دارن، بلکه کیفیت تصمیم‌هایی می‌سازه که با پولشون می‌گیرن. @topoli