ch
Feedback
صدای درون

صدای درون

前往频道在 Telegram
7 165
订阅者
-124 小时
+307
-1930
帖子存档
دکتر جو دیسپنزا می‌گوید بیشتر مردم تلاش می‌کنند واقعیت جدیدی خلق کنند، در حالی که هنوز همان شخصیت قدیمی هستند. ما همان افکار را فکر می‌کنیم، همان احساسات را احساس می‌کنیم، همان واکنش‌ها را نشان می‌دهیم و بعد انتظار داریم زندگی متفاوتی داشته باشیم. اما شخصیت ما، واقعیت شخصی ما را می‌سازد. افکار، زبان مغز هستند و احساسات، زبان بدن. وقتی بارها و بارها یک فکر را تکرار می‌کنیم و همان احساسات گذشته را زنده نگه می‌داریم، بدن ما به آن احساسات شرطی می‌شود و آن‌ها بخشی از هویت ما می‌شوند. تا جایی که می‌گوییم: «من آدم مضطربی هستم.» «من آدم ناامنی هستم.» «من همیشه بدشانس هستم.» اما این‌ها هویت واقعی ما نیستند؛ فقط الگوهایی هستند که بارها تکرار شده‌اند. اگر می‌خواهیم آینده‌ای متفاوت داشته باشیم، باید از امروز شروع کنیم به فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن به شیوه‌ای جدید. به گفته دکتر جو، مغز شما می‌تواند فقط با فکر کردن تغییر کند. وقتی بارها در ذهن خود نسخه جدیدی از خودتان را تمرین می‌کنید، مغز دیگر ثبت‌کننده گذشته نیست؛ بلکه به نقشه‌ای برای آینده تبدیل می‌شود. شاید مهم‌ترین سؤال این باشد: آیا می‌توانی قبل از اینکه آینده‌ات را ببینی، آن‌قدر به آن ایمان داشته باشی که به فردی تبدیل شوی که آن آینده را زندگی می‌کند؟ #دکتر_جو_دیسپنزا @sedaye_daron

تو از رنج می ‌گریزی ؛ اما نمی ‌دانی که رنج از خودِ توست.  رنج از چسبیدن می‌آید ،  از این ‌که می‌خواهی جهان مطابق خواسته تو باشد.  وقتی این خواسته را رها می ‌کنی ،  می ‌بینی که جهان همان ‌گونه که هست ،  کامل است. #آناندامایی_ما @sedaye_daron

آیا توجه نکرده ‌ای که عشق ، سکوت است؟ شاید وقتی دستِ دیگری را در دست گرفته‌ای ، یا با مهر به کودکی می‌نگری ، یا در زیباییِ یک غروب غرق می‌شوی ، این سکوت را حس کنی. عشق نه گذشته ‌ای دارد و نه آینده ‌ای ؛ و این حالتِ شگفتِ سکوت نیز چنین است. #کریشنامورتی @sedaye_daron

شکافتن پوسته قدیمی: هر دانه برای متولد شدن، ابتدا باید پوسته سخت و قدیمی خود را بشکافد. این پوسته همان ساختارهای ذهنی، شرطی‌شدگی‌ها و سنگینی‌های گذشته است که اکنون جای خود را به سبکی و رهایی داده‌اند. • تسلیم در برابر نور: نگاه کردن به آفتاب، نماد جهت‌گیری آگاهانه به سمت منبع، حقیقت و آگاهی خالص است. دانه برای رشد نیازی به تلاش سخت ندارد؛ تنها کافی است در برابر گرمای آفتاب تسلیم باشد تا پتانسیل درونی‌اش شکوفا شود. • حضور در قلمرو جدید: قلمرو انرژی جدید، فضایی است که در آن تعاملات بر اساس وضوح، عشق بدون قید و شرط و شهود شکل می‌گیرند، نه بر اساس ترس‌ها و الگوها و چرخه‌های تکراری. این دعوت به تماشای آفتاب، یادآور ایستادن در وضعیت ناظر و لمسِ مستقیمِ جریان حیات است. دانه در سکوت و آرامش رشد می‌کند و نوری که به آن می‌تابد، تمام مسیر را برای بزرگ شدن و سایه‌گستر شدنِ آن هموار می‌سازد. @sedaye_daron

سیستم عصبی ما از طریق تکرار یاد می‌گیرد؛ نه از یک لحظه، نه از یک بینش ناگهانی، بلکه از تجربه‌های کوچک و مداومی که هر روز تجربه میکنیم. اگر امروز در چرخه‌ای از اضطراب، تنش یا فرسودگی هستی، یادت باشد: تو فقط درون یک الگو هستی. و الگوها می‌توانند تغییر کنند. @sedaye_daron

رشد به خودی خود هیچ رنجی در بر ندارد؛ رنج از مقاومت شما در برابر رشد حاصل می‌شود. رنج توسط خود شما ایجاد می‌شود، زیرا به طور مداوم مقاومت می‌کنید و اجازه نمی‌دهید که آن اتفاق بیوفتد. شما می‌ترسید که به طور کامل با آن همراه شوید؛ دست‌وپاشکسته پیش می‌روید. از این رو رنج پدید می‌آید – چرا که شما دچار دوگانگی می‌شوید، به دو نیم تقسیم می‌شوید. بخشی از وجود شما همکاری می‌کند و بخش دیگر در برابرش مقاومت می‌کند. این تضاد و درگیری درونی شماست که رنج را خلق می‌کند. بنابراین این ایده و فکر را رها کنید – افراد زیادی این ایده را دارند – که برای رشد کردن، مجبورید رنج بکشید. این مزخرف محض است. اگر شما به طور کامل همکاری کنید، اصلاً هیچ رنجی وجود نخواهد داشت. اگر در وضعیت تسلیم و رهاشدگیِ کامل باشید، به جای رنج کشیدن، شادمانی خواهید کرد. هر لحظه از آن، لحظه‌ای از سعادت و برکت خواهد بود. @sedaye_daron اُشو

چند درصد از نگرانی‌هایی که این روزها توی ذهنت میچرخه، واقعاً به حل یه مشکل کمک کرده؟ بیشتر ما فکر می‌کنیم اگه نگران نباشیم، یعنی نسبت به زندگی‌مون بی‌خیال شدیم. انگار نگرانی نشونه مسئولیت‌پذیریه. اما واقعیت اینه که نگرانی معمولاً هیچ راه‌حلی نمیسازه. راه‌حل‌های واقعی وقتی به ذهنمون میرسن که از چرخه بی‌پایان فکرهای تکراری بیرون بیایم. چون ذهن وقتی نگران میشه، مدام سناریو میسازه و مشکلاتی رو بزرگ میکنه که خیلی وقت‌ها هنوز اتفاق نیفتادن. اکهارت تله میگه بخش بزرگی از رنج ما از خودِ اتفاقات زندگی نیست؛ از فکرهاییه که مدام درباره اون اتفاقات میسازیم. دفعه بعد که دیدی غرق نگرانی شدی، فقط چند ثانیه مکث کن و از خودت بپرس: «الان دارم نفس می‌کشم؟» همین سؤال ساده حواست رو از هجوم فکرها جدا می‌کنه و برمیگردونه به همین لحظه. فقط چند ثانیه به نفس کشیدنت توجه کن؛ به هوایی که وارد بدنت میشه و ازش خارج میشه. شاید همون چند ثانیه کافی باشه تا ذهنت کمی آروم‌تر بشه. آرامش ذهن همیشه از پیدا کردن جواب‌های بیشتر نمیاد؛ گاهی از رها کردن فکره

بیشتر انسان‌ها تمام عمرشان را در حالت «بقا» زندگی می‌کنند… در واکنش، ترس، اضطراب، مقایسه و جنگ‌های درونیِ بی‌پایان. اما لحظه‌ای که آگاهی انسان شروع به گسترش می‌کند، همه‌چیز آرام‌آرام تغییر می‌کند.👇👇👇👇👇 دیگر آرامش، وابسته به شرایط بیرونی نیست. دیگر وارد هر بحث و تنشی نمی‌شوی. شهودت قوی‌تر می‌شود، نشانه‌ها را واضح‌تر می‌بینی و احساس می‌کنی زندگی دارد با تو هماهنگ‌تر حرکت می‌کند. رشد واقعی، فقط تغییر شرایط نیست؛ تغییر «سطح آگاهی» است. شاید بزرگ‌ترین بیداری این باشد که بفهمی: تو فقط این شخصیت، این افکار یا این احساسات نیستی… تو «مشاهده‌گرِ» همه‌ی آن‌هایی اگر این نشانه‌ها را تجربه کرده‌ای، آگاهانه در مسیر تغییر قرار گرفته‌ای. @sedaye_daron

همه‌چیز زمانی تغییر می‌کند که نگاهت را عوض کنی… مشكلات‌ قرار نیست تمام شوند؛ تو قرار است در میان آن‌ها، عمیق‌تر، آرام‌تر و آگاه‌تر شوی. هر گره، دعوتی‌ست برای رشد برای دیدنِ خودت در سطحی بالاتر. پس به‌جای فرار از مسیر، آن را زندگی کن… با حضور، با درک، @sedaye_daron

Badbadak [ MusicViral.ir ] .mp310.41 MB

اگر به دنبال آرامش ذهن هستید به پیشامدهای زندگی برچسب خوب یا بد نزنید؛ دیگران را همانگونه كه هستند بپذیرید... ✍️ #اندرو_متيوس

ورزش فیزیکی یکی از مطمئن‌ترین راه‌ها برای آرام کردن ذهن و خاموش کردن سر و صدای درونی است. وقتی بدن فعال می‌شود، ترشح BDNF و اندوکانابینوئیدها بالا می‌رود؛ موادی که خلق را بهتر می‌کنند، استرس را پایین می‌آورند و جلوی نشخوار فکری را می‌گیرند. در کنار این‌ها، سطح کورتیزول کاهش می‌یابد و عملکرد بخش پیش‌پیشانی مغز — که مسئول تمرکز و کنترل ذهن است — دوباره به تعادل می‌رسد. به زبان ساده: وقتی بدن حرکت می‌کند، ذهن فرصت بازگشت به آرامش را پیدا می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند حتی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه فعالیت بدنی با شدت متوسط یا بالا می‌تواند میزان اضطراب و افکار مزاحم را تا حدود ۴۰ درصد کاهش دهد. @sedaye_daron

• ۵ جمله تامل برانگیز از لوئیز هی : 1- من دریافتم که جهان هستی قدردانی و شکرگزاری رو خیلی دوست داره؛هرچقدر شکرگزار تر باشید چیزهای بیشتری بدست میارید. 2- مهم نیست که در کجای کره زمین زندگی می‌کنیم یا شرایطمون چقدر دشوار بنظر میرسه ؛ما توانایی،قدرت و استعداد غلبه برمشکلات و فراتر رفتن از اون شرایط رو داریم. 3- اینو به یاد داشته باشید که شما سال ها از خودتون ایراد گرفتید؛خودتون رو سرزنش کردید و از این کار هیچ نتیجه ای نگرفتید..حالا بیاید خودتون رو تایید کنید و بپذیرید و اون موقع ببینید چه اتفاقی میوفته... :)) 4- بالاترین راه برای داشتن همه چیز عزت نفس هست.هر روز صبح که بیدار میشید در آینه با عشق و جملات مثبت با خودتون صحبت کنید و عزت نفستون رو بالا ببرید. 5- شما نیازی به حل کردن همه مسائل ندارید.تفکرتون رو درست کنید؛سپس مسائل خود به خود حل میشن. @sedaye_daron

اگر در وجود فرزندانمان چيزى وجود دارد كه آرزو داريم تغييـرش دهيم، بهتر است اول ببينيم آيا آن چيز همانـى نيست كه بايد در خـود تغيير دهيم!؟ يونگ

از تمام همنشینان جدی پرهیز کن ... از مردمانی که سعی دارند کسی باشند دوری کن. بیشتر و بیشتر با مردمانی کوک شو که فقط زندگی خودشان را زندگی می‌کنند، سعی نمی‌کنند کسی باشند، کسانی که همانگونه که هستند زندگی می‌کنند. با آنان حرکت کن، این‌ ها مردمان معنوی واقعی در دنیا هستند. رهبران مذهبی مردمانی واقعاً روحانی نیستند، آنان سیاستمدار هستند. آنان می‌ باید در کار سیاست باشند. آنان دیانت را به زشتی فاسد کرده‌اند. آنان دیانت را چنان جدی کرده‌اند که کلیساها بیشتر شبیه بیمارستان یا قبرستان شده‌اند. آن سرور و نشاط و لذت بردن کاملاً ازبین رفته است. نمی‌توانی در یک کلیسا برقصی؛ نمی‌توانی بخندی. خنده از کلیساها بیرون رفته است، ولی به‌ یاد بسپار: لحظه‌ای که خنده از کلیسا بیرون برود، خداوند نیز بیرون رفته است. اشو @sedaye_daron

درود و عرض ادب دوستان عزیز مراقب خودتون و عزیزان‌تون باشید  ❤️

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن مشکلشون اینه که «کنترل ذهن ندارن»… اما حقیقتی که سادگورو میگه تکان‌دهنده‌ست: مشکل این نیست که ذهنتو کنترل نمی‌کنی، مشکل اینه که ذهنت هنوز آزاد نشده. کنترل یعنی محدود کردن. یعنی کشیدن یه خط دور چیزی که ازش می‌ترسی. اما آزادی یعنی شکستن مرزها. یعنی جایی برسی که ذهنت، به جای اینکه زندان‌بانت باشه، تبدیل بشه به قدرتمندترین متحدت. ذهن وقتی آشفته‌ست، ما دنبال کنترل می‌گردیم. اما وقتی آگاه میشی، دیگه نیازی به کنترل نیست… چون آرامش، حالت طبیعی ذهن آزاده. سوال واقعی این نیست: «چطور ذهنمو کنترل کنم؟» سوال واقعی اینه: «چطور ذهنمو آزاد کنم؟» #سادگورو @sedaye_daron

⁨ آگاهیِ خالص جایی بیرون از تو نیست… همین حالا، پشتِ تمام فکرها و احساس‌هایت حضور دارد. وقتی مدیتیشن می‌کنی، قرار نیست افکارت ناپدید شوند؛ فقط یاد می‌گیری تماشاگرشان باشی، نه درگیرشان. تو افکارت نیستی. تو احساساتت نیستی. تو حتی بدنت هم نیستی. تو آن «ناظرِ ساکت»ی هستی که همه‌ی این‌ها را می‌بیند. هر بار که به جای واکنش، مشاهده می‌کنی یک قدم به آگاهیِ خالص نزدیک‌تر می‌شوی. @sedaye_daron

هر بار که غر می‌زنی، چاکراهات جمع می‌شن، انرژی زندگیت بسته می‌شه، و فرکانست پایین میاد… اما وقتی حتی برای چیزهای کوچیک شکر می‌کنی — برای نفس، برای نور، برای همین لحظه — درهای فراوانی یکی‌یکی به روت باز می‌شن شکرگزاری یعنی هماهنگ شدن با جریان الهی زندگی، یعنی بگی «می‌دونم همه‌چی سر جاشه، حتی اگه من نبینم.» و جهان بهت جواب می‌ده، با نعمت، با آرامش، با نشونه‌هایی از نور غر زدن تو رو از فراوونی جدا می‌کنه، ولی شکرگزاری… خودِ اتصال به خداست . @sedaye_daron

agahi_gharn: مدیتیشن فقط «چند دقیقه چشم بستن» نیست؛ بازگشت آگاهانه به خانه‌ایه که همیشه همراهت بوده: ذهنِ اکنون. ما بیشتر عمرمون رو یا در گذشته زندگی می‌کنیم، یا در آینده. یا در حسرتِ چیزی که گذشته، یا در اضطرابِ چیزی که هنوز نیومده. و در این رفت‌وآمدِ بی‌پایان، تنها چیزی که گم می‌کنیم «لحظه‌ی حال»ه؛ همون جایی که زندگی واقعاً درش جریان داره. مدیتیشن تمرین فرار از افکار نیست؛ تمرین دیدنِ افکار بدون غرق شدن در اوناست. یاد می‌گیری شاهد باشی، نه اسیر. ببینی، نه واکنشِ ناخودآگاه نشون بدی. درست همون‌جا، بین محرک و پاسخ، فضایی متولد میشه که اسمش آگاهیه. کم‌کم متوجه میشی آرامش چیزی نیست که باید به دست بیاری؛ چیزی‌ه که وقتی از شلوغی‌های درونی فاصله می‌گیری، خودش آشکار میشه. مثل ته‌نشین شدن گل‌ولای در آب… آب از اول زلال بوده، فقط کافی بوده دست از هم زدنش برداری. مدیتیشن تو رو عوض نمی‌کنه؛ تو رو به خودت برمی‌گردونه. به نسخه‌ای که زیر لایه‌های استرس، ترس، عجله و نقش‌های اجتماعی پنهان شده. جایی که نفس کشیدن عمیق‌تره، حضور واقعی‌تره، و زندگی ساده‌تر تجربه میشه. شاید دنیا بیرون همون‌قدر پرهیاهو بمونه؛ اما درونت به جایی تبدیل میشه که می‌تونی هر لحظه بهش برگردی: یک سکوت امن، زنده و بیدار. مدیتیشن تمرین بودن است؛ نه بهتر شدن، نه کامل‌تر شدن، فقط بودن… همین حالا، همین‌جا. @sedaye_daron