fa
Feedback
صدای درون

صدای درون

رفتن به کانال در Telegram
7 354
مشترکین
-624 ساعت
-47 روز
+2530 روز
آرشیو پست ها
در هر سیر معنوی، مهم‌ترین کار این است که هر وقت ذهن به این‌سو و آن‌سو می‌رود، دوباره آن را بازگردانیم و بر یک چیز متمرکز کنیم. پس چرا به‌جای هر چیز دیگر، آن را به سوی خودِ خویش خود اگاهی که دنیای بیرون را مشاهده میکند بازنگردانیم؟ چرا به جای دنبال کردن موضوعات بیرونی، خودِ آگاهی را مورد توجه قرار ندهیم؟ رامانا می‌گوید: همین بازگرداندن توجه به «خود»، خودکاوی و خودشناسی است؛ و در نهایت، کاری جز این لازم نیست. رامانا ماهارشی --- وقتی توجه را آگاهانه به خودش به خودِ آگاهی، به حقیقت وجودی بازمی‌گردانیم #رامانا_ماهارشی در این سخن، مسئلهٔ #خودشناسی را بسیار ساده و در عین حال ریشه‌ای مطرح می‌کند. #ذهن به‌طور طبیعی پیوسته در حال حرکت است؛ از یک فکر به فکر دیگر، از خاطره‌ای به خاطره‌ای، از نگرانی به آرزو و از گذشته به آینده. در سادانا یا هر تمرین معنوی، نخستین کار این نیست که ذهن را نابود کنیم یا جلوی آمدن افکار را بگیریم؛ بلکه هر بار که ذهن از موضوع مورد توجه دور شد، آن را دوباره بازگردانیم. اما پرسش اصلی رامانا اینجاست اگر قرار است توجه را بارها و بارها بازگردانیم، چرا آن را به سوی خودِ توجه‌کننده بازنگردانیم؟ معمولاً توجه ما همیشه متوجه «چیزی» بیرونی است: یک فکر، احساس، شخص، خاطره، هدف یا تجربه، یا در روش های مختلف مدیتیشن روی مانترا یا تنفس یا... است. @sedaye_daron

گاهی ریشه‌ی ناراحتی و رنج ما، خودِ اتفاقات زندگی نیست؛ بلکه داستانی است که ذهن درباره‌ی آن اتفاقات می‌سازد. اکهارت تول در این بخش به یکی از عمیق‌ترین لحظات بیداری درونی خود اشاره می‌کند؛ لحظه‌ای که فهمید میان افکار و آگاهی تفاوت وجود دارد. وقتی از خود می‌پرسیم: «اگر نمی‌توانم با خودم زندگی کنم، پس این “من” کیست و آن “خود” کیست؟» کم‌کم متوجه می‌شویم که ما فقط افکار، ترس‌ها، خاطرات و روایت‌های ذهنی‌مان نیستیم. پشت تمام این افکار، چیزی عمیق‌تر حضور دارد: آگاهی. حضور. مشاهده‌گری که افکار را می‌بیند، اما خودش فکر نیست. شاید آغاز خودشناسی و بیداری آگاهی دقیقاً از همین نقطه باشد؛ جایی که دیگر هر فکری را حقیقت مطلق نمی‌دانیم و یاد می‌گیریم از ذهن فاصله بگیریم و به لحظه حال و آرامش درونی بازگردیم. @sedaye_daron

4_5960521245060504898.mp33.53 MB

اگر خدا را فقط به‌عنوان یک «موجود» تصور کنیم، ناخودآگاه برای او مکانی هم در نظر می‌گیریم؛ جایی در آسمان یا نقطه‌ای دوردست. اما اکهارت توله نگاه متفاوتی را مطرح می‌کند... او می‌گوید خدا چیزی نیست که بتوان آن را مانند یک جسم یا یک شخص در جایی از جهان پیدا کرد. هر مفهومی که خدا را به یک «موجود محدود» تبدیل کند، از حقیقت بی‌نهایت او فاصله گرفته است. شاید به همین دلیل است که بسیاری در جست‌وجوی خدا به بیرون نگاه می‌کنند، در حالی که عمیق‌ترین تجربه حضور، در سکوت و آگاهی درون رخ می‌دهد. #اکهارت_توله @sedaye_daron

تا زمانی که یک دولت جهانی ایجاد نکنیم، جنگ ها ادامه خواهند داشت زیرا این ملت ها به جنگیدن ادامه می دهند. چنانچه جهان ملت ها یکدست شما قصد جنگیدن با آنها را دارید و اگر جهان کمی باهوش تر بشود و تمام مزخرفات مذهبی را کنار بگذارد، با چه کسی میخواهید بجنگید؟ اگر ذره ای عشق به بشریت دارید، تمام ملت ها را منحل کنید. مردم به زندگی بیشتری نیاز دارند که به آنها داده شود، به هوشیاری بیشتر و خردبیشتر نیاز دارند. یک انسان متمدن نمی تواند مسیحی یا یهودی باشد، او نمی تواند آمریکایی یا هندی باشد. یک‌بشر متمدن صرفا انسان است. ✍️اشو @sedaye_daron

بودا می‌گوید: میتوانید به من توهین کنید، ولی اگر من آن را نپذیرم ، این دیگر در قدرت شما نیست . میتوانید سعی کنید مرا تحقیر کنید و من فقط این چیزها را نمی پذیرم ، باید ده سال پیش می آمدید که من در دام هر کسی می افتادم و هر کس به من توهین میکرد ، من احساس تحقیر شدن میکردم در آن زمان من برده ی توهین گر بودم ، ولی حالا انسانی آزاد هستم ، من انتخاب میکنم ، هر آنچه درست است میگیرم و هر چه را که درست نیست، پس میدهم . زمانیکه همچون یک ( نفس ) زندگی نمیکنی ، تحقیر کردن تو ، غیر ممکن است ، این ( نفس ) است که تحقیر میشود ... @sedaye_daron

از زنده بودنت لذت ببر... در این لحظه زنده ای و خودت را ببین و حس کن... قدردان  این لحظه باش و به آینده فکر نکن لحظه بعدی ، خودش از خودش مراقبت خواهد کرد به فردا فکر نکن... فقط اینجا و اکنون باش... بی عجله و بی دغدغه و هیاهو ، فقط باش... این بودن و حضور تو را به بهشت راهنمایی میکند. #لحظه_حال @sedaye_daron

⁨ ⁨ ⁨ ⁨ اُشو/باگوان ، عارف و استاد معنوی هندی و یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز عرفان معاصر، تنهایی را نقص یا مشکل انسان نمی‌دانست؛ بلکه آن را یکی از بنیادی‌ترین واقعیت‌های وجود می‌دید. از نگاه او، انسان از تولد تا مرگ در سفری یگانه و غیرقابل‌تکرار حرکت می‌کند؛ سفری که هیچ‌کس نمی‌تواند به جای او تجربه کند. ما تلاش می‌کنیم این تنهایی وجودی را با رابطه، جمعیت و سرگرمی پنهان کنیم، اما حقیقت همیشه باقی می‌ماند. رهایی زمانی آغاز می‌شود که به جای فرار از تنهایی، آن را بپذیری و در سکوت آن، خودِ واقعی‌ات را بشناسی… #اشو @sedaye_daron

⁨ ⁨ ⁨ ⁨ اُشو/باگوان ، عارف و استاد معنوی هندی و یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز عرفان معاصر، تنهایی را نقص یا مشکل انسان نمی‌دانست؛ بلکه آن را یکی از بنیادی‌ترین واقعیت‌های وجود می‌دید. از نگاه او، انسان از تولد تا مرگ در سفری یگانه و غیرقابل‌تکرار حرکت می‌کند؛ سفری که هیچ‌کس نمی‌تواند به جای او تجربه کند. ما تلاش می‌کنیم این تنهایی وجودی را با رابطه، جمعیت و سرگرمی پنهان کنیم، اما حقیقت همیشه باقی می‌ماند. رهایی زمانی آغاز می‌شود که به جای فرار از تنهایی، آن را بپذیری و در سکوت آن، خودِ واقعی‌ات را بشناسی… #اشو @sedaye_daron

Repost from N/a
🌈🌈🌈 💎برترین کانال‌های تلگرام: 🦋"تـ𝒕𝒐ـو" "را من چشــــم در راهم در کافه هنر @kafeh_honar31 🔹هماهنگی جهت تبادل: @mrsma
🌈🌈🌈 💎برترین کانال‌های تلگرام: 🦋"تـ𝒕𝒐ـو" "را من چشــــم در راهم در کافه هنر @kafeh_honar31 🔹هماهنگی جهت تبادل: @mrsmafd

اشو می‌گوید غذا خوردن باید یک مدیتیشن باشد نه یک عمل خودکار. او بر خوردن آهسته و با آگاهی کامل تاکید دارد، بگونه ای که به غذا و بدن خود احترام می گذارید او پیشنهاد می کند که صحبت نکنید، فکر نکنید، فقط مزه کنید. بجوید و در لحظه حاضر باشید. حتی یک لقمه ساده نیز زمانی مقدس می شود، که شما کاملا در لحظه با آن باشید. در آن لحظه غذا دیگر فقط تغذیه نیست، بلکه بخشی از آگاهی شما می شود. و به طور طبیعی قدردانی و سپاسگزاری نسبت به غذا پدیدار می شود؛ شما شروع به احساس ارتباط با زمین، خورشید، باران و هر آنچه که غذا را ممکن ساخته است می کنید. غذا خوردن با آگاهی، این عمل را به دعا تبدیل می کند. ✍️اشو @sedaye_daron

هیچ احساسی را به عنوان یک حس “منفی” قضاوت نکن به سادگی احساسش کن بگذار انرژی ‌اش در بدنت حرکت کند. در حس ناراحتی خود نفس بکش به غمت هوا برسان خشمت را مملو از حس حضور کن خشم خود را با کنجکاوی نرم کن تو هیچ چیز “منفی”ای پیدا نخواهی کرد فقط بخشی گرانبها از وجودت را خواهی یافت که در تمنای پذیرفته شدن است لازم نیست بر اساسِ آن تمنا عمل کنی یا از آن رخدادی غم انگیز بیافرینی آن تمنا ، جنبش خداوند است در تو ، نه کمتر و نه بیشتر پس در برابرش سر خم کن احساسش کن بگذار انرژی ‌اش در بدنت حرکت کند همچون کودکی به آن عشق بورز تا اسرار خود را برایت فاش کند. #جف_فوستر @sedaye_daron

4_5963045204066832148.mp39.20 MB

گاهی چیزی که بیشتر از همه می‌خواهیم از آن رها شویم، همان چیزی است که ذهنمان با تلاش برای فرار از آن، دردش را بیشتر می‌کند. ذهن مدام به دنبال راه‌حل می‌گردد؛ فکر می‌کند، تحلیل می‌کند، گذشته را زیر و رو می‌کند و آینده را پیش‌بینی می‌کند تا از درد درونمان خلاص شویم. اما مسئله اینجاست که خودِ ذهن، بخشی از همین مسئله است. مثل رئیس پلیسی که مأمور پیدا کردن یک آتش‌افروز است، در حالی که خودش همان آتش‌افروز است. تا زمانی که خودمان را با افکارمان یکی بدانیم و تصور کنیم «من همان ذهن و افکارم هستم»، راهی برای رهایی واقعی از درد پیدا نمی‌کنیم. اما لحظه‌ای که بتوانیم افکارمان را ببینیم، بدون اینکه با آنها یکی شویم، اتفاق مهمی رخ می‌دهد؛ ذهن دیگر فرمانروای زندگی ما نیست. در آن سکوت و حضور، چیزی عمیق‌تر از ذهن آشکار می‌شود: بودن. و شاید همین‌جا باشد که برای نخستین بار، به جای اینکه مدام به دنبال خودِ واقعی‌مان بگردیم، آن را تجربه کنیم. #نیروی_حال #اکهارت_توله @sedaye_daron

رشد همیشه آسان نیست. هر چه عمیق ‌تر جرات کنی وارد درد شوی ، ظرفیتت برای تجربه شادی نیز عمیق‌ تر می ‌شود. اگر تا ژرفای درد بروی ، همانجا دروازه‌ ای به سوی سرور را خواهی یافت. انسانی که از درد فرار می ‌کند ، از زندگی هم فرار می ‌کند ؛ زیرا زندگی ، شادی و رنج را با هم به دنیا می ‌آورد. #اوشو @sedaye_daron

گاهی فکر می‌کنیم اگر زندگی‌مان را تغییر دهیم، خودمان هم تغییر خواهیم کرد. شهرمان را عوض می‌کنیم. آدم‌های اطرافمان را تغییر می‌دهیم. به محیطی تازه می‌رویم. سفر می‌کنیم و حتی از زندگی قبلی‌مان فاصله می‌گیریم... اما اکهارت توله یک سؤال مهم می‌پرسد: چه مقدار از خودِ شرطی‌شده‌تان را با خودتان به این زندگی جدید آورده‌اید؟ اگر خشم، ترس، اضطراب، قضاوت یا الگوهای قدیمی درون ما باقی مانده باشند، ممکن است حتی در زیباترین و متفاوت‌ترین محیط هم همان زندگی قبلی را تجربه کنیم. چون مشکل همیشه در محیط نیست؛ گاهی نحوه تجربه کردن ماست که همراه‌مان به همه‌جا می‌آید. «هر جا که بروید، خودتان هم آنجا هستید.» شاید تغییر واقعی زمانی آغاز شود که به جای تغییر دادن مداوم بیرون، ببینیم چه چیزی در درون ما هنوز همان الگوهای قدیمی را تکرار می‌کند. #اکهارت_توله @sedaye_daron

همچون یک بذر زاده شده و به دنیا آمده ای میتوانی همان بذر بمانی و بمیری اما می ‌توانی گل باشی و بشکفی ، می توانی درخت باشی و ببالی #اوشو @sedaye_daron

نشخوار فکری فقط مجموعه‌ای از افکار منفی نیست؛ بلکه یک چرخه عصبی-روانی است که هر بار با تکرار شدن، مسیرهای عصبی مرتبط با اضطراب و استرس را فعال‌تر می‌کند. به همین دلیل، هرچه بیشتر درگیر این افکار می‌شویم، رها شدن از آن‌ها دشوارتر به نظر می‌رسد. خبر خوب این است که مغز انعطاف‌پذیر است. با تمرین مهارت‌هایی مانند آگاهی از لحظه حال، تنفس آهسته و عمیق، پذیرش احساسات بدون قضاوت و هدایت آگاهانه توجه، می‌توان این چرخه را به‌تدریج ضعیف کرد. این کار به فعال شدن سیستم عصبی پاراسمپاتیک کمک می‌کند؛ بخشی از سیستم عصبی که مسئول آرامش، بازیابی و تنظیم هیجان‌هاست. به یاد داشته باشید، هدف این نیست که هرگز افکار منفی نداشته باشید؛ هدف این است که اجازه ندهید آن افکار کنترل زندگی شما را در دست بگیرند. هر بار که آگاهانه چرخه نشخوار را متوقف می‌کنید، در واقع در حال آموزش دوباره مغز و تقویت مسیرهای عصبی سالم‌تر هستید. تغییر، نتیجه یک تصمیم لحظه‌ای نیست؛ بلکه حاصل صدها انتخاب کوچک و آگاهانه است که به مرور زمان، ذهنی آرام‌تر و زندگی رضایت‌بخش‌تری می‌سازند. @sedaye_daron

اگر نتوانید فکر کردن را متوقف کنید، چه کسی کنترل زندگی‌تان را در دست دارد؟ بیشتر انسان‌ها تصور می‌کنند ذهن، خودِ واقعی آن‌هاست؛ اما اکهارت توله می‌گوید این بزرگ‌ترین توهم است. ذهن قرار بود ابزاری برای حل مسئله باشد، نه اینکه کنترل زندگی را به دست بگیرد. اگر هر زمان که بخواهید نتوانید فکر کردن را متوقف کنید، شاید این شما نیستید که از ذهن استفاده می‌کنید؛ بلکه ذهن است که از شما استفاده می‌کند. لحظه‌ای از خودتان بپرسید: آیا دکمه خاموش ذهنم را پیدا کرده‌ام؟ #اکهارت_توله @sedaye_daron

ذهن فقط می تواند دوگانگی را تصور کند، روز و شب جدا از هم است ذهن نمی تواند تصور کند که روز فقط شکل دیگری از شب است.نور فقط کمتر تاریک است و تاریکی فقط کمی کمتر نور دارد تمایز بین آنها دوگانگی نیست بلکه فقط در نسبیت است. آنها یکی هستند به همین دلیل است که خیلی آسان، شب به روز تبدیل می شود، روز به شب تبدیل می شود. اگر دوگانگی بود، ممکن بود شب بگوید نمیخواهم بروم، یا خورشید می گفت بس است، امروز می روم برای ماهیگیری. اما آنها جدا نیستند آنها فقط فازهای یک انرژی هستند. زندگی و مرگ نیز به همین ترتیب است. دو فاز انرژی یکسانند، مرگ پایان زندگی نیست. مرگ خود بخشی از زندگی است و زندگی ادامه دارد. . ✍️اشو @sedaye_daron