ch
Feedback
صدای درون

صدای درون

前往频道在 Telegram
7 363
订阅者
-924 小时
-57
+2830
帖子存档
اگر احساس می‌کنی ذهنت مدام درگیر افکار منفی است، اولین قدم این نیست که دنیا را تغییر دهی؛ بلکه باید حالت درونی خودت را تغییر بدهی. دکتر جو دسپنزا می‌گوید هر بار که در چرخه‌ی فکر و احساس گرفتار می‌شوی، همان الگوهای عصبی و شیمیایی را دوباره در مغز و بدنت فعال می‌کنی. اما خبر خوب این است که با خودتنظیمی (Self-Regulation) می‌توانی این چرخه را متوقف کنی. چند نفس عمیق، آرام کردن ریتم تنفس، تمرکز روی قلب و انتخاب آگاهانه‌ی یک احساس بهتر، به بدن پیام می‌دهد که از حالت جنگ یا گریز (Fight or Flight) خارج شود و وارد حالت آرامش، ترمیم و تعادل شود. هر بار که به‌جای واکنش خودکار، آگاهانه حالت درونی‌ات را تغییر می‌دهی، در حال آموزش دوباره‌ی مغز و ساختن نسخه‌ی جدیدی از خودت هستی. تغییر، از همان لحظه‌ای آغاز می‌شود که تصمیم می‌گیری قربانی شرایط نباشی، بلکه خالق حالت درونی خودت باشی.

همیشه فکر می‌کنیم کنترل کامل زندگی‌مان را در دست داریم، اما این جمله از یونگ یادآوری می‌کند که فرمانروای پنهانِ بسیاری از لحظات، ناخودآگاهِ ماست. این همان نیرویی است که اگر ناشناخته بماند، به جای ما تصمیم می‌گیرد و ما نام آن را سرنوشت می‌گذاریم. آگاه شدن به این الگوهای درونی، اولین قدم برای به دست گرفتن سکانِ زندگی و خروج از چرخه‌ی تکرار است. #کارل_یونگ @sedaye_daron

«همهٔ ما با احساسات دشوار و ناخوشایند مواجه می‌شویم؛ اما اگر اجازه دهیم این احساسات بر ما مسلط شوند، به‌تدریج فرسوده و تهی خواهیم شد. احساسات زمانی شدت بیشتری پیدا می‌کنند که ندانیم چگونه از آن‌ها مراقبت کنیم. وقتی احساسات ما از میزان حضور و ذهن‌آگاهی‌مان نیرومندتر باشند، رنج می‌کشیم. اما اگر هر روز تمرین تنفس آگاهانه را ادامه دهیم، ذهن‌آگاهی به‌تدریج به عادتی در وجود ما تبدیل خواهد شد. برای آغاز تمرین، منتظر نمانید تا احساسات شما را کاملاً دربرگیرند؛ زیرا ممکن است در آن زمان دیگر بسیار دیر شده باشد.» #تیک_نات_هان گاهی مسئله این نیست که احساسات سختی داریم؛ مسئله این است که وقتی این احساسات از راه می‌رسند، بلد نیستیم چگونه با آن‌ها همراه شویم. خشم، اضطراب، غم، ترس یا ناامیدی، دشمن ما نیستند. هرکدام پیامی با خود دارند. اما وقتی بدون آگاهی با آن‌ها یکی می‌شویم، احساس به جای آنکه تجربه‌ای گذرا باشد، تبدیل به چیزی می‌شود که تمام ذهن و زندگی ما را در اختیار می‌گیرد. ذهن‌آگاهی یعنی یاد بگیریم میان «من» و «احساس من» فاصله‌ای آگاهانه ایجاد کنیم؛ بتوانیم بگوییم: «من غمگینم»، بدون اینکه باور کنیم «من خودِ غم هستم». تنفس آگاهانه یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای بازگشت به این لحظه است. @sedaye_daron

بیشتر ما ناآگاهانه آینده را با همان الگوها، باورها و احساسات گذشته می‌سازیم؛ در حالی‌که نقطه‌ی واقعیِ تغییر، لحظه‌ی اکنون است. وقتی یاد می‌گیری در «حال» حضور داشته باشی، ذهن را از تکرار گذشته رها کنی و احساساتی مثل عشق، آرامش، اعتماد و قدردانی را آگاهانه در خودت پرورش بدهی، کم‌کم کیفیت فکرها، انتخاب‌ها و رفتارهایت هم تغییر می‌کند. تغییر زمانی آغاز می‌شود که نیت روشن با احساسی هم‌راستا همراه شود؛ جایی که دیگر فقط به آینده‌ای متفاوت فکر نمی‌کنی، بلکه از همین امروز شروع می‌کنی مانند نسخه‌ای از خودت زندگی کنی که می‌خواهی به آن تبدیل شوی. آینده از جایی تغییر می‌کند که تو دیگر حاضر نیستی گذشته را هر روز تکرار کنی. ✨ اگر آماده‌ای نسخه‌ی تازه‌ای از خودت را بسازی، از همین لحظه شروع کن. @sedaye_daron

اینجوری به خواسته هات برس وقتی به کائنات دستور می‌دهی، در حقیقت به خودت یادآوری می‌کنی که قدرت خلق آینده در درونت است. باور کن، تصور کن و عمل کن… دکتر جودیسپنزا به این میگه: ذهن مادی‌گرا. یعنی ذهنی که اسیر زمانه و منتظره تا یه چیزی تو دنیای بیرون تغییر کنه تا از درون احساسش کنه. اما قانون کاملاً برعکسه. تو اول باید اونقدر خواسته و آرزوت رو تو ذهنت واضح ببینی، که احساس داشتنش رو با تمام سلول‌های بدنت تجربه کنی. وقتی از ته دلت ذوق می‌کنی و قبل از رسیدن به خواسته‌ات شکرگزاری میکنی، به کائنات میگی: من اینو دارم! اینجاست که فرکانس بدنت عوض میشه و تو دنیای واقعی، اون اتفاق رو به سمت خودت می‌کشی. @sedaye_daron

میان تمام مسئولیت‌ها، کارها و شلوغی‌های روزمره، فراموش نکن که زندگی فقط انجام دادن وظایف نیست؛ تجربه کردن، لذت بردن و حضور داشتن هم بخشی از آن است. گاهی یک پیاده‌روی کوتاه، چند دقیقه سکوت، یک فنجان نوشیدنی گرم یا زمانی برای خودت، می‌تواند ذهن را از فشار و فرسودگی دور کند و دوباره حس آرامش، تعادل و حضور در لحظه را برگرداند. مراقبت از خود، ذهن‌آگاهی و ساختن لحظه‌های کوچکِ خوشایند تجمل نیست؛ بخشی از یک زندگی آگاهانه و سالم است. برای خودت چیزی داشته باش که مشتاقش باشی؛ حتی اگر خیلی کوچک باشد. @sedaye_daron

Repost from N/a
🌸🌸🌸 💎برترین کانال‌های تلگرام: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🌸🌸🌸 💎برترین کانال‌های تلگرام:   ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🎁 کافه شعر و ادبیات @Hamidrezaabravan 🔹هماهنگی جهت تبادل: @mrsmafd

برای اینکه بتوانی رازهای هستی را بشنوی، ببینی و لمس کنی و برای اینکه بتوانی راهنمایی‌ و یاری  اساتید را دریافت کنی باید خودت را آماده‌ی پذیرش کنی؛ پذیرشی عمیق با مدیتیشن این پذیرش بر تو رخ می‌دهد و راه دیگری وجود ندارد فقط با سکوت می‌توانی چیزی که از ماوراء می ‌آید را بشنوی همواره یک چیز را به یاد داشته باش که: باید بیشتر و بیشتر ساکت شوی و بیشتر و بیشتر در درونت مرکزیت بگیری. هر وقت زمان داشتی چشمانت را ببند و به درون برو. وقتی کاری وجود ندارد خودت را بیهوده مشغول نکن مردم را می‌بینم که بیهوده مشغول ‌اند. آنها کاری برای انجام دادن ندارند ولی نمی‌توانند خالی بمانند‌. مراقبه‌گون بودن یعنی: آموختن چگونه تهی ماندن، چگونه با خود ماندن. حواس بیرونی‌ات را ببند و به درون برو.هر وقت زمان داشتی این کار را انجام بده و به زودی به سادگیِ بیرون رفتن از خانه‌ات یا آمدن به خانه‌ات خواهد شد. وقتی در بیرون به تو نیاز است به بیرون می‌آیی، وقتی در بیرون به تو نیاز نیست به درون می ‌روی و وقتی توانایی این حرکت ساده را پیدا کردی،آزاد می‌شوی: زیرا وقتی در مرکز درون هستی، دنیا نمی‌تواند تو را لمس کند. #اوشو @sedaye_daron

💫اینجوری به خواسته هات برس وقتی به کائنات دستور می‌دهی، در حقیقت به خودت یادآوری می‌کنی که قدرت خلق آینده در درونت است. باور کن، تصور کن و عمل کن… دکتر جودیسپنزا به این میگه: ذهن مادی‌گرا. یعنی ذهنی که اسیر زمانه و منتظره تا یه چیزی تو دنیای بیرون تغییر کنه تا از درون احساسش کنه. اما قانون کاملاً برعکسه. تو اول باید اونقدر خواسته و آرزوت رو تو ذهنت واضح ببینی، که احساس داشتنش رو با تمام سلول‌های بدنت تجربه کنی. وقتی از ته دلت ذوق می‌کنی و قبل از رسیدن به خواسته‌ات شکرگزاری میکنی، به کائنات میگی: من اینو دارم! اینجاست که فرکانس بدنت عوض میشه و تو دنیای واقعی، اون اتفاق رو به سمت خودت می‌کشی.

452_114894951121635.mp34.45 MB

هرگز مدام روی بدبختی‌ها و اتفاقات منفی زندگی‌ات تمرکز نکن؛ چون هر چیزی که به آن توجه بیشتری بدهی، در ذهنت بزرگ‌تر و پررنگ‌تر می‌شود. توجه، به افکار قدرت می‌دهد. پس به جای درگیر شدن با مشکلات، رهایشان کن و تمام تمرکزت را روی چیزهایی بگذار که دوست داری بیشتر در زندگی‌ات ببینی. ذهن مثل یک آهنرباست؛ وقتی به نعمت‌ها، فرصت‌ها و اتفاقات خوب فکر می‌کنی، بیشتر متوجه حضورشان در زندگی‌ات می‌شوی. اما اگر تمام تمرکزت روی مشکلات باشد، همان‌ها ذهنت را پر می‌کنند. @sedaye_daron

چند وقت است که واقعاً زندگی می‌کنی؟ گاهی آن‌قدر درگیر ترس، قضاوت دیگران، بایدها و نبایدها و نگرانیِ آینده می‌شویم که یادمان می‌رود همین لحظه، خودِ زندگی است. اوشو می‌گوید زندگی چیزی نیست که باید از آن بترسیم یا بابتش احساس گناه کنیم؛ زندگی یک موهبت است. ❤️ عاشق شو 😂 بخند 💃 برقص 🌱 تجربه کن ✨ و از چیزهای کوچک لذت ببر. قرار نیست فقط تماشاگر زندگی باشی. اگر فرصتی برای زندگی کردن، خندیدن یا دوست داشتن پیدا کردی، واردش شو. شاید بزرگ‌ترین حسرت آدم، چیزهایی نباشد که انجام داده؛ چیزهایی باشد که از ترس، هرگز جرئت نکرده تجربه‌شان کند. تو چقدر از زندگی را واقعاً زندگی می‌کنی؟ #اوشو @sedaye_daron

حالتِ ذن یعنی فقط شاهد بودن ؛ دیدن بدون دخالت ذهن ، بودن بدون تلاش. در این نگاه ، تو تجربه‌ هایت نیستی ؛ فقط آگاهیِ خامی هستی که از دور جریان زندگی را می ‌بیند. هیچ کاری لازم نیست ؛ فقط به یاد بیاور که شاهدی. @ghodratebikaranedaroonbe

در هر سیر معنوی، مهم‌ترین کار این است که هر وقت ذهن به این‌سو و آن‌سو می‌رود، دوباره آن را بازگردانیم و بر یک چیز متمرکز کنیم. پس چرا به‌جای هر چیز دیگر، آن را به سوی خودِ خویش خود اگاهی که دنیای بیرون را مشاهده میکند بازنگردانیم؟ چرا به جای دنبال کردن موضوعات بیرونی، خودِ آگاهی را مورد توجه قرار ندهیم؟ رامانا می‌گوید: همین بازگرداندن توجه به «خود»، خودکاوی و خودشناسی است؛ و در نهایت، کاری جز این لازم نیست. رامانا ماهارشی --- وقتی توجه را آگاهانه به خودش به خودِ آگاهی، به حقیقت وجودی بازمی‌گردانیم #رامانا_ماهارشی در این سخن، مسئلهٔ #خودشناسی را بسیار ساده و در عین حال ریشه‌ای مطرح می‌کند. #ذهن به‌طور طبیعی پیوسته در حال حرکت است؛ از یک فکر به فکر دیگر، از خاطره‌ای به خاطره‌ای، از نگرانی به آرزو و از گذشته به آینده. در سادانا یا هر تمرین معنوی، نخستین کار این نیست که ذهن را نابود کنیم یا جلوی آمدن افکار را بگیریم؛ بلکه هر بار که ذهن از موضوع مورد توجه دور شد، آن را دوباره بازگردانیم. اما پرسش اصلی رامانا اینجاست اگر قرار است توجه را بارها و بارها بازگردانیم، چرا آن را به سوی خودِ توجه‌کننده بازنگردانیم؟ معمولاً توجه ما همیشه متوجه «چیزی» بیرونی است: یک فکر، احساس، شخص، خاطره، هدف یا تجربه، یا در روش های مختلف مدیتیشن روی مانترا یا تنفس یا... است. @sedaye_daron

در هر سیر معنوی، مهم‌ترین کار این است که هر وقت ذهن به این‌سو و آن‌سو می‌رود، دوباره آن را بازگردانیم و بر یک چیز متمرکز کنیم. پس چرا به‌جای هر چیز دیگر، آن را به سوی خودِ خویش خود اگاهی که دنیای بیرون را مشاهده میکند بازنگردانیم؟ چرا به جای دنبال کردن موضوعات بیرونی، خودِ آگاهی را مورد توجه قرار ندهیم؟ رامانا می‌گوید: همین بازگرداندن توجه به «خود»، خودکاوی و خودشناسی است؛ و در نهایت، کاری جز این لازم نیست. رامانا ماهارشی --- وقتی توجه را آگاهانه به خودش به خودِ آگاهی، به حقیقت وجودی بازمی‌گردانیم #رامانا_ماهارشی در این سخن، مسئلهٔ #خودشناسی را بسیار ساده و در عین حال ریشه‌ای مطرح می‌کند. #ذهن به‌طور طبیعی پیوسته در حال حرکت است؛ از یک فکر به فکر دیگر، از خاطره‌ای به خاطره‌ای، از نگرانی به آرزو و از گذشته به آینده. در سادانا یا هر تمرین معنوی، نخستین کار این نیست که ذهن را نابود کنیم یا جلوی آمدن افکار را بگیریم؛ بلکه هر بار که ذهن از موضوع مورد توجه دور شد، آن را دوباره بازگردانیم. اما پرسش اصلی رامانا اینجاست اگر قرار است توجه را بارها و بارها بازگردانیم، چرا آن را به سوی خودِ توجه‌کننده بازنگردانیم؟ معمولاً توجه ما همیشه متوجه «چیزی» بیرونی است: یک فکر، احساس، شخص، خاطره، هدف یا تجربه، یا در روش های مختلف مدیتیشن روی مانترا یا تنفس یا... است. @sedaye_daron

گاهی ریشه‌ی ناراحتی و رنج ما، خودِ اتفاقات زندگی نیست؛ بلکه داستانی است که ذهن درباره‌ی آن اتفاقات می‌سازد. اکهارت تول در این بخش به یکی از عمیق‌ترین لحظات بیداری درونی خود اشاره می‌کند؛ لحظه‌ای که فهمید میان افکار و آگاهی تفاوت وجود دارد. وقتی از خود می‌پرسیم: «اگر نمی‌توانم با خودم زندگی کنم، پس این “من” کیست و آن “خود” کیست؟» کم‌کم متوجه می‌شویم که ما فقط افکار، ترس‌ها، خاطرات و روایت‌های ذهنی‌مان نیستیم. پشت تمام این افکار، چیزی عمیق‌تر حضور دارد: آگاهی. حضور. مشاهده‌گری که افکار را می‌بیند، اما خودش فکر نیست. شاید آغاز خودشناسی و بیداری آگاهی دقیقاً از همین نقطه باشد؛ جایی که دیگر هر فکری را حقیقت مطلق نمی‌دانیم و یاد می‌گیریم از ذهن فاصله بگیریم و به لحظه حال و آرامش درونی بازگردیم. @sedaye_daron

4_5960521245060504898.mp33.53 MB

اگر خدا را فقط به‌عنوان یک «موجود» تصور کنیم، ناخودآگاه برای او مکانی هم در نظر می‌گیریم؛ جایی در آسمان یا نقطه‌ای دوردست. اما اکهارت توله نگاه متفاوتی را مطرح می‌کند... او می‌گوید خدا چیزی نیست که بتوان آن را مانند یک جسم یا یک شخص در جایی از جهان پیدا کرد. هر مفهومی که خدا را به یک «موجود محدود» تبدیل کند، از حقیقت بی‌نهایت او فاصله گرفته است. شاید به همین دلیل است که بسیاری در جست‌وجوی خدا به بیرون نگاه می‌کنند، در حالی که عمیق‌ترین تجربه حضور، در سکوت و آگاهی درون رخ می‌دهد. #اکهارت_توله @sedaye_daron

تا زمانی که یک دولت جهانی ایجاد نکنیم، جنگ ها ادامه خواهند داشت زیرا این ملت ها به جنگیدن ادامه می دهند. چنانچه جهان ملت ها یکدست شما قصد جنگیدن با آنها را دارید و اگر جهان کمی باهوش تر بشود و تمام مزخرفات مذهبی را کنار بگذارد، با چه کسی میخواهید بجنگید؟ اگر ذره ای عشق به بشریت دارید، تمام ملت ها را منحل کنید. مردم به زندگی بیشتری نیاز دارند که به آنها داده شود، به هوشیاری بیشتر و خردبیشتر نیاز دارند. یک انسان متمدن نمی تواند مسیحی یا یهودی باشد، او نمی تواند آمریکایی یا هندی باشد. یک‌بشر متمدن صرفا انسان است. ✍️اشو @sedaye_daron

بودا می‌گوید: میتوانید به من توهین کنید، ولی اگر من آن را نپذیرم ، این دیگر در قدرت شما نیست . میتوانید سعی کنید مرا تحقیر کنید و من فقط این چیزها را نمی پذیرم ، باید ده سال پیش می آمدید که من در دام هر کسی می افتادم و هر کس به من توهین میکرد ، من احساس تحقیر شدن میکردم در آن زمان من برده ی توهین گر بودم ، ولی حالا انسانی آزاد هستم ، من انتخاب میکنم ، هر آنچه درست است میگیرم و هر چه را که درست نیست، پس میدهم . زمانیکه همچون یک ( نفس ) زندگی نمیکنی ، تحقیر کردن تو ، غیر ممکن است ، این ( نفس ) است که تحقیر میشود ... @sedaye_daron