ch
Feedback
SevenHells

SevenHells

前往频道在 Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

显示更多
484
订阅者
无数据24 小时
-27
-1030
帖子存档
نمی‌دونم شجریان پدر اینجا داره به کی و چی نگاه می‌کنه، ولی احساس شعف و افتخار رو توی چشماش می‌شه خوند. هرچی خاطراتم رو شخم زدم، یادم نیومد یه بار کسی بهم اینجوری نگاه کرده باشه. خیلی سخته که حس کنی هر کار هم بکنی کافی نیست و هیچ وقت قرار نیست به استانداردها برسی و افتخارآفرینی کنی. احساسش تا ابد توی دل آدم می‌مونه. یه لحظه تصور کردم بابام یه بار، فقط یه بار، این شکلی نگاهم کرده و تپش قلب گرفتم و حس کردم سرم داره داغ می‌شه. ولی خب، در انتها، وضعیت همینی است که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد. فعلا تنها کاری که از دستم برمی‌آد اینه که هر بار لوبیا می‌پره روی کابینت چشمام این شکلی می‌شه و قربون‌صدقه‌ش می‌رم که سالمه و می‌تونه بپره و حالش خوبه. و دارم یاد می‌گیرم برای خودم هم همین‌کار رو بکنم. در کل، از وقتی لوبیا اومده برای خودم هم والدگری می‌کنم. شاید راه رستگاری همین باشد.

مدیکال ترامایی که دارم تپه‌تپه ذخیره می‌کنم قراره تا هفت نسل بعد از خودم رو بسوزونه.

با من حاضر شید تا بریم بیمارستان *صدای شکستن بغض و گریه از خارج کادر*

photo content
+1

photo content

photo content

خانه‌دار بودن جدی سخت و مسخره‌ست. از صبح با کمردرد کل خونه رو سابیدم و جمع کردم و الان که بالاخره تموم شده هیچی ندارم که برای کسی تعریف کنم. چی می‌شه گفت اصلا؟ بله، جاروبرقی‌ام کار می‌کند. آخ گفتی، لکه‌های همیشگی خانهٔ ما هم با شوینده‌های همیشگی محو می‌شوند. بله لباس‌شویی ما هم می‌چرخد. زیر مبل خاک گرفته است، مثل همیشه. زیرسیگاری را باید خالی کرد. گلدان‌ها هم آب می‌خورند، مثل همهٔ موجودات زندهٔ دیگر. ما هم آشغال‌هایمان را می‌ریزیم توی کیسه. لوبیا هم توی خاکش می‌ریند، گربهٔ شما چطور؟ من هم یک گوجه را ته یخچال جا گذاشته بودم و چروکیده شده بود. پیاز را با حرکات عمود بر هم نگینی می‌کنند. کشو را اگر مرتب نکنی نامرتب می‌شود. مرغ عشق را اگر آب ندهی جیغ می‌زند. کوفت را من هم انجام می‌دهم و برایم سخت است. شنیده‌ام کوفت کلا سختی است. مگر نه؟ بعد همین‌ها رو باید هر روز بگم.

یه بسته چای کیسه‌ای صدتایی رو در یک ماه تموم کردم. هیچ‌وقت فکرشو نمی‌کردم یه روزی بیاد که واسه چای دم‌کردن تنبلی کنم. این هم بی‌آبرویی‌ای بود که من بهش عادت کردم. 🧌

قربون کت و کول پادشاه بشم من 😔🙏
قربون کت و کول پادشاه بشم من 😔🙏

تیرامیسوعه چه طلسمی شده! 🫠 لیدی‌فینگرها در فریزر چشم‌به‌راه من‌اند و من هنوز به سراغ چینی نازک تنهایی آن‌ها نرفته‌ام. 😔🙏

واقعا اینی که همایون شجریان داره حنجره نیست دیگه. یه ساز الهی‌ای چیزی باید باشه.

«دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم»

آوردم تشک پهن کردم راحت دراز بکشم، اعلی‌حضرت تصمیم گرفتند اینجا جای خواب نیست و زمین بازی ایشان است.
آوردم تشک پهن کردم راحت دراز بکشم، اعلی‌حضرت تصمیم گرفتند اینجا جای خواب نیست و زمین بازی ایشان است.

دیگه دارم رد می‌دم. بخوابم بهتره. شب بخیر. ❤️

درمانم مشخص شه پولامو جمع می‌کنم می‌رم تتو می‌زنم. زندگی کوتاه‌تر و دردناک‌تر از اینه که بی تتو سر بشه. باشگاه می‌رم، عضله‌ای می‌شم و تتو می‌زنم. از سگ کمترم اگه دوباره به بدنم اهمیت ندم. فقط، خدای مهربان، یا درمانم زودتر مشخص شه یا خودم زودتر تموم شم. دیگه از بیمارستان و دکتر و سوزن و آزمایش و بوی الکل حالم به هم می‌خوره. بس. 😭

بیشتر داروهای ام‌اس به‌خاطر تحریم اینقد گرونه. کیت آزمایش‌ها هم همین‌طور. پس ریدم پس کلهٔ ترامپ. 😔🙏

خدا هیچ‌کس رو درگیر ام‌اس نکنه. بیماری گرون مسخرهٔ نکبت ترسناک عن. یکی ام‌اس، یکی سرطان.

اینقد سر این آزمایشه اذیت شدم اصلا وقت نشد خوشحالی کنم. مغزم لکهٔ جدید نداشته. لکه‌های قبلی‌مم دارن محو می‌شن. صدای شادی. تمام این آزمایش و آزمایش‌کشی هم برای نخاعمه. ولی خب مغزم خودش رو خوب حفظ کرده. تشویق حضار.

پرستار مهربونه گفت می‌خوای برات بتادین دور پانسمانتم با سالین بشورم؟ یه بارم دستمو گرفت که نیفتم. یه بارم دید دارم گریه می‌کنم گفت بابا نکن با خودت. تموم می‌شه. بله دوستان. همین‌طور که شاهدید برای من مهربانی با سطحی‌ترین رفتارا ثابت می‌شه.

حالا بماند که قبض صندوق رو که پرداخت کردم تازه کمرم تیرهای واقعی رو کشید. نصف شدم. له شدم. فقط می‌تونم گریه کنم. حالمبد. مرا بکشید خدای عزیز. دیگر طاقت این دنیای کاپیتالیست را ندارم.