فرهنگسرای کتابِ خوب
前往频道在 Telegram
امید را برای روزهای بد ساختهاند، چراغ را برای تاریکی. و تو ادامه بده حتی در تاریکی. آنقدر که چشمانم تشنهی نور بودند، گرسنه نبودم. ادمین @ali_sharifi135012 اینجا چراغی روشنه: کرمان، میدان کوثر، ابتدای بلوار آزادگان، جنب بانک ملت
显示更多1 532
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+2230 天
数据加载中...
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+28
在2个频道中
六月 '26
+34
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+8
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+35
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+25
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+44
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+65
在6个频道中
Get PRO
十月 '25
+32
在2个频道中
Get PRO
九月 '25
+26
在4个频道中
Get PRO
八月 '25
+27
在4个频道中
Get PRO
七月 '25
+44
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+34
在3个频道中
Get PRO
五月 '25
+37
在2个频道中
Get PRO
四月 '25
+27
在2个频道中
Get PRO
三月 '25
+57
在4个频道中
Get PRO
二月 '25
+52
在3个频道中
Get PRO
一月 '25
+56
在2个频道中
Get PRO
十二月 '24
+71
在3个频道中
Get PRO
十一月 '24
+56
在2个频道中
Get PRO
十月 '24
+34
在2个频道中
Get PRO
九月 '24
+46
在4个频道中
Get PRO
八月 '24
+44
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+61
在6个频道中
Get PRO
六月 '24
+42
在2个频道中
Get PRO
五月 '24
+47
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+71
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+63
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+73
在5个频道中
Get PRO
一月 '24
+48
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+47
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+30
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+42
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+42
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+39
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+40
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+31
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+40
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+49
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+34
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+38
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+26
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+36
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+18
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+24
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+25
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+21
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+15
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+21
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+15
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+36
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+27
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+18
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+19
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+50
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+22
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+29
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+30
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+29
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+22
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+36
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+35
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+35
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+36
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+1 042
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 13 七月 | +1 | |||
| 12 七月 | +1 | |||
| 11 七月 | 0 | |||
| 10 七月 | 0 | |||
| 09 七月 | 0 | |||
| 08 七月 | +2 | |||
| 07 七月 | +3 | |||
| 06 七月 | 0 | |||
| 05 七月 | +5 | |||
| 04 七月 | +4 | |||
| 03 七月 | +2 | |||
| 02 七月 | +6 | |||
| 01 七月 | +4 |
频道帖子
| 2 | زندگی ما، باارزشترین چیزی که داریم، اما برای یک عده تندرو، بیارزشترین عامل تو محاسبات از هزینههای جنگ است.
شما را به خدا سلاح به دست این تندروها بدهید و به جزایر خلیج فارس اعزام کنید،
و تا وقتی ترامپ و آمریکای جنایتکار و متحدان خیانتکارش رو از نقشه جهان محو نکردن اجازه بازگشتن ندهید.
این درست نیست که در بهترین ساختمانهای کشور، جلوی کولر بنشینی و آفتاب و مهتاب نبینی و برای مردمی که در گرمای طاقتفرسا، با شکم گرسنه، توی پول دارو و حداقلهای زندگیشون موندن، نسخه جنگی بپیچی که بیشترین منافعش به روسیه و آمریکا و اسرائیل و یک مشت رانتخوار داخلی میرسه.
جنگ که با شعار دادن از پنت هوس نیاوران اداره نمیشود. | 118 |
| 3 | 4_5974572144670018192.mp3 | 143 |
| 4 | 没有文字... | 181 |
| 5 | @ketabkhobkerman
📚من گدا نیستم!
بانویی با نایلونی پر از جوراب از پلههای کتابِ خوب پایین آمد. چشمانش، خستهتر از آن بود که درخشش چشمان یک زن جوان را داشته باشند.
"آقا جوراب نیاز ندارید؟"
قبل از آنکه من پاسخی بدهم، خانم مشتری که کنار میز ایستاده بود، با نگاهی نه از سرِ ترحم، که از سرِ درکِ عمیقِ رنج، به او خیره شد و پرسید: « جورابها دونه ای چنده؟»
زن گفت: «صد و پنجاه هزار تومان.»
زنِ خریدار، بدون آنکه تردیدی در نگاهش باشد، پانصد هزار تومانی را پیش آورد و گفت: «این برای سه جفت جوراب؛ اما من جورابها را نمیخواهم، برای خودت، به کس دیگری بفروش.»
زنِ جورابفروش، با نگاهی که از غرورِ جریحهدار شده میسوخت، عقب کشید. گویی این بخشندگی، تیغی بود که میخواست بر عزتنفسِ او ضربه بزند. با صدایی که سعی میکرد نلرزد، گفت: «ببخشید خانم، من فروشنده ام، گدا نیستم!»
هرچه زنِ خریدار با مهربانی اصرار میکرد، دیوارِ استواری که زنِ فروشنده از عزتنفسِ خود بنا کرده بود، بلندتر میشد، و حتی همان پنجاه هزار تومانِ باقیمانده را هم پرداخت کرد.
زنِ خریدار، در حالی که احساسی شده و اشک در چشمانش حلقه زده بود، پرسید: «چرا؟ چرا اینقدر سخت میگیری خواهر؟»
زنِ جورابفروش، سرش را پایین انداخت. گویی سنگینیِ تمامِ دنیا روی شانههایش نشسته بود. بغضی گلویش را فشرد و با صدایی که گویی از اعماقِ یک ویرانه برمیآمد، گفت:
«مجبورم خانم، چارهای ندارم. سه سال پیش، وقتی تصادف کرد، تمامِ ستونهای زندگیمان فرو ریخت. پدرِ بچههایم رفت و من با دوتا بچه ماندم. یکی از بچههام مریضه، داروهایی که قبلا سیصد هزار تومان میخریدم؛ حالا گیر نمیان، گرون شدن، شدن ده میلیون تومن. نمیتونم ببینم بچهام جلوی چشمم بمیره؛ تا میتونم کار میکنم»
گاهی، بزرگترین بخشندگیها، نه در دادنِ پول، بلکه در درکِ رنجی است که پشتِ آن لایهی سختِ «من گدا نیستم» پنهان شده است.
کرمان. تیرماه ۱۴۰۵
@ketabkhobkerman | 192 |
| 6 | ابلهترین دوستانِ ما،
خطرناکترین دشمنان هستند.
سقراط | 159 |
| 7 | .
امروز دوستی پرسید؛ به جهنم و این چیزها اعتقاد داری؟
گفتم؛ بله!
گفت؛چرا؟
گفتم؛ چون در آن زندگی میکنم!
@ketabkhobkerman | 269 |
| 8 | داریوش
سلام ای سرزمین آریایی
@ketabkhobkerman | 164 |
| 9 | @ketabkhobkerman
📚در سوگِ حافظهی تاریخی یک ملت!
تاریخ، آینهای است که هر ملت در آن سیمای خویش را بازمیشناسد؛ اما گویی ما در سرزمین خود، آینهای وارونه در برابر خویش گرفتهایم. آنچه امروز تحت عنوان روایتهای رسمی از تاریخ ایران در رسانه میلی بازتولید میشود، نه بازخوانیِ گذشته، که نوعی خودزنیِ ملی در ابعاد گسترده است.
مستندی از منطقه نهاوند در رسانه میلی پخش شد. مستندی با ایرادات مشهود و تلخترین بخش این مستند، به تپهای اختصاص داشت که در زمان خلافت عمر، جنگ میان لشگر متجاوز اعراب و سپاه ایران در آنجا روی داد. اعراب، پیروزی در این جنگ را «فتحالفتوح» مینامند. چرا که پس از آن، ایران در مقابل لشگر متجاوزین، بیپناه ماند و زیر سُمِّ اسبانِ تازی، لگدمال گردید و زنان و دختران و کودکان ایرانی در میان اعرابی که با شعار شرافت و ایمان آمده بودند، دست به دست شدند.
از این زمان بود که در هر شهر، گردنِ مَردان و سربازانِ ایرانی به زیر تیغ رفته، دختران و پسران ایرانی اسیر و در بازار بردهفروشان به فروش رسیدند و زنهای شوهردار از دامانِ خانواده و فرزندان ربوده شده و میان سران عرب، تقسیم گردیدند.
در جنگ نهاوند، بسیاری از سرداران و سربازانِ ایرانی، کشته شدند. امروزه از آرامگاه هیچیک از این شهیدانِ مدافعِ میهن، هیچ نشانی در دست نیست. اما طی رویدادی عجیب، مقبره یکی از فرماندهان عرب به نام "نعمان بن مقرن" امروزه به زیارتگاه هموطنانِ ما، تبدیل شده است!
داستانِ «نهاوند»، زخمی کهنه بر پیکرِ حافظهی تاریخی ماست. در این مستند، شکستِ یک تمدن و در هم شکستنِ غرورِ یک سرزمین، نه با سوگ، که با لحنی حماسی و افتخارآمیز روایت شد. عجیب آنجاست که ما، به جای مرثیهخوانی برای سردارانِ بینامونشانِ خویش که در دفاع از کیانِ میهن جان باختند، بر مزارِ نعمان بن مقرن دخیل میبندیم و او را نه یک بیگانه، که «دلاور» میخوانیم.
آیا در هیچ کجای این کره خاکی، ملتی را سراغ دارید که فاتحان و غارتگرانِ خاکِ خویش را تقدیس کند؟
تصور کنید در یونان، مجریِ تلویزیون با صدایی پرشور، از افتخارِ سپاهیانِ ایران در شکست دادنِ یونانیان بگوید و مردم برای سربازانِ ایران آرامگاهِ مقدس بنا کنند! چنین پارادوکسی تنها در اتمسفرِ غبارآلودِ ما ممکن است؛ جایی که همزمان ادعای میراثداریِ کوروش و داریوش داریم و سقوطِ تمدنِ خویش را «فتحالفتوح» مینامیم.
اینهمه، تنها یک خطای رسانهای نیست؛ این نشانهی فروپاشیِ هویت در لایههای زیرینِ جامعه است. وقتی در مسابقاتِ پربیننده تلویزیون، سلسلهی پرافتخارِ تاریخِ ایران با واژهی «نابود شدن» توسط یونانیان، تحقیر میشود، باید پرسید: غرور ملی که سنگ بنای بقای یک ملت است، در کدام گورستانِ فراموشی دفن شده است؟
ملتی که دشمن را در آغوش میکشد و قهرمانِ ملی خویش را در غبارِ تردید پنهان میکند، چگونه میتواند طعمِ آرامش و اقتدار را بچشد؟ ما دچار «سندرومِ شیفتگی به مهاجم» شدهایم؛ نوعی از خودبیگانگی که در آن، متجاوز بر جایگاهِ مُصلح مینشیند.
باید با حکیمِ طوس همصدا شد که سالها پیش از این درد، سرود:
«به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجامِ بد داشتیم»
متاسفانه ما نه با بیگانگان، که با «فقدانِ شناختِ خویش» در جنگیم.
کرمان.تیرماه ۱۴۰۵
@ketabkhobkerman | 255 |
| 10 | گاهی گمان نمیکنی،
ولی خوب میشود...!
قیصر امین پور
@ketabkhobkerman | 204 |
| 11 | شب میخونه
آهنگساز : زنده یاد استاد فرهنگ شریف
زنده یاد بانو هایده
@ketabkhobkerman | 205 |
| 12 | پروردگارا!
این سرزمین را
از گزند دشمنان،
از تیرگیِ جنگ،
از تلخیِ فقر،
از حماقت جاهلان
و از خیانت خائنان در امان دار...
پروردگارا؛ این خاک را از هر آنچه آرامشِ جانهایمان را میرباید، پاک گردان! | 224 |
| 13 | شب آیم
شهلا سرشار
@ketabkhobkerman | 200 |
| 14 | @ketabkhobkerman
📚نابغه ی ریاضیات!
کلاس اول دبستان بودیم. یه روز خانم معلم داشت ریاضی درس میداد که متوجه شد من قبل از اینکه درس و مدرسه شروع بشه، ریاضی رو بلدم. بندهی خدا یه جوری نگام کرد که انگار یه نابغه ریاضیات کشف کرده؛ بعد زنگ تفریح من رو همراه خودش برد توی دفتر مدرسه؛ کلی جلوی همکاراش از من تعریف کرد و با هیجان پرسید: "بگو ببینم شریفی، این همه عدد و رقم و جمع و تفریق رو چطوری یاد گرفتی؟"
منم خیلی خونسرد، گفتم: "خانم، از پاسور بازی یاد گرفتم!"
@ketabkhobkerman | 243 |
| 15 | 没有文字... | 267 |
| 16 | اما اگر هیچچیز
نتواند ما را از مرگ برهاند،
لااقل عشق
از زندگی نجاتمان خواهد داد...!
پابلو نرودا | 309 |
| 17 | به آرامی شروع به مردن میکنی
اگر سفر نکنی
اگر کتاب نخوانی
اگر لباس رنگی نپوشی.
پابلو نرودا
زادروز
(زاده ۱۲ ژوئیه ۱۹۰۴ شیلی – درگذشته ۲۳ سپتامبر ۱۹۷۳ شیلی) شاعر، نویسنده و سیاستمدار | 231 |
| 18 | .
📚 افسوس که بیگانه پرستیم...!!!
يعقوب لیث صفاری
مبارز خستگی ناپذير راه تجديد استقلال و يکپارچگی ایران كار آزادكردن هرات، باميان، بلخ، كابل، غزنه و بُست از سلطه عرب (تازيان) را تكميل كرد.
يعقوب در طول يازده سال بعد نيشابور، گرگان، كرمان، فارس و خوزستان را هم از چنگ عباسیان خارج ساخت و به مهاجرت طوایف عرب به ایران پایان داد.
۲۰۰ سال از حمله اعراب به ایران می گذشت زبان فارسی رفته رفته از مدارس ومکاتبات دیوانی حذف و به جای آن زبان عربی اجباری و تعلیم داده می شد.
خلفای عباسی در بغداد با اینکه خلافت خود را مدیون ایرانیان می دانستند با تکبر و غرور خاصی ایرانیان مسلمان را موالی خوانده و از هیچ گونه ظلم وستمی بر آنان کوتاهی نمی کردند.
در سیستان خشکسالی اتفاق افتاده بود ولی مامورین خلیفه بی رحمانه خراج و مالیات سنگینی را از دهقانان و بازرگانان طلب کرده و بسوی بغداد می فرستادند تا صرف خوشگذراني خلفای عباسی گردد.
در این میان جوانمردی رویگر زاده از سیستان بر می خیزد .
یعقوب ليث صفاری یا رادمان پسر ماهک سیستانی.
او با گردآوری دلاوران سیستان و ديگر نقاط ایران زمین به جنگ با خلیفه می پردازد و تمامی سیستان و خراسان تا ماورانهر و مازندران و گیلان و ری و اصفهان و فارس و کرمان تا خوزستان را از تسلط متجاوزان عرب آزاد می کند.
تا این زمان، زبان رسمی و دیوانی ایرانیان، مانند تمام ممالک فتح شده توسط اعراب، عربی بود. پس از قدرت یافتن و حکومت یعقوب، مجلس جشنی برپا شد و شاعران در ستایش کار سترگ او شعرها سرودند، در این زمان، یعقوب لیث مهمترین جملهی تاریخ ایران را به زبان آورد، جملهای که مسیر فرهنگ و زبان یک سرزمین را تغییر داد؛ او گفت:
به زبانی که من نمیدانم (عربی) برای من شعر نخوانید!
این لحظه، لحظهی زایش زبان پارسی شناخته میشود.
سپس يعقوب در فرمانی به تمام نقاط ایران زبان عربی را حذف و زبان فارسی دری را رایج می کند (در دفاتر دیوانی و حکومتی) تا بعدها ما شاهد ظهور اندیشمندان و شاعران بسیاری در فرهنگ و ادب ایران همچون فردوسی، خیام، نظامی، مولوی، سعدی و حافظ باشیم که در رونق و گسترش زبان پارسی پاسداری کردند.
اگر یعقوب ليث صفاری چنین کار عظیمی برای زبان و ادب پارسی انجام نمی داد، مردم کشور ما هم امروز مانند تمامی کشورهای شمال آفریقا و غرب آسیا عرب زبان بودند.
خلیفه عباسی که تجربه برافتادن خاندان بنی اميه بدست ایرانیان را داشت هراسان پیکی بسوی یعقوب می فرستد و می گوید تمامی نقاطی که در ايران تصرف کردید از آن تو باشد ولی مرا به خلافت مسلمین بپذیرید.
يعقوب ليث صفاری نان و پیاز وشمشیری را در یک سینی مي گذارد و در پاسخ به خلیفه چنين می گوید :
تو یک متجاوز به خاک ایران هستی و در مقامی نیستی که ملک ایران را به ایرانی ببخشی. من یک رویگر زاده ایرانی هستم غذای من ساده است نان و پیاز ولی پاسخ من به متجاوزی مانند تو به خاک ایران هرچند خود را خلیفه مسلمین بخوانی این شمشیر است.
یعقوب لیث صفاری یکی از آزادگان و فرماندهان وطن پرست ایران بود که در هنگام جنگ با لشکر خلیفه عباسی در دزفول به علت بیماری درگذشت.
یعقوب لیث با لشکری جنگید که فرمانده آن لشکر متجاوز عرب محمد ابن جعفر بود و این فرمانده هم در این جنگ کشته شد.
اکنون قبر این دو نفر چنان تفاوتی باهم دارد که هر کس که تاریخ نداند و نخوانده باشد گمان می کند که یعقوب متجاوز به این کشور بوده و محمدابن جعفر مدافع ایران.
قبر محمدابن جعفر در غرب دزفول با شکوه و عظمت خاصی همه روزه پذیرای زائرانی است که اجدادشان را به خاک و خون کشیده و به نوامیس شان تجاوز کرده و در شرق دزفول در مسیر جاده شوشتر قبری دورافتاده، قبری مهجور و غریب که اکثر مردم شهر او را نمی شناسند وجود دارد. در این قبر یکی از شجاع ترین و وطن پرست ترین فرماندهان و پادشاهان تاریخ این سرزمین یعقوب لیث صفاری آرمیده است.
افسوس که این مزرعه را آب گرفته
دهقانِ مصیبتزده را خواب گرفته
خونِ دلِ ما رنگِ مىِ ناب گرفته
وز سوزشِ تب، پيکرمان تاب گرفته
رخسارِ هنر، گونهٔ مهتاب گرفته
چشمان خِرَد، پرده ز خوناب گرفته
ملتی که تاریخ خود را نمی داند، محکوم به تکرار آن است.
@ketabkhobkerman | 313 |
| 19 | دوستی امروز پرسید، سقراط که جنگجو یا سیاستمدار نبود، یک فیلسوف بود، او را چرا کشتند؟
گفتم به این دلیل ساده؛ او از مردم میخواست به چیزهایی که سالها بیفکر پذیرفته بودند، اندکی فکر کنند، و تاریخ نشان داده است؛
برای حاکمان و قدرتمندان، کسی که ذهنها را بیدار کند، از کسی که شهرها را فتح کند، ترسناکتر است. | 401 |
| 20 | 🎵 ترانه زیبا و قدیمی " بیگانه " با صدای بانو حمیرا
@ketabkhobkerman | 241 |
