فرهنگسرای کتابِ خوب
Ir al canal en Telegram
امید را برای روزهای بد ساختهاند، چراغ را برای تاریکی. و تو ادامه بده حتی در تاریکی. آنقدر که چشمانم تشنهی نور بودند، گرسنه نبودم. ادمین @ali_sharifi135012 اینجا چراغی روشنه: کرمان، میدان کوثر، ابتدای بلوار آزادگان، جنب بانک ملت
Mostrar más1 533
Suscriptores
Sin datos24 horas
+47 días
+2730 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+27
en 2 canales
junio '26
+34
en 0 canales
Get PRO
mayo '26
+8
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+3
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+35
en 2 canales
Get PRO
enero '26
+25
en 2 canales
Get PRO
diciembre '25
+44
en 1 canales
Get PRO
noviembre '25
+65
en 6 canales
Get PRO
octubre '25
+32
en 2 canales
Get PRO
septiembre '25
+26
en 4 canales
Get PRO
agosto '25
+27
en 4 canales
Get PRO
julio '25
+44
en 2 canales
Get PRO
junio '25
+34
en 3 canales
Get PRO
mayo '25
+37
en 2 canales
Get PRO
abril '25
+27
en 2 canales
Get PRO
marzo '25
+57
en 4 canales
Get PRO
febrero '25
+52
en 3 canales
Get PRO
enero '25
+56
en 2 canales
Get PRO
diciembre '24
+71
en 3 canales
Get PRO
noviembre '24
+56
en 2 canales
Get PRO
octubre '24
+34
en 2 canales
Get PRO
septiembre '24
+46
en 4 canales
Get PRO
agosto '24
+44
en 2 canales
Get PRO
julio '24
+61
en 6 canales
Get PRO
junio '24
+42
en 2 canales
Get PRO
mayo '24
+47
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+71
en 1 canales
Get PRO
marzo '24
+63
en 2 canales
Get PRO
febrero '24
+73
en 5 canales
Get PRO
enero '24
+48
en 0 canales
Get PRO
diciembre '23
+47
en 1 canales
Get PRO
noviembre '23
+30
en 0 canales
Get PRO
octubre '23
+42
en 0 canales
Get PRO
septiembre '23
+42
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+39
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+40
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+31
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+40
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+49
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+11
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+34
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+38
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+26
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+36
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+18
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+24
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+25
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+21
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+15
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+21
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+11
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+15
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+36
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+27
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+18
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+19
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+50
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+22
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+29
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+30
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+29
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+22
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+36
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+35
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+35
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+36
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+1 042
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 12 julio | +1 | |||
| 11 julio | 0 | |||
| 10 julio | 0 | |||
| 09 julio | 0 | |||
| 08 julio | +2 | |||
| 07 julio | +3 | |||
| 06 julio | 0 | |||
| 05 julio | +5 | |||
| 04 julio | +4 | |||
| 03 julio | +2 | |||
| 02 julio | +6 | |||
| 01 julio | +4 |
Publicaciones del Canal
.
📚 افسوس که بیگانه پرستیم...!!!
يعقوب لیث صفاری
مبارز خستگی ناپذير راه تجديد استقلال و يکپارچگی ایران كار آزادكردن هرات، باميان، بلخ، كابل، غزنه و بُست از سلطه عرب (تازيان) را تكميل كرد.
يعقوب در طول يازده سال بعد نيشابور، گرگان، كرمان، فارس و خوزستان را هم از چنگ عباسیان خارج ساخت و به مهاجرت طوایف عرب به ایران پایان داد.
۲۰۰ سال از حمله اعراب به ایران می گذشت زبان فارسی رفته رفته از مدارس ومکاتبات دیوانی حذف و به جای آن زبان عربی اجباری و تعلیم داده می شد.
خلفای عباسی در بغداد با اینکه خلافت خود را مدیون ایرانیان می دانستند با تکبر و غرور خاصی ایرانیان مسلمان را موالی خوانده و از هیچ گونه ظلم وستمی بر آنان کوتاهی نمی کردند.
در سیستان خشکسالی اتفاق افتاده بود ولی مامورین خلیفه بی رحمانه خراج و مالیات سنگینی را از دهقانان و بازرگانان طلب کرده و بسوی بغداد می فرستادند تا صرف خوشگذراني خلفای عباسی گردد.
در این میان جوانمردی رویگر زاده از سیستان بر می خیزد .
یعقوب ليث صفاری یا رادمان پسر ماهک سیستانی.
او با گردآوری دلاوران سیستان و ديگر نقاط ایران زمین به جنگ با خلیفه می پردازد و تمامی سیستان و خراسان تا ماورانهر و مازندران و گیلان و ری و اصفهان و فارس و کرمان تا خوزستان را از تسلط متجاوزان عرب آزاد می کند.
تا این زمان، زبان رسمی و دیوانی ایرانیان، مانند تمام ممالک فتح شده توسط اعراب، عربی بود. پس از قدرت یافتن و حکومت یعقوب، مجلس جشنی برپا شد و شاعران در ستایش کار سترگ او شعرها سرودند، در این زمان، یعقوب لیث مهمترین جملهی تاریخ ایران را به زبان آورد، جملهای که مسیر فرهنگ و زبان یک سرزمین را تغییر داد؛ او گفت:
به زبانی که من نمیدانم (عربی) برای من شعر نخوانید!
این لحظه، لحظهی زایش زبان پارسی شناخته میشود.
سپس يعقوب در فرمانی به تمام نقاط ایران زبان عربی را حذف و زبان فارسی دری را رایج می کند (در دفاتر دیوانی و حکومتی) تا بعدها ما شاهد ظهور اندیشمندان و شاعران بسیاری در فرهنگ و ادب ایران همچون فردوسی، خیام، نظامی، مولوی، سعدی و حافظ باشیم که در رونق و گسترش زبان پارسی پاسداری کردند.
اگر یعقوب ليث صفاری چنین کار عظیمی برای زبان و ادب پارسی انجام نمی داد، مردم کشور ما هم امروز مانند تمامی کشورهای شمال آفریقا و غرب آسیا عرب زبان بودند.
خلیفه عباسی که تجربه برافتادن خاندان بنی اميه بدست ایرانیان را داشت هراسان پیکی بسوی یعقوب می فرستد و می گوید تمامی نقاطی که در ايران تصرف کردید از آن تو باشد ولی مرا به خلافت مسلمین بپذیرید.
يعقوب ليث صفاری نان و پیاز وشمشیری را در یک سینی مي گذارد و در پاسخ به خلیفه چنين می گوید :
تو یک متجاوز به خاک ایران هستی و در مقامی نیستی که ملک ایران را به ایرانی ببخشی. من یک رویگر زاده ایرانی هستم غذای من ساده است نان و پیاز ولی پاسخ من به متجاوزی مانند تو به خاک ایران هرچند خود را خلیفه مسلمین بخوانی این شمشیر است.
یعقوب لیث صفاری یکی از آزادگان و فرماندهان وطن پرست ایران بود که در هنگام جنگ با لشکر خلیفه عباسی در دزفول به علت بیماری درگذشت.
یعقوب لیث با لشکری جنگید که فرمانده آن لشکر متجاوز عرب محمد ابن جعفر بود و این فرمانده هم در این جنگ کشته شد.
اکنون قبر این دو نفر چنان تفاوتی باهم دارد که هر کس که تاریخ نداند و نخوانده باشد گمان می کند که یعقوب متجاوز به این کشور بوده و محمدابن جعفر مدافع ایران.
قبر محمدابن جعفر در غرب دزفول با شکوه و عظمت خاصی همه روزه پذیرای زائرانی است که اجدادشان را به خاک و خون کشیده و به نوامیس شان تجاوز کرده و در شرق دزفول در مسیر جاده شوشتر قبری دورافتاده، قبری مهجور و غریب که اکثر مردم شهر او را نمی شناسند وجود دارد. در این قبر یکی از شجاع ترین و وطن پرست ترین فرماندهان و پادشاهان تاریخ این سرزمین یعقوب لیث صفاری آرمیده است.
افسوس که این مزرعه را آب گرفته
دهقانِ مصیبتزده را خواب گرفته
خونِ دلِ ما رنگِ مىِ ناب گرفته
وز سوزشِ تب، پيکرمان تاب گرفته
رخسارِ هنر، گونهٔ مهتاب گرفته
چشمان خِرَد، پرده ز خوناب گرفته
ملتی که تاریخ خود را نمی داند، محکوم به تکرار آن است.
@ketabkhobkerman
| 2 | دوستی امروز پرسید، سقراط که جنگجو یا سیاستمدار نبود، یک فیلسوف بود، او را چرا کشتند؟
گفتم به این دلیل ساده؛ او از مردم میخواست به چیزهایی که سالها بیفکر پذیرفته بودند، اندکی فکر کنند، و تاریخ نشان داده است؛
برای حاکمان و قدرتمندان، کسی که ذهنها را بیدار کند، از کسی که شهرها را فتح کند، ترسناکتر است. | 240 |
| 3 | 🎵 ترانه زیبا و قدیمی " بیگانه " با صدای بانو حمیرا
@ketabkhobkerman | 166 |
| 4 | Sin texto... | 181 |
| 5 | @ketabkhobkerman
📚دیکتاتوری بدن!
با شور و اشتیاق وارد "کتابِ خوب" شد؛ صفحه گوشی موبایلش را جلوی من گرفت: «ببخشید، این کتاب را دارید؟»
گفتم: «اجازه بدید نگاه کنم ببینم موجوده یا نه.»
گفت: «چند کتابفروشی رفتم، نداشتند؛ گفتند احتمالا شما این کتاب را دارید.»
کتاب را از میان قفسهها بیرون کشیدم و به او دادم. شروع کرد به ورق زدن و گفت: «خیلی تعریفش را شنیدهام. میگویند کتاب خیلی خوبیه؛ میشود زنگ بزنم و از دوستم بپرسم؟»
گفتم: «بفرمایید، صاحب اختیارید.»
با دوستانش تماس گرفت و بعد رو به من کرد و پرسید: «شما تضمین میکنید که کتاب خوبیه؟»
گفتم: «مگر من آن را معرفی کردم که بخواهم تضمین کنم؟»
گفت: «نه، شما معرفی نکردید، اما تضمین میکنید که خوبه، بخرمش؟»
پاسخ دادم: «من تا سلیقه و نیاز کسی را نشناسم، هیچ کتابی را تضمین نمیکنم.»
مجدداً با یکی دیگر از دوستانش تماس گرفت و ظاهراً مجاب شد که باید آن را تهیه کند. قیمت را پرسید. نگاهی به پشت جلد کتاب انداختم و گفتم: «سیصد و پنجاه و پنج هزار تومان.»
با تعجب گفت: «وای! چرا اینقدر گرونه؟!»
گفتم: «اتفاقاً این قیمت قبله، چاپ جدیدش گرونتره.»
دوباره با تلفن صحبت کرد و به شخص پشت خط گفت: «تو که اینقدر ازش تعریف میکردی، مطمئنی که میارزه بخرم؟»
سپس دوباره از من پرسید: «پس شما تضمین نمیکنید؟»
و بعد کتاب را روی میز گذاشت و با خداحافظیای زیرلب، از کتابفروشی بیرون رفت.
دوست پزشکی که کنار من نشسته بود و اتفاقا در زمینه زیبایی فعالیت میکرد، گفت: «میدونی مجموعه جراحیها و کارهای زیبایی که این خانم روی بدن و صورتش انجام داده، چقدر هزینه داشته؟»
گفتم: «نه، اطلاعی ندارم.»
پاسخ داد: «دستکم یک و نیم میلیارد تومان!»
هیچی دیگه، همین....!!!
کرمان.تیرماه ۱۴۰۵
@ketabkhobkerman | 193 |
| 6 | Sin texto... | 176 |
| 7 | بوسیدمش !
دیگر
هراس نداشتم
جهان پایان یابد
من از جهان سهمم را گرفته بودم...
احمدرضا احمدی
@ketabkhobkerman | 202 |
| 8 | بوسیدمش !
دیگر
هراس نداشتم
جهان پایان یابد
من از جهان سهمم را گرفته بودم...
احمدرضا احمدی | 2 |
| 9 | بوسیدمش !
دیگر
هراس نداشتم
جهان پایان یابد
من از جهان سهمم را گرفته بودم...
احمدرضا احمدی | 1 |
| 10 | بوسیدمش
دیگر هراس نداشتم
جهان پایان یابد
..من از جهان سهمم را گرفته بودم
احمدرضا احمدی | 1 |
| 11 | بوسههای ما نه گزاف بود
نه دروغ بود
پناه بود...
۲۰ تیر سالروز درگذشت احمدرضا احمدی
(زاده ۳۰ اردیبهشت ۱۳۱۹ کرمان - درگذشته ۲۰ تیر ۱۴۰۲ تهران) شاعر و نقاش | 178 |
| 12 | بانو سوسن
همه زندگیمو یه روز کتابش می کنم
@ketabkhobkerman | 233 |
| 13 | @ketabkhobkerman
📚ترک عادت!
هفتهی پنجم است که یک عادت را ترک کردهام.
بعد از سالها تکرارِ بیوقفهی یک عادت، ناگهان آن را کنار گذاشتم؛ نه از روی ترس از بیماری یا توصیهی پزشک، بلکه برای آغاز نبردی خاموش با وابستگیای که سالها در وجودم ریشه دوانده بود.
من همیشه شیفتهی چنین جنگهایی بودهام، نبردهایی بیصدا و بیحاشیه میان آدمی و نفسِ خودش. میان من و وابستگی! این فقط ترک یک عادت نیست، یک «آغاز» است؛ آغازِ دورانِ کسی که برایِ زیستن، به هیچ عصایِ دستسازی نیاز ندارد.
من اعتقاد دارم، جنگِ بزرگ، نه در سنگرهای بیرون، که در راهروهای تاریکِ مغز رخ میداد. ترک کردنِ این عادت، بریدنِ بندِ نافی است که مرا به نسخهی ضعیفترِ خودم متصل نگه میداشت.
چه شکوهمند است این نبردِ خاموش؛ جایی که هیچ مدالی برایت نمیسازند و هیچ تماشاگری ایستاده تشویقت نمیکند. اینجا، در میدانِ نبردِ «من» علیه «من»، هر لحظهای که وسوسه سر بر میآورد و من چشم در چشمش میدوزم، یک پیروزیِ بزرگ است.
من همیشه جنگجویانی را ستودهام که میدان نبردشان درون است، نه بیرون؛ آنان که با ضعفهای خویش رو در رو میشوند، با وسوسههای پیاپی، با نجواهای درونی که هیچگاه خاموش نمیمانند.
ترکِ یک عادت، کشتنِ بخشی از خویشتنِ گذشته نیست؛ بلکه احیایِ آن قلمرویی از روح است که سالها زیرِ آوارِ آن تکرارِ بیهوده، مدفون مانده بود!
کرمان. تیرماه ۱۴۰۵
@ketabkhobkerman | 254 |
| 14 | Sin texto... | 817 |
| 15 | 4_5998868937872246620.mp3 | 241 |
| 16 | چه با شکوه خواهد بود، آن لحظهای که یک سرباز از فرمانِ جنایت سرپیچی میکند.
آناتول فرانس | 283 |
| 17 | Sin texto... | 224 |
| 18 | @ketabkhobkerman
📚میراث فروپاشی!
امروز صبح رفته بودم سوپرمارکت، اونجا چیزی دیدم که حالم را بد کرد. سه جوان که ظاهرا دوست هم بودند، چنان فحشهای رکیکی به هم میدادند که انگار بخشی از شوخی و بازیشان است. نه خشمی در کار بود، نه دعوایی؛ فقط یک بیحیاییِ جمعی بود در قالب یک گفتگوی دوستانه و معمولی!
فروشنده که مرد مسنی بود، متوجه تعجب من شد، بعد از بیرون رفتن آنها، نگاهی به من کرد و با ناراحتی گفت: "ببین آقا، کارِ همیشگی شونه که به هم فحش بدن، یکی دوتا هم نیستن، همشون همینن، خدا عاقبتمون رو به خیر کنه!"
خواستم بگویم؛
نسل ما حتی توی بدترین دعواها با رفقا و حتی دشمنامون، حواسمون بود هرگز فحش ناموسی به هم ندیم.
الان جوونها، دارن با هم شوخی و خنده میکنن و توی سر و کلهی هم میزنن و مثل نقل و نبات فحش خواهر و مادر به هم میدن. موندم که ما کی فرصت کردیم اینقدر سقوط کنیم؛ چه دستهایی و با چه تبرهایی به جانِ درختِ کهنسالِ فرهنگِ ما افتادند؟ ما چطور اجازه دادیم که طوفانِ زوال، با چنین سرعتِ ویرانگری، تمامِ ریشههایِ اصالتِ ما را از زمین برکند؟
این فروپاشیِ شتابان، میراثِ چه دستهایی است؟!
کرمان. تیرماه ۱۴۰۵
@ketabkhobkerman | 228 |
| 19 | به اطلاع میرسانم؛
امروز جمعه کتاب خوب از ساعت ۶ عصر باز است. | 163 |
| 20 | گل مریم
گیتی
@ketabkhobkerman | 230 |
