سایت محمدجعفر مصفا
前往频道在 Telegram
کانال رسمی وبسایت محمدجعفر مصفا سایت رسمی: www.mossaffa.com ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/mjmossaffa نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. کانال کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
显示更多5 186
订阅者
+324 小时
+17 天
-3030 天
数据加载中...
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+35
在0个频道中
五月 '26
+21
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+9
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+6
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+75
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+38
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+104
在3个频道中
Get PRO
十一月 '25
+92
在5个频道中
Get PRO
十月 '25
+90
在3个频道中
Get PRO
九月 '25
+88
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+93
在2个频道中
Get PRO
七月 '25
+81
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+86
在2个频道中
Get PRO
五月 '25
+98
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+93
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+91
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+127
在2个频道中
Get PRO
一月 '25
+173
在3个频道中
Get PRO
十二月 '24
+125
在4个频道中
Get PRO
十一月 '24
+115
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+120
在2个频道中
Get PRO
九月 '24
+115
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+172
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+100
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+103
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+108
在2个频道中
Get PRO
四月 '24
+129
在3个频道中
Get PRO
三月 '24
+129
在1个频道中
Get PRO
二月 '24
+118
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+147
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+133
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+110
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+117
在2个频道中
Get PRO
九月 '23
+130
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+128
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+128
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+118
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+110
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+126
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+163
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+156
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+141
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+288
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+149
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+110
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+97
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+129
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+137
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+87
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+105
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+109
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+123
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+105
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+122
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+82
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+85
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+198
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+97
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+123
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+127
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+95
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+118
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+104
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+138
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+186
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+144
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+4 696
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 16 六月 | +1 | |||
| 15 六月 | +4 | |||
| 14 六月 | +4 | |||
| 13 六月 | +2 | |||
| 12 六月 | +1 | |||
| 11 六月 | +1 | |||
| 10 六月 | +2 | |||
| 09 六月 | +1 | |||
| 08 六月 | +1 | |||
| 07 六月 | +3 | |||
| 06 六月 | +2 | |||
| 05 六月 | +3 | |||
| 04 六月 | +1 | |||
| 03 六月 | +2 | |||
| 02 六月 | +3 | |||
| 01 六月 | +4 |
频道帖子
دوبینیِ روانی
ما یک مرکز و مجموعهٔ روانی در حافظهٔ خود نگه داشتهایم که آن را به نام هویت یا من میشناسیم. که این مرکز از صفات و درواقع تصاویری تشکیل شده است که حاصلِ تعبیر و تفسیر است. بعد به این مرکز یک مقدار صفاتِ دیگر هم نسبت میدهیم. مثلاً من آدمِ حقیر یا متشخصی هستم، و نظایرِ آن. یعنی ما هر صفت را دو جا به حساب میآوریم: یکی در حسابِ مرکز، یکی هم بهصورتِ صفتِ متعلق به مرکز.
حال آنکه من یا مرکز پدیدهای سوا از تکتکِ صفات نیست. ما به علتِ فریبکاریهای فکر و عادتِ طولانی به دوبینی، این واقعیت را نمیبینیم که فقط صفت هست، نه من و صفت.
کتاب «تفکرِ زائد»
محمدجعفرِ مصفا
@MossaffaDotCom
| 2 |
واقعنگری و انتزاعیاندیشی
واقعنگری(ضدِّ انتزاعینگری) جزئی از ذات و طبیعتِ انسان است؛ و انتزاعینگری و انتزاعیاندیشی چیزی است که در پیِ القایِ هویتِ فکری، بر او عارض میشود.
از چند روز پیش، اهلِ خانه میگفتند: «عید دارد میآید.» چند روز بعد که گفتند: «عید آمد»، یک بچهٔ سهچهارساله با چشم دنبالِ چیزی میگشت و گفت: «پس کو عید؟!»
انتظارِ او از «عید»، مانندِ انتظار از یک شیء و یک واقعیت است!
ولی رفتهرفته کار به جایی میرسد که همان بچه نسبت به واقعیترین چیزهایِ زندگی بیگانه میشود، از آنها بیزار میشود؛ و تبدیل به انسانی میشود مثلِ من و تو که همهٔ هستی، همهٔ زندگی و دلخوشیمان شده است الفاظ، سمبلها و نمادها؛ یعنی انتزاعیات!
برگرفته از کتابِ «نامهای به ندیدهام»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom | 297 |
| 3 |
آیا ما نمیخواهیم یا نمیتوانیم هویت فکری را وابنهیم؟
محمدجعفر مصفا
شهریور ۱۳۸۴
تهران، فرهنگسرای اندیشه
@Mossaffadotcom | 388 |
| 4 |
زندگیِ خاطرهای!
وقتی گوش کردنِ من خالص نیست، یکدله نیست. چنان است که من دارم به صدای خاطراتِ مردهٔ خود گوش میکنم.
مثل اینکه آوازِ امروز به این درد میخورد که ذهنِ مرا از حال منفک نماید و آن را به خاطراتِ تلخ و شیرینِ گذشتهام ببرد. و این یعنی یک ارتباطِ مُرده با زندگی. و در شرایطِ حاکمیتِ هویتِ فکری جز این نمیتواند باشد!
وسیلهٔ ارتباطِ من با زندگی، هویتِ فکری است. و این اصلاً ارتباط نیست؛ بلکه یک مقدار تصویرِ کهنه و مُرده است.
و بدیهی است که وقتی من از طریقِ آن و به وسیلهٔ آن به زندگی نگاه میکنم، همه چیز را کهنه میبینم؛ تکراری و بصورتِ خاطره میبینم!
کتابِ «زندگی و مسائل»
محمدجعفرِ مصفا
@Mossaffadotcom | 464 |
| 5 |
شما فکر می کنید چرا من این مبل های تمام استیل ساخت آلمان را - که یک بار هم روی آن نمی نشینم - با هزار جان کندن و قرض و قوله خریدهام و اینجا گذاشتهام؟
برای اینکه دل تو را بسوزانم، برای اینکه احساس بیعرضگی و سرشکستگی در تو ایجاد کنم.
سؤال:
چرا با وجود این همه نیش و آزاری که بر یکدیگر وارد میکنیم، با وجود این همه تلخی و نفرتی که در روابط داریم، باز هم دور هم جمع میشویم و از زیارت یکدیگر خوشوقت؟
مهمترین علت این است که قوت و غذای شخصیت ما در دست دیگران است. شخصیت من تنها در رابطهٔ با تو "شخصیت" است و وجود دارد.
اگر تو نباشی که به به و احسنت بگویی، من شعر خوبم را برای کی بخوانم؟ برای دل خودم؟
والله دروغ است!
و آن وقت منِ انسانِ پوچ باید چشمم را بر اصالتم ببندم و تمام هستیام را بر سر این بگذارم که آیا تو به حرف و کتاب من به به خواهی گفت؟!
کتاب «زندگی و مسائل»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom | 643 |
| 6 | @MossaffaDotCom | 474 |
| 7 |
سیر مطالعاتی
توصیهٔ محمدجعفر مصفا جهت مطالعهٔ تألیفاتش، به ترتیب:
۱. تفکر زائـد
۲. آگاهـی
۳. نامهای به نديدهام
۴. رابطـه
۵. با پيـر بلـخ
۶. انسان در اسارت فکـر
۷. هلـه
۸. زندگی و مسائل
@Mossaffadotcom | 626 |
| 8 |
خلوت
اگر سرگرمیهایی که به عمد برای خود میتراشیم تا وجود ملالتبار خود را در آنها گم کنیم؛ وجود نداشت، آنوقت حس میکردیم که گندیدگی درونی یعنی چه!
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom | 646 |
| 9 |
خروج از خودباختگی و ماندن
دو جریان اساسی میتواند حصار "نفس" را درهم بشکند: یكی خروج از خودباختگی است، دیگری تجربهٔ حالات و احساسات نامطلوب و ماندن با آنها و لمس کردنشان است - به جای فرار از آنها یا توجیه و تخديرشان.
کتاب «زندگی و مسائل»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom | 755 |
| 10 | فریب
من یک مقدار ضعفهای روحی و اخلاقی دارم و میخواهم اینها را از بین ببرم. شما میگوئید این ضعفها را باید به تدریج و به مرور زمان از بین ببری. ولی من میگویم چنین مرور و تدریجی وجود ندارد.
اگر من به خودم بگویم فردا دروغ نخواهم گفت، فردا ریا نخواهم کرد، فردا ترسم را از بین خواهم برد، دارم خودم را فریب میدهم. دارم به خودم دروغ میگویم.
من وعدهٔ فردا را به خودم میدهم فقط برای اینکه از امروز تا فردا قدری از وخامت مسائلم را نبینم. با دروغ فردا میخواهم عجالتاً رنجهایم را قدری کرخت نمایم. فریب فردا را ذهن من اختراع کرده است برای اینکه هویت فعلی خود را توجیه کنم و با این فریب هویت موجود خود را تداوم دهم.
به خودم میگویم امروز هم با آنچه هستی بساز، فردا بهتر خواهیم شد. فردا هم همین وعده را به پسفردا خواهم داد و این فرداها را تا آخر عمر تمدید خواهم کرد. خود شما هم خوب این واقعیت را میدانید.
«انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom | 847 |
| 11 |
علت لزوم تجلیل
چیزی نیاز به تجلیل و تبلیغ دارد که عواملی قویتر از آنها و عکس آنها در مقابلشان رایج و حاکم است. در محتوای تجلیل و تقدیس چیزها این معنا نهفته است که "ای انسان، تو را به حرمت عشق این همه نفرت نورز؛ تو را به حرمت اخلاق بزرگان قسم این همه دورویی مکن، دروغ مگو، خدعه مکن، آزار مده، آزمند نباش... مگر نمیبینی که اخلاق ائمۀ اطهار چگونه بوده است! پس تو هم به حرمت اخلاق آن بزرگواران چنان باش...".
اگر تخم شرّ و فساد و تباهی در وجود انسان ریشهای عمیق نداشت، اگر واقعاً و عملاً در خیر و پاکی میزیست، این همه توصیه و قسم و آیه چه ضرورتی داشت؟
«هله»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom | 783 |
| 12 |
تفکر و اصالت
سؤال: "تشخيص تفکر علمی ـ کـه نـقـش ذاتی ذهـن اسـت ـ از تفکر تعبیری بسیار مشکل است. در بسیاری از موارد نمیتوان ایـن دو را از یکدیگر تمیز داد."
جواب: موضوع را با دید تمیز و تشـخیص ایـن دو نگاه نکنیـد. بگذارید ذهن به طور کلی آرام و فارغ از هر نوع اندیشه باشد. آنگاه هر جا یـک نیـاز و ضـرورت واقعی اقتضـا کنـد، ذهـن خودبخـود انديشۀ لازم را در کار میکند. وقتی ذهن کاملاً آرام گرفت، اصالت نیازها و ضرورتها را تعیین میکند؛ و ذهـن از طریق اندیشههای مبتنی بر دانش در کار رفع آن نیازها میشود.
کتاب «آگاهی»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom | 742 |
| 13 | ما تبلیغزدهایم
سؤال: به نظر من مطالبی که شما میگوئيد روشن، قابل هضم و قابل قبول است. ولی فردا آدم میرود در يک جلسۀ ديگر و در يک بحث ديگر شرکت میکند و حرفهایی میشنود که مغاير با حرفهای شما است و در عين حال آنها هم صحيح به نظر میرسند. اين است که انسان گيج میشود، نمیداند حق با کيست.
جواب: به نظرم بايد گفت حق با کسی است که صاحب ميکروفن است. الان که اين ميکروفن در اختيار من است – و میبينيد که چه محکم هم نگهاش داشتهام. لحظهای بعد که به اختيار شما در آمد آنوقت حق با شما میشود. و توجه داشته باشيد که ميکروفن شکلهای مختلف دارد. چند روز پيش رفته بوديم مجلس ترحيم. وقتی مجلس تمام شد ديدم جمعيت انبوهی هجوم میبرند بطرف آقایی تا دستش را ببوسند. پيرمردی که عقب مانده بود با عجله از لای جمعيت خودش را به دست آقا رساند. وقتی دست آقا را بوسيد برگشت از من پرسيد "اين آقا کی بود؟". در اين مورد "کثرت جمعيت" حکم ميکروفن را پيدا میکند. و ما مدام بوسيلۀ انواع ميکروفنها از اين سو به آن سو کشانده میشويم. ما انسانهای ميکروفنزدهای هستيم، انسانهای تبليغزدهای هستيم. "قالب"ی که از آن صحبت میکنيم در حقيقت حاصل مقداری تبليغ است که بر ذهن ما بار و تحميل شده است. و تا زمانی که اين "قالب" در ما وجود دارد و حاکم بر ديد و روابط ما است، تشخيص "حق" و "ناحق"، تشخيص درست و نادرست بسيار مشکل است. ما وقتی چيزی را رد يا قبول میکنيم، در حقيقت "قالب" آن را رد يا قبول کرده است. ما زمانی بطور آگاه و آزاد میتوانيم چيزی را درک کنيم که بدون دخالت "قالب" آن چيز را نگاه کنيم.
Q: In my opinion what you are talking about is clear, acceptable, and mentally digestible. But tomorrow I may go to another meeting and participate in another discussion, and I may hear talks contradictory to yours, which may also seem to be correct. Next comes the mental argument, who is right and who is wrong?
A: I think whoever is behind a microphone is right! Now that I have the microphone before me, I am right! If the next moment the microphone is before you, then you would be right. Recognize that this microphone metaphor may have many forms.
A few days ago I was attending a memorial service. As soon as the service was over, the crowd rushed to the speaker (apparently he was a famous fellow) to kiss his hand. An old guy with a limp reached him and kissed his hand. While returning to his seat, he asked me, “Who is that person?” In this case, the large crowd rushing to kiss the man’s hand had the quality of a microphone. And we constantly move from one position to another by hearing from different kinds of microphones. We have become human beings who are heavily under the influence of propaganda. The “mold” of thought identity that we have been talking about is, in fact, the result of propaganda imposed on our minds. As long as this mold exists in us, and rules our view and our relationships, discerning true and false, discerning right and wrong, would be difficult. Whenever we reject or accept something, it is in fact the mold that has rejected or accepted. We can only understand something consciously and freely when we look without the interference of the mold.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom | 732 |
| 14 |
رابطهٔ درست با مسئلهٔ «من»
دید و رابطهٔ تو با مسئله نباید دید "چگونه مضمحل کردن من" باشد، بلکه باید دید چگونه "خلق نکردن" آن باشد.
کتاب "رابطه"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom | 742 |
| 15 | 没有文字... | 826 |
| 16 | حاکم اندیشهام محکوم نی
زآنکه بنّا حاکم آمد بر بنی
انسان آزاد و خردمند بنّای اندیشههای خویش است. ولی انسان «هویت فکری» محکوم اندیشه است. زیرا اندیشههایش از خارج بر ذهن او تحمیل شدهاند. گوئی بیگانهای در لباس «خود» او در ذهنش نشسته و به جای او میاندیشد! پس انسان اسیر «هویت فکری» در به کارگیری اندیشه یک کیفیت اجبار و بی اختیار دارد. و این است معنای دقیق اسارت!
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom | 1 066 |
| 17 | عمیقترین و صحیحترین شکل مراقبه این است که فضای ذهن موضوع توجه باشد.
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom | 1 190 |
| 18 | وضعیت واقعی روابط انسانی
خدا میداند که به خاطر یک لقمه نان چه رنجها و ستمها و سختیها که بر یکدیگر وارد کردیم و از ناچاری همه را تحمل کردیم.
فرزندم، باور کن که وضع مهمانی و روابط انسانی و در واقع ناانسانیِ - ما همسفران خیلی تیرهتر، ناهنجارتر، پرآزارتر، زشتتر و کریهتر از چیزی است که من دارم برایت ترسیم میکنم.
خدا میداند که چگونه فرصت مهمانی را
کوفت یکدیگر کردیم. از هیچ اذیت و آزاری نسبت به یکدیگر فروگذار نکردیم. تا آنجا که دستمان میرسید و در توانمان بود، یکدیگر را چزاندیم، آزار دادیم، به یکدیگر مجال ندادیم که لحظهای آب خوش از گلویمان پایین برود.
بلا نسبت، ما حتی مثل حیوانات درّنده - و بدتر از حیوانات - یکدیگر را تکه پاره میکردیم. کاری که حیوانات درّنده، لااقل با همنوع خودشان نمیکنند.
آنچه بر ما گذشت، آنچه دیدیم، همه خشونت و قساوت و بیرحمی و ستم بود؛ با یک مقدار اداها و نمایشات و الفاظ انسانمآبانه.
کتاب «نامهای به ندیدهام»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom | 1 269 |
| 19 | سوخت
فیزیولوژیستها میگویند مغز بزرگترین منبع تولید و ذخیره انرژیست، و فکر بزرگترین مصرفکنندهٔ آن است.
بحث دربارهٔ مصرف انرژیست. شکی نیست که ما بوسیلهٔ فکر کردن بیشترین انرژی را مصرف میکنیم.
حالا سوال این است که آیا این وسیلهٔ مصرفکننده، سهم انرژیای را که مغز در اختیارش میگذارد صحیحاً و صرفهجویانه مصرف میکند، یا بیهوده و مسرفانه؟
کتاب «انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom | 1 194 |
| 20 |
گروه مصفاخوانی(اطلاعرسانیِ جلساتِ مصفاخوانی) به زودی به تلگرام برمیگردد و فعال خواهد شد.
کسانی که در این چند ماهِ اخیر در روبیکا ثبتنام کردند و حضور داشتند، و نیز هر کسِ جدید که مایل به شرکت در جلساتِ لایوِ مصفاخوانی است به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند.
@MossaffaDotCom | 1 248 |
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
