1 505
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+3730 天
数据加载中...
吸引订阅者
八月 '26
八月 '26
+2
在0个频道中
七月 '26
+84
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+89
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+38
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+31
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+18
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+205
在1个频道中
Get PRO
一月 '26
+79
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+159
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+165
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+136
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+109
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+121
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+78
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+52
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+79
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+49
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+53
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+65
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+84
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+82
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+67
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+46
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+220
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 02 八月 | +2 | |||
| 01 八月 | 0 |
频道帖子
طفل میگرید مگر میداند این دنیا کجاست؟
عمر چون با هایهای آمد به هقهق بگذرد
✍ #فاضل_نظری
@adabsara
| 2 | ای بنازم حکمت مستی که پندم داد و گفت
از بدی بدتر ،فقط بیهوده خوبی کردن است ...
✍ #احمد_جم
@adabsara | 337 |
| 3 | من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم
چه کنم نمیتوانم که نظر نگاه دارم
ستم از کسیست بر من که ضرورت است بردن
نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم
✍ #سعدی
@adabsara | 374 |
| 4 | خدا در حین تقسیم مصیبت هایمان میگفت
هر آنکس عشق را برداشت رنجی بیشتر برده
من آن روزی که دستت تیغ دیدم با خودم گفتم
بترس از آنکه جنگل رفت و همراهش تبر برده
✍ #هادی_معراجی
@adabsara | 376 |
| 5 | بگو چگونه بگویم که دوستت دارم؟
نخواه از سَرِ عشق تو، دست بردارم
خودت بگو به چه لحنی بخوانَمَت این بار
که بَر مَلا نشَوَد پیشِ جمع ، اَسرارم
عزیزِ جان ، نَفَسم ، خوبِ من ، بهانه ی شعر!
چقدر این کلمات ، عاشقند، دلدارم
!ببین که واژه کم آوَرده ام ، بخواب امّا
اگر به ذهن تو چیزی رسید ، بیدارم
✍ #مهرنوش_مستحقان_زاده
@adabsara | 360 |
| 6 | بغض خود را در گلوی خویش پنهان کرده ام
وای از آن دردی که با درد دگر از یاد رفت
با چه تفسیری گمان کردی جدایی ساده بود؟
عمر من در پای دل کندن ز تو بر باد رفت....
✍ #هادی_معراجی
@adabsara | 378 |
| 7 | روزی اگر از دست رود حافظه ی من
کافیست فقط خاطره ای از تو بگویند...
✍ #هادی_معراجی
@adabsara | 335 |
| 8 | چنان روح مرا تسخیر خود کردی که میدانم
تو از من کم شوی چیزی ز من برجا نمیماند
✍ #فاطمه_جامه_سرا
@adabsara | 337 |
| 9 | ای کاش که دکتر بشناسد مرضم را
یه "تو" وسط این همه دارو بنویسد
@adabsara | 405 |
| 10 | خندههایت لذت مهمانی یک حاکم است
اخمهایت خنجر فرمانروایی ظالم است
از همان روزی که مویت را نشانم دادهای
تار میبینم جهان را گر چه چشمم سالم است
مزهی سیب لبم را بار دیگر مزه کن
فرض کن شیطان از اعمال قدیمش نادم است
قلب خود را پیش تو جا میگذارم خوب من
بازگشت از راه رفته گهگداری لازم است
✍ #امیر_سهرابی
@adabsara | 410 |
| 11 | آمدم با غزلی ساده ولی تکراری
لطف داری تو اگر دل به دلم بسپاری
من همه درد خودم را به تو گفتم جانا
اینکه درمان بکنی یا نکنی؛ مختاری
✍ #محمدعلی_بهمنی
@adabsara | 447 |
| 12 | گاهی میان دیده و دل جنگ می شود !
گاهی غزل ، برای تو دلتنگ می شود
گاهی دو کوچه فاصله ی خانه های ماست
اما همین دو کوچه ، دو فرسنگ می شود
از اینکه عاشقانه تو را می پرستم و ... ،
از اینکه ظالمانه ، ... دلت سنگ می شود ،
از اینکه باز هم دل من را ربوده ای ،
گاهی دلم برای "خودم" ... تنگ می شود
✍ #محمدعلی_بهمنی
@adabsara | 429 |
| 13 | تو گفتی: « من به غیر از دیگرانَم
چُنیـنـم در وفـاداری ، چنـانَـم »
تـو غیر از دیگران بودی که امروز
نَه میدانی، نَه میپُرسی نشانَم...!
✍ #فریدون_مشیری
@adabsara | 397 |
| 14 | دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی هر چه تو گویی و تو خواهی
✍ #فریدون_مشیری
@adabsara | 420 |
| 15 | هرکه را دور کنی دُور و برت میآید
از محبت چه بلاها به سرت میآید
تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند
تا کمی دور شوی هی خبرت میآید
✍ #محمدعلی_بهمنی
@adabsara | 456 |
| 16 | من از “اِلّا جمیلا” یی که زینب گفت دانستم
به غیر از پرچمت هر جا نظر کردم ضرر کردم
منم آن تاجرِ یوسف فروشی که نفهمیدم
در این بازار سودی هم اگر کردم ضرر کردم
مرا جز بی قراری در هوای تو ، قراری نیست
بجز خاک تو هر خاکی به سر کردم ، ضرر کردم
نکیر و منکر از من هر چه پرسیدند یادم رفت
بجز نام تو هر نامی ز بر کردم ضرر کردم
✍ #عمران_بهروج
@adabsara | 477 |
| 17 | خوش آنکه بسر رسیده باشی
من مرده، تو آرمیده باشی
دانی که چه دیده ام شب هجر
گر روز فراق دیده باشی!
از جامِ رقیب مِی ننوشی
گر خونِ دلم چشیده باشی…
ظلم است که، از قفس برانیش
مرغی که پرش بریده باشی
✍ #آذر_بیگدلی
@adabsara | 447 |
| 18 | سیگارهای بهمنش را دوست دارم
عطرِ بد پیراهنش را دوست دارم
گفتند: «دیوانه! ندیدی زن گرفته؟»
دیوانهام، حتّی زنش را دوست دارم
✍ #نفیسه_بالی
@adabsara | 404 |
| 19 | برس، مراسم تدفین پنجم صفر است
کفن نمودن دختر به گردن پدر است
پدر رسیده ولی با تنی ز رنج نحیف
به جایِ بوسه، نصیبش فقط غمِ سفر است..
@adabsara | 370 |
| 20 | من یکبار مرگ را تجربه کرده ام
یک نفر شبیه تو
دست یک نفر که شبیه من نبود را گرفته بود
باران هم می آمد....
✍ #دلنوشته
@adabsara | 433 |
