دغدغه ایران
前往频道在 Telegram
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
显示更多📈 Telegram 频道 دغدغه ایران 的分析概览
频道 دغدغه ایران (@fazeli_mohammad) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 56 435 名订阅者,在 政治 类别中位列第 1 069,并在 伊朗 地区排名第 5 961 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 56 435 名订阅者。
根据 19 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -169,过去 24 小时变化为 -10,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 20.72%。内容发布后 24 小时内通常能获得 6.33% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 11 692 次浏览,首日通常累积 3 572 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 135。
- 主题关注点: 内容集中在 فاضلی, نظام, اقتصادی, اصلاح, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.”
凭借高频更新(最新数据采集于 20 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 政治 类别中的关键影响点。
56 435
订阅者
-1024 小时
-687 天
-16930 天
帖子存档
56 435
Repost from ایران تاک | IranTalk
زیستن در تنگنای جنگ: چرایی تابآوری ایران
در این قسمت #علیرضا_عبداللهزاده، دانشآموخته سیاستگذاری عمومی دانشگاه هاروارد، در جایگاه مجری مینشیند و با #محمد_فاضلی گفتوگو میکند. عبداللهزاده بر مبنای تجربه زیستهاش در کشورهای متعدد، با نگاهی مقایسهای، تمایز رفتاری جامعه ایرانی را نسبت به دیگر کشورها به پرسش میکشد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/Ac4D1d2mwEQ
محمد فاضلی از چگونگی و چرایی تابآوری جامعه ایران در وضعیت جنگی و تنگنای اقتصادی، میگوید. از نظر او علیرغم کثرت در جامعه، ایران دوره مدرن تا این لحظه توانسته سطحی از همبستگی را در خود نگه دارد که زیستن را ممکن کرده است.
عبداللهزاده و فاضلی در نهایت از ضرورت گفتوگو و تحولات بسیار در نظام حکمرانی برای ساختن آینده بهتر ایران دفاع میکنند.
#تاب_آوری #همبستگی_اجتماعی #ایران_مدرن
@Irantalk_sn
56 435
Repost from ایران تاک | IranTalk
مسعود نیلی در این گفتوگو بخشی از تاریخ سیاسی و سیاستی بحران در اقتصاد و ناکامی در صنعتیشدن ایران را شرح میکند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/sIpPKMNfrRY
شما کسی را میشناسید که از مصوبات مجلس هفتم برای تثبیت قیمتها دفاع کند؟
@irantalk_sn
56 435
Repost from ایران تاک | IranTalk
صنعتیشدن ایران: خیلی دور خیلی سخت
داستان ناکامی در صنعتیشدن
مسعود نیلی در اوایل دهه هشتاد شمسی استراتژی توسعه صنعتی ایران را نوشت ولی معتقد است حکمرانی آن زمان ظرفیت تصویب و اجرای آنرا نداشت. او و همکارانش دو دهه بعد دوباره روندهای صنعت ایران را بررسی کرده و چالشهای صنعتیشدن ایران را برشمردهاند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/sIpPKMNfrRY
مسعود نیلی در این گفتوگو به تفصیل نشان میدهد صنعتیشدن چیست، اثرات اجتماعی آن کدام است، صنعتینشدن چه عواقبی برای جامعه ایران داشته، و ساقط شد صنعت ایران از میانه دهه هشتاد شمسی تحت تأثیر چه سازوکارهایی در سیاست داخلی و تحریمها بوده است. ایشان در نهایت از طریق مقایسه وضعیت ایران با چهار دسته کشورهای مختلف، اثرات حکمرانی اقتصادی بر صنعتیشدن را تحلیل میکند.
بخش مهمی از این گفتوگو ناظر بر تحولاتی است که در عرصه جهانی و مناقشات ژئوپلتیک و ژئواکونومیک رخ داده و تکاپوی کشورهای جهان برای جایابی در نظام اقتصاد جهانی و بهره بردن از آنرا باعث شده است.
#مسعود_نیلی #اقتصاد_ایران #صنعتی_شدن #حکمرانی_اقتصادی #رانت_نامولد
@Irantalk_sn
56 435
Repost from ایران تاک | IranTalk
این گفتوگو و گفتههای #مصطفی_نوذری برای بسیاری از ایرانیان، ناشنیده و خلاف جریان رسانههای غالب است. صرفنظر از ارزیابی درستی و نادرستی مدعای او، به مسائل مهمی اشاره میکند. مسائلی که تأثیری حیاتی بر ایران دارند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/SlojnJh7YZo
@Irantalk_sn
56 435
Repost from Iran 2026
فراتر از برد و باخت؛ پکن از جنگ ایران چه میخواهد؟
نویسنده: ژائو لونگ
منبع: مؤسسه بروکینگز
تاریخ انتشار: ۲۰ اوت ۲۰۲۶
ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses
ژائو لونگ مینویسد پرسش رایج درباره برنده یا بازندهشدن چین در جنگ ایران، برداشت دقیقی از محاسبات پکن ارائه نمیدهد. چین بیش از تغییر موازنه نفوذ، نگران پیامدهای جنگ برای منافع اقتصادی، محیط راهبردی و آزادی عمل خود است. به همین دلیل، راهبرد پکن بر پنج محور استوار است: مهار سرایت جنگ، کاهش خطرات، متنوعکردن وابستگیها، پرهیز از گرفتارشدن در منازعه و یافتن زمینههای همکاری با دیگر قدرتها.
چین بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت خام جهان، بهشدت در برابر اختلال در تنگه هرمز آسیبپذیر است. واردات نفت این کشور در ژوئن ۲۰۲۶ به روزانه ۷.۱۲ میلیون بشکه، پایینترین سطح در نزدیک به یک دهه، کاهش یافت؛ اما ذخایر، تغییر الگوی خرید و واردات بیشتر از روسیه مانع بحران فوری انرژی شد. نگرانی اساسی پکن، پیامدهای طولانیتر جنگ مانند بیثباتی قیمت انرژی، افزایش هزینه بیمه، آسیب به زیرساختها و اختلال در کشتیرانی و زنجیرههای تأمین جهانی است. بنابراین، خواست چین برای پایان جنگ بیش از هر چیز از نیاز آن به ثبات ناشی میشود.
پکن برخلاف انتظارات برخی در واشنگتن، نمیخواهد تضمینکننده امنیت خاورمیانه یا میانجی اصلی جنگ باشد. چین شبکه متحدان، زیرساخت نظامی و ساختار فرماندهی منطقهای آمریکا را ندارد و تمایلی نیز به پذیرفتن چنین مسئولیتی نشان نمیدهد. نقش مورد ترجیح آن، کاهش خطر است: حفظ ارتباط با ایران، کشورهای خلیج فارس، پاکستان و قدرتهای بزرگ، جلوگیری از گسترش جنگ و باز نگهداشتن راه دیپلماسی. حمایت وانگ یی از میانجیگری پاکستان میان تهران و واشنگتن نمونه این رویکرد است.
جنگ همچنین اهمیت کاهش وابستگی چین به یک کشور، مسیر یا گلوگاه خاص را افزایش داده است. پروژههایی مانند راهآهن چینـقرقیزستانـازبکستان، کریدور ترانسخزر، مسیرهای قطب شمال و خط لوله «قدرت سیبری ۲» اکنون علاوه بر ارزش اقتصادی، اهمیت راهبردی پیدا کردهاند. بااینحال، نزدیکی بیشتر انرژی چین و روسیه به معنای شکلگیری یک اتحاد تازه نیست. پکن نمیخواهد وابستگی به خلیج فارس را با وابستگی به روسیه جایگزین کند؛ هدف آن کاهش مجموع وابستگیها و افزایش تعداد گزینههای جایگزین است.
چین همچنین تمایلی ندارد مشارکت راهبردی خود با ایران را به یک اتحاد نظامی تبدیل کند که آن را وارد جنگ با آمریکا سازد. به گفته نویسنده، پکن در جریان جنگ به هیچیک از طرفها سلاح نداده و قصد انجام آن را نیز ندارد. فروش تسلیحات و رزمایشهای پیش از جنگ عمدتاً برای کمک به حفظ توان دفاعی ایران بود. ادامه جنگ فقط آمریکا را تحت فشار نمیگذارد، بلکه هزینههای اقتصادی و امنیتی سنگینی نیز به چین تحمیل میکند؛ ازاینرو، پکن خواهان طولانیشدن جنگ برای تضعیف واشنگتن نیست.
نویسنده معتقد است میان اهداف چین و آمریکا زمینههای مشترکی وجود دارد. چین در پرونده هستهای بر جلوگیری از گسترش سلاح اتمی، حق ایران برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و حل مسئله از طریق مذاکره تأکید میکند. در هرمز نیز خواهان آزادی و امنیت کشتیرانی، بازگشایی آبراه از راه سیاسی و رسیدگی به عوامل اقتصادی و امنیتی بحران است. این اهداف با جلوگیری از گسترش هستهای، حفاظت از تجارت جهانی و تثبیت خلیج فارس که واشنگتن اعلام میکند، تضاد بنیادینی ندارند.
اگر آمریکا واقعاً از تغییر حکومت در ایران صرفنظر کرده باشد، در نهایت باید مسیری معتبر برای بقای اقتصادی این کشور فراهم کند. کاهش بخشی از تحریمها برای رسیدن به توافق ضروری خواهد بود و چین نیز احتمالاً در بازسازی ایران و اتصال دوباره آن به بازارهای منطقهای نقش مهمی خواهد داشت. بااینحال، اگر واشنگتن بهدنبال فروپاشی حکومت ایران باشد و حملات نظامی را گسترش دهد، محاسبات و موضع کنونی پکن نیز تغییر خواهد کرد.
نتیجه مقاله این است که چین خود را برنده جنگ ایران نمیبیند و در پی جایگزینی آمریکا بهعنوان قدرت امنیتی خاورمیانه نیست. پکن میخواهد پیامدهای جنگ را مهار کند، وابستگیهای خود را کاهش دهد، در رویارویی تهران و واشنگتن گرفتار نشود، مسیرهای دریایی را باز نگه دارد و برای دیپلماسی و بازسازی پس از جنگ آماده باشد. چین از قدرت مهارنشده آمریکا نگران است، اما همزمان میداند عقبنشینی کامل واشنگتن نیز میتواند بیثباتی بیشتری ایجاد کند. بنابراین، خواهان حضور محدودتر و محتاطانهتر آمریکا و همکاری عملی دو قدرت برای پایان جنگ و بازگرداندن ثبات منطقهای است.https://www.brookings.edu/articles/beyond-winning-and-losing-what-beijing-wants-from-the-iran-war/
56 435
Repost from محمد درویش
🟢 نقد محمد فاضلی بر پایداری ایرانی! 🟢
📚 @darvishnameh
✍️ عصر یکشنبه - ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - در بنیاد ایرانشناسی، محمد فاضلی ۲۸ دقیقه درباره کتاب پایداری ایرانی و محمد درویش سخن گفت؛ نقدی مطابق معمول شنیدنی، شفاف و بدون خطخوردگی. از او بسیار سپاسگزارم که همیشه مثل آینه عمل کرده است در حق رفقایش ... و البته کیست که نداند مهمترین رفیقش: ایران است!
#محمد_فاضلی
#پایداری_ایرانی
#محمد_درويش
56 435
Repost from محمد درویش
بنیاد ایرانشناسی برگزار میکند:
نشست تخصصی معرفی و نقد کتاب «پایداری ایرانی: محیط زیست بهمثابه زندگی»
⏰️ یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۰
🏢 بنیاد ایران شناسی، تالار محتشم کاشانی
🎤سخنرانان
دکتر قاسم عزیزی، استاد دانشگاه تهران
دکتر محمد فاضلی، پژوهشگر و کنشگر اجتماعی
دکتر هایده شیرزادی، متخصص و کنشگر محیط زیست
محمد درویش، مدیر مجموعه مقالات کتاب و کنشگر محیط زیست
🖋دبیر نشست: دکتر حمیدرضا شیبانی، عضو هیئت علمی بنیاد ایرانشناسی،
توضیحات کتاب:
کتاب «پایداری ایرانی: محیط زیست بهمثابه زندگی» مشتمل بر ۱۶ مقاله از متخصصان و اندیشمندان شاخص در حوزه محیط زیست در سه بخش به کوشش و با پیشگفتاری از محمد درویش به رشته تحریر درآمده است.
گفتنی است که خرید و جشن امضای کتاب در حاشیه این نشست برگزار خواهد شد.
✅️این رویداد همزمان به شکل برخط به نشانی www.skyroom.online/ch/iranology/neshast برگزار میشود.
✅️بنیاد ایرانشناسی در این نشست پذیرای عموم علاقهمندان خواهد بود.
🚗نشانی: بزرگراه همت، خیابان شیخ بهایی جنوبی، خیابان ایرانشناسی، بنیاد ایران شناسی
#پایداری_ایرانی
#چاپ_پنجم
#محمد_درويش
56 435
Repost from ایران تاک | IranTalk
به وقت ایران
این گفتوگو با #مصطفی_نوذری محتوایی دارد، و جهتگیری خاصی که در کمتر رسانهای ارائه میشود.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/SlojnJh7YZo
از جمله درباره رویکرد به برنامه #به_وقت_ایران میگوید.
@Irantalk_sn
56 435
Repost from ایران تاک | IranTalk
نسل جوان: از معترض تا حزباللهی
این برنامه در تاریخ ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ ضبط شده است.
آیا میتوان گفت نسل زد فقط دارای یک گرایش سیاسی است؟ یا نسل جوان و نسل زد دارای کثرت و پیچیدگی خاص خود است؟ در این اپیزود مصطفی نوذری با انتقاد از #نوید_کلهرودی، از بازنمایی تک بعدی نسل جوان به عنوان معترضان، فراتر میرود و وجه دیگری از این نسل را نشان میدهد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/SlojnJh7YZo
مصطفی نوذری که تجربه زیسته متکثر و پیچیدهای دارد معتقد است نادیده گرفتن جوان حزباللهی میتواند خونین باشد؛ و از ضرورت نگاه اجتماعی متفاوتی به جامعه ایران حرف میزند.
#نسل_زد #نسل_جوان #جوان_حزباللهی #مصطفی_نوذری
@Irantalk_sn
56 435
Repost from حسین قتیب
مردمی که شاید از حکومتشان خسته بودند، اما از خود ایران نه.
این تفاوت مهم است.چیزی که اینترنشنال تا حد زیادی موفق شد عوضش کند. قبل ترها خیلیها ایران را دوست داشتند و از بخشی از آنچه بر ایران میگذشت عصبانی بودند.
پیش از عصر اینترنشنال و زالومه و سینا عدوالله و اصحاب آغل میشد از حکومت ناراضی بود و دل آدم برای خیابان ولیعصر تنگ شود.
میشد از سیاست خسته بود و با دیدن کوههای البرز بعد از باران حال آدم بهتر شود.
میشد تصمیم به مهاجرت گرفت و وقتی هواپیما از زمین بلند میشد، ناگهان بغض کرد.
میشد به هزار دلیل از ایران عصبانی بود و باز هم وقتی کسی از بیرون با تحقیر درباره ایران حرف میزد، چیزی درون آدم جمع شود.
اینها تناقض نبود.
زندگی همین بود.
من هیچوقت نفهمیدم چرا در روایتهای بیرونی، ایرانی باید یکی از دو چیز باشد:
یا حامی حکومت.
یا مشتاق بمباران کشورش برای رهایی از حکومت.
در حالی که پیشتر آدمهایی که من میشناختم جایی میان این دو تصویر زندگی میکردند.
آنها ممکن بود از حکومت انتقاد کنند، از سانسور خشمگین باشند، از اقتصاد فرسوده شده باشند، آزادی بیشتری بخواهند، آینده بهتری برای بچههایشان بخواهند و در عین حال وقتی اسم حمله نظامی میآمد، دلشان فرو بریزد.
چون بمب وقتی میافتد، نظر سیاسی آدم را نمیپرسد.
نمیپرسد در انتخابات چه رأیی دادهای.
نمیپرسد اصلاً رأی دادهای یا نه.
نمیپرسد با کدام سیاست موافق بودهای.
نمیپرسد دخترت فردا امتحان دارد.
نمیپرسد مادرت دیابت دارد.
نمیپرسد این خانه را چند سال قسط دادهای.
ما عراق را دیده بودیم.
افغانستان را دیده بودیم.
لیبی را دیده بودیم.
غزه را دیده بودیم.
نه اینکه تاریخ همه این کشورها یکی باشد.
نیست.
اما تصاویرشان در حافظه ما مانده بود.
میدان تحریر بغداد.
صفهای فرودگاه کابل.
خیابانهای طرابلس.
ساختمانهای بیدیوار غزه.
این تصاویر برای یک ایرانی فقط خبر خارجی نبودند.
گاهی سؤال بودند:
اگر روزی نوبت ما شد چه؟
اگر برق رفت چه؟
اگر اینترنت قطع شد چه؟
اگر بانکها بسته شدند چه؟
اگر فرودگاه تعطیل شد چه؟
اگر مادرمان در شهر دیگری بود چه؟
اگر بچهمان در راه مدرسه بود چه؟
ترس واقعی معمولاً شبیه فیلم نیست.
موسیقی ندارد.
کسی فریاد نمیزند.
گاهی فقط موبایل را از روی میز برمیداری و دوباره خبرها را نگاه میکنی.
بعد گوشی را میگذاری.
یک دقیقه بعد دوباره برمیداری.
گاهی صدایی از بیرون میآید و همه برای یک ثانیه ساکت میشوند.
بعد یکی میگوید: «چیزی نبود.»
و گفتگو ادامه پیدا میکند.
گاهی دوستت زنگ میزند و میپرسد:
«حسین، فکر میکنی چیزی میشه؟»
و تو دقیقاً نمیدانی.
اما میگویی:
«نه فلانی، چیزی نمیشه.»
نه چون مطمئنی.
چون آدم گاهی تنها کاری که برای دوست میتواند بکند همین است که ترس خودش را از صدایش حذف کند.
بعد تماس تمام میشود.
و خودت دوباره خبرها را باز میکنی.
اینها در تاریخ نوشته نمیشوند.
در تاریخ مینویسند در فلان ساعت حمله آغاز شد.
در فلان ساعت پاسخ داده شد.
فلان پایگاه هدف قرار گرفت.
فلان مقام سخنرانی کرد.
فلان بازار سقوط کرد.
اما کسی نمینویسد آن شب چند مادر به بچههایشان گفتند «بخواب، چیزی نیست.»
چند پدر آرام رفتند روی بالکن تا آسمان را نگاه کنند.
چند خانواده تصمیم گرفتند بچهها همان شب در اتاقی دورتر از پنجره بخوابند.
چند نفر بطری آب را پر کردند و کنار یخچال گذاشتند.
چند نفر ماشین را از پارکینگ بیرون آوردند که اگر لازم شد سریعتر حرکت کنند.
چند نفر به عزیزشان پیام دادند «رسیدی خبر بده.»
آن جمله ساده: «رسیدی خبر بده.»
شاید تمام معنای زندگی ما در همین چند کلمه بود.
یعنی من نمیتوانم جهان را کنترل کنم. اما میخواهم بدانم تو سالم رسیدهای.
شما که سالها بعد این روزها را میخوانید، نتیجه را میدانید.
ما نمیدانستیم.
شما صفحه بعد را دارید.
ما نداشتیم.
برای همین اگر روزی درباره این سالها فیلمی ساختید، خواهش میکنم آن را با تصویر ماهوارهای شروع نکنید.
با یک صبح معمولی در ایران شروع کنید.
56 435
Repost from حسین قتیب
برای شما که شاید سالها بعد این روزها را بخوانید،
نمیدانم ایرانِ ما در کتابهای شما چگونه تعریف خواهد شد.
شاید چند صفحه باشد درباره موشکها، تحریمها، تأسیسات، مذاکرات، تهدیدها، حکومت، مخالفان حکومت، قدرتهای منطقه و قدرتهای بزرگ.
شاید روی نقشهای نشانمان بدهند؛ تکهای رنگ میان خلیج فارس و دریای خزر، با چند فلش قرمز و آبی که از این طرف به آن طرف کشیده شدهاند.
اما من میخواهم پیش از آنکه ایران برای شما تبدیل به نقشه شود، چیزی را بدانید:
ما اینجا زندگی میکردیم.
صبحها بوی نان سنگک در بعضی کوچهها میپیچید. کسی با دمپایی تا نانوایی میرفت و با دو نان داغ برمیگشت، یکی را همان سر کوچه تا میکرد تا نسوزاندش.
راننده اسنپ هنوز از گرانی بنزین و قیمت دلار حرف میزد. مسافر عقب ماشین جوابش را میداد.
مادرها در گروه خانوادگی میپرسیدند: «همه خوبین؟»
بعد همان مادر، پنج دقیقه بعد عکس گلدان شمعدانیاش را میفرستاد.
کسی وسط جلسه اداره یواشکی قیمت ارز را نگاه میکرد.
کسی در صف داروخانه نسخه مادرش را در دست داشت.
کسی دنبال کفش مدرسه بچهاش بود.
کسی جلوی میوهفروشی هندوانهای را بلند میکرد، وزنش را حدس میزد و دوباره سر جایش میگذاشت چون گران بود.
کسی در مترو خوابش برده بود.
کسی برای اولین قرارش نیم ساعت زودتر رسیده بود و وانمود میکرد منتظر کسی نیست.
کسی از پشت فرمان برای ماشین جلویی بوق میزد و همان چند دقیقه بعد، وقتی پیرمردی میخواست از خیابان رد شود، میایستاد.
کسی عصر جمعه دلش گرفته بود.
کسی برای شام سبزی خوردن میشست.
کسی کنار سینک آشپزخانه ظرفها را میشست و از اتاق دیگر صدای اخبار میآمد.
زندگی ما همین بود.
همین چیزهای کوچک.
همین چیزهایی که از ارتفاع سی هزار پا دیده نمیشوند.
وقتی کشورت تبدیل به «پرونده» میشود، کمکم یاد میگیری میان خبرهای بزرگ، دنبال سرنوشت همین چیزهای کوچک بگردی.
یک نفر هزاران کیلومتر دورتر میگوید:
«ما ایران را به عصر حجر برمیگردانیم.»
برای او یک جمله است.
برای یک خانواده ایرانی ممکن است یعنی اینکه مادر بپرسد: «بنزین بزنیم؟»
پدر بگوید: «آره، بد نیست باک پر باشه.»
کسی دو بسته آب بیشتر بخرد.
کسی داروی فشار خون پدرش را برای یک ماه اضافه تهیه کند.
کسی پاسپورتها را از کشوی پایین کمد بیرون بیاورد و تاریخ اعتبارشان را نگاه کند.
کسی به خواهرش در شهر دیگری زنگ بزند و خیلی عادی بپرسد: «شماها خوبین؟»
و هر دو وانمود کنند منظور خاصی ندارند.
برای من ایران همین فاصله میان «همه گزینهها روی میز است» و آن دستی است که شب، بیدلیل، مدارک خانواده را در یک پوشه میگذارد.
همین فاصله میان ژئوپلیتیک و کشوی کمد.
میگویند حمله «دقیق» است.
اما زندگی دقیق نیست.
زندگی در ایران یعنی پیرزنی که صبح زود برای گرفتن نوبت آزمایشگاه آمده.
یعنی پدر و مادری که عصر در پارک روی نیمکت نشستهاند و بچهشان با دوچرخه دورشان میچرخد.
یعنی بوی برنجی که دم کشیده.
یعنی چایی که بیش از حد روی سماور مانده و پررنگ شده.
یعنی صدای قاشق در استکان.
یعنی تخمه شکستن جلوی تلویزیون.
یعنی کسی که کنترل را برمیدارد و میان خبر و فوتبال مردد میماند.
یعنی دختری که جلوی آینه موهایش را مرتب میکند و از مادرش میپرسد این پیراهن بهتر است یا آن یکی.
یعنی پسری که برای سربازیاش دنبال پارتی میگردد.
یعنی دانشجویی که باید پایاننامهاش را تحویل بدهد و در همان حال هر نیم ساعت خبرها را تازه میکند.
یعنی معلمی که فردا صبح باید سر کلاس حاضر شود، حتی اگر شب تا سه صبح بیدار بوده.
یعنی پرستاری که شیفت شب دارد و در خانه به بچهاش میگوید: «مامان صبح برمیگرده.»
یعنی مغازهداری که صبح کرکره را بالا میدهد، حتی اگر شب قبل صدای انفجار شنیده باشد.
یعنی مردی که جلوی مغازه همسایه میایستد و جمله همیشگی را میگوید: «چه خبر؟»
و جواب میشنود: «سلامتی.»
همان «سلامتی» ایرانی که گاهی یعنی هیچ چیز خوب نیست، ولی هنوز ایستادهایم.
ما درباره حکومت خودمان هم حرف میزدیم.
در اسنپ.
سر میز شام.
در مهمانی.
در گروه واتساپ خانواده.
گاهی با احتیاط.
گاهی با خشم.
گاهی با شوخی.
یکی میگفت همهچیز تقصیر اینهاست: آخوندها.
یکی جواب میداد دنیا هم ولکن ما نیست.
یکی بحث را عوض میکرد و میگفت: «بابا ولش کن، غذا سرد شد.»
زندگی سیاسی در ایران همیشه فقط سخنرانی و تظاهرات و بیانیه نبود.
گاهی سیاست همین بود که قیمت روغن را با ماه قبل مقایسه کنی.
همین که بفهمی دارویی که همیشه بوده، این بار نیست.
همین که حساب کنی شهریه مدرسه را چطور بدهی که تازه مجازی است.
همین که دوستت بگوید برای مهاجرت وقت سفارت گرفته.
همین که یکی بگوید میروم و دیگری جواب بدهد: «من نمیتونم پدر و مادرم رو تنها بذارم.»
ایران پر از همین تصمیمهای نیمهتمام بود.
56 435
Repost from ایران تاک | IranTalk
کارهای بیفکر
#نرگس_آذری در این گفتوگو فراتر از #مدیریت_پسماند، برخی مشخصات حکمرانی نادرست، از جمله اجرای عمومی تصمیمات غلط و نیندیشیده را نشان میدهد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/R7CB2RPvoWc
@Irantalk_sn
56 435
Repost from روش | یادداشتهای ایران و توسعه
شروع فعالیت کانال «روش»
یادداشتهایی حول «ایران» و «توسعه»
از مدتها قبل قصد این را داشتم که یادداشتهایی در باب «ایران» و «توسعه» که عمدتاً متأثر و مرتبط با خواندههای اثرگذار دوران دانشجویی است را در محلی گاهبهگاه منتشر کنم. در موضوعاتی چون تعریف و تبیین «توسعه» در نظریات مختلف، و پیرو آن معنای «واقعیت اجتماعی»، «روششناسی و هستیشناسی»، «نهاد»، «قدرت»، «آزادی»، «استقرار سیاسی»، «سیاست صنعتی»، «پول و بانک»، «کارآفرینی» و در یک نگاه کلیتر «سرمایهداری» و انواع آن. همهی آوردهی دوران طولانی دانشجویی من که هنوز ادامه دارد این بود که این مفاهیم مستقل از یکدیگر امکان فهم ندارند، و نکته در درک «درهمتنیدگی» آنهاست.
ورود من به مسئلهی انرژی که چالش امروز ماست، از همین منظر و موضع است؛ «ارتباط مسیر حل مسئله انرژی با توسعهی فردای ایران». ایرانی که امروز در تقاطع بحرانها در تنگناست.
وقتی در روزهای اخیر بخشی از زمان را صرف توضیح نقدهای وارده به گفتگوی من با دکتر فاضلی کردم، حجم مطالب در حد یک مقالهی تفصیلی شد. مطالبی که به چارچوب سیاستگذاری و روش حل مسئله متمرکز است. و در روزهای آینده در همین کانال منتشر میشود.
از همین جهت، برخلاف برنامهی قبلی، شروع مطالب این کانال حول مسئله انرژی و بنزین خواهد بود و بعد از آن گاهبهگاه یادداشتهایی را در ارتباط با موضوعات پیشگفته در اینجا با شما به اشتراک خواهم گذاشت.
ارادتمند شما
محسن یزدان پناه
@Ravesh_Analys
56 435
دلالتهای سیاستی و اهمیت این گفتوگو 👇
https://youtu.be/R7CB2RPvoWc
فراتر از بحثی درباره مدیریت #پسماند است. این در واقع بحثی درباره کاستیهای نوعی از حکمرانی متمرکز، با بودجهریزی خاص، انکار تنوع و تکثر، و آلوده به فساد است.
@fazeli_mohammad
56 435
Repost from ایران تاک | IranTalk
بحران زباله: راهکارهای محلی، کوچک و اندیشیده
این گفتوگو برای کسانی است که میخواهند برای بهبود حال ایران کاری مؤثر انجام دهند.
وضعیت مدیریت پسماند در ایران مناسب نیست. استانهای شمالی گیلان و مازندران وضعیت به مراتب بدتری دارند و کوههای پسماند نشان میدهند بحران مزمن شده است. پسماندها باعث آلودگی آب، خاک و هوا میشوند و بر سلامت انسانها اثرات ناگوار به جا میگذارند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/R7CB2RPvoWc
نرگس آذری به مدت ده سال درباره #مدیریت_پسماند پژوهش و عمل کرده، سیاستگذاری مدیریت پسماند را بررسی کرده، و دست آخر اندیشکدهای برای فکر کردن و عمل اندیشیده برای مدیریت پسماند ایجاد کرده است. او در این گفتوگو، مشکلات مدیریت پسماند، نقصانهای سیاستگذاری، داستان شکستها و مواردی از موفقیتها در این عرصه را روایت میکند.
#نرگس_آذری #زباله_سوز #زباله_سراوان #کوه_پسماند_آمل #پسماندگاه #دفن_زباله
@Irantalk_sn
56 435
Repost from ایران تاک | IranTalk
صادق الحسینی در این گفتوگو، طرحش برای مشکل بنزین در ایران را ارائه میکند.
https://youtu.be/4v6GxJolE9A
@Irantalk_sn
56 435
Repost from شبکه توسعه
🔲⭕️ ایران در سال ۲۰۳۵ (۱۴۱۴) چه وضعیتی خواهد داشت؟ درد مشترک- درک مشترک
مجتبی لشکربلوکی
نظر شما مهم است. با تکمیل این پرسشنامه، کمک کنیم تصویری جمعی از آینده ایران داشته باشیم.
این پرسشنامه نیازی به تایپ ندارد و فقط کافیست گزینه ها را انتخاب کنید.
آینده ایران، ارزش اندیشیدن دارد. این یک آینده نگری گروهی است؛ یک یادگیری جمعی.
با تکمیل این پرسشنامه می توانیم دردهای مشترک را پیدا کنیم و به درک مشترک برسیم.
https://survey.porsline.ir/s/9cVunfDw
یادآوری مهم: لینک این پرسشنامه را فقط در تلگرام بازنشر کنید و در شبکه های اجتماعی دیگر به به اشتراک نگذارید
56 435
Repost from کار (یاسرعرب)
از «یاسر عرب» به «کار»
چند وقت پیش، بعد از سالها نوشتن، تحلیل کردن، توصیف مسائل اجتماعی و گاهی ارائه راهکار به مدیران، دولت، کنشگران اجتماعی و هر کس دیگری که فکر میکردم ممکن است کاری از دستش بربیاید، اینجا نوشتم که برای مدتی نمیخواهم بنویسم!
گفتم فعلاً نه یادداشت، نه تحلیل، نه حضور در برنامهها و مصاحبهها. به جایش اگر مطلبی میدیدم که فکر میکردم به درد میخورد، صرفا در کانال همخوان میکردم!
این تصمیم هنوز سر جایش هست.
یعنی من همچنان قصد ندارم به روال سابق برگردم و دوباره بنشینم و درباره مسائل اجتماعی ایران بنویسم. اما در این مدت، یک چیز در ذهنم روشنتر شد؛
ما در ایران، در بسیاری مواقع با کمبود حرف و تحلیل مواجه نیستیم.
رسانهها درباره مسائل کلان کشور بحث میکنند. مردم جلوی دوربین گوشیهایشان از بیآبی و بیبرقی و گرانی و تورم و مشکلات قوه قضائیه و مسکن و هزار گرفتاری دیگر میگویند. تحلیلگرها و نظریهپردازها هم نشستهاند و درباره جمهوری و پادشاهی و ماندن یا رفتن این نظام و ماندن یا رفتن دولت و اقتصاد و آینده ایران حرف میزنند!
پس دیگر حرف کم نیست. تحلیل هم کم نیست. حتی خدا را شکر راهکار هم کم نداریم. اما آن چیزی که به نظرم کم داریم، کار مشخص است. کارهایی که بشود ایده، طراحی یا مدل ساخت اجتماعبشان را گذاشت روی میز، آدمهای مشخص دورشان جمع شوند، مسئولیت مشخص داشته باشند، منابع مشخص برایشان پیدا شود و بعد، فارغ از اینکه در سطح کلان چه اتفاقی میافتد، شروع کنیم به حل کردن یک مسئله واقعی؛ همینجا، روی زمین!
واقعا شرایط طوری نیست که بتوانم صرفاً بنشینیم و تماشا کنیم. ممکن است تحلیل کردن را کنار گذاشته باشم، اما نمیخواهم انفعال را انتخاب کنم!
برای همین، اسم این کانال را از «یاسر عرب» گذاشتم «کار»؛ و در پرانتز، «یاسر عرب» را نگه داشتم که معلوم باشد این همان کانال قبلی است.
از اینجا به بعد، اینجا قرار نیست محل بازنشر مداوم تحلیل و یادداشت باشد. بلکه سعی دارم محل حل کردن مسئله باشد. این کار ممکن است یک پروژه رسانهای باشد. یا یک مسئله اجتماعی مشخص، یا ممکن است برای یک آسیب قدیمی یا یک مسئله تازه، کاری کوچک یا بزرگ تعریف کنیم. ممکن است در مرکز ایران باشد یا در حاشیه. ممکن است چند نفر باشیم یا چندصد نفر...
اصل ماجرا این است که از «درباره مسئله حرف بزنیم» برویم به سمت «برای مسئله چه کار میتوانیم بکنیم؟» نه با این توهم که ما قرار است ایران را نجات بدهیم. و نه با این تصور که همهچیز دست ماست!
اتفاقاً برعکس؛ با پذیرفتن این واقعیت که دست هر کدام از ما به اندازهای میرسد.
اما همان اندازه را اگر با دستهای دیگری جمع کنیم، شاید چیزی ساخته شود!
اگر کسی دوست دارد یک مسئله واقعی را انتخاب کنیم، آدم پیدا کنیم، تیم بسازیم، منابع جور کنیم و ببینیم واقعاً چه کاری از دستمان برمیآید، اینجا جای اوست.
من فعلاً قرار نیست درباره «ایران چه باید بشود» حرف بزنم. میخواهم ببینم ما همین امروز چه کاری میتوانیم بکنیم. شاید این تغییر بزرگی به نظر نرسد، اما برای من یک پارادایمشیفت جدی است:
از تحلیلِ مسئله، به کار روی مسئله. از نوشتن درباره مردم، به کار کردن با مردم. از ارائه راهکار، به امتحان کردن راهکار.
و از «چه کسی باید کاری بکند؟» به «ما چه کاری از دستمان برمیآید؟»
از اینجا به بعد، اینجا «کار» است.
ارادت
@yaser_arab57
56 435
Repost from ایران تاک | IranTalk
بنزین را بدهیم به مردم: اصلاح ناترازی با گواهی سهمیه
صادق الحسینی استدلال میکند که همه راهکارهای ارائهشده توسط وزارت نفت، سازمان برنامه و بودجه، و سایر راهحلهایی که دیگران ارائه کردهاند در مقابل طرحی که مبتنی بر دادن سهمیه استفاده از بنزین یارانهای به صورت مساوی به همه مردم است، ناکارآمد و دارای عوارض بیشتری است.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/4v6GxJolE9A
الحسینی معتقد است با توزیع سهمیه یکسان بین همه ایرانیان، بر اساس توزیع ۹۰ میلیون لیتر در روز، و در نظر گرفتن ۳۰ میلیون لیتر برای خودروها و موتورسیکلتهای کار، میتوان ناترازی بنزین را درمان کرد، و مهمتر از آن، سازوکاری اقتصادی و فارغ از مداخله دولت برای بهینهسازی تجهیزات و مصرفکنندههای انرژی ایجاد کرد. وی در این گفتوگوی تفصیلی، همه ابعاد طرحش را توضیح میدهد و در نهایت به نقدها علیه حذف #ارز_ترجیحی نیز میپردازد.
این گفتوگو در پاسخ به نقدهای محسن یزدانپناه به طرح سهمیه برابر بنزین برای همگان، که پیشتر در ایرانتاک منتشر شده بود، ضبط شده است.
#صادق_الحسینی #سهمیه_بنزین #کوپن_انرژی #محسن_یزدان_پناه #ارز_ترجیحی
@Irantalk_sn
56 435
نمونه خوب نقد
محمد فاضلی
مدتهاست که مطلب نمینویسم و به گفتوگوهای رسانهای قناعت کردهام، ولی اگر در ماجراهای فکری اخیر میخواستم چیزی بنویسم، بیش از همه دوست داشتم به ماجرای نقدها بر #عبدالکریم_سروش و تاختن بر #روشنفکری_دینی بپردازم. ولی نشد.
اما مقالهای که #بهروز_ملکی نوشته، خواندنی است. این مطلب بیش از هر چیز و قبل از آنکه دفاع از کسی ( عبدالکریم سروش) باشد، دفاع از شیوه نقد نوشتن دقیق و درست است. خواندنی است.
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-52222
@mohammad_fazeli
