ch
Feedback
گل سوری

گل سوری

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
269
订阅者
-124 小时
+17 天
-130 天
帖子存档
Repost from Notes
داستان‌ها تمام می‌شوند؛ اما تاریخ‌ها، آهنگ‌ها، مکان‌ها، نگاه‌ها، عطرها، قول‌ها و.... باقی می‌مانند.

از عدد «دوازده» بیزار شده‌ام. این‌که با گذشت هر سال، هنوز همان دوازده‌پاس باقی بمانی، بسیار رنج‌آور است.‌ در هر جایی که اشتراک می‌کنی، از تو می‌پرسند سطح تحصیلاتت تا کجاست، و تکرار این «دوازده» عمیقا باعث آزار آدم می‌شود.

کسانی که منتظر اشک های مسی بودین، اشک ریخت ولی نه او اشک که شما میخواستین 🙂‍↔️

Repost from پودینه:
خوشا ای دل بال و پر زدنت…

در علاقه به زندگی، سماجت زیادی دارم.

photo content

نه به بوی گل نه با باد بهاران زنده‌ام زین چمن دردی به جان دارم که با آن زنده‌ام مشکلی از دور دستی ها نویدم می دهد تا که او در دیده‌ام باشد، نمایان زنده‌ام گاه دیوارم، گهی ویرانه، گاهی هم درخت پشت برکه، دل به دریا، رخ به توفان زنده‌ام قهار عاصی

هیچ جای خانه خود آدم نمیشه، و هیچ اسمی هم اسم قبلی کانال🙂‍↔️

دیدن طبیعت، کوه و دشت و آبشار وطن چه سعادتی دارد وقتی در آن «آزادی» نداشته باشی؟

برای امتحان چهارونیم‌ماهه درس می‌خواند. در میان درس، یک‌باره گفت: به پایان سال نزدیک می‌شویم، من دیگر نمی‌توانم به مکتب بروم. بعد به پسرعمه‌اش اشاره کرد و گفت: او ادامه خواهد داد. می‌خواستم برایش بگویم: «عزیزکم، شرایط تغییر خواهد کرد.» اما حقیقت این است که این‌بار خودم هم دیگر به این جمله باور نداشتم.

چیزی از فرق سرش به سرعت پایین آمد. از چَشم‌هایش بیرون زد، گلویش را خراشید و توی دلش فرو ریخت. این شکل طبیعی چیزی بود که بعدها فهمید غصه است…

هرکس را ببینید و از او بپرسید آیا آماده‌ای برای آزادی خواهرت بمیری؟ جواب میدهد نه! اما اگر بپرسی حاضری برای حفظ اخلاق و ناموس خواهر، زن و ملتت بمیری، می‌بینی همه برای مرگ آماده اند و سرودست می‌شکنند.
دریاس و جسدها بختیار علی

امروز فهمیدم که چقدر ریاضی نمی فهمم.😐

‎⁨آهنگ_مادر_از_وحید_صابری_–_دو_موجود_ز_هستی_گرامی_تر_است_زیرنویس.m4a6.23 MB

هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم؛ امید رفته پی روز های رفته را هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم؛ از فردای خود امید…
بهرام بیضایی

خدایان منسوخ سیامک هروی
خدایان منسوخ سیامک هروی

💔🙂
💔🙂

Repost from N/a
غم کشورم را فقط دخترانش میدانند، آنهایی که هر روز کمتر از دیروز حق زنده گی دارند.

Repost from N/a
Kash_Bodam_Lala,_Ahmad_Zahir_8e576bea_3080_4fcc_a6e5_e02f368426d.mp36.81 MB

Repost from دُژَم🪐
من هنوز امیدوارم که بخواب بوده باشم و تمام این چهار سال و نه ماه و بیست‌و‌دو روز فقط یک کابوس طولانی بوده باشد.
من هنوز امیدوارم که بخواب بوده باشم و تمام این چهار سال و نه ماه و بیست‌و‌دو روز فقط یک کابوس طولانی بوده باشد.