گل سوری
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
259
订阅者
无数据24 小时
+97 天
+2130 天
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+49
在0个频道中
六月 '26
+96
在5个频道中
Get PRO
五月 '260
在5个频道中
Get PRO
四月 '26
+138
在1个频道中
Get PRO
三月 '260
在2个频道中
Get PRO
二月 '26
+15
在2个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 29 七月 | 0 | |||
| 28 七月 | +1 | |||
| 27 七月 | 0 | |||
| 26 七月 | 0 | |||
| 25 七月 | +8 | |||
| 24 七月 | +2 | |||
| 23 七月 | +1 | |||
| 22 七月 | 0 | |||
| 21 七月 | +1 | |||
| 20 七月 | +1 | |||
| 19 七月 | 0 | |||
| 18 七月 | 0 | |||
| 17 七月 | 0 | |||
| 16 七月 | +2 | |||
| 15 七月 | +1 | |||
| 14 七月 | +2 | |||
| 13 七月 | +9 | |||
| 12 七月 | +5 | |||
| 11 七月 | +11 | |||
| 10 七月 | +1 | |||
| 09 七月 | 0 | |||
| 08 七月 | +1 | |||
| 07 七月 | 0 | |||
| 06 七月 | +1 | |||
| 05 七月 | +1 | |||
| 04 七月 | +1 | |||
| 03 七月 | 0 | |||
| 02 七月 | 0 | |||
| 01 七月 | 0 |
频道帖子
| 2 | از ستم روزگار
پناه بر شعر.
از جور یار
پناه بر شعر.
از ظلم آشکار
پناه بر شعر…
عباس کیارستمی | 30 |
| 3 | 没有文字... | 32 |
| 4 | پشت تنهایی من کیست که پنهان شده است
دلم از سایهء خود نیز گریزان شده است
تازه از آمدن سال دو روزی نشده
که سفر کرده پرستو و زمستان شده است
باد، خوابیده ولی راوی بر بادی هاست
برگ زردی که رها روی خیابان شده است
پاره پاره دل توفان زدهء غمگینم
گل سرخی ست که زیر لگد تان شده است
بی تو، بی صبح تن تو، چه حزین می سوزد
بر سر طاقچه شمعی که فروزان شده است
ردی از سایهء یک سار در آن پیدا نیست
چقدر پنجره لبریز کلاغان شده است
نیشخندی ـ چه گزنده ـ به سیهکاری ماست
پشت لبخندم اگر گریه نمایان شده است
عفیف باختری | 40 |
| 5 | Faramarz Aslani – Del Asireh.m4a | 129 |
| 6 | Faramarz Aslani – Age Yeh Rooz.m4a | 121 |
| 7 | 没有文字... | 134 |
| 8 | آهنگ مورد علاقه تان را برم بفرستین
میخواهم آهنگ های جدید بشنوم | 34 |
| 9 | 没有文字... | 147 |
| 10 | آهنگهای چاووشی آدم را میکُشد و دوباره زنده میکند! | 115 |
| 11 | رنج در این مملکت عادیتر از سه وعده غذای یک شبانه روز است. | 148 |
| 12 | 没有文字... | 168 |
| 13 | استاد ناشناس را استاد ساربان نوشته بودم😐 | 32 |
| 14 | در مکتب از جمله مضامین که خیلی زیاد میخواندم، تا نمره خوب بگیرم، پشتو بود. ولی حالی همو چیزای که خوانده بودم هم یادم نیست. | 167 |
| 15 | با این که پشتو نمی فهمم، ولی آهنگ های استاد ساربان را خیلی دوست دارم. | 166 |
| 16 | ناشناس_Nashenas_محبت_اول_آسانه_په_نظر_راغی.m4a | 171 |
| 17 | Leka Ze Pur Yar Main Yum Nashenas.m4a | 158 |
| 18 | چی هوایی قشنگی، از تابستان اینقدر توقع نداشتم. 😁 | 183 |
| 19 | این متن را در حالی مینویسم که هر لحظه یک توپ به کلهام اصابت میکند. مقدس با خواهرزادهام در اتاقی که من خواب هستم، والیبال بازی میکنند و اذیت شدن من اصلاً برایشان مهم نیست. در اصل، به خودم هم مهم نیست. چون میخواهم تا میتوانم خواهرزادهام را تماشا کنم، چون دوباره از هم جدا خواهیم شد و باز نمیدانم چند سال طول خواهد کشید تا دوباره همدیگر را ببینیم.
این روزها تمام کارم وقت گذراندن با جسور جان و صوفیا خانم است. از عقب ماندن برنامههایم هم ناراحت نیستم. این روزها تنها چیزی که میتواند ناراحتم کند، تصور رفتن دوبارهشان است.
از این که صوفیا در اول احساس بیگانگی میکرد، خیلی ناراحت بودم، ولی در چند روز همه چیز تغییر کرد و امروز از همه روزها قشنگتر بود. در آماده ساختن صبحانه هر دو به من کمک کردند. صوفیا در موتر در آغوشم خوابید. عصر هم با هم یکجا کتاب خواندیم. هرچند که خواندن و نوشتن بلد نیست، ولی از خود یک داستان ساخت و بعدش با هم غروب را تماشا کردیم.
و من خوشحالترینم. | 226 |
| 20 | داستانها تمام میشوند؛ اما تاریخها، آهنگها، مکانها، نگاهها، عطرها، قولها و.... باقی میمانند. | 185 |
