ch
Feedback
℘ 𝗈𝗇𝖼𝖾 𝗎𝗉𝗈𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗋𝗎𝗂𝗇 (rest)

℘ 𝗈𝗇𝖼𝖾 𝗎𝗉𝗈𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗋𝗎𝗂𝗇 (rest)

前往频道在 Telegram

✿ ‌ིུ‌  ☕️ 𝖶𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗈 𝗍𝗁𝖾 𝖫𝗎𝗇𝖺𝗋 𝗏𝖺𝗅𝗅𝖾𝗒𝗌 𝗂𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗆𝗂𝗇𝖽. ᯓ چـنل مـحافـظ و لیـست نوشـته‌هـا : @thaifictionguide

显示更多
未指定国家未指定类别
495
订阅者
无数据24 小时
+77 天
+1230 天
帖子存档
دردم اومد واقعا. لعنت بر این نویسنده! بیاید دیگه ننویسم.

روی این جوابی که الان به نظر آنون دادم هم می‌تونی همینو ریپلای کنی

اولین حرکت پرث از روی غریزه محافظت از پسری که عاشقشه بود. بچه‌ها شاید اینو منشن نکرده باشم هرگز، اما پرث به شدت انسان تیزیه. تمام لرزهای سانتا وقتی که نزدیک بود توی میدنایت لوتوس رابطه داشته باشن و بادی لنگوئج اون شبش رو یادشه، می‌دونه این پسر آسیب دیده و ظریفه و می‌خواد مراقبش باشه. درصورتی که در یک آن متوجه شد در این لحظه حتی دست‌های همین پسر هم به خون باز شدن دوباره‌ی زخمش آغشته‌ست.

خواستم بگم «بمیرم نمی‌تونم مارون بنویسم» ولی آلردی قصد ندارم دیگه بنویسم شکرخدا. تهدیدی درکار نیست.

یونیورس نباید اجازه می‌داد ما به هم برسیم و صمیمی بشیم. دیگه الان یونیورس رو آتیش می‌زنیم.

طبیعیه ‌خب. کل کانسپت رابطه‌ی پرث‌سانتا در این نقطه‌ی پلات همینه، و‌ جفتشون توی این مسئله اشتراک دارن. «نمی‌خوان» به سمت همدیگه کشیده بشن، اما می‌شن‌ چون عاشق همدیگه‌ن و در نهایت به نخواستنشون، و خواسته‌ی اصلی قلبیشون، می‌بازن.

من صرفا ننوشتم دست زدنشونو

کجا پیچوندم؟؟؟؟ دارن دست می‌زنن خب!

می‌شه روش خلاقانه پیچوندنت رو یادم بدی؟ برای مریض می‌خوام.

برم شام بخورم میام بقیه‌ی نظراتونو جواب میدم.