ch
Feedback
℘ 𝗈𝗇𝖼𝖾 𝗎𝗉𝗈𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗋𝗎𝗂𝗇 (rest)

℘ 𝗈𝗇𝖼𝖾 𝗎𝗉𝗈𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗋𝗎𝗂𝗇 (rest)

前往频道在 Telegram

✿ ‌ིུ‌  ☕️ 𝖶𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗈 𝗍𝗁𝖾 𝖫𝗎𝗇𝖺𝗋 𝗏𝖺𝗅𝗅𝖾𝗒𝗌 𝗂𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝗆𝗂𝗇𝖽. ᯓ چـنل مـحافـظ و لیـست نوشـته‌هـا : @thaifictionguide

显示更多
未指定国家未指定类别
495
订阅者
无数据24 小时
+77 天
+1230 天

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
9月 '26
九月 '26
+48
在28个频道中
八月 '26
+101
在44个频道中
Get PRO
七月 '26
+452
在48个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
26 九月+1
25 九月0
24 九月+1
23 九月0
22 九月+1
21 九月+1
20 九月+8
19 九月0
18 九月+3
17 九月+2
16 九月0
15 九月0
14 九月0
13 九月0
12 九月0
11 九月+1
10 九月0
09 九月0
08 九月+1
07 九月+1
06 九月+1
05 九月+2
04 九月+16
03 九月+8
02 九月+1
01 九月0
频道帖子
2
ما همیشه همینجا منتظر میمونیم=(
51
3
توی این مدت که اینجا رسته اگر لفت بدید یا چنل رو آرشیو کنید ایرادی نداره، اما خوشحال می‌شم منتظرمون بمونید که با حوصله‌ی بیشتر و شرایط بهتری برگردیم. مراقب خودتون باشید، و بازهم از هرکسی که تا به اینجا به مارون عشق داده متشکرم.
58
4
سلام، ظهرتون به‌خیر، امیدوارم حالتون خوب باشه. 💞 من و نیکی یه مدت زیادی سر اینکه با اینجا چی‌کار کنیم صحبت کردیم. من درحال حاضر شرایط ادامه دادن مارون رو ندارم، چون مارون در شرایطی که من ابرازِ ناراحتی کردم از تعداد نظرات و ری‌اکت‌هاش همچنان هم بازخورد خوبی نداشت. چه برسه در شرایط عادی. نیاز دارم مدتی از این فضا و نوشتن فاصله بگیرم، فکر کنم و اگر احساس کردم واقعاً توانایی‌ش رو دارم برگردم و به نوشتنش ادامه بدم. این‌ به معنای کلوزد خوردن‌ اینجا نیست، اما ممکنه بعد از برگشت من ای‌یوی نیکی و یک ای‌یو یا نوشته‌ی‌ جدید اینجا آپلود بشه و مارون متوقف، یا کنسل بشه.
60
5
ممنونم برای نظرت آنون. چه آپلود شدن مارون ادامه داشته باشه چه نه، برام خیلی ارزشمند و قشنگه که این داستان ریدرهایی مثل شما داره. 💕
46
6
پراویت مریضه. آدمی که چنین آسیبی به برادر خودش می‌زنه بیماره، و انسان بیمار و بد ذات هرگز به این فکر نمی‌کنه که قربانی رو «راحت» بذاره. برای پراویت همه‌چیز توی عذاب دادن و به دست آوردن پرث خلاصه شده، و قصد هم نداره دست از تلاش برای سلطه‌داشتن روی پرث برداره.
45
7
عاشق اینم که از نماد ها استفاده کنم، و بیشتر عاشق اینم که شما متوجهشون بشید. واقعا، صادقانه فکر نمی‌کردم کسی point out کنه این موضوع رو=) خوشحال شدم که متوجه شدید.
47
8
سانتا هیچ‌وقت حس خوبی از آسیب زدن به پرث پیدا نمی‌کنه. در مرحله‌ی اول اینکه سانتا فکر کرد پرث به برگشتنش به خونه، و پدرش مربوطه براش بزرگ‌ترین اسیب بود. از اون به بعد دیگه هر آسیبی که به پرث زد برای خودش هم آسیب بود.
42
9
ممنونم برای نظرت. من همیشه تلاشم رو می‌کنم زمان زیادی برای خلق فضای هر کرکتر بذارم، و از دید خواننده خوشحالم که این کار رو با موفقیت انجام دادم.
38
10
خوشحالم که باور داری مارون ارزش‌ زمانت رو داره آنون، خوشحال شدم.
37
11
没有文字...
34
12
چته
30
13
سانتا اکبر
29
14
....
28
15
جفتمون دیگه متأهلیم نمی‌تونم‌سر به سرت بذارم، نکن
32
16
خواستم بگم هنوزم احتمالش پا بر جاست. ولی شما گریه نکنید.
33
17
نمی‌شناسمت.
32
18
ولم کن می‌خوام بداهه بنویسم.
32
19
=)))) بمیرم الهی. این برای اعلام این بود که احتمالاً دیگه ننویسم نه؟
37
20
没有文字...
42